# [مقدمه]



# [سيره عملی شیعه نسبت به مصحف]

<span lang="AR-SA">ا[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span>](#_ftn1)گر بنا بر تخریب شیعه نباشد و واقعیت خارجی زندگی شیعه، مدّ نظر قرار گیرد، مسلمان و کافر شک نمیکنند که قرآن کریم و مصحف شریف در خانه هر شیعه حرف اول را میزند،</span>

<span lang="AR-SA">بنده شیعه هستم، اما از وقتی خودم را شناختم حرف به حرف مصحف شریف برایم محترم بوده، </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">متن بالا، فصلی است از فصول مقاله «مصاحف قرآن کریم؛ شبه هولوگرامی تحریف ناپذیر»</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١. مسّ مصحف؛ شرط طهارت]

<span lang="AR-SA">فتوای همه مراجع است که دست بدون طهارت بر یک حرف مصحف نمی توان گذاشت، و این مال امروز نیست، تمام شیعه از عالم و عامی، از فقیه و مقلد، از عصر ائمه تا امروز فرهنگسازی کردند، و منکر این مطلب چشم خود را به واضحات میبندد،</span>

# [٢.ختم قرآن]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>صغیر و کبیر شیعه برای ختم قرآن چه میکنند،</span>

# [٣.قرآن بر سر گرفتن]

<span lang="AR-SA">شبهای قدر حتی یک ورق قرآن بر سر میگیرند و خدا را به آن قسم میدهند، </span>

# [۴. کراهت بیع مصحف]

<span lang="AR-SA">بیع مصحف را زیبنده نمیدانند و به جای کلمه خرید میگویند هدیه کردم، </span>

# [۵. کربلایی کاظم]

<span lang="AR-SA">افتخار میکنند که کربلائي کاظم ساروقی[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1) به عنایت حضرت حجت حافظ قرآن شد با عجائبي که در شرح حالش آمده،و....</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1)<span lang="AR-SA"> کربلایی کاظم ساروقی (</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۰۰-۱۳۷۸</span><span lang="AR-SA">ق)، از حافظان قرآن کریم. او کشاورزی ساده و بی‌آلایش بود که ظاهراً به سبب حساسیت در پرداخت به موقع سهم فقرا (زکات) از محصولاتش، مورد عنایت قرار گرفته و به نحوی معجزه‌آسا حافظ کل قرآن شده بود به گونه‌ای که سوره‌های قرآن را نه تنها از ابتدا بلکه از انتهای آنها قرائت می‌کرد و در عین اینکه سواد خواندن و نوشتن نداشت کلمات قرآن را بی‌درنگ در لابلای دیگر متون تشخیص می‌داد.</span>

<span lang="AR-SA">کربلایی کاظم به وسیله علما و بزرگان بسیاری مورد آزمایش قرار گرفت و حفظ شگفت‌آور وی از سوی آنها تایید شد.</span>

<span lang="AR-SA">زندگینامه</span>

<span lang="AR-SA">وی حدود سال </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۰۰</span><span lang="AR-SA"> قمری زاده شد و در روستای ساروق اراک زندگی می‌کرد. وی مانند بیشتر اهالی آن روستا بی‌سواد بود. شغل وی کشاورزی بود و در نهایت سادگی زندگی می‌کرد. از ویژگی‌های بارز وی ادای به‌موقع وجوهات شرعی بود، چنانکه زکات محصول گندمش را به فقرا می‌داد و حتی اگر می‌دانست صاحب زمینی اهل پرداخت زکات و حق فقرا نیست، مسأله پرداخت زکات را به وی یادآوری می‌کرد و اگر زیر بار نمی‌رفت به‌هیچ‌وجه برای او کار نمی‌کرد. حتی بنا گذاشته بود که نیمی از برداشت خود را به فقرا بدهد.</span>

<span lang="AR-SA">وی در محرم سال </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۷۸</span><span lang="AR-SA">ق، در قم درگذشت و در قبرستان نو قم یعنی قبرستان آیت الله شیخ عبدالکریم حائری به خاک سپرده شد.</span>

<span lang="AR-SA">ماجرای حافظ قرآن شدن</span>

<span lang="AR-SA">وی یک روز عصر بعد از کار روانه روستا شد و به باغ امامزاده مشهور به «هفتاد و دو تن» (محل دفن چندین امامزاده از جمله دو امامزاده به نام شاهزاده جعفر و امامزاده عبیدالله صالح) رسید و برای استراحت روی سکویی در کنار در امامزاده نشست. ناگهان دید دو جوان بسیار زیبا و جذاب نزدش می‌آیند و به او می‌گویند: نمی‌آیی برویم در این امامزاده فاتحه‌ای بخوانیم؟ محمدکاظم پذیرفت و با آنها داخل شد. آنها اول به امامزاده جلوتر وارد شدند و فاتحه‌ای خواندند و سپس به امامزاده بعدی رفتند و مشغول خواندن چیزهایی شدند که محمدکاظم نمی‌فهمید. در اینجا وی متوجه شد که در اطراف سقف امامزاده کلمات روشنی نوشته شده است و یکی از آن دو نفر به او می‌گوید:چرا چیزی نمی‌خوانی؟</span>

<span lang="AR-SA">بقعه امامزادگان هفتاد و دو تن روستای ساروق</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محمدکاظم گفت: من ملا نرفته‌ام و سواد ندارم.</span>

<span lang="AR-SA">او می‌گوید: باید بخوانی، آنگاه دست به سینه او گذاشت و کمی فشار داد.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محمدکاظم گفت: چه بخوانم؟ آن شخص آیه‌ای را خواند و گفت: اینطور بخوان.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محمدکاظم آیه را خواند و برگشت که به آن آقا حرفی بزند و یا چیزی بپرسد ولی دید هیچکس همراهش نیست و خودش تنها در داخل حرم ایستاده و ناگهان دچار حالت مخصوصی می‌شود و بیهوش روی زمین می‌افتد.</span>

<span lang="AR-SA">هنگامی که به هوش می‌آید احساس خستگی شدید می‌کند و ضمناً به این فکر فرو می‌رود که اینجا کجاست و او در اینجا چه می‌کند؟ و سپس از امامزاده بیرون می‌آید و بار علوفه و گندم را برمی‌دارد و روانه دهکده می‌شود، ولی در میان راه متوجه می‌شود که دارد چیزهایی می‌خواند و آنگاه داستان آن دو جوان را به یاد می‌آورد و خود را حافظ همه قرآن می‌یابد.</span>

<span lang="AR-SA">وقتی به مردم برخورد می‌کند از او می‌پرسند کجا بودی؟ او چیزی نمی‌گوید و بی‌درنگ نزد پیشنماز روستا به نام حاج‌آقاصابر اراکی می‌رود و داستان خودش را هم می‌گوید. پیشنماز بدو می‌گوید: شاید خواب دیده‌ای شاید خیال می‌کنی؟ محمدکاظم می‌گوید: خیر، بیدار بودم و با پای خودم به امامزاده رفتم و همراه آن دو نفر چنین و چنان شد، و حالا هم همه قرآن را حفظ دارم. پس از آن پیشنماز، قرآن می‌آورد و آیات مختلف و چند سوره بزرگ را از او می‌پرسد و او همه را از برمی‌خواند. مردم دهکده دور او جمع شدند تا ببینند حاج‌آقاصابر در این باره چه می‌گوید. حاج‌آقاصابر پس از امتحانات فراوان، به زبان محلی جمله‌ای می‌گوید که معنیش این است: «کارش درست شده، و یک مسأله مهمی برایش پیش آمده، و نظر کرده شده است...».</span>

<span lang="AR-SA">آزمون در کشورهای مختلف</span>

<span lang="AR-SA">هنگامی که داستان او از محل زندگیش به جاهای دیگر نقل شد او را به شهرهای ایران مانند ملایر، تویسرکان، همدان، کرمانشاه، کنگاور، تهران، قم، مشهد و نیز کاظمین و کربلا و نجف و کویت و حجاز بردند تا مسلمانان و غیرمسلمانان از نزدیک او را ببینند و با دیدن این معجزه زنده، ایمانشان به جهان غیب محکمتر شود.</span>

<span lang="AR-SA">سخنان برخی از مراجع تقلید و بزرگان</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله حجت کوه کمری</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله حجت کوه کمری از مراجع تقلید در حوزه علمیه قم بود که نسبت به کربلایی کاظم محبت و عنایت خاصی داشت و هر گاه او را می‌دید احترام گزارده او را معجزه مقام ولایت می‌دانست و مساعدت مالی می‌کرد.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله سید محمد تقی خوانساری</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله سید محمد تقی خوانساری صاحب داستان مشهور نماز باران و از مراجع تقلید، پس از امتحانات متعدد به کربلایی کاظم گفت: آیا می‌توانی قرآن را از آخر به اول بخوانی، او گفت: بلی و شروع کرد به خواندن سوره بقره که بزرگترین سوره قرآن است و بعد از قرائت چند آیه، خوانساری گفت: بسیار عجیب است، من </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۶۰</span><span lang="AR-SA"> سال است سوره قل هو الله احد را می‌خوانم و نمی‌توانم بدون تأمل آن را از آخر به اول بخوانم ولی این مرد عامی دهاتی سوره بقره را که </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۸۶</span><span lang="AR-SA"> آیه است بدون تأمل به شماره معکوس می‌خواند.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله میرزا مهدی شیرازی</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله میرزا مهدی شیرازی در کربلا ساکن بود و جمعی از علماء و آیت الله میلانی نیز در منزل وی بودند و کربلایی کاظم را مورد آزمایش قرار دادند، هر کس آیه‌ای را می‌پرسید، کربلایی کاظم محل آن را گفته آیه قبل و بعد آن را قرائت می‌کرد.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله علامه طباطبایی</span>

<span lang="AR-SA">علامه طباطبایی او را یک معجم المفهرس و کشف الآیات متحرک می‌خواند.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله کاشانی از جمله کسانی است که کربلایی کاظم را ملاقات کرده و در معرفی او به جوانان و سایر طبقات مردم سعی فراوان داشته است. وی از موقعیت اجتماعی و سیاسی خود استفاده کرده مصاحبه مطبوعاتی تشکیل داد و بسیاری از خبرنگاران در آن حضور یافتند و مشاهدات خود را در مورد اعجاز کربلایی کاظم گزارش دادند که در برخی روزنامه‌های همان زمان درج گردید.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله دستغیب</span>

<span lang="AR-SA">شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب در کتاب داستانهای شگفت می‌نویسد: در سالنامه نور دانش سال </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۳۵</span><span lang="AR-SA"> صفحه </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۲۳</span><span lang="AR-SA"> عکس کربلایی محمدکاظم مزبور را چاپ کرده و مقاله‌ای تحت عنوان «نمونه‌ای از اشراقات ربانی» نوشته و در آن شهادت عده‌ای از بزرگان علما بر خارق العاده بودن امر او را نقل نموده است. وی در ادامه می‌گوید: از مجموع دست‌خطهای فوق موهبتی بودن حفظ قرآن کربلایی ساروقی به دو دلیل ثابت می‌شود:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بی‌سوادی او که عموم اهالی ده او شهادت می‌دهند و کسی خلاف آن را نگفته است. نگارنده شخصاً از ساروقیهای ساکن تهران تحقیق نمودم و با این که موضوع بی‌سوادی او در جراید کثیرالانتشار چاپ و منتشر شده با این حال، هیچ کس تکذیب نکرده است.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعضی از خصوصیات حفظ قرآن او که از عهده تحصیل و درس خواندن خارج است به شرح زیر:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه یک کلمه عربی یا غیر عربی بر او خوانده شود فوراً می‌گوید که در قرآن هست یا نیست.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اگر یک کلمه قرآنی از او پرسیده شود فوراً می‌گوید در چه سوره و کدام جزء است.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه کلمه‌ای در چند جای قرآن مجید آمده باشد تمام آن موارد را بدون وقفه می‌شمارد و دنباله هر کدام را می‌خواند.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه در یک آیه یک کلمه یا یک حرکت غلط خوانده شود یا زیاد و کم کنند بدون اندیشه متوجه می‌شود و خبر می‌دهد.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه چند کلمه از چند سوره به دنبال هم خوانده شود محل هر کلمه را بدون اشتباه بیان می‌کند.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هر آیه یا کلمه قرآنی را از هر قرآنی که به او می‌دهند آناً نشان می‌دهد.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه در یک صفحه عربی یا غیر عربی یک آیه مطابق سایر کلمات نوشته شود آیه را تمیز می‌دهد که تشخیص آن برای اهل فضل نیز دشوار است</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله مکارم شیرازی</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله مکارم شیرازی در نوشته‌ای چنین می‌گوید:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بسم الله الرحمن الرحیم.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اولین بار که مرحوم کربلایی کاظم را در حومه ملایر دیدم قیافه ساده او چنان بود که انسان فکر می‌کرد سوره حمد نماز خودش را نیز درست بلد نیست، اما وقتی گفتند این مرد روستایی درس‌نخوانده، طی یک حادثه عجیب و آمیخته با موهبت الهی حافظ کل قرآن شده است، فهمیدم پشت این چهره دریایی از خلوص وجود دارد و برای امتحان او را آزمایش کردم، کاملاً بر آیات قرآن مسلط بود.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعدها آوازه او بالا گرفت و به قم آمد و مورد استقبال فضلای حوزه علمیه و مراجع بزرگ قرار گرفت و با امتحانات پی در پی ثابت شد این مسأله یک امر عادی نیست، همه جا با اعجاب از او یاد می‌شد و مورد اکرام و احترام بود، تسلط او به پیدا کردن آیات از نسخ مختلف قرآن، عجیب‌تر از حافظه او بود، هرگاه قرآنی به دست او می‌دادند و می‌گفتند فلان آیه را پیدا کن، قرآن را باز می‌کرد آیه در همان صفحه یا یک ورق بعد و یا قبل بود، شرح حال او آمیخته با قرائن فراوان بود، حتی افراد دیرباور را به خضوع وادار می‌نمود، خداوند رحمتش کند، و با قرآن مجید و آورنده آن محشورش فرماید.</span>

<span lang="AR-SA">فدائیان اسلام</span>

<span lang="AR-SA">کربلایی کاظم و نواب صفوی</span>

<span lang="AR-SA">نواب صفوی در جاهای مختلفی کربلایی کاظم را به همراه خود می‌برد و در تمام مجالس او را به عنوان معجزه الهی معرفی نموده و در عرشه منبر می‌نشاند و از حضار در مجلس می‌خواست تا از او در زمینه معجزه‌اش سؤال کنند و خبرنگاران روزنامه و مجلات داخلی و خارجی را برای مصاحبه با او و مخابره معجزه‌اش به تمام دنیا دعوت نمود.</span>

<span lang="AR-SA">عبدالحسین واحدی، مرد شماره دوم فدائیان اسلام، کلماتی متشابه از چند سوره را کنار هم گذارده در محضر جمعی از علماء آنها را خواند، هیچ کس احتمالی نداد که آنها تلفیقی باشد، چون خیلی متشابه بودند ولی کربلایی کاظم، کلمه کلمه آن را خوانده، بیان کرد این متعلق به کدام آیه و از کدام سوره است که تقریباً آنها </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۰</span><span lang="AR-SA"> کلمه از </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۰</span><span lang="AR-SA"> آیه بودند، و او همه را یک به یک نام برد و آنها را تلاوت کرد و در آخر هم گفت، چند واو هم از جیب خودتان به آن اضافه کرده اید، این امتحان در برابر گروه زیادی از علماء بود و همه به کربلایی کاظم احسنت گفته و بر او آفرین خواندند، و بعضی از بزرگان از جا برخاسته بوسه در دست کربلایی کاظم زدند.</span>

<span lang="AR-SA">شهید خلیل طهماسبی، از نزدیکان شهید نواب صفوی، طی یادداشتی در </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۳۰</span><span lang="AR-SA"> رمضان </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۷۳</span><span lang="AR-SA">ق می‌نویسد:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هو العزیز</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>به نام خدای توانا</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بهترین تحفه و هدیه من به مردان خدا سخن خدا و سخن اولیاء خداست، این کتاب مفاتیح الجنان را به پدر بزرگوارم جناب آقای کربلایی کاظم حافظ القرآن به عنوان یادگار تقدیم می‌کنم که این سند زنده اعجاز آل محمد و حافظ تمام قرآن در عوض این تحفه در طول (سال/عمر؟) دوازده ختم قرآن قرائت و هدیه به روح معصومین سلام الله علیهم اجمعین بنماید... ثوابش به روح و روان پدر و مادرش باشد، شاید به لطف خدای عزیز از مدافعین سرسخت قرآن باشم و به خاطر حفظ و دفاع از این قرآن، رویم به خونم رنگین شود به صاحب قرآن با سرافرازی ملحق شوم.</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(سایت ویکی شیعه، مدخل </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کربلایی کاظم</span>](https://fa.wikishia.net/view/%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%82%DB%8C)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [۶. استخاره]

<span lang="AR-SA">اگر بنا بر تخریب شیعه نباشد و واقعیت خارجی زندگی شیعه، مدّ نظر قرار گیرد، مسلمان و کافر شک نمیکنند که قرآن کریم و مصحف شریف در خانه هر شیعه حرف اول را میزند، حتی علمای شیعه رسم استخاره به مصحف برای مردم را دارند و مشهور است،</span>

#### **<span lang="FA">\[استخاره نزد اهل سنت\]</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و نمیدانم استخاره به مصحف بین علمای اهل سنت چگونه است؟ شنیده‌ام استخاره نمیکنند، یکی از علما میفرمودند در سامرا دیدم عالم سنی که زیاد با شیعه‌ها برخورد داشت او هم برای اهل سنت استخاره میکرد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)، و قضیه ولید و شعر «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">تهددنی بجبار عنید</span>**<span lang="AR-SA">» در کتب اهل سنت آمده است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2). و العلم عند الله سبحانه.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مرحوم آیت‌الله بهجت در این‌باره می‌فرمایند:</span>

<span lang="AR-SA">استخاره به معناى دعا و طلب خير يعنى «خِرْ لى فى هذَا اْلأَمْرِ»؛ (در اين امر براى من خير مقرّر فرما.) از عامّه نيز نقل شده است، ولى استخاره به عنوان مشورت با خدا و به معناى طلب اختيار و انتخاب گويا مخصوص شيعه است، و بنده در كتاب‏هاى عامّه{عامه یعنی سنی ها} نديده‏ام و از آن‏ها نقل نشده است. البته در سامرا امام جماعت سنّى‏ها به نام مُلاّ توفيق در حرم امام هادى ـ عليه‏السّلام ـ هر روز روبروى ضريح آن حضرت مى‏نشست و مقدارى قرآن مى‏خواند و سپس مثل شيعه استخاره مى‏كرد. گويا اين گونه استخاره كردن با قرآن را از علماى شيعه ياد گرفته بود</span><span dir="LTR">.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA">ابن‌اثیر</span><span lang="FA"> این قضیه را از مشهورات </span><span lang="FA">می‌داند</span><span lang="FA"> و </span><span lang="FA">می‌گوید</span><span lang="FA">:</span>

<span lang="FA">ومما شهر عنه أنه فتح المصحف فخرج: {واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد} \[إبراهيم: ١٥\] ، فألقاه ورماه بالسهام وقال:</span>

<span lang="FA">تهددني بجبار عنيد ... فها أنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA">إذا ما جئت ربك يوم حشر ... فقل يا رب مزقني الوليد</span>

<span lang="FA">فلم يلبث بعد ذلك إلا يسيرا حتى قتل.</span>

<span lang="FA">ومن حسن الكلام ما قاله الوليد لما مات مسلمة بن عبد الملك، فإن هشاما قعد</span><span lang="FA"> (</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">الكامل في التاريخ</span>](https://shamela.ws/book/21712/2277#p3) <span lang="FA">، ص ٣٠٧)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ومما يحكى عن الوليد بن يزيد: أنه **استفتح فألا** في المصحف فخرج واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>فألقاه ورماه بسهام وقال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تهددني بجبار عنيد ... نعم، أنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إذا ما جئت ربك يوم بعث ... فقل: يا رب خرقني الوليد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(وافر) فلم يلبث بعد هذا إلا يسيرا <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حتى قتل. (كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية</span>](https://shamela.ws/book/12400/127#p8)<span style="mso-bidi-language: FA;"> <span lang="FA">، ص ١٣٣)</span></span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[وقد روى أبو عبيدة المرزباني، قال: حدثنا أحمد بن كامل، قال: كان الوليد بن يزيد زنديقا، وأنه فتح المصحف يوما فرأى فيه (واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد) فألقاه ورماه بالسهام، وقال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تهددني بجبار عنيد ... فها أنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إذا ما جئت ربك يوم حشر ... فقل يا رب حرقني الوليد\] </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">المنتظم في تاريخ الملوك والأمم</span>](https://shamela.ws/book/12406/2467#p17)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ص ٢۴٠-٢۴١)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">جالب در میان عبارات، کلام ابن حاج ، فقیه مالکی است که در بیان حکم تفأل به قرآن، ماجرای ولید را گوشزد </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌کند</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> که فال زدن چنین عواقبی هم دارد:</span>

<span lang="FA">وأشد من ذلك التفاؤل في فتح الختمة، والنظر في أول سطر يخرج منها، أو غيره، وذلك باطل، وقد نهي عنه؛ بيان ذلك أنه قد يخرج له منها آية عذاب ووعيد فيقع له التشويش من ذلك فرفع عنه ذلك حتى تنقطع عنه مادة التشويش، بل يخشى عليه أن يقع له ما هو أشد من ذلك ويئول أمره إلى الخطر العظيم ألا ترى إلى ما جرى لبعض الملوك أنه فتح المصحف ليأخذ منه الفأل فوجد في أول سطر منه {واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد} \[إبراهيم: ١٥\] فوجد من ذلك أمرا عظيما حتى خرج بذلك عن حال المسلمين وجرت منه أمور لا يمكن ذكرها لمنافرتها لحال المسلمين، ومن الذخيرة قال الطرطوشي - رحمه الله تعالى -: إن أخذ الفأل بالمصحف وضرب الرمل ونحوهما حرام وهو من باب الاستقسام بالأزلام مع أن الفأل حسن بالسنة، وتحريره أن الفأل الحسن هو ما يعرض من غير كسب مثل قائل يقول: يا مفلح ونحوه.</span><span lang="FA">(</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">المدخل</span>](https://shamela.ws/book/11406/273#p2)<span lang="FA"> لابن الحاج</span><span lang="FA">، ص ٢٧٨)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و از آن </span><span lang="FA">جالب‌تر</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">این عبارت:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">يقال: إنه تفاءل في المصحف، فخرج له {واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد} فجعل المصحف غرضا للسهام وكان يرميه ويقول: \[من الوافر\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أتوعد كل جبار عنيد ... فهأنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إذا وافيت ربك يوم حشر ... فقل يا رب مزقني الوليد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ومن هنا **حرّم الشافعي التفاؤل بالمصحف.**(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قلادة النحر</span>](https://shamela.ws/book/29560/599#p10)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> في وفيات أعيان الدهر، ص ٨٢)</span>

<span lang="FA">آلوسی نیز در مورد استخاره به قرآن </span><span lang="FA">تعبیر قابل توجّهی دارد. او استخاره به قرآن را از استخارات شایع می‌داند، مطلبی که نشان از وجوه سیره عمومی بر انجام آن حتی در میان عامه است. سپس می‌گوید</span><span lang="FA">:</span>

**<span lang="AR-SA">ومن الاستخارات الشائعة</span>**<span lang="AR-SA"> (الاستخارة بالقرآن ويسمونها تفاؤلا **ولهم فيها كيفيات شتى** والظاهر أن ذلك مما لا دليل على مشروعيته. وفي شرح فقه الأكبر لعلي القارئ ما نصه ومن جملة علم الحروف فال المصحف حيث يفتحونه وينظرون في أول صفحة أي حرف وافقه وكذا في سابع الورقة السابعة فإذا جاء حرف من الحروف المركبة من تشخلا كم حكموا بأنه غير مستحسن وفي سائر الحروف بخلاف ذلك. وقد خرج ابن العجمي في منسكه قال ولا يؤخذ الفال من المصحف قال **العلماء اختلفوا في ذلك فكرهه بعضهم وأجازه بعضهم ونص المالكية على تحريمه** انتهى. ولعل من أجاز أو كره من اعتمد على المعنى ومن حرمه من اعتبر حروف المبنى فإنه في معنى الاستقسام بالأزلام انتهى كلام القاري. والذي أميل إليه الكراهة مطلقا ولا يبعد القول بالحرمة كذلك فتأمل</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> (</span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">غرائب الاغتراب</span>](https://shamela.ws/book/475/19#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ص ١٩)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [٧. قرآن بالای سر مسافر]

<span lang="AR-SA">رسم رائج قرآن بالای سر مسافر گرفتن را همه میدانند، گمان نمیکنم منصفی پیدا شود و بگوید شیعه‌ها در این کارها تصنعی رفتار میکنند، لا اقل خود شیعه‌ها یقین دارند که برخورد آنها با مصحف شریف چگونه است، علمای شیعه در ده‌ها مورد احکام و مسائل خاصه مصحف شریف را ذکر میکنند:</span>

# [٨. فضیلت کتابت مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>از فضیلت کتابت مصحف که صدقه جاریه است که پس از مردن برای مؤمن باقی میماند[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)،</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">1- ل، الخصال أبي عن سعد عن اليقطيني عن محمد بن شعيب عن الهيثم بن أبي كهمش عن أبي عبد الله ع قال: ست خصال ينتفع بها المؤمن من بعد موته ولد صالح يستغفر له و مصحف يقرأ منه و قليب يحفره و غرس يغرسه و صدقة ماء يجريه و سنة حسنة يؤخذ بها بعده‏( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۸۹ ؛ ص۳۴)</span>

<span lang="AR-SA">و قال ابن عباس رضي الله عنه قال قال رسول الله ص‏: سبعة أشياء يكتب للعبد ثوابها بعد وفاته رجل غرس نخلا و حفر بئرا و أجرى نهرا و بنى مسجدا و كتب‏ مصحفا و ورث علما و خلف ولدا صالحا يستغفر له بعد وفاته.( معدن الجواهر و رياضة الخواطر ؛ ص۵۹)</span>

<span lang="AR-SA">و قال ع في كتاب روى صاحب جمل الغرائب في كتابه بإسناد له‏عن النبي ص أنه قال: خمسة في قبورهم و ثوابهم يجري إلى ديوانهم من غرس نخلا و من حفر بئرا و من بنى لله مسجدا و من كتب‏ مصحفا و من خلف ابنا صالحا.( جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص۱۰۵)</span>

<span lang="AR-SA">قال ابن عباس رضي الله عنه قال رسول الله ص‏ سبعة أسباب يكتب للعبد ثوابها بعد وفاته رجل غرس نخلا أو حفر بئرا أو أجرى نهرا أو بنى مسجدا أو كتب‏ مصحفا أو ورث علما أو خلف ولدا صالحا يستغفر له بعد وفاته‏( مجموعة ورام ؛ ج‏۲ ؛ ص۱۱۰)</span>

<span lang="AR-SA">این سیره عملی در میان اصحاب و علماء نیز رواج داشته است. به عنوان نمونه در زندگی نامه جناب محمد بن موسی علیهما السلام، برادر احمد بن موسی علیهماالسلام شاهچراغ آمده است که ایشان کتابت قرآن می کردند و از اجرت آن هزار بنده آزاده کردند:</span>

<span lang="AR-SA">و أما محمد بن موسى ع ففي الإرشاد أنه من أهل الفضل و الصلاح ثم ذكر ما يدل على مدحه و حسن عبادته و في رجال الشيخ أبي علي نقلا عن حمد الله المستوفي في نزهة القلوب أنه مدفون كأخيه شاه‏چراغ في شيراز و صرح بذلك أيضا السيد الجزائري في الأنوار قال و هما مدفونان في شيراز و الشيعة تتبرك بقبورهما و تكثر زيارتهما و قد زرناهما كثيرا انتهى.</span>

<span lang="AR-SA">يقال إنه في أيام الخلفاء العباسية دخل شيراز و اختفى بمكان و من أجرة كتابة القرآن‏ أعتق ألف نسمة(بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۱)</span>

<span lang="AR-SA">در وصف جناب ابراهیم میسی از علماء جبل عامل نیز آمده است: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و كان حسن الخط جدا، كتب بخطّه مصحفا في غاية الحسن و الصحة</span><span lang="AR-SA">(موسوعة طبقات الفقهاء،‌ج ١٠،‌ص ١٧)</span>

<span lang="AR-SA">مرحوم صدر نیز در وصف شیخ انصاری چنین </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌نویسد</span><span lang="AR-SA">: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حدّثني بعض إخوته أنه لم يترك مستحبّا شرعيّا ماليّا أو عمليّا إلّا فعله، حتّى كتابة المصحف. كتب مصحفا بقلم</span><span lang="AR-SA"> يده لمحض استحباب كتابة المصحف(</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تكملة أمل الآمل، ج‏6، ص: 43</span><span lang="AR-SA">)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [٩. فضیلت نگاه به مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>از نگاه به مصحف که عبادت است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)، </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span lang="AR-SA">۱۹- باب استحباب القراءة في المصحف و إن كان يحفظ القرآن و استحباب النظر في المصحف‏</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۴- ۱</span><span lang="AR-SA">- و ۷۷۳۵- ۲-محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن يعقوب بن يزيد رفعه إلى أبي عبد الله ع قال: من قرأ القرآن في المصحف متع ببصره و خفف على والديه و إن كانا كافرين.</span>

<span lang="AR-SA">و رواه الصدوق في ثواب الأعمال عن محمد بن الحسن عن الصفار عن أحمد بن أبي عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن رجل عن العوام رفعه‏ مثله إلا أنه قال في المصحف نظرا</span>

<span lang="AR-SA">و زاد و بهذا الإسناد رفعه إلى النبي ص قال:- ليس شي‏ء أشد على الشيطان من القراءة في المصحف نظرا</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۶- ۳-<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span> و عن علي بن محمد عن ابن جمهور عن محمد بن عمرو بن مسعدة عن الحسن بن راشد عن جده عن أبي عبد الله ع قال: قراءة القرآن في المصحف تخفف العذاب عن الوالدين و لو كانا كافرين.</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۷- ۴-<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span> و عنهم عن سهل بن زياد عن يحيى بن المبارك عن عبد الله بن جبلة عن معاوية بن وهب عن إسحاق بن عمار عن أبي عبد الله ع قال: قلت له جعلت فداك إني أحفظ القرآن- على‏ ظهر قلبي فأقرؤه على ظهر قلبي أفضل أو أنظر في المصحف قال فقال لي بل اقرأه و انظر في المصحف فهو أفضل أ ما علمت أن النظر في المصحف عبادة.</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۸- ۵- الحسن بن محمد الطوسي في أماليه عن أبيه عن جماعة عن أبي المفضل عن أبي الليث محمد بن معاذ عن أحمد بن المنذر عن عبد الوهاب بن همام عن أبيه همام بن نافع عن همام بن منبه عن حجر المدري عن أبي ذر في حديث قال سمعت رسول الله ص يقول‏ النظر إلى علي بن أبي طالب عبادة و النظر إلى الوالدين برأفة و رحمة عبادة و النظر في الصحيفة يعني صحيفة القرآن عبادة و النظر إلى الكعبة عبادة.</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۹- ۶- محمد بن علي بن الحسين قال روي‏ أن النظر إلى الكعبة عبادة إلى أن قال و النظر إلى‏ المصحف‏ من غير قراءة عبادة الحديث.( وسائل الشيعة ؛ ج‏۶ ؛ ص۲۰۴-٢٠۵)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١٠.حرمت تنجیس مصحف]

<span lang="AR-SA">از حرمت تنجیس مصحف و وجوب فوری تطهیر آن در صورت نجس شدن[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)، </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">٢١ - مسألة يجب الإزالة عن ورق المصحف الشريف و خطه بل عن جلده و غلافه مع الهتك كما أنه معه يحرم مس خطه أو ورقه بالعضو المتنجس و إن كان متطهرا من الحدث و أما إذا كان أحد هذه بقصد الإهانة فلا إشكال في حرمته(العروة الوثقی، ج ١،‌ص ٩٠)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١١. ارث مصحف برای پسر بزرگ]

<span lang="AR-SA">ارث مصحف برای پسر بزرگ[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)،</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">المسألة <span class="m">الثالثة</span> من متفردات الإمامية و معلومات مذهبهم أنه <span class="m">يحبى الولد الأكبر من تركة أبيه بثياب بدنه و خاتمه و سيفه و مصحفه</span> و بذلك تظافرت نصوصهم عن أئمتهم (عليهم السلام). </span>

<span lang="AR-SA">ففي </span><span lang="AR-SA">صحيح ربعي بن عبد الله عن أبي عبد الله (عليه السلام) </span><span lang="AR-SA">«إذا مات الرجل فلأكبر ولده سيفه و مصحفه و خاتمه و درعه». </span>

<span lang="AR-SA">و حسن حريز: </span><span lang="AR-SA">«إذا هلك الرجل و ترك بنين فللأكبر الدرع و السيف و الخاتم و المصحف، فان حدث به حدث فللأكبر منهم».(جواهر الکلام، ج ٣٩،‌ص ١٢٧)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١٢. تزیین مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تزیین مصحف،</span>

# [١٣. تعلیق مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تعلیق مصحف[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)،</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">- جعفر، عن أبيه‏: أنه كان يستحب أن يعلق‏ المصحف‏ في البيت، يتقى به من الشياطين قال: «و يستحب أن لا يترك من القراءة فيه»<span class="MsoFootnoteReference">(</span> قرب الإسناد (ط - الحديثة) ؛ النص ؛ ص۸۷)</span>

<span lang="AR-SA">۲۰- باب استحباب اتخاذ المصحف في البيت و أن يعلق فيه و كراهة ترك القراءة فيه و حكم بيعه و شرائه و أخذ الأجرة على كتابته و تعليمه و تزيينه بالذهب و كتابته به‏</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۴۰- ۱- محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن الحسين بن الحسن الضرير عن حماد بن عيسى عن‏ أبي عبد الله ع قال: إنه ليعجبني أن يكون في البيت مصحف يطرد الله عز و جل به الشياطين.</span>

<span lang="AR-SA">و رواه الصدوق في ثواب الأعمال عن أبيه عن علي بن الحسين السعدآبادي عن أحمد بن أبي عبد الله البرقي عن علي بن الحسين‏ مثله‏</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۴۱- ۲-و عنهم عن سهل بن زياد عن ابن فضال عمن ذكره عن أبي عبد الله ع قال: ثلاثة يشكون إلى الله عز و جل مسجد خراب لا يصلي فيه أهله و عالم بين جهال و مصحف معلق قد وقع عليه الغبار لا يقرأ فيه.</span>

<span lang="AR-SA">و رواه الصدوق في الخصال‏ كما مر في المساجد</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۴۲- ۳-عبد الله بن جعفر في قرب الإسناد عن الحسن بن ظريف عن الحسين بن علوان عن جعفر ع عن أبيه‏ أنه كان يستحب أن يعلق‏ المصحف‏ في البيت يتقى به من الشياطين قال و يستحب أن لا يترك من القراءة فيه.</span>

<span lang="AR-SA">أقول: و تقدم ما يدل على ذلك‏<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span> و يأتي ما يدل على بقية الأحكام في التجارة(وسائل الشيعة ؛ ج‏۶ ؛ ص۲۰۵-٢٠۶)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١۴. قرائت قرآن از روی مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قرائت قرآن از خصوص مصحف، و...<sup> [<span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span>](#_ftn1)</sup><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>، </span>

#### <span lang="FA">\[کلام علامه مجلسی\]</span>

<span lang="AR-SA">حتی علامه مجلسی قده پرت کردن مصحف را به قصد اهانت موجب کفر می‌داند:</span>

> **<span lang="AR-SA">أو ارتكاب أعمال يوجب الارتداد، كوطي المصحف‏ الكريم بالرجل، و رميه</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[2\]</span></span>](#_ftn2)<span lang="AR-SA"> .</span>**

## **<span lang="FA">\[مصحف نزد اهل البیت علیهم السلام\]</span>**

<span lang="AR-SA">اگر این مصحف نعوذ بالله ربطي به قرآن ندارد پس این همه سفارش اهل البیت به قرآن برای چیست [<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3)؟ آیا معقول است برای مصحف در منزل خودشان باشد؟ علاوه اینکه مصحف دیگری هم به دست شیعه ندادند بلکه از قرائت غیر آن هم نهی کردند[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">به این موارد می توان اضافه کرد:</span>

**<span lang="AR-SA">١.امور تابع مصحف و احکام آن:</span>**

<span lang="AR-SA">احترام مصحف در میان مسلمانان به اندازه ای است که نه تنها خط مصحف شریف، بلکه آلات مصحف(</span><span lang="AR-SA">مجموع اجزاى قرآن مانند ورق، جلد و قالب، به جز نوشته‌ها.:و المراد بها ما عدا كتابة القرآن، من قبيل: الغلاف و الجلد و الكيس و اللفائف الدفّتين اللتين تحفظان الأوراق من الجانبين و الحديد الذي يجمع الأوراق و الخيط الذي يشدّ به المجموع</span><span lang="AR-SA">) و حاشیه آن نیز حرمت دارد. این مطلب در احکام فقهی متعددی نمایان می شود که عبارتند از:</span>

<span lang="AR-SA">الف) حرمت نجس کردن آلات اختصاصی مصحف</span>

<span lang="AR-SA">ب) وجوب فوری ازاله نجاست از جلد و غلاف مصحف</span>

<span lang="AR-SA">ج) کراهت مس آلات مصحف برای محدث به حدث اکبر(موسوعه الفقه الاسلامی، ج ١، ص ٢٧٨ و جلد: ۱۴، صفحه: ۳۸)</span>

**<span lang="AR-SA">٢. حرمت قرار گرفتن مصحف در دست کافر</span>**

<span lang="AR-SA">این مطلب به هر سببی باشد تفاوتی نمی کند، خواه بیع یا هبه یا اجاره و یا عاریه و یا حتی اباحه معوضه و على هذا الرأي اتّفاق فقهائنا كافّة إلّا بعض المعاصرين فشكّك في الحرمة المذكورة. (موسوعه الفقه الاسلامی، ج ٣،‌ص ۴١٨)</span>

**<span lang="AR-SA">٣. تحقق ارتداد با هتک حرمت مصحف(مانند پرت کردن مصحف در زباله دان و پاره کردن آن): </span>**

<span class="m"><span lang="AR-SA">في المرتد، و هو الذي يكفر بعد الإسلام</span></span><span lang="AR-SA"> سواء كان الكفر سبق إسلامه أم لا، و يتحقق ... بكل فعل دال صريحا على الاستهزاء بالدين و الاستهانة به و رفع اليد عنه، كإلقاء المصحف في القاذورات و تمزيقه و استهدافه و وطئه(جواهر الکلام (ط. القدیمة)، جلد: ۱، صفحه: ۱۲) و موسوعة الفقه الاسلامی، ج ٨، ص ٣۶٩</span>

**<span lang="AR-SA">۴. حرمت ازاله نجاست به اوراق مصحف و تحقق ارتداد بنابر فتوای بعض:</span>**

<span lang="AR-SA">إزالة النجاسة بالأشياء المحترمة ممّا يكون احترامه واجباً في الدين أو المذهب، فتكون إزالة النجاسة به استهانة به، صرّح الفقهاء بذلك في باب الاستنجاء، و مثّلوا له بالمطعوم، و ورق المصحف الشريف، و ما كتب عليه أسماء اللّٰه تعالى و صفاته و أسماء الأنبياء عليهم السلام و سائر العلوم الدينية، و غير ذلك، بل صرّح بعضهم بأنّ‌ الاستنجاء ببعض المحترمات مع قصد الإهانة يوجب الكفر.(موسوعة الفقه الاسلامی، ج ١٠، ص ٢٩٧)</span>

**<span lang="AR-SA">۵. قسم خوردن به مصحف </span>**

<span lang="AR-SA">که در میان مردم شایع است و بسیار سنگین. در فقه هم در بحث قسم خوردن انسان لال،‌به این مطلب اشاره شده است و در این زمینه روایتی از امیرالمومنین علیه السلام نقل کرده اند:</span>

<span lang="AR-SA">و</span><span lang="AR-SA"> ذكر المصنف هنا أنه قيل: حلفه بخصوص وضع يده على اسم الله في المصحف أو يكتب اسمه سبحانه و يوضع يده عليه إن لم يوجد المصحف. و قيل: يكتب صورة اليمين في لوح مثلا و يغسل و يؤمر بشربه بعد إعلامه، فان شربه كان حالفا، و إن امتنع ألزم الحق استنادا إلى حكم علي (عليه السلام) في واقعة الأخرس المشهورة المروية في </span><span lang="AR-SA">صحيح محمد بن مسلم قال: </span><span lang="AR-SA">«سألت أبا عبد الله (عليه السلام) عن الأخرس كيف يحلف إذا ادعي عليه دين فأنكر؟ فقال: إن أمير المؤمنين (عليه السلام) أتي بأخرس فادعي عليه فأنكر و لم يكن للمدعي بينة، فقال أمير المؤمنين (عليه السلام): الحمد لله الذي لم يخرجني من الدنيا حتى بلغت للأمة جميع ما تحتاج إليه، ثم قال: ائتوني بمصحف فأتي به، فقال للأخرس: ما هذا فرفع رأسه إلى السماء و أشار إلى أنه كتاب الله تعالى، ثم قال: ائتوني بوليه، فأتي له بأخ فأقعده إلى جنبه، ثم قال: يا قنبر علي بدواة و صحيفة، فأتاه بهما، ثم قال لأخ الأخرس: قل لأخيك: هذا بينك و بينه أنه علي، فتقدم إليه بذلك، ثم كتب أمير المؤمنين (عليه السلام) و الله الذي لا إله إلا هو عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم الطالب الغالب الضار النافع المهلك المدرك الذي يعلم السر و العلانية أن فلان بن فلان المدعي ليس له قبل فلان بن فلان أعني الأخرس حق و</span><span lang="AR-SA">و لا طلبة بوجه من الوجوه و لا سبب من الأسباب، ثم غسله و أمر الأخرس أن يشربه، فامتنع فألزمه الدين».( جواهر الکلام (ط. القدیمة)، جلد: ۴۰، صفحه: ۲۳۷)</span>

**<span lang="AR-SA">۶. استحباب طهارت برای حمل مصحف: جواهر الکلام (ط. القدیمة)، جلد: ۱، صفحه: ۱۲</span>**

**<span lang="AR-SA">٧. کراهت حمل مصحف در بیت الخلاء و احتراز عموم متشرعه از آن: و يكره للرجل أن يدخل الخلاء و معه مصحف فيه القرآن(الهدایه، ص ٧٨) و بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏۷۷ / ۱۹۱</span>**

**<span lang="AR-SA">٨.حرمت کتابت قرآن با مرکب نجس: </span>**<span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">٢٢ - مسألة يحرم كتابة القرآن بالمركب النجس</span>

<span lang="AR-SA">و لو كتب جهلا أو عمدا وجب محوه كما أنه إذا تنجس خطه و لم يمكن تطهيره يجب محوه(العروة الوثقی، ج ١، ص ٩٠)</span>

<span lang="AR-SA">**٩.حرمت قرار دادن قرآن بر عین نجس**: </span><span lang="AR-SA">٢٤ - مسألة يحرم وضع القرآن على العين النجسة</span><span lang="AR-SA"> كما أنه يجب رفعها </span><span lang="AR-SA">عنه إذا وضعت عليه و إن كانت يابسة(همان)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="AR-SA">محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم قال قال أبو جعفر ع‏ إن الرجل ليأتي بأي بادرة فيكفر و إن الحسد ليأكل الإيمان كما تأكل النار الحطب‏</span>

<span lang="AR-SA">\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_  
باب الحسد الحديث الأول‏: صحيح، و في القاموس: البادرة ما يبدر من حدتك في الغضب من قول أو فعل، و في النهاية: البادرة من الكلام الذي يسبق من الإنسان في الغضب و إذا عرفت هذا فهذه الفقرة تحتمل وجوها:</span>

<span lang="AR-SA">الأول: أن يكون المعنى أن عدم منع النفس عن البوادر و عدم إزالة مواد الغضب عن النفس و إرخاء عنان النفس فيها ينجر إلى الكفر أحيانا أو غالبا كما ترى من كثير من الناس يصدر منهم عند الغضب التلفظ بما يوجب الكفر من سب الله سبحانه، و سب الأنبياء و الأئمة عليهم السلام أو ارتكاب أعمال يوجب الارتداد، كوطي‏ المصحف‏ الكريم بالرجل، و رميه.(مرآة العقول، ج ١٠،‌ص ١۵٧‏) و بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۷۰، ص:۲۳۷-۲۳۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">همین‌طور:</span>

<span lang="AR-SA">‏بيان يدل الخبر على عدم ترادف الإيمان و الإسلام و أن غير المؤمن من فرق أهل الإسلام لا يستحق الثواب الأخروي أصلا كما هو الحق و المشهور بين الإمامية و ستعرف أن كلا من الإسلام و الإيمان يطلق على معان و الظاهر أن المراد بالإيمان في هذا الخبر الإذعان بوجوده سبحانه و صفاته الكمالية و بالتوحيد و العدل و المعاد و الإقرار بنبوة نبينا ص و إمامة الأئمة الاثني عشر صلوات الله عليهم و بجميع ما جاء به النبي ص ما علم منها تفصيلا و ما لم يعلم إجمالا و عدم الإتيان بما يخرجه عن الدين كعبادة الصنم و الاستخفاف بحرمات الله‏ و الإسلام هو الإذعان الظاهري بالله و برسوله و عدم إنكار ما علم ضرورة من دين ا**لإسلام** فلا يشترط فيه ولاية الأئمة ع و لا الإقرار القلبي **فيدخل فيه** المنافقون و جميع فرق المسلمين ممن يظهر الشهادتين **عدا** النواصب و الغلاة و المجسمة و **من أتى بما يخرجه عن الدين** كعبادة الصنم **و إلقاء المصحف‏ في القاذورات عمدا** و نحو ذلك و سيأتي تفصيل القول في جميع ذلك إن شاء الله.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۵ ؛ ص۲۴۳-٢۴۴)</span>

<span lang="AR-SA">و جملة القول فيه أن **المرتد** على ما ذكره الشهيد رفع الله درجته في الدروس و غيره هو من قطع الإسلام بالإقرار على نفسه بالخروج منه أو ببعض أنواع الكفر سواء كان مما يقر أهله عليه أو لا أو بإنكار ما علم ثبوته من الدين ضرورة أو بإثبات ما علم نفيه كذلك أو **بفعل دال عليه صريحا** كالسجود للصنم و الشمس و **إلقاء المصحف‏ في القذر قصدا** أو إلقاء النجاسة على الكعبة أو هدمها أو إظهار الاستخفاف بها.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۵ ؛ ص۲۵۸)</span>

<span lang="AR-SA">قال الشهيد الثاني رفع الله درجته في بيان حقيقة الكفر عرفه جماعة بأنه عدم الإيمان عما من شأنه أن يكون مؤمنا سواء كان ذلك العدم بضد أو لا بضد فبالضد كأن يعتقد عدم الأصول التي بمعرفتها يتحقق الإيمان أو عدم شي‏ء منها و بغير الضد كالخالي من الاعتقادين أي اعتقاد ما به يتحقق الإيمان و اعتقاد عدمه و ذلك كالشاك أو الخالي بالكلية كالذي لم يقرع سمعه شي‏ء من الأمور التي يتحقق الإيمان بها و يمكن إدخال الشاك في القسم الأول إذ الضد يخطر بباله و إلا لما صار شاكا.</span>

<span lang="AR-SA">و اعترض عليه بأن **الكفر قد يتحقق مع التصديق بالأصول المعتبرة في الإيمان كما إذا ألقى إنسان المصحف‏ في القاذورات عامدا أو وطئه كذلك** أو ترك الإقرار باللسان جحدا و حينئذ فينتقض حد الإيمان منعا و حد الكفر جمعا.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۶ ؛ ص۲۰)</span>

<span lang="AR-SA">بالجملة فهو من جملة العلامات على الحكم بالكفر كما جعل الاستخفاف بالشارع أو الشرع **و وطء المصحف‏ علامة على الحكم بالكفر** مع أنه قد يكون مصدقا كما سبقت الإشارة إليه نعم غاية ما يلزم أن يكون إقرار المصدق شرطا لحكمنا بإيمانه ظاهرا و أما قبل ذلك و بعد التصديق فهو مؤمن عند الله تعالى إذا لم يكن تركه للإقرار عن جحد على أنه يلزمه قدس سره أن من حصل له التصديق بالمعارف الإلهية ثم عرض له الموت فجأة قبل الإقرار يموت كافرا و يستحق العذاب الدائم مع اعتقاده وحدة الصانع و حقية ما جاء به النبي ص و لا أظن أن مثل هذا المحقق يلتزم ذلك.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۶ ؛ ص۱۴۵)</span>

<span lang="AR-SA">علاوه بر این، ایشان در مورد شرافت کتابت قرآن مجید می فرماید:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مص، مصباح الشريعة قال الصادق ع على كل جزء من أجزائك زكاة واجبة لله عز و جل بل على كل شعرة بل على كل لحظة فزكاة العين النظر بالعبرة و الغض عن الشهوات و ما يضاهيها و زكاة الأذن استماع العلم و الحكمة و القرآن و فوائد الدين من الحكمة و الموعظة و النصيحة و ما فيه نجاتك بالإعراض عما هو ضده من الكذب و الغيبة و أشباهها و زكاة اللسان النصح للمسلمين و التيقظ للغافلين و كثرة التسبيح و الذكر و غيره </span>**<span lang="AR-SA">و زكاة اليد</span>**<span lang="AR-SA" style="color: #c0392b; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">البذل و العطاء و السخاء بما أنعم الله عليك به و<span style="color: #c0392b;"> </span></span>**<span lang="AR-SA">تحريكها بكتبة العلوم</span>**<span lang="AR-SA" style="color: #c0392b; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و منافع ينتفع بها المسلمون في طاعة الله تعالى و القبض عن الشرور و زكاة الرجل السعي في حقوق الله تعالى من زيارة الصالحين و مجالس الذكر و إصلاح الناس و صلة الرحم و الجهاد و ما فيه صلاح قلبك و سلامة دينك هذا مما يحتمل القلوب فهمه و النفوس استعماله و ما لا يشرف عليه إلا عباده المقربون المخلصون أكثر من أن يحصى و هم أربابه و هو شعارهم دون غيرهم. </span>

**<span lang="AR-SA">بيان: قوله بكتبة العلوم يدل على شرافة كتابة القرآن المجيد</span>**<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> و الأدعية و كتب الأحاديث المأثورة و سائر الكتب المؤلفة في العلوم الدينية و بالجملة كل ما له مدخل في علوم الدين و المراد بمجالس الذكر كل ما انعقد على وفق‏ قانون الشريعة المطهرة.(</span><span lang="FA" style="mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA;"> بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۹۳، ص:۷-۸</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">))</span>

<span lang="AR-SA">در کتاب القرآن بحار الانوار هم شواهد فراوان بر احترام ایشان به مصحف شریف وجود دارد. دعاهایی که برای باز کردن مصحف شریف نقل می کند، قرآن بر سرگذاشتن برای حوائج، استخاره و تفأل به مصحف شریف:</span>

<span lang="AR-SA">ذكر نشر المصحف‏ الشريف‏ و دعائه‏</span>

<span lang="AR-SA">۵ رويناه بإسنادنا إلى حريز بن عبد الله السجستاني عن أبي جعفر ع قال: تأخذ المصحف في ثلاث ليال من شهر رمضان فتنشره و تضعه بين يديك و تقول- اللهم إني أسألك بكتابك المنزل و ما فيه و فيه اسمك الأكبر و أسماؤك الحسنى و ما يخاف و يرجى أن تجعلني من عتقائك من النار و تدعو بما بدا لك من حاجة.</span>

<span lang="AR-SA">ذكر دعاء آخر للمصحف الشريف‏</span>

<span lang="AR-SA">۶ ذكرنا إسناده و حديثه في كتاب إغاثة الداعي و نذكر هاهنا المراد منه و هو عن مولانا الصادق صلوات الله عليه قال: خذ المصحف فدعه على رأسك و قل(بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۹۵ ؛ ص۱۴۶)</span>

<span lang="AR-SA">۶- مجالس الشيخ و ابنه، عن أبي محمد الفحام عن محمد بن أحمد الهاشمي المنصوري عن سهل بن يعقوب بن إسحاق عن الحسن بن عبد الله بن مطر عن محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه قال: جاء رجل إلى سيدنا الصادق ع فقال له يا سيدي أشكو إليك دينا ركبني و سلطانا غشمني و أريد أن تعلمني دعاء أغتنم به غنيمة أقضي بها ديني و أكفي بها ظلم سلطاني فقال إذا جنك الليل فصل ركعتين اقرأ في الركعة الأولى منهما الحمد و آية الكرسي و في الركعة الثانية الحمد و آخر الحشر- لو أنزلنا هذا القرآن على جبل‏ إلى خاتمة السورة ثم خذ المصحف‏ فدعه على رأسك و قل بهذا القرآن و بحق من أرسلته و بحق كل مؤمن فيه و بحقك عليهم فلا أحد أعرف بحقك منك بك يا الله عشر مرات ثم تقول يا محمد عشر مرات يا فاطمة عشر مرات يا حسن عشر مرات يا حسين عشر مرات يا علي بن الحسين عشر مرات يا محمد بن علي عشر مرات يا جعفر بن محمد عشر مرات يا موسى بن جعفر عشر مرات يا علي بن موسى عشر مرات يا محمد بن علي عشرا يا علي بن محمد عشرا يا حسن بن علي عشرا ثم بالحجة عشرا ثم تسأل حاجتك قال فمضى الرجل فعاد إليه بعد مديدة قد قضى دينه و صلح به سلطانه و عظم يساره‏( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏88 ؛ ص346) و بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏88 ؛ ص۲۴۲</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="AR-SA">در بسیاری از تفاسیر روایی یا کتب احادیث از قبیل </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تفسیر عیاشی،‌ اصول کافی،‌تفسیر البرهان و بحارالانوار </span><span lang="AR-SA">بابی با عنوان «فضل القرآن» به چشم </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌خورد</span><span lang="AR-SA">. به عنوان نمونه، کتاب فضل القرآن در کافی شریف با این روایات آغاز می شود:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱- علي بن محمد عن علي بن العباس عن الحسين بن عبد الرحمن عن سفيان الحريري عن أبيه عن سعد الخفاف عن أبي جعفر ع قال: يا سعد تعلموا القرآن فإن القرآن يأتي يوم القيامة في أحسن صورة نظر إليها الخلق و الناس صفوف عشرون و مائة ألف صف ثمانون ألف صف أمة محمد و أربعون ألف صف من سائر الأمم فيأتي على صف المسلمين في صورة رجل فيسلم فينظرون إليه ثم يقولون لا إله إلا الله الحليم الكريم إن هذا الرجل من المسلمين نعرفه بنعته و صفته غير أنه كان أشد اجتهادا منا في القرآن فمن هناك أعطي من البهاء و الجمال و النور ما لم نعطه ثم يجاوز حتى يأتي على صف الشهداء فينظرون إليه الشهداء ثم يقولون لا إله إلا الله الرب الرحيم إن هذا الرجل من الشهداء نعرفه بسمته </span><span lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و صفته غير أنه من شهداء البحر فمن هناك أعطي من البهاء و الفضل ما لم نعطه قال فيتجاوز حتى يأتي على صف شهداء البحر في صورة شهيد فينظر إليه شهداء البحر فيكثر تعجبهم و يقولون إن هذا من شهداء البحر نعرفه بسمته و صفته غير أن الجزيرة التي أصيب فيها كانت أعظم هولا من الجزيرة التي أصبنا فيها فمن هناك أعطي من البهاء و الجمال و النور ما لم نعطه ثم يجاوز حتى يأتي صف النبيين و المرسلين في صورة نبي مرسل فينظر النبيون‏</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و المرسلون إليه فيشتد لذلك تعجبهم و يقولون لا إله إلا الله الحليم الكريم إن هذا النبي مرسل نعرفه بسمته و صفته غير أنه أعطي فضلا كثيرا قال فيجتمعون فيأتون رسول الله ص فيسألونه و يقولون يا محمد من هذا فيقول لهم أ و ما تعرفونه فيقولون ما نعرفه هذا ممن لم يغضب الله عليه فيقول رسول الله ص هذا حجة الله على خلقه فيسلم ثم يجاوز حتى يأتي على صف الملائكة في سورة ملك مقرب فتنظر إليه الملائكة فيشتد تعجبهم و يكبر ذلك عليهم لما رأوا من فضله و يقولون تعالى ربنا و تقدس إن هذا العبد من الملائكة نعرفه بسمته و صفته غير أنه كان أقرب الملائكة إلى الله عز و جل مقاما فمن هناك ألبس من النور و الجمال ما لم نلبس ثم يجاوز حتى ينتهي إلى رب العزة تبارك و تعالى فيخر تحت العرش فيناديه تبارك و تعالى يا حجتي في الأرض و كلامي الصادق الناطق ارفع رأسك و سل تعط و اشفع تشفع فيرفع رأسه فيقول الله تبارك و تعالى كيف رأيت عبادي فيقول يا رب منهم من صانني و حافظ علي و لم يضيع شيئا و منهم من ضيعني و استخف بحقي و كذب بي و أنا حجتك على جميع خلقك فيقول الله تبارك و تعالى و عزتي و جلالي و ارتفاع مكاني لأثيبن عليك اليوم أحسن الثواب و لأعاقبن عليك اليوم أليم العقاب قال فيرجع- القرآن رأسه في صورة أخرى قال فقلت له يا أبا جعفر في أي صورة يرجع قال في صورة رجل شاحب متغير يبصره أهل الجمع «2» فيأتي الرجل من شيعتنا الذي كان يعرفه و يجادل به أهل الخلاف فيقوم بين يديه فيقول ما تعرفني فينظر إليه الرجل فيقول ما أعرفك يا عبد الله قال فيرجع في صورته التي كانت في الخلق الأول و يقول ما تعرفني فيقول نعم فيقول القرآن أنا الذي أسهرت ليلك و أنصبت عيشك سمعت الأذى و رجمت بالقول في ألا و إن كل تاجر قد استوفى تجارته-</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و أنا وراءك اليوم قال فينطلق به إلى رب العزة تبارك و تعالى فيقول يا رب يا رب عبدك و أنت أعلم به قد كان نصبا في «1» مواظبا علي يعادى بسببي و يحب في و يبغض فيقول الله عز و جل أدخلوا عبدي جنتي و اكسوه حلة من حلل الجنة و توجوه بتاج فإذا فعل به ذلك عرض على القرآن فيقال له هل رضيت بما صنع بوليك فيقول يا رب إني أستقل هذا له فزده مزيد الخير كله فيقول و عزتي و جلالي و علوي و ارتفاع مكاني لأنحلن له اليوم خمسة أشياء مع المزيد له و لمن كان بمنزلته ألا إنهم شباب لا يهرمون و أصحاء لا يسقمون و أغنياء لا يفتقرون و فرحون لا يحزنون و أحياء لا يموتون ثم تلا هذه الآية- لا يذوقون فيها الموت إلا الموتة الأولى<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قال قلت جعلت فداك يا أبا جعفر و هل يتكلم القرآن فتبسم ثم قال رحم الله الضعفاء من شيعتنا إنهم أهل تسليم ثم قال نعم يا سعد و الصلاة تتكلم و لها صورة و خلق تأمر و تنهى قال سعد فتغير لذلك لوني و قلت هذا شي‏ء لا أستطيع أنا أتكلم به في الناس فقال أبو جعفر و هل الناس إلا شيعتنا فمن لم يعرف الصلاة فقد أنكر حقنا ثم قال يا سعد أسمعك كلام القرآن قال سعد فقلت بلى صلى الله عليك فقال إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله أكبر فالنهي كلام و الفحشاء و المنكر رجال و نحن ذكر الله و نحن أكبر.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲- علي بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال قال رسول الله ص أيها الناس إنكم في دار هدنة<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و أنتم على ظهر سفر و السير بكم سريع و قد رأيتم الليل و النهار و الشمس و القمر يبليان كل جديد و يقربان كل بعيد و يأتيان بكل موعود فأعدوا الجهاز<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لبعد المجاز- قال فقام المقداد بن الأسود فقال يا رسول الله و ما دار الهدنة قال دار بلاغ و انقطاع فإذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن فإنه شافع مشفع و ماحل مصدق<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و من جعله أمامه قاده إلى الجنة و من جعله خلفه ساقه إلى النار و هو الدليل يدل على خير سبيل و هو كتاب فيه تفصيل و بيان و تحصيل و هو الفصل ليس بالهزل و له ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم ظاهره أنيق و باطنه عميق له نجوم و على نجومه نجوم<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه فيه مصابيح الهدى و منار الحكمة و دليل على المعرفة لمن عرف الصفة<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>فليجل جال بصره و ليبلغ الصفة نظره ينج من عطب<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و يتخلص من نشب فإن التفكر حياة قلب البصير كما يمشي المستنير في الظلمات بالنور فعليكم بحسن التخلص و قلة التربص</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> ۳</span>- علي عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن سماعة بن مهران قال قال أبو عبد الله ع إن العزيز الجبار أنزل عليكم كتابه و هو الصادق البار فيه خبركم و خبر من قبلكم و خبر من بعدكم و خبر السماء و الأرض و لو أتاكم من يخبركم عن ذلك لتعجبتم.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۴- محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن سنان عن أبي الجارود قال قال أبو جعفر ع قال رسول الله ص أنا أول وافد على العزيز الجبار- يوم القيامة و كتابه و أهل بيتي ثم أمتي ثم أسألهم ما فعلتم بكتاب الله و بأهل بيتي.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۵- محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن محمد بن أحمد بن يحيى عن طلحة بن زيد عن أبي عبد الله ع قال: إن هذا القرآن فيه منار الهدى و مصابيح الدجى فليجل جال بصره و يفتح للضياء نظره فإن التفكر حياة قلب البصير كما يمشي المستنير في الظلمات بالنور.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۶- علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسى عن يونس عن أبي جميلة قال قال أبو عبد الله ع كان في وصية أمير المؤمنين ع أصحابه اعلموا أن القرآن هدى النهار و نور الليل </span><span lang="AR-SA">المظلم على ما كان من جهد و فاقة</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۷- علي عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال: شكا رجل إلى النبي ص وجعا في صدره فقال ص استشف بالقرآن فإن الله عز و جل يقول- و شفاء لما في الصدور </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۸- أبو علي الأشعري عن بعض أصحابه عن الخشاب رفعه قال قال أبو عبد الله ع لا و الله لا يرجع الأمر و الخلافة إلى آل أبي بكر و عمر أبدا و لا إلى بني أمية أبدا و لا في ولد طلحة و الزبير أبدا و ذلك أنهم نبذوا القرآن و أبطلوا السنن و عطلوا الأحكام و قال رسول الله ص- القرآن هدى من الضلال و تبيان من العمى و استقالة من العثرة و نور من الظلمة و ضياء من الأحداث و عصمة من الهلكة و رشد من‏</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الغواية و بيان من الفتن و بلاغ من الدنيا إلى الآخرة و فيه كمال دينكم و ما عدل أحد عن القرآن إلا إلى النار.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۹- حميد بن زياد عن الحسن بن محمد عن وهيب بن حفص عن أبي بصير قال سمعت أبا عبد الله ع يقول إن القرآن زاجر و آمر يأمر بالجنة و يزجر عن النار.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۰- علي بن إبراهيم عن صالح بن السندي عن جعفر بن بشير عن سعد الإسكاف قال قال رسول الله ص أعطيت السور الطوال مكان التوراة و أعطيت المئين مكان الإنجيل و أعطيت المثاني مكان الزبور و فضلت بالمفصل ثمان و ستون سورة و هو مهيمن على سائر الكتب و التوراة لموسى و الإنجيل لعيسى و الزبور لداود </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۱- أبو علي الأشعري عن محمد بن سالم عن أحمد بن النضر عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال: يجي‏ء القرآن يوم القيامة في أحسن منظور إليه صورة فيمر بالمسلمين فيقولون هذا الرجل منا فيجاوزهم إلى النبيين فيقولون هو منا فيجاوزهم إلى الملائكة المقربين فيقولون هو منا حتى ينتهي إلى رب العزة عز و جل فيقول يا رب فلان بن فلان أظمأت هواجره<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و أسهرت ليله في دار الدنيا و فلان بن فلان لم أظمئ هواجره و لم أسهر ليله فيقول تبارك و تعالى أدخلهم الجنة على منازلهم فيقوم فيتبعونه فيقول للمؤمن اقرأ و ارقهقال فيقرأ و يرقى حتى يبلغ كل رجل منهم منزلته التي هي له فينزلها.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۲- علي بن إبراهيم عن أبيه و عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد و سهل بن زياد جميعا عن ابن محبوب عن مالك بن عطية عن يونس بن عمار قال قال أبو عبد الله ع إن الدواوين يوم القيامة ثلاثة ديوان فيه النعم و ديوان فيه الحسنات و ديوان فيه السيئات فيقابل بين ديوان النعم و ديوان الحسنات فتستغرق النعم عامة الحسنات و يبقى ديوان السيئات فيدعى بابن آدم المؤمن للحساب فيتقدم القرآن أمامه في أحسن صورة فيقول يا رب أنا القرآن و هذا عبدك المؤمن قد كان يتعب نفسه بتلاوتي و يطيل ليله بترتيلي و تفيض عيناه إذا تهجد فأرضه كما أرضاني قال فيقول العزيز الجبار عبدي ابسط يمينك فيملؤها من رضوان الله العزيز الجبار و يملأ شماله من رحمة الله ثم يقال هذه الجنة مباحة لك فاقرأ و اصعد فإذا قرأ آية صعد درجة.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳- علي بن إبراهيم عن أبيه و علي بن محمد القاساني جميعا عن القاسم بن محمد عن سليمان بن داود عن سفيان بن عيينة عن الزهري قال قال علي بن الحسين ع لو مات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن يكون القرآن معي و كان ع إذا قرأ- مالك يوم الدين يكررها حتى كاد أن يموت.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۴- علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن إبراهيم بن عبد الحميد عن إسحاق بن غالب قال قال أبو عبد الله ع إذا جمع الله عز و جل الأولين و الآخرين إذا هم بشخص قد أقبل لم ير قط أحسن صورة منه فإذا نظر إليه المؤمنون و هو القرآن قالوا هذا منا هذا أحسن شي‏ء رأينا فإذا انتهى إليهم جازهم ثم ينظر إليه الشهداء حتى إذا انتهى إلى آخرهم جازهم فيقولون هذا القرآن فيجوزهم كلهم حتى إذا انتهى إلى المرسلين فيقولون هذا القرآن فيجوزهم حتى ينتهي إلى الملائكة فيقولون هذا القرآن فيجوزهم ثم ينتهي حتى يقف عن يمين العرش فيقول الجبار و عزتي و جلالي و ارتفاع مكاني لأكرمن اليوم من أكرمك و لأهينن من أهانك.</span><span lang="AR-SA">( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 596</span><span lang="AR-SA">-۶٠٢)</span>

**<span lang="FA">فهرست مطالب موجود در کتاب فضل القرآن کافی</span><span lang="FA"> نیز </span><span lang="FA">عبارت‌اند</span><span lang="FA"> از:</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب فضل حامل القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب من يتعلم القرآن بمشقة .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب من حفظ القرآن ثم نسيه .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب في قراءته .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب البيوت التي يقرأ فيها القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب ثواب قراءة القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب **قراءة القرآن في المصحف** .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب ترتيل القرآن بالصوت الحسن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب فيمن يظهر الغشية عند قراءة القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب في كم يقرأ القرآن و يختم .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب أن القرآن يرفع كما أنزل .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب فضل القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب النوادر .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۲۷</span>

**<span lang="FA">فهرست مطالب کتاب القرآن </span><span lang="FA">بحارالانوار</span><span lang="FA">(جلد ٨٩)</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب القرآن‏</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الأول فضل القرآن، و اعجازه، و أنه لا يتبدل بتغير الازمان، و لا يتكرر بكثرة القراءة، و الفرق بين القرآن و الفرقان، و فيه: آيات، و: ۵۳- حديثا ۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن لله عز و جل حرمات ثلاثا: كتابه، و بيته، و عترة النبي صلى الله عليه و آله و سلم ۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول النبي صلى الله عليه و آله: اعطيت خمسا لم يعطهن نبي كان قبلي، و معنى: جوامع الكلم، و الفرق بين القرآن و الفرقان 1</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في ثلاثة نفر من الدهرية اتفقوا على أن يعارض ربع القرآن ۱۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الخطبة التي خطبها علي عليه السلام في القرآن ۲۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن عدد درج الجنة عدد آي القرآن، و بعض خطب علي عليه السلام ۲۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما قاله رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم في القرآن ۳۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثاني فضل كتابة المصحف و انشائه و آدابه، و النهى عن محوه بالبزاق، و فيه: 10- أحاديث ۳۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما قاله رسول الله صلى الله عليه و آله في كتابة: بسم الله الرحمن الرحيم ۳۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثالث كتاب الوحى و ما يتعلق بأحوالهم، و فيه: آية، و: أحاديث ۳۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قصة عبد الله بن سعد، و كان كاتبا للوحي فارتد كافرا ۳۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما قاله النبي صلى الله عليه و آله في معاوية بقوله: من أدرك هذا يوما أميرا ۳۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">العلة التي من أجلها كان معاوية و عبد الله بن سعد يكتبان الوحي و هما عدوان ۳۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في كيفية نزول الآيات ۳۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الرابع ضرب القرآن بعضه ببعض و معناه، و فيه: حديث ۳۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الخامس أول سورة نزلت من القرآن و آخر سورة نزلت منه، و فيه: حديث ۳۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن أول سورة نزلت كانت اقرأ و آخر سورة نزلت: الفتح ۳۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السادس عزائم القرآن، و فيه: حديث ۴۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع ما جاء في كيفية جمع القرآن و ما يدل على تغييره ۴۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و فيه: رسالة سعد بن عبد الله الأشعري القمي في أنواع آيات القرآن في أن عليا عليه السلام جمع القرآن ۴۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول عمر: إن في القرآن فضائح المهاجرين و الأنصار، فنؤلف القرآن و نسقط منه ما كان فيه فضيحة للمهاجرين و الأنصار ۴۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ثلاثة يشكون في القيامة، و أن القرآن نزل على سبعة أحرف ۴۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن سورة الأحزاب كان أطول من سورة البقرة و لكن نقصوها ۵۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن رسول الله صلى الله عليه و آله أمر عليا عليه السلام بتأليف القرآن، و قراءة القراء السبعة ۵۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">التحريف في الآيات ۶۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في تأليف القرآن و أنه على غير ما أنزل الله عز و جل ۶۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قصة أبي بصير الذي أسلم و هاجر إلى المدينة ۶۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن ما بين الدفتين من القرآن جميعه كلام الله و ليس فيه شي‏ء من كلام البشر، و أخبار النقصان أخبار آحاد. ۷۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن أن للقرآن ظهرا و بطنا، و أن علم كل شي‏ء في القرآن و أن علم ذلك كله عند الأئمة عليهم السلام و لا يعلمه غيرهم الا بتعليمهم، و فيه: 84- حديثا ۷۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول رسول الله صلى الله عليه و آله: علي مع القرآن و القرآن مع علي ۸۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن آمر و زاجر، و فيه: محكم و متشابه ۸۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن رسول الله صلى الله عليه و آله ورث من النبيين كلهم ۸۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول الصادق عليه السلام: إني لأعلم ما في السماوات، و الأرضين، و الجنة، و النار، و ما كان و ما يكون: من كتاب الله ۸۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول علي عليه السلام: ما من آية نزلت في بر أو بحر أو سهل أو جبل إلا و قد عرفته حيث نزلت، و في من أنزلت، و لو ثنيت لي و سادة لحكمت بين أهل التوراة بتوراتهم، و بين أهل الإنجيل بانجيلهم، و بين أهل الزبور بزبورهم، و بين أهل الفرقان بفرقانهم ۸۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن المفسرين أخذوا التفسير من علي عليه السلام ۹۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن للقرآن بطنا و للبطن بطن، و له ظهر و للظهر ظهر ۹۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن على أربعة أشياء: العبارة، و الإشارة، و اللطائف، و الحقائق ۱۰۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في علم علي عليه السلام بالقرآن و ما روى ابن عباس عنه عليه السلام ۱۶۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">العلة التي من أجلها قال رسول الله صلى الله عليه و آله: لن يفترقا حتى يردا علي الحوض ۱۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب التاسع فضل التدبر في القرآن، و فيه: ۷- أحاديث ۱۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">معنى قوله تعالى: «و من يؤت الحكمة» و الحكمة: المعرفة بالقرآن ... ۱۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب العاشر تفسير القرآن بالرأى و تغييره، و فيه: ۲۳- حديثا ۱۰۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في خوف رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عن ثلاث: زلة عالم، جدال منافق بالقرآن و تأويله، و ظهور المال في المسلمين، و من لعنهم الرسول صلى الله عليه و آله ۱۰۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيمن فسر سلم القرآن برأيه ۱۱۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الحادي عشر كيفية التوسل بالقرآن، و فيه: 5 أحاديث ۱۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الصلاة و التوسل بالقرآن لمن كان له دين أو ظلم ظالم، أو حزن عن أمر ۱۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثاني عشر أنواع آيات القرآن، و ناسخها و منسوخها، و ما نزل في الأئمة عليهم السلام منها، و فيه: آيات، و: ۱۳- حديثا ۱۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن على أربع: ربع في الأئمة عليهم السلام، و ربع في عدوهم و عدو من كان قبلهم، و ربع في فرائض و أحكام، و ربع في سنن و أمثال ۱۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">...</span>

الباب السادس عشر المسافة بالقرآن الى أرض العدو، و فيه: حديث ۱۷۵

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع عشر الحلف بالقرآن، و فيه النهى عن الحلف بغير الله، و فيه: حديث ۱۷۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن عشر فوائد آيات القرآن و التوسل بها، و فيه: آيتان، و: 8- أحاديث ۱۷۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب التاسع عشر فضل حامل القرآن و حافظه و حامله و العامل به، و لزوم اكرامهم، و أرزاقهم، و بيان أصناف القراء، و فيه: 36- حديثا ۱۷۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القراء على ثلاثة، و قول علي عليه السلام: احذروا على دينكم ثلاثة ۱۷۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب العشرون ثواب تعلم القرآن، و تعليمه، و من يتعلمه بمشقة، و عقاب من حفظه ثم نسيه، و فيه: ثلاث آيات، و: ۱۷- حديثا ۱۸۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيمن تعلم القرآن ثم نسيه ۱۸۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيمن علم ولده القرآن ۱۸۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الحادي و العشرون قراءة القرآن بالصوت الحسن، و فيه: ۱۸- حديثا ۱۹۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول رسول الله صلى الله عليه و آله: اقرءوا القرآن بلحون العرب و أصواتهم، و إياكم‏ و لحون أهل الفسق، و سيجي‏ء قوم من بعدي يرجعون بالقرآن ترجيع الغناء ۱۹۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول رسول الله صلى الله عليه و آله: ليس منا من لم يتغن بالقرآن، و في الذيل بيان و شرح و توضيح و ما ينبغي للمقام ۱۹۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثاني و العشرون كون القرآن في البيت و ذم تعطيله، و فيه: ۶- أحاديث ۱۹۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ثلاثة يشكون إلى الله: المسجد، و العالم، و المصحف ۱۹۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثالث و العشرون فضل قراءة القرآن عن ظهر القلب، و في المصحف، و ثواب النظر إليه، و آثار القراءة، و فوائدها، و فيه: ۳۸- حديثا ۱۹۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في من قرء مائة آية، و النظر إلى علي عليه السلام، و الوالدين، و المصحف، و الكعبة عبادة ۱۹۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن من كان به رمد فليدم النظر إلى المصحف ۲۰۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن في شفاء، فمن لم يشفه القرآن فلا شفاء له ۲۰۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الرابع و العشرون في كم يقرأ القرآن و يختم، و معنى الحال المرتحل و فضل ختم القرآن، و فيه: 8- أحاديث ۲۰۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول الرضا عليه السلام: يختم القرآن في كل ثلاث، و معنى: الحال المرتحل ۲۰۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الخامس و العشرون أدعية التلاوة، و فيه: 9- أدعية ۲۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الدعاء عند أخذ المصحف و عند الفراغ، و ما يقال في سجدة العزائم ۲۰۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السادس و العشرون آداب القراءة و أوقاتها و ذم من يظهر الغشية عندها، و فيه: آيات، و: ۲۸- حديثا ۲۰۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">معنى قوله تعالى: «و رتل القرآن ترتيلا»، و معنى: الهمز، و في الذيل بيان ۲۱۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سبعة لا يقرءون القرآن، و الامر بالسواك ۲۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">معنى: أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم ۲۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع و العشرون ما ينبغي أن يقال عند قراءة بعض الآيات و السور، و فيه: ۱۳- حديثا ۲۱۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما يقرأ بعد المسبحات، و بعد: و التين، و في الذيل بيان و توضيح ۲۱۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما يقرأ بعد: التوحيد، و الجحد، و و التين، و لا اقسم، و الجمعة، و الفاتحة، و المرسلات، و أ ليس ذلك بقادر، و أعلى ۲۱۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن و العشرون فضل استماع القرآن و لزومه و آدابه، و فيه: آيات، و: ۷- أحاديث ۲۲۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أبواب فضائل سور القرآن، و آياته و ما يناسب ذلك من المطالب‏</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">از باب ٢٩ بیان فضیلت سور مختلف به تفصیل</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">…</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السادس و العشرون و المائة الدعاء عند ختم القرآن، و فيه: دعاء واحد ۳۶۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع و العشرون و المائة متشابهات القرآن، و تفسير المقطعات، و أنه نزل باياك أعنى و اسمعى يا جارة، و أن فيه عاما و خاصا، و ناسخا و منسوخا، و محكما و متشابها، و فيه: آية، و: ۲۶- حديثا ۳۷۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إلى هنا إلى هنا انتهى الجزء التاسع و الثمانون و هو الجزء الأول من المجلد التاسع عشر حسب تجليد المؤلف رحمة الله تعالى عليه و علينا</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فهرس الجزء التسعين‏</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>\[تتمة كتاب القرآن‏\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن و العشرون و المائة ما ورد عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه في أصناف آيات القرآن، و أنواعها، و تفسير بعض آياتها برواية النعماني، و هي رسالة من فاتحتها الى خاتمتها ۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">…</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب التاسع و العشرون و المائة احتجاجات أمير المؤمنين صلوات الله عليه على الزنديق المدعى للتناقض في القرآن و أمثاله 98</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثلاثون و المائة النوادر و فيه تفسير بعض الآيات 142(بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۱۱۰ ، ص: ۲۵۴-٢٧٧)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4)<span lang="AR-SA"> 15- عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن علي بن الحكم عن عبد الله بن جندب عن سفيان بن السمط قال: سألت أبا عبد الله ع- عن تنزيل القرآن قال اقرءوا كما علمتم‏.( </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt;">الكافي (ط - الإسلامية) ج‏۲ - ص۶۳۱</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">۱- عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن محمد بن سليمان عن بعض أصحابه عن أبي الحسن ع قال: قلت له جعلت فداك إنا نسمع الآيات في القرآن ليس هي عندنا كما نسمعها و لا نحسن أن نقرأها كما بلغنا عنكم فهل نأثم فقال لا اقرءوا كما تعلمتم فسيجيئكم من يعلمكم‏ (</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt;">الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏۲ ؛ ص۶۱۹</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">۲۳- محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن عبد الرحمن بن أبي هاشم عن سالم بن سلمة قال: قرأ رجل على أبي عبد الله ع و أنا أستمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرأها الناس فقال أبو عبد الله ع **كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس**‏ حتى يقوم القائم ع فإذا قام القائم ع قرأ كتاب الله عز و جل على حده و أخرج المصحف الذي كتبه علي ع و قال أخرجه علي ع إلى الناس حين فرغ منه و كتبه فقال لهم هذا كتاب الله عز و جل كما أنزله الله على محمد ص و قد جمعته من اللوحين فقالوا هو ذا عندنا مصحف جامع فيه القرآن لا حاجة لنا فيه فقال أما و الله ما ترونه بعد يومكم هذا أبدا إنما كان علي أن أخبركم حين جمعته لتقرءوه.( الكافي (ط - الإسلامية) ج‏2 633)</span>

<span lang="AR-SA">۳- حدثنا محمد بن الحسين عن عبد الرحمن بن أبي نجران عن هاشم عن سالم بن أبي سملة \[سلمة\] قال: قرأ رجل على أبي عبد الله ع و أنا أسمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرؤها الناس فقال أبو عبد الله ع مه مه كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس‏ حتى يقوم القائم فإذا قام فقرأ كتاب الله على حده و أخرج المصحف الذي كتبه علي ع و قال أخرجه علي ع إلى الناس حيث فرغ منه و كتبه فقال لهم هذا كتاب الله كما أنزل الله على محمد و قد جمعته بين اللوحين قالوا هو ذا عندنا مصحف جامع فيه القرآن لا حاجة لنا فيه قال أما و الله لا ترونه بعد يومكم هذا أبدا إنما كان علي أن أخبركم به حين جمعته لتقرءوه.( بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ج‏۱ ۱۹۳)</span>

<span lang="AR-SA">۳- حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق رحمه الله قال حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي قال حدثنا محمد بن إسماعيل البرمكي قال حدثني الحسين بن الحسن قال حدثني بكر بن زياد عن عبد العزيز بن المهتدي قال: سألت الرضا ع عن التوحيد فقال كل من قرأ قل هو الله أحد و آمن بها فقد عرف التوحيد قلت كيف يقرؤها قال كما يقرأ الناس‏ و زاد فيه كذلك الله ربي كذلك الله ربي كذلك الله ربي.( التوحيد (للصدوق) 284 40 باب أدنى ما يجزئ من معرفة التوحيد)</span>

<span lang="AR-SA">و منهم العلماء بالقراءات‏</span>

<span lang="AR-SA">أحمد بن حنبل و ابن بطة و أبو يعلى في مصنفاتهم عن الأعمش عن أبي بكر بن عياش في خبر طويل‏ أنه قرأ رجلان ثلاثين آية من الأحقاف فاختلفا في قراءاتهما فقال ابن مسعود هذا الخلاف ما أقرؤه فذهبت بهما إلى النبي فغضب و علي عنده فقال علي رسول الله يأمركم أن تقرءوا كما علمتم‏</span>

<span lang="AR-SA">و هذا دليل على علم علي بوجوه القراءات المختلفة(مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۲)</span>

<span lang="AR-SA">۲۸۶- أبو الحسين بن عبيد الله عن ابن أبي يعفور قال: دخلت على أبي عبد الله ع و عنده نفر من أصحابه فقال لي يا ابن أبي يعفور هل قرأت القرآن؟ قال قلت نعم هذه القراءة قال عنها سألتك ليس عن غيرها قال فقلت نعم جعلت فداك و لم قال لأن موسى ع حدث قومه بحديث لم يحتملوه عنه فخرجوا عليه بمصر فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم و لأن عيسى ع حدث قومه‏...( الزهد ؛ النص ؛ ص۱۰۴)</span>

<span lang="AR-SA">۱۷۴- ين، كتاب حسين بن سعيد و النوادر أبو الحسن بن عبد الله عن ابن أبي يعفور قال: دخلت على أبي عبد الله ع و عنده نفر من أصحابه فقال لي يا ابن أبي يعفور هل قرأت القرآن قال قلت نعم هذه القراءة قال عنها سألتك ليس عن غيرها قال فقلت نعم جعلت فداك و لم قال لأن موسى ع حدث قومه بحديث لم يحتملوه عنه فخرجوا عليه بمصر فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم و لأن عيسى ع حدث قومه بحديث فلم يحتملوه عنه ....فخرجوا عليه بتكريت فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم و هو قول الله عز و جل‏ فآمنت طائفة من بني إسرائيل و كفرت طائفة فأيدنا الذين آمنوا على عدوهم فأصبحوا ظاهرين‏- » و إنه أول قائم يقوم منا أهل البيت يحدثكم بحديث لا تحتملونه فتخرجون عليه برميلة الدسكرة فتقاتلونه فيقاتلكم فيقتلكم و هي آخر خارجة تكون الخبر.</span>

<span lang="AR-SA">بيان: قوله و لم أي و لم لم تسألني عن غير تلك القراءة و هي المنزلة التي ينبغي أن يعلم فأجاب ع بأن القوم لا يحتملون تغيير القرآن و لا يقبلونه و استشهد بما ذكر.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۵۲ ؛ ص۳۷۵)</span>

<span lang="AR-SA">۷۴باب وجوب القراءة في الصلاة و غيرها بالقراءات السبعة المتواترة دون الشواذ و المروية</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۰- ۱- محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن عبد الرحمن بن أبي هاشم عن سالم أبي سلمة قال: قرأ رجل‏ على أبي عبد الله ع و أنا أستمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرؤها الناس فقال أبو عبد الله ع كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس حتى يقوم القائم- فإذا قام القائم قرأ كتاب الله على حده و أخرج المصحف الذي كتبه علي ع الحديث.</span>

<span lang="AR-SA">...</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۳- ۴- و عن محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن (داود بن فرقد) و المعلى بن خنيس جميعا قالا كنا عند أبي عبد الله ع فقال:- إن كان ابن مسعود لا يقرأ على قراءتنا فهو ضال ثم قال أما نحن فنقرؤه على قراءة أبي.</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۴- ۵-<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>الفضل بن الحسن الطبرسي في مجمع البيان نقلا عن الشيخ‏ الطوسي قال روي عنهم ع‏ جواز القراءة بما اختلف القراء فيه.</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۵- ۶- «۱» محمد بن علي بن الحسين في كتاب الخصال عن محمد بن علي ماجيلويه عن محمد بن يحيى عن محمد بن أحمد عن أحمد بن هلال عن عيسى بن عبد الله الهاشمي عن أبيه عن آبائه ع قال: قال رسول الله ص‏ أتاني آت من الله فقال إن الله يأمرك أن تقرأ القرآن على حرف واحد فقلت يا رب وسع على أمتي فقال إن الله يأمرك \[أن تقرأ القرآن على حرف واحد فقلت يا رب وسع على أمتي فقال إن الله يأمرك‏\]<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>أن تقرأ القرآن على سبعة أحرف.( وسائل الشيعة ؛ ج‏۶ ؛ ص۱۶۲-١۶٣)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">برای مشاهده تفصیلی موارد به سایت فدکیه، صفحه مباحث علوم قرآنی، صفحه «</span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فلیقرأ کل رجل منکم کما علّم</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-000-000/q-tfs-000-008-00021.html)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">» مراجعه فرمایید.</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>