# برخورد دوگانه اهل سنت در مواجهه با روایات موهم تحریف قرآن کریم

# [مقدمه]



# [سيره عملی شیعه نسبت به مصحف]

<span lang="AR-SA">ا[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span>](#_ftn1)گر بنا بر تخریب شیعه نباشد و واقعیت خارجی زندگی شیعه، مدّ نظر قرار گیرد، مسلمان و کافر شک نمیکنند که قرآن کریم و مصحف شریف در خانه هر شیعه حرف اول را میزند،</span>

<span lang="AR-SA">بنده شیعه هستم، اما از وقتی خودم را شناختم حرف به حرف مصحف شریف برایم محترم بوده، </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">متن بالا، فصلی است از فصول مقاله «مصاحف قرآن کریم؛ شبه هولوگرامی تحریف ناپذیر»</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١. مسّ مصحف؛ شرط طهارت]

<span lang="AR-SA">فتوای همه مراجع است که دست بدون طهارت بر یک حرف مصحف نمی توان گذاشت، و این مال امروز نیست، تمام شیعه از عالم و عامی، از فقیه و مقلد، از عصر ائمه تا امروز فرهنگسازی کردند، و منکر این مطلب چشم خود را به واضحات میبندد،</span>

# [٢.ختم قرآن]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>صغیر و کبیر شیعه برای ختم قرآن چه میکنند،</span>

# [٣.قرآن بر سر گرفتن]

<span lang="AR-SA">شبهای قدر حتی یک ورق قرآن بر سر میگیرند و خدا را به آن قسم میدهند، </span>

# [۴. کراهت بیع مصحف]

<span lang="AR-SA">بیع مصحف را زیبنده نمیدانند و به جای کلمه خرید میگویند هدیه کردم، </span>

# [۵. کربلایی کاظم]

<span lang="AR-SA">افتخار میکنند که کربلائي کاظم ساروقی[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1) به عنایت حضرت حجت حافظ قرآن شد با عجائبي که در شرح حالش آمده،و....</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1)<span lang="AR-SA"> کربلایی کاظم ساروقی (</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۰۰-۱۳۷۸</span><span lang="AR-SA">ق)، از حافظان قرآن کریم. او کشاورزی ساده و بی‌آلایش بود که ظاهراً به سبب حساسیت در پرداخت به موقع سهم فقرا (زکات) از محصولاتش، مورد عنایت قرار گرفته و به نحوی معجزه‌آسا حافظ کل قرآن شده بود به گونه‌ای که سوره‌های قرآن را نه تنها از ابتدا بلکه از انتهای آنها قرائت می‌کرد و در عین اینکه سواد خواندن و نوشتن نداشت کلمات قرآن را بی‌درنگ در لابلای دیگر متون تشخیص می‌داد.</span>

<span lang="AR-SA">کربلایی کاظم به وسیله علما و بزرگان بسیاری مورد آزمایش قرار گرفت و حفظ شگفت‌آور وی از سوی آنها تایید شد.</span>

<span lang="AR-SA">زندگینامه</span>

<span lang="AR-SA">وی حدود سال </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۰۰</span><span lang="AR-SA"> قمری زاده شد و در روستای ساروق اراک زندگی می‌کرد. وی مانند بیشتر اهالی آن روستا بی‌سواد بود. شغل وی کشاورزی بود و در نهایت سادگی زندگی می‌کرد. از ویژگی‌های بارز وی ادای به‌موقع وجوهات شرعی بود، چنانکه زکات محصول گندمش را به فقرا می‌داد و حتی اگر می‌دانست صاحب زمینی اهل پرداخت زکات و حق فقرا نیست، مسأله پرداخت زکات را به وی یادآوری می‌کرد و اگر زیر بار نمی‌رفت به‌هیچ‌وجه برای او کار نمی‌کرد. حتی بنا گذاشته بود که نیمی از برداشت خود را به فقرا بدهد.</span>

<span lang="AR-SA">وی در محرم سال </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۷۸</span><span lang="AR-SA">ق، در قم درگذشت و در قبرستان نو قم یعنی قبرستان آیت الله شیخ عبدالکریم حائری به خاک سپرده شد.</span>

<span lang="AR-SA">ماجرای حافظ قرآن شدن</span>

<span lang="AR-SA">وی یک روز عصر بعد از کار روانه روستا شد و به باغ امامزاده مشهور به «هفتاد و دو تن» (محل دفن چندین امامزاده از جمله دو امامزاده به نام شاهزاده جعفر و امامزاده عبیدالله صالح) رسید و برای استراحت روی سکویی در کنار در امامزاده نشست. ناگهان دید دو جوان بسیار زیبا و جذاب نزدش می‌آیند و به او می‌گویند: نمی‌آیی برویم در این امامزاده فاتحه‌ای بخوانیم؟ محمدکاظم پذیرفت و با آنها داخل شد. آنها اول به امامزاده جلوتر وارد شدند و فاتحه‌ای خواندند و سپس به امامزاده بعدی رفتند و مشغول خواندن چیزهایی شدند که محمدکاظم نمی‌فهمید. در اینجا وی متوجه شد که در اطراف سقف امامزاده کلمات روشنی نوشته شده است و یکی از آن دو نفر به او می‌گوید:چرا چیزی نمی‌خوانی؟</span>

<span lang="AR-SA">بقعه امامزادگان هفتاد و دو تن روستای ساروق</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محمدکاظم گفت: من ملا نرفته‌ام و سواد ندارم.</span>

<span lang="AR-SA">او می‌گوید: باید بخوانی، آنگاه دست به سینه او گذاشت و کمی فشار داد.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محمدکاظم گفت: چه بخوانم؟ آن شخص آیه‌ای را خواند و گفت: اینطور بخوان.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>محمدکاظم آیه را خواند و برگشت که به آن آقا حرفی بزند و یا چیزی بپرسد ولی دید هیچکس همراهش نیست و خودش تنها در داخل حرم ایستاده و ناگهان دچار حالت مخصوصی می‌شود و بیهوش روی زمین می‌افتد.</span>

<span lang="AR-SA">هنگامی که به هوش می‌آید احساس خستگی شدید می‌کند و ضمناً به این فکر فرو می‌رود که اینجا کجاست و او در اینجا چه می‌کند؟ و سپس از امامزاده بیرون می‌آید و بار علوفه و گندم را برمی‌دارد و روانه دهکده می‌شود، ولی در میان راه متوجه می‌شود که دارد چیزهایی می‌خواند و آنگاه داستان آن دو جوان را به یاد می‌آورد و خود را حافظ همه قرآن می‌یابد.</span>

<span lang="AR-SA">وقتی به مردم برخورد می‌کند از او می‌پرسند کجا بودی؟ او چیزی نمی‌گوید و بی‌درنگ نزد پیشنماز روستا به نام حاج‌آقاصابر اراکی می‌رود و داستان خودش را هم می‌گوید. پیشنماز بدو می‌گوید: شاید خواب دیده‌ای شاید خیال می‌کنی؟ محمدکاظم می‌گوید: خیر، بیدار بودم و با پای خودم به امامزاده رفتم و همراه آن دو نفر چنین و چنان شد، و حالا هم همه قرآن را حفظ دارم. پس از آن پیشنماز، قرآن می‌آورد و آیات مختلف و چند سوره بزرگ را از او می‌پرسد و او همه را از برمی‌خواند. مردم دهکده دور او جمع شدند تا ببینند حاج‌آقاصابر در این باره چه می‌گوید. حاج‌آقاصابر پس از امتحانات فراوان، به زبان محلی جمله‌ای می‌گوید که معنیش این است: «کارش درست شده، و یک مسأله مهمی برایش پیش آمده، و نظر کرده شده است...».</span>

<span lang="AR-SA">آزمون در کشورهای مختلف</span>

<span lang="AR-SA">هنگامی که داستان او از محل زندگیش به جاهای دیگر نقل شد او را به شهرهای ایران مانند ملایر، تویسرکان، همدان، کرمانشاه، کنگاور، تهران، قم، مشهد و نیز کاظمین و کربلا و نجف و کویت و حجاز بردند تا مسلمانان و غیرمسلمانان از نزدیک او را ببینند و با دیدن این معجزه زنده، ایمانشان به جهان غیب محکمتر شود.</span>

<span lang="AR-SA">سخنان برخی از مراجع تقلید و بزرگان</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله حجت کوه کمری</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله حجت کوه کمری از مراجع تقلید در حوزه علمیه قم بود که نسبت به کربلایی کاظم محبت و عنایت خاصی داشت و هر گاه او را می‌دید احترام گزارده او را معجزه مقام ولایت می‌دانست و مساعدت مالی می‌کرد.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله سید محمد تقی خوانساری</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله سید محمد تقی خوانساری صاحب داستان مشهور نماز باران و از مراجع تقلید، پس از امتحانات متعدد به کربلایی کاظم گفت: آیا می‌توانی قرآن را از آخر به اول بخوانی، او گفت: بلی و شروع کرد به خواندن سوره بقره که بزرگترین سوره قرآن است و بعد از قرائت چند آیه، خوانساری گفت: بسیار عجیب است، من </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۶۰</span><span lang="AR-SA"> سال است سوره قل هو الله احد را می‌خوانم و نمی‌توانم بدون تأمل آن را از آخر به اول بخوانم ولی این مرد عامی دهاتی سوره بقره را که </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۸۶</span><span lang="AR-SA"> آیه است بدون تأمل به شماره معکوس می‌خواند.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله میرزا مهدی شیرازی</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله میرزا مهدی شیرازی در کربلا ساکن بود و جمعی از علماء و آیت الله میلانی نیز در منزل وی بودند و کربلایی کاظم را مورد آزمایش قرار دادند، هر کس آیه‌ای را می‌پرسید، کربلایی کاظم محل آن را گفته آیه قبل و بعد آن را قرائت می‌کرد.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله علامه طباطبایی</span>

<span lang="AR-SA">علامه طباطبایی او را یک معجم المفهرس و کشف الآیات متحرک می‌خواند.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله کاشانی از جمله کسانی است که کربلایی کاظم را ملاقات کرده و در معرفی او به جوانان و سایر طبقات مردم سعی فراوان داشته است. وی از موقعیت اجتماعی و سیاسی خود استفاده کرده مصاحبه مطبوعاتی تشکیل داد و بسیاری از خبرنگاران در آن حضور یافتند و مشاهدات خود را در مورد اعجاز کربلایی کاظم گزارش دادند که در برخی روزنامه‌های همان زمان درج گردید.</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله دستغیب</span>

<span lang="AR-SA">شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب در کتاب داستانهای شگفت می‌نویسد: در سالنامه نور دانش سال </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۳۵</span><span lang="AR-SA"> صفحه </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۲۳</span><span lang="AR-SA"> عکس کربلایی محمدکاظم مزبور را چاپ کرده و مقاله‌ای تحت عنوان «نمونه‌ای از اشراقات ربانی» نوشته و در آن شهادت عده‌ای از بزرگان علما بر خارق العاده بودن امر او را نقل نموده است. وی در ادامه می‌گوید: از مجموع دست‌خطهای فوق موهبتی بودن حفظ قرآن کربلایی ساروقی به دو دلیل ثابت می‌شود:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بی‌سوادی او که عموم اهالی ده او شهادت می‌دهند و کسی خلاف آن را نگفته است. نگارنده شخصاً از ساروقیهای ساکن تهران تحقیق نمودم و با این که موضوع بی‌سوادی او در جراید کثیرالانتشار چاپ و منتشر شده با این حال، هیچ کس تکذیب نکرده است.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعضی از خصوصیات حفظ قرآن او که از عهده تحصیل و درس خواندن خارج است به شرح زیر:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه یک کلمه عربی یا غیر عربی بر او خوانده شود فوراً می‌گوید که در قرآن هست یا نیست.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اگر یک کلمه قرآنی از او پرسیده شود فوراً می‌گوید در چه سوره و کدام جزء است.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه کلمه‌ای در چند جای قرآن مجید آمده باشد تمام آن موارد را بدون وقفه می‌شمارد و دنباله هر کدام را می‌خواند.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه در یک آیه یک کلمه یا یک حرکت غلط خوانده شود یا زیاد و کم کنند بدون اندیشه متوجه می‌شود و خبر می‌دهد.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه چند کلمه از چند سوره به دنبال هم خوانده شود محل هر کلمه را بدون اشتباه بیان می‌کند.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هر آیه یا کلمه قرآنی را از هر قرآنی که به او می‌دهند آناً نشان می‌دهد.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هرگاه در یک صفحه عربی یا غیر عربی یک آیه مطابق سایر کلمات نوشته شود آیه را تمیز می‌دهد که تشخیص آن برای اهل فضل نیز دشوار است</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله مکارم شیرازی</span>

<span lang="AR-SA">آیت الله مکارم شیرازی در نوشته‌ای چنین می‌گوید:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بسم الله الرحمن الرحیم.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اولین بار که مرحوم کربلایی کاظم را در حومه ملایر دیدم قیافه ساده او چنان بود که انسان فکر می‌کرد سوره حمد نماز خودش را نیز درست بلد نیست، اما وقتی گفتند این مرد روستایی درس‌نخوانده، طی یک حادثه عجیب و آمیخته با موهبت الهی حافظ کل قرآن شده است، فهمیدم پشت این چهره دریایی از خلوص وجود دارد و برای امتحان او را آزمایش کردم، کاملاً بر آیات قرآن مسلط بود.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعدها آوازه او بالا گرفت و به قم آمد و مورد استقبال فضلای حوزه علمیه و مراجع بزرگ قرار گرفت و با امتحانات پی در پی ثابت شد این مسأله یک امر عادی نیست، همه جا با اعجاب از او یاد می‌شد و مورد اکرام و احترام بود، تسلط او به پیدا کردن آیات از نسخ مختلف قرآن، عجیب‌تر از حافظه او بود، هرگاه قرآنی به دست او می‌دادند و می‌گفتند فلان آیه را پیدا کن، قرآن را باز می‌کرد آیه در همان صفحه یا یک ورق بعد و یا قبل بود، شرح حال او آمیخته با قرائن فراوان بود، حتی افراد دیرباور را به خضوع وادار می‌نمود، خداوند رحمتش کند، و با قرآن مجید و آورنده آن محشورش فرماید.</span>

<span lang="AR-SA">فدائیان اسلام</span>

<span lang="AR-SA">کربلایی کاظم و نواب صفوی</span>

<span lang="AR-SA">نواب صفوی در جاهای مختلفی کربلایی کاظم را به همراه خود می‌برد و در تمام مجالس او را به عنوان معجزه الهی معرفی نموده و در عرشه منبر می‌نشاند و از حضار در مجلس می‌خواست تا از او در زمینه معجزه‌اش سؤال کنند و خبرنگاران روزنامه و مجلات داخلی و خارجی را برای مصاحبه با او و مخابره معجزه‌اش به تمام دنیا دعوت نمود.</span>

<span lang="AR-SA">عبدالحسین واحدی، مرد شماره دوم فدائیان اسلام، کلماتی متشابه از چند سوره را کنار هم گذارده در محضر جمعی از علماء آنها را خواند، هیچ کس احتمالی نداد که آنها تلفیقی باشد، چون خیلی متشابه بودند ولی کربلایی کاظم، کلمه کلمه آن را خوانده، بیان کرد این متعلق به کدام آیه و از کدام سوره است که تقریباً آنها </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۰</span><span lang="AR-SA"> کلمه از </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲۰</span><span lang="AR-SA"> آیه بودند، و او همه را یک به یک نام برد و آنها را تلاوت کرد و در آخر هم گفت، چند واو هم از جیب خودتان به آن اضافه کرده اید، این امتحان در برابر گروه زیادی از علماء بود و همه به کربلایی کاظم احسنت گفته و بر او آفرین خواندند، و بعضی از بزرگان از جا برخاسته بوسه در دست کربلایی کاظم زدند.</span>

<span lang="AR-SA">شهید خلیل طهماسبی، از نزدیکان شهید نواب صفوی، طی یادداشتی در </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۳۰</span><span lang="AR-SA"> رمضان </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳۷۳</span><span lang="AR-SA">ق می‌نویسد:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هو العزیز</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>به نام خدای توانا</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بهترین تحفه و هدیه من به مردان خدا سخن خدا و سخن اولیاء خداست، این کتاب مفاتیح الجنان را به پدر بزرگوارم جناب آقای کربلایی کاظم حافظ القرآن به عنوان یادگار تقدیم می‌کنم که این سند زنده اعجاز آل محمد و حافظ تمام قرآن در عوض این تحفه در طول (سال/عمر؟) دوازده ختم قرآن قرائت و هدیه به روح معصومین سلام الله علیهم اجمعین بنماید... ثوابش به روح و روان پدر و مادرش باشد، شاید به لطف خدای عزیز از مدافعین سرسخت قرآن باشم و به خاطر حفظ و دفاع از این قرآن، رویم به خونم رنگین شود به صاحب قرآن با سرافرازی ملحق شوم.</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(سایت ویکی شیعه، مدخل </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کربلایی کاظم</span>](https://fa.wikishia.net/view/%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%82%DB%8C)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [۶. استخاره]

<span lang="AR-SA">اگر بنا بر تخریب شیعه نباشد و واقعیت خارجی زندگی شیعه، مدّ نظر قرار گیرد، مسلمان و کافر شک نمیکنند که قرآن کریم و مصحف شریف در خانه هر شیعه حرف اول را میزند، حتی علمای شیعه رسم استخاره به مصحف برای مردم را دارند و مشهور است،</span>

#### **<span lang="FA">\[استخاره نزد اهل سنت\]</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و نمیدانم استخاره به مصحف بین علمای اهل سنت چگونه است؟ شنیده‌ام استخاره نمیکنند، یکی از علما میفرمودند در سامرا دیدم عالم سنی که زیاد با شیعه‌ها برخورد داشت او هم برای اهل سنت استخاره میکرد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)، و قضیه ولید و شعر «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">تهددنی بجبار عنید</span>**<span lang="AR-SA">» در کتب اهل سنت آمده است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2). و العلم عند الله سبحانه.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مرحوم آیت‌الله بهجت در این‌باره می‌فرمایند:</span>

<span lang="AR-SA">استخاره به معناى دعا و طلب خير يعنى «خِرْ لى فى هذَا اْلأَمْرِ»؛ (در اين امر براى من خير مقرّر فرما.) از عامّه نيز نقل شده است، ولى استخاره به عنوان مشورت با خدا و به معناى طلب اختيار و انتخاب گويا مخصوص شيعه است، و بنده در كتاب‏هاى عامّه{عامه یعنی سنی ها} نديده‏ام و از آن‏ها نقل نشده است. البته در سامرا امام جماعت سنّى‏ها به نام مُلاّ توفيق در حرم امام هادى ـ عليه‏السّلام ـ هر روز روبروى ضريح آن حضرت مى‏نشست و مقدارى قرآن مى‏خواند و سپس مثل شيعه استخاره مى‏كرد. گويا اين گونه استخاره كردن با قرآن را از علماى شيعه ياد گرفته بود</span><span dir="LTR">.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA">ابن‌اثیر</span><span lang="FA"> این قضیه را از مشهورات </span><span lang="FA">می‌داند</span><span lang="FA"> و </span><span lang="FA">می‌گوید</span><span lang="FA">:</span>

<span lang="FA">ومما شهر عنه أنه فتح المصحف فخرج: {واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد} \[إبراهيم: ١٥\] ، فألقاه ورماه بالسهام وقال:</span>

<span lang="FA">تهددني بجبار عنيد ... فها أنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA">إذا ما جئت ربك يوم حشر ... فقل يا رب مزقني الوليد</span>

<span lang="FA">فلم يلبث بعد ذلك إلا يسيرا حتى قتل.</span>

<span lang="FA">ومن حسن الكلام ما قاله الوليد لما مات مسلمة بن عبد الملك، فإن هشاما قعد</span><span lang="FA"> (</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">الكامل في التاريخ</span>](https://shamela.ws/book/21712/2277#p3) <span lang="FA">، ص ٣٠٧)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ومما يحكى عن الوليد بن يزيد: أنه **استفتح فألا** في المصحف فخرج واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>فألقاه ورماه بسهام وقال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تهددني بجبار عنيد ... نعم، أنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إذا ما جئت ربك يوم بعث ... فقل: يا رب خرقني الوليد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(وافر) فلم يلبث بعد هذا إلا يسيرا <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حتى قتل. (كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية</span>](https://shamela.ws/book/12400/127#p8)<span style="mso-bidi-language: FA;"> <span lang="FA">، ص ١٣٣)</span></span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[وقد روى أبو عبيدة المرزباني، قال: حدثنا أحمد بن كامل، قال: كان الوليد بن يزيد زنديقا، وأنه فتح المصحف يوما فرأى فيه (واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد) فألقاه ورماه بالسهام، وقال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تهددني بجبار عنيد ... فها أنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إذا ما جئت ربك يوم حشر ... فقل يا رب حرقني الوليد\] </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">المنتظم في تاريخ الملوك والأمم</span>](https://shamela.ws/book/12406/2467#p17)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ص ٢۴٠-٢۴١)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">جالب در میان عبارات، کلام ابن حاج ، فقیه مالکی است که در بیان حکم تفأل به قرآن، ماجرای ولید را گوشزد </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌کند</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> که فال زدن چنین عواقبی هم دارد:</span>

<span lang="FA">وأشد من ذلك التفاؤل في فتح الختمة، والنظر في أول سطر يخرج منها، أو غيره، وذلك باطل، وقد نهي عنه؛ بيان ذلك أنه قد يخرج له منها آية عذاب ووعيد فيقع له التشويش من ذلك فرفع عنه ذلك حتى تنقطع عنه مادة التشويش، بل يخشى عليه أن يقع له ما هو أشد من ذلك ويئول أمره إلى الخطر العظيم ألا ترى إلى ما جرى لبعض الملوك أنه فتح المصحف ليأخذ منه الفأل فوجد في أول سطر منه {واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد} \[إبراهيم: ١٥\] فوجد من ذلك أمرا عظيما حتى خرج بذلك عن حال المسلمين وجرت منه أمور لا يمكن ذكرها لمنافرتها لحال المسلمين، ومن الذخيرة قال الطرطوشي - رحمه الله تعالى -: إن أخذ الفأل بالمصحف وضرب الرمل ونحوهما حرام وهو من باب الاستقسام بالأزلام مع أن الفأل حسن بالسنة، وتحريره أن الفأل الحسن هو ما يعرض من غير كسب مثل قائل يقول: يا مفلح ونحوه.</span><span lang="FA">(</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">المدخل</span>](https://shamela.ws/book/11406/273#p2)<span lang="FA"> لابن الحاج</span><span lang="FA">، ص ٢٧٨)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و از آن </span><span lang="FA">جالب‌تر</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">این عبارت:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">يقال: إنه تفاءل في المصحف، فخرج له {واستفتحوا وخاب كل جبار عنيد} فجعل المصحف غرضا للسهام وكان يرميه ويقول: \[من الوافر\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أتوعد كل جبار عنيد ... فهأنا ذاك جبار عنيد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إذا وافيت ربك يوم حشر ... فقل يا رب مزقني الوليد</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ومن هنا **حرّم الشافعي التفاؤل بالمصحف.**(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قلادة النحر</span>](https://shamela.ws/book/29560/599#p10)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> في وفيات أعيان الدهر، ص ٨٢)</span>

<span lang="FA">آلوسی نیز در مورد استخاره به قرآن </span><span lang="FA">تعبیر قابل توجّهی دارد. او استخاره به قرآن را از استخارات شایع می‌داند، مطلبی که نشان از وجوه سیره عمومی بر انجام آن حتی در میان عامه است. سپس می‌گوید</span><span lang="FA">:</span>

**<span lang="AR-SA">ومن الاستخارات الشائعة</span>**<span lang="AR-SA"> (الاستخارة بالقرآن ويسمونها تفاؤلا **ولهم فيها كيفيات شتى** والظاهر أن ذلك مما لا دليل على مشروعيته. وفي شرح فقه الأكبر لعلي القارئ ما نصه ومن جملة علم الحروف فال المصحف حيث يفتحونه وينظرون في أول صفحة أي حرف وافقه وكذا في سابع الورقة السابعة فإذا جاء حرف من الحروف المركبة من تشخلا كم حكموا بأنه غير مستحسن وفي سائر الحروف بخلاف ذلك. وقد خرج ابن العجمي في منسكه قال ولا يؤخذ الفال من المصحف قال **العلماء اختلفوا في ذلك فكرهه بعضهم وأجازه بعضهم ونص المالكية على تحريمه** انتهى. ولعل من أجاز أو كره من اعتمد على المعنى ومن حرمه من اعتبر حروف المبنى فإنه في معنى الاستقسام بالأزلام انتهى كلام القاري. والذي أميل إليه الكراهة مطلقا ولا يبعد القول بالحرمة كذلك فتأمل</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> (</span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">غرائب الاغتراب</span>](https://shamela.ws/book/475/19#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ص ١٩)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [٧. قرآن بالای سر مسافر]

<span lang="AR-SA">رسم رائج قرآن بالای سر مسافر گرفتن را همه میدانند، گمان نمیکنم منصفی پیدا شود و بگوید شیعه‌ها در این کارها تصنعی رفتار میکنند، لا اقل خود شیعه‌ها یقین دارند که برخورد آنها با مصحف شریف چگونه است، علمای شیعه در ده‌ها مورد احکام و مسائل خاصه مصحف شریف را ذکر میکنند:</span>

# [٨. فضیلت کتابت مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>از فضیلت کتابت مصحف که صدقه جاریه است که پس از مردن برای مؤمن باقی میماند[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)،</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">1- ل، الخصال أبي عن سعد عن اليقطيني عن محمد بن شعيب عن الهيثم بن أبي كهمش عن أبي عبد الله ع قال: ست خصال ينتفع بها المؤمن من بعد موته ولد صالح يستغفر له و مصحف يقرأ منه و قليب يحفره و غرس يغرسه و صدقة ماء يجريه و سنة حسنة يؤخذ بها بعده‏( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۸۹ ؛ ص۳۴)</span>

<span lang="AR-SA">و قال ابن عباس رضي الله عنه قال قال رسول الله ص‏: سبعة أشياء يكتب للعبد ثوابها بعد وفاته رجل غرس نخلا و حفر بئرا و أجرى نهرا و بنى مسجدا و كتب‏ مصحفا و ورث علما و خلف ولدا صالحا يستغفر له بعد وفاته.( معدن الجواهر و رياضة الخواطر ؛ ص۵۹)</span>

<span lang="AR-SA">و قال ع في كتاب روى صاحب جمل الغرائب في كتابه بإسناد له‏عن النبي ص أنه قال: خمسة في قبورهم و ثوابهم يجري إلى ديوانهم من غرس نخلا و من حفر بئرا و من بنى لله مسجدا و من كتب‏ مصحفا و من خلف ابنا صالحا.( جامع الأخبار(للشعيري) ؛ ص۱۰۵)</span>

<span lang="AR-SA">قال ابن عباس رضي الله عنه قال رسول الله ص‏ سبعة أسباب يكتب للعبد ثوابها بعد وفاته رجل غرس نخلا أو حفر بئرا أو أجرى نهرا أو بنى مسجدا أو كتب‏ مصحفا أو ورث علما أو خلف ولدا صالحا يستغفر له بعد وفاته‏( مجموعة ورام ؛ ج‏۲ ؛ ص۱۱۰)</span>

<span lang="AR-SA">این سیره عملی در میان اصحاب و علماء نیز رواج داشته است. به عنوان نمونه در زندگی نامه جناب محمد بن موسی علیهما السلام، برادر احمد بن موسی علیهماالسلام شاهچراغ آمده است که ایشان کتابت قرآن می کردند و از اجرت آن هزار بنده آزاده کردند:</span>

<span lang="AR-SA">و أما محمد بن موسى ع ففي الإرشاد أنه من أهل الفضل و الصلاح ثم ذكر ما يدل على مدحه و حسن عبادته و في رجال الشيخ أبي علي نقلا عن حمد الله المستوفي في نزهة القلوب أنه مدفون كأخيه شاه‏چراغ في شيراز و صرح بذلك أيضا السيد الجزائري في الأنوار قال و هما مدفونان في شيراز و الشيعة تتبرك بقبورهما و تكثر زيارتهما و قد زرناهما كثيرا انتهى.</span>

<span lang="AR-SA">يقال إنه في أيام الخلفاء العباسية دخل شيراز و اختفى بمكان و من أجرة كتابة القرآن‏ أعتق ألف نسمة(بحار الانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۱)</span>

<span lang="AR-SA">در وصف جناب ابراهیم میسی از علماء جبل عامل نیز آمده است: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و كان حسن الخط جدا، كتب بخطّه مصحفا في غاية الحسن و الصحة</span><span lang="AR-SA">(موسوعة طبقات الفقهاء،‌ج ١٠،‌ص ١٧)</span>

<span lang="AR-SA">مرحوم صدر نیز در وصف شیخ انصاری چنین </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌نویسد</span><span lang="AR-SA">: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حدّثني بعض إخوته أنه لم يترك مستحبّا شرعيّا ماليّا أو عمليّا إلّا فعله، حتّى كتابة المصحف. كتب مصحفا بقلم</span><span lang="AR-SA"> يده لمحض استحباب كتابة المصحف(</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تكملة أمل الآمل، ج‏6، ص: 43</span><span lang="AR-SA">)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [٩. فضیلت نگاه به مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>از نگاه به مصحف که عبادت است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)، </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span lang="AR-SA">۱۹- باب استحباب القراءة في المصحف و إن كان يحفظ القرآن و استحباب النظر في المصحف‏</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۴- ۱</span><span lang="AR-SA">- و ۷۷۳۵- ۲-محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن يعقوب بن يزيد رفعه إلى أبي عبد الله ع قال: من قرأ القرآن في المصحف متع ببصره و خفف على والديه و إن كانا كافرين.</span>

<span lang="AR-SA">و رواه الصدوق في ثواب الأعمال عن محمد بن الحسن عن الصفار عن أحمد بن أبي عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن رجل عن العوام رفعه‏ مثله إلا أنه قال في المصحف نظرا</span>

<span lang="AR-SA">و زاد و بهذا الإسناد رفعه إلى النبي ص قال:- ليس شي‏ء أشد على الشيطان من القراءة في المصحف نظرا</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۶- ۳-<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span> و عن علي بن محمد عن ابن جمهور عن محمد بن عمرو بن مسعدة عن الحسن بن راشد عن جده عن أبي عبد الله ع قال: قراءة القرآن في المصحف تخفف العذاب عن الوالدين و لو كانا كافرين.</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۷- ۴-<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span> و عنهم عن سهل بن زياد عن يحيى بن المبارك عن عبد الله بن جبلة عن معاوية بن وهب عن إسحاق بن عمار عن أبي عبد الله ع قال: قلت له جعلت فداك إني أحفظ القرآن- على‏ ظهر قلبي فأقرؤه على ظهر قلبي أفضل أو أنظر في المصحف قال فقال لي بل اقرأه و انظر في المصحف فهو أفضل أ ما علمت أن النظر في المصحف عبادة.</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۸- ۵- الحسن بن محمد الطوسي في أماليه عن أبيه عن جماعة عن أبي المفضل عن أبي الليث محمد بن معاذ عن أحمد بن المنذر عن عبد الوهاب بن همام عن أبيه همام بن نافع عن همام بن منبه عن حجر المدري عن أبي ذر في حديث قال سمعت رسول الله ص يقول‏ النظر إلى علي بن أبي طالب عبادة و النظر إلى الوالدين برأفة و رحمة عبادة و النظر في الصحيفة يعني صحيفة القرآن عبادة و النظر إلى الكعبة عبادة.</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۳۹- ۶- محمد بن علي بن الحسين قال روي‏ أن النظر إلى الكعبة عبادة إلى أن قال و النظر إلى‏ المصحف‏ من غير قراءة عبادة الحديث.( وسائل الشيعة ؛ ج‏۶ ؛ ص۲۰۴-٢٠۵)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١٠.حرمت تنجیس مصحف]

<span lang="AR-SA">از حرمت تنجیس مصحف و وجوب فوری تطهیر آن در صورت نجس شدن[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)، </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">٢١ - مسألة يجب الإزالة عن ورق المصحف الشريف و خطه بل عن جلده و غلافه مع الهتك كما أنه معه يحرم مس خطه أو ورقه بالعضو المتنجس و إن كان متطهرا من الحدث و أما إذا كان أحد هذه بقصد الإهانة فلا إشكال في حرمته(العروة الوثقی، ج ١،‌ص ٩٠)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١١. ارث مصحف برای پسر بزرگ]

<span lang="AR-SA">ارث مصحف برای پسر بزرگ[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)،</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">المسألة <span class="m">الثالثة</span> من متفردات الإمامية و معلومات مذهبهم أنه <span class="m">يحبى الولد الأكبر من تركة أبيه بثياب بدنه و خاتمه و سيفه و مصحفه</span> و بذلك تظافرت نصوصهم عن أئمتهم (عليهم السلام). </span>

<span lang="AR-SA">ففي </span><span lang="AR-SA">صحيح ربعي بن عبد الله عن أبي عبد الله (عليه السلام) </span><span lang="AR-SA">«إذا مات الرجل فلأكبر ولده سيفه و مصحفه و خاتمه و درعه». </span>

<span lang="AR-SA">و حسن حريز: </span><span lang="AR-SA">«إذا هلك الرجل و ترك بنين فللأكبر الدرع و السيف و الخاتم و المصحف، فان حدث به حدث فللأكبر منهم».(جواهر الکلام، ج ٣٩،‌ص ١٢٧)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١٢. تزیین مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تزیین مصحف،</span>

# [١٣. تعلیق مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تعلیق مصحف[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)،</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">- جعفر، عن أبيه‏: أنه كان يستحب أن يعلق‏ المصحف‏ في البيت، يتقى به من الشياطين قال: «و يستحب أن لا يترك من القراءة فيه»<span class="MsoFootnoteReference">(</span> قرب الإسناد (ط - الحديثة) ؛ النص ؛ ص۸۷)</span>

<span lang="AR-SA">۲۰- باب استحباب اتخاذ المصحف في البيت و أن يعلق فيه و كراهة ترك القراءة فيه و حكم بيعه و شرائه و أخذ الأجرة على كتابته و تعليمه و تزيينه بالذهب و كتابته به‏</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۴۰- ۱- محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن الحسين بن الحسن الضرير عن حماد بن عيسى عن‏ أبي عبد الله ع قال: إنه ليعجبني أن يكون في البيت مصحف يطرد الله عز و جل به الشياطين.</span>

<span lang="AR-SA">و رواه الصدوق في ثواب الأعمال عن أبيه عن علي بن الحسين السعدآبادي عن أحمد بن أبي عبد الله البرقي عن علي بن الحسين‏ مثله‏</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۴۱- ۲-و عنهم عن سهل بن زياد عن ابن فضال عمن ذكره عن أبي عبد الله ع قال: ثلاثة يشكون إلى الله عز و جل مسجد خراب لا يصلي فيه أهله و عالم بين جهال و مصحف معلق قد وقع عليه الغبار لا يقرأ فيه.</span>

<span lang="AR-SA">و رواه الصدوق في الخصال‏ كما مر في المساجد</span>

<span lang="AR-SA">۷۷۴۲- ۳-عبد الله بن جعفر في قرب الإسناد عن الحسن بن ظريف عن الحسين بن علوان عن جعفر ع عن أبيه‏ أنه كان يستحب أن يعلق‏ المصحف‏ في البيت يتقى به من الشياطين قال و يستحب أن لا يترك من القراءة فيه.</span>

<span lang="AR-SA">أقول: و تقدم ما يدل على ذلك‏<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span> و يأتي ما يدل على بقية الأحكام في التجارة(وسائل الشيعة ؛ ج‏۶ ؛ ص۲۰۵-٢٠۶)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [١۴. قرائت قرآن از روی مصحف]

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قرائت قرآن از خصوص مصحف، و...<sup> [<span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span>](#_ftn1)</sup><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>، </span>

#### <span lang="FA">\[کلام علامه مجلسی\]</span>

<span lang="AR-SA">حتی علامه مجلسی قده پرت کردن مصحف را به قصد اهانت موجب کفر می‌داند:</span>

> **<span lang="AR-SA">أو ارتكاب أعمال يوجب الارتداد، كوطي المصحف‏ الكريم بالرجل، و رميه</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[2\]</span></span>](#_ftn2)<span lang="AR-SA"> .</span>**

## **<span lang="FA">\[مصحف نزد اهل البیت علیهم السلام\]</span>**

<span lang="AR-SA">اگر این مصحف نعوذ بالله ربطي به قرآن ندارد پس این همه سفارش اهل البیت به قرآن برای چیست [<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3)؟ آیا معقول است برای مصحف در منزل خودشان باشد؟ علاوه اینکه مصحف دیگری هم به دست شیعه ندادند بلکه از قرائت غیر آن هم نهی کردند[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">به این موارد می توان اضافه کرد:</span>

**<span lang="AR-SA">١.امور تابع مصحف و احکام آن:</span>**

<span lang="AR-SA">احترام مصحف در میان مسلمانان به اندازه ای است که نه تنها خط مصحف شریف، بلکه آلات مصحف(</span><span lang="AR-SA">مجموع اجزاى قرآن مانند ورق، جلد و قالب، به جز نوشته‌ها.:و المراد بها ما عدا كتابة القرآن، من قبيل: الغلاف و الجلد و الكيس و اللفائف الدفّتين اللتين تحفظان الأوراق من الجانبين و الحديد الذي يجمع الأوراق و الخيط الذي يشدّ به المجموع</span><span lang="AR-SA">) و حاشیه آن نیز حرمت دارد. این مطلب در احکام فقهی متعددی نمایان می شود که عبارتند از:</span>

<span lang="AR-SA">الف) حرمت نجس کردن آلات اختصاصی مصحف</span>

<span lang="AR-SA">ب) وجوب فوری ازاله نجاست از جلد و غلاف مصحف</span>

<span lang="AR-SA">ج) کراهت مس آلات مصحف برای محدث به حدث اکبر(موسوعه الفقه الاسلامی، ج ١، ص ٢٧٨ و جلد: ۱۴، صفحه: ۳۸)</span>

**<span lang="AR-SA">٢. حرمت قرار گرفتن مصحف در دست کافر</span>**

<span lang="AR-SA">این مطلب به هر سببی باشد تفاوتی نمی کند، خواه بیع یا هبه یا اجاره و یا عاریه و یا حتی اباحه معوضه و على هذا الرأي اتّفاق فقهائنا كافّة إلّا بعض المعاصرين فشكّك في الحرمة المذكورة. (موسوعه الفقه الاسلامی، ج ٣،‌ص ۴١٨)</span>

**<span lang="AR-SA">٣. تحقق ارتداد با هتک حرمت مصحف(مانند پرت کردن مصحف در زباله دان و پاره کردن آن): </span>**

<span class="m"><span lang="AR-SA">في المرتد، و هو الذي يكفر بعد الإسلام</span></span><span lang="AR-SA"> سواء كان الكفر سبق إسلامه أم لا، و يتحقق ... بكل فعل دال صريحا على الاستهزاء بالدين و الاستهانة به و رفع اليد عنه، كإلقاء المصحف في القاذورات و تمزيقه و استهدافه و وطئه(جواهر الکلام (ط. القدیمة)، جلد: ۱، صفحه: ۱۲) و موسوعة الفقه الاسلامی، ج ٨، ص ٣۶٩</span>

**<span lang="AR-SA">۴. حرمت ازاله نجاست به اوراق مصحف و تحقق ارتداد بنابر فتوای بعض:</span>**

<span lang="AR-SA">إزالة النجاسة بالأشياء المحترمة ممّا يكون احترامه واجباً في الدين أو المذهب، فتكون إزالة النجاسة به استهانة به، صرّح الفقهاء بذلك في باب الاستنجاء، و مثّلوا له بالمطعوم، و ورق المصحف الشريف، و ما كتب عليه أسماء اللّٰه تعالى و صفاته و أسماء الأنبياء عليهم السلام و سائر العلوم الدينية، و غير ذلك، بل صرّح بعضهم بأنّ‌ الاستنجاء ببعض المحترمات مع قصد الإهانة يوجب الكفر.(موسوعة الفقه الاسلامی، ج ١٠، ص ٢٩٧)</span>

**<span lang="AR-SA">۵. قسم خوردن به مصحف </span>**

<span lang="AR-SA">که در میان مردم شایع است و بسیار سنگین. در فقه هم در بحث قسم خوردن انسان لال،‌به این مطلب اشاره شده است و در این زمینه روایتی از امیرالمومنین علیه السلام نقل کرده اند:</span>

<span lang="AR-SA">و</span><span lang="AR-SA"> ذكر المصنف هنا أنه قيل: حلفه بخصوص وضع يده على اسم الله في المصحف أو يكتب اسمه سبحانه و يوضع يده عليه إن لم يوجد المصحف. و قيل: يكتب صورة اليمين في لوح مثلا و يغسل و يؤمر بشربه بعد إعلامه، فان شربه كان حالفا، و إن امتنع ألزم الحق استنادا إلى حكم علي (عليه السلام) في واقعة الأخرس المشهورة المروية في </span><span lang="AR-SA">صحيح محمد بن مسلم قال: </span><span lang="AR-SA">«سألت أبا عبد الله (عليه السلام) عن الأخرس كيف يحلف إذا ادعي عليه دين فأنكر؟ فقال: إن أمير المؤمنين (عليه السلام) أتي بأخرس فادعي عليه فأنكر و لم يكن للمدعي بينة، فقال أمير المؤمنين (عليه السلام): الحمد لله الذي لم يخرجني من الدنيا حتى بلغت للأمة جميع ما تحتاج إليه، ثم قال: ائتوني بمصحف فأتي به، فقال للأخرس: ما هذا فرفع رأسه إلى السماء و أشار إلى أنه كتاب الله تعالى، ثم قال: ائتوني بوليه، فأتي له بأخ فأقعده إلى جنبه، ثم قال: يا قنبر علي بدواة و صحيفة، فأتاه بهما، ثم قال لأخ الأخرس: قل لأخيك: هذا بينك و بينه أنه علي، فتقدم إليه بذلك، ثم كتب أمير المؤمنين (عليه السلام) و الله الذي لا إله إلا هو عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم الطالب الغالب الضار النافع المهلك المدرك الذي يعلم السر و العلانية أن فلان بن فلان المدعي ليس له قبل فلان بن فلان أعني الأخرس حق و</span><span lang="AR-SA">و لا طلبة بوجه من الوجوه و لا سبب من الأسباب، ثم غسله و أمر الأخرس أن يشربه، فامتنع فألزمه الدين».( جواهر الکلام (ط. القدیمة)، جلد: ۴۰، صفحه: ۲۳۷)</span>

**<span lang="AR-SA">۶. استحباب طهارت برای حمل مصحف: جواهر الکلام (ط. القدیمة)، جلد: ۱، صفحه: ۱۲</span>**

**<span lang="AR-SA">٧. کراهت حمل مصحف در بیت الخلاء و احتراز عموم متشرعه از آن: و يكره للرجل أن يدخل الخلاء و معه مصحف فيه القرآن(الهدایه، ص ٧٨) و بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏۷۷ / ۱۹۱</span>**

**<span lang="AR-SA">٨.حرمت کتابت قرآن با مرکب نجس: </span>**<span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">٢٢ - مسألة يحرم كتابة القرآن بالمركب النجس</span>

<span lang="AR-SA">و لو كتب جهلا أو عمدا وجب محوه كما أنه إذا تنجس خطه و لم يمكن تطهيره يجب محوه(العروة الوثقی، ج ١، ص ٩٠)</span>

<span lang="AR-SA">**٩.حرمت قرار دادن قرآن بر عین نجس**: </span><span lang="AR-SA">٢٤ - مسألة يحرم وضع القرآن على العين النجسة</span><span lang="AR-SA"> كما أنه يجب رفعها </span><span lang="AR-SA">عنه إذا وضعت عليه و إن كانت يابسة(همان)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="AR-SA">محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم قال قال أبو جعفر ع‏ إن الرجل ليأتي بأي بادرة فيكفر و إن الحسد ليأكل الإيمان كما تأكل النار الحطب‏</span>

<span lang="AR-SA">\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_  
باب الحسد الحديث الأول‏: صحيح، و في القاموس: البادرة ما يبدر من حدتك في الغضب من قول أو فعل، و في النهاية: البادرة من الكلام الذي يسبق من الإنسان في الغضب و إذا عرفت هذا فهذه الفقرة تحتمل وجوها:</span>

<span lang="AR-SA">الأول: أن يكون المعنى أن عدم منع النفس عن البوادر و عدم إزالة مواد الغضب عن النفس و إرخاء عنان النفس فيها ينجر إلى الكفر أحيانا أو غالبا كما ترى من كثير من الناس يصدر منهم عند الغضب التلفظ بما يوجب الكفر من سب الله سبحانه، و سب الأنبياء و الأئمة عليهم السلام أو ارتكاب أعمال يوجب الارتداد، كوطي‏ المصحف‏ الكريم بالرجل، و رميه.(مرآة العقول، ج ١٠،‌ص ١۵٧‏) و بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏۷۰، ص:۲۳۷-۲۳۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">همین‌طور:</span>

<span lang="AR-SA">‏بيان يدل الخبر على عدم ترادف الإيمان و الإسلام و أن غير المؤمن من فرق أهل الإسلام لا يستحق الثواب الأخروي أصلا كما هو الحق و المشهور بين الإمامية و ستعرف أن كلا من الإسلام و الإيمان يطلق على معان و الظاهر أن المراد بالإيمان في هذا الخبر الإذعان بوجوده سبحانه و صفاته الكمالية و بالتوحيد و العدل و المعاد و الإقرار بنبوة نبينا ص و إمامة الأئمة الاثني عشر صلوات الله عليهم و بجميع ما جاء به النبي ص ما علم منها تفصيلا و ما لم يعلم إجمالا و عدم الإتيان بما يخرجه عن الدين كعبادة الصنم و الاستخفاف بحرمات الله‏ و الإسلام هو الإذعان الظاهري بالله و برسوله و عدم إنكار ما علم ضرورة من دين ا**لإسلام** فلا يشترط فيه ولاية الأئمة ع و لا الإقرار القلبي **فيدخل فيه** المنافقون و جميع فرق المسلمين ممن يظهر الشهادتين **عدا** النواصب و الغلاة و المجسمة و **من أتى بما يخرجه عن الدين** كعبادة الصنم **و إلقاء المصحف‏ في القاذورات عمدا** و نحو ذلك و سيأتي تفصيل القول في جميع ذلك إن شاء الله.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۵ ؛ ص۲۴۳-٢۴۴)</span>

<span lang="AR-SA">و جملة القول فيه أن **المرتد** على ما ذكره الشهيد رفع الله درجته في الدروس و غيره هو من قطع الإسلام بالإقرار على نفسه بالخروج منه أو ببعض أنواع الكفر سواء كان مما يقر أهله عليه أو لا أو بإنكار ما علم ثبوته من الدين ضرورة أو بإثبات ما علم نفيه كذلك أو **بفعل دال عليه صريحا** كالسجود للصنم و الشمس و **إلقاء المصحف‏ في القذر قصدا** أو إلقاء النجاسة على الكعبة أو هدمها أو إظهار الاستخفاف بها.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۵ ؛ ص۲۵۸)</span>

<span lang="AR-SA">قال الشهيد الثاني رفع الله درجته في بيان حقيقة الكفر عرفه جماعة بأنه عدم الإيمان عما من شأنه أن يكون مؤمنا سواء كان ذلك العدم بضد أو لا بضد فبالضد كأن يعتقد عدم الأصول التي بمعرفتها يتحقق الإيمان أو عدم شي‏ء منها و بغير الضد كالخالي من الاعتقادين أي اعتقاد ما به يتحقق الإيمان و اعتقاد عدمه و ذلك كالشاك أو الخالي بالكلية كالذي لم يقرع سمعه شي‏ء من الأمور التي يتحقق الإيمان بها و يمكن إدخال الشاك في القسم الأول إذ الضد يخطر بباله و إلا لما صار شاكا.</span>

<span lang="AR-SA">و اعترض عليه بأن **الكفر قد يتحقق مع التصديق بالأصول المعتبرة في الإيمان كما إذا ألقى إنسان المصحف‏ في القاذورات عامدا أو وطئه كذلك** أو ترك الإقرار باللسان جحدا و حينئذ فينتقض حد الإيمان منعا و حد الكفر جمعا.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۶ ؛ ص۲۰)</span>

<span lang="AR-SA">بالجملة فهو من جملة العلامات على الحكم بالكفر كما جعل الاستخفاف بالشارع أو الشرع **و وطء المصحف‏ علامة على الحكم بالكفر** مع أنه قد يكون مصدقا كما سبقت الإشارة إليه نعم غاية ما يلزم أن يكون إقرار المصدق شرطا لحكمنا بإيمانه ظاهرا و أما قبل ذلك و بعد التصديق فهو مؤمن عند الله تعالى إذا لم يكن تركه للإقرار عن جحد على أنه يلزمه قدس سره أن من حصل له التصديق بالمعارف الإلهية ثم عرض له الموت فجأة قبل الإقرار يموت كافرا و يستحق العذاب الدائم مع اعتقاده وحدة الصانع و حقية ما جاء به النبي ص و لا أظن أن مثل هذا المحقق يلتزم ذلك.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۶۶ ؛ ص۱۴۵)</span>

<span lang="AR-SA">علاوه بر این، ایشان در مورد شرافت کتابت قرآن مجید می فرماید:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مص، مصباح الشريعة قال الصادق ع على كل جزء من أجزائك زكاة واجبة لله عز و جل بل على كل شعرة بل على كل لحظة فزكاة العين النظر بالعبرة و الغض عن الشهوات و ما يضاهيها و زكاة الأذن استماع العلم و الحكمة و القرآن و فوائد الدين من الحكمة و الموعظة و النصيحة و ما فيه نجاتك بالإعراض عما هو ضده من الكذب و الغيبة و أشباهها و زكاة اللسان النصح للمسلمين و التيقظ للغافلين و كثرة التسبيح و الذكر و غيره </span>**<span lang="AR-SA">و زكاة اليد</span>**<span lang="AR-SA" style="color: #c0392b; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">البذل و العطاء و السخاء بما أنعم الله عليك به و<span style="color: #c0392b;"> </span></span>**<span lang="AR-SA">تحريكها بكتبة العلوم</span>**<span lang="AR-SA" style="color: #c0392b; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و منافع ينتفع بها المسلمون في طاعة الله تعالى و القبض عن الشرور و زكاة الرجل السعي في حقوق الله تعالى من زيارة الصالحين و مجالس الذكر و إصلاح الناس و صلة الرحم و الجهاد و ما فيه صلاح قلبك و سلامة دينك هذا مما يحتمل القلوب فهمه و النفوس استعماله و ما لا يشرف عليه إلا عباده المقربون المخلصون أكثر من أن يحصى و هم أربابه و هو شعارهم دون غيرهم. </span>

**<span lang="AR-SA">بيان: قوله بكتبة العلوم يدل على شرافة كتابة القرآن المجيد</span>**<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> و الأدعية و كتب الأحاديث المأثورة و سائر الكتب المؤلفة في العلوم الدينية و بالجملة كل ما له مدخل في علوم الدين و المراد بمجالس الذكر كل ما انعقد على وفق‏ قانون الشريعة المطهرة.(</span><span lang="FA" style="mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA;"> بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۹۳، ص:۷-۸</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">))</span>

<span lang="AR-SA">در کتاب القرآن بحار الانوار هم شواهد فراوان بر احترام ایشان به مصحف شریف وجود دارد. دعاهایی که برای باز کردن مصحف شریف نقل می کند، قرآن بر سرگذاشتن برای حوائج، استخاره و تفأل به مصحف شریف:</span>

<span lang="AR-SA">ذكر نشر المصحف‏ الشريف‏ و دعائه‏</span>

<span lang="AR-SA">۵ رويناه بإسنادنا إلى حريز بن عبد الله السجستاني عن أبي جعفر ع قال: تأخذ المصحف في ثلاث ليال من شهر رمضان فتنشره و تضعه بين يديك و تقول- اللهم إني أسألك بكتابك المنزل و ما فيه و فيه اسمك الأكبر و أسماؤك الحسنى و ما يخاف و يرجى أن تجعلني من عتقائك من النار و تدعو بما بدا لك من حاجة.</span>

<span lang="AR-SA">ذكر دعاء آخر للمصحف الشريف‏</span>

<span lang="AR-SA">۶ ذكرنا إسناده و حديثه في كتاب إغاثة الداعي و نذكر هاهنا المراد منه و هو عن مولانا الصادق صلوات الله عليه قال: خذ المصحف فدعه على رأسك و قل(بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۹۵ ؛ ص۱۴۶)</span>

<span lang="AR-SA">۶- مجالس الشيخ و ابنه، عن أبي محمد الفحام عن محمد بن أحمد الهاشمي المنصوري عن سهل بن يعقوب بن إسحاق عن الحسن بن عبد الله بن مطر عن محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه قال: جاء رجل إلى سيدنا الصادق ع فقال له يا سيدي أشكو إليك دينا ركبني و سلطانا غشمني و أريد أن تعلمني دعاء أغتنم به غنيمة أقضي بها ديني و أكفي بها ظلم سلطاني فقال إذا جنك الليل فصل ركعتين اقرأ في الركعة الأولى منهما الحمد و آية الكرسي و في الركعة الثانية الحمد و آخر الحشر- لو أنزلنا هذا القرآن على جبل‏ إلى خاتمة السورة ثم خذ المصحف‏ فدعه على رأسك و قل بهذا القرآن و بحق من أرسلته و بحق كل مؤمن فيه و بحقك عليهم فلا أحد أعرف بحقك منك بك يا الله عشر مرات ثم تقول يا محمد عشر مرات يا فاطمة عشر مرات يا حسن عشر مرات يا حسين عشر مرات يا علي بن الحسين عشر مرات يا محمد بن علي عشر مرات يا جعفر بن محمد عشر مرات يا موسى بن جعفر عشر مرات يا علي بن موسى عشر مرات يا محمد بن علي عشرا يا علي بن محمد عشرا يا حسن بن علي عشرا ثم بالحجة عشرا ثم تسأل حاجتك قال فمضى الرجل فعاد إليه بعد مديدة قد قضى دينه و صلح به سلطانه و عظم يساره‏( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏88 ؛ ص346) و بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏88 ؛ ص۲۴۲</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="AR-SA">در بسیاری از تفاسیر روایی یا کتب احادیث از قبیل </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تفسیر عیاشی،‌ اصول کافی،‌تفسیر البرهان و بحارالانوار </span><span lang="AR-SA">بابی با عنوان «فضل القرآن» به چشم </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">می‌خورد</span><span lang="AR-SA">. به عنوان نمونه، کتاب فضل القرآن در کافی شریف با این روایات آغاز می شود:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱- علي بن محمد عن علي بن العباس عن الحسين بن عبد الرحمن عن سفيان الحريري عن أبيه عن سعد الخفاف عن أبي جعفر ع قال: يا سعد تعلموا القرآن فإن القرآن يأتي يوم القيامة في أحسن صورة نظر إليها الخلق و الناس صفوف عشرون و مائة ألف صف ثمانون ألف صف أمة محمد و أربعون ألف صف من سائر الأمم فيأتي على صف المسلمين في صورة رجل فيسلم فينظرون إليه ثم يقولون لا إله إلا الله الحليم الكريم إن هذا الرجل من المسلمين نعرفه بنعته و صفته غير أنه كان أشد اجتهادا منا في القرآن فمن هناك أعطي من البهاء و الجمال و النور ما لم نعطه ثم يجاوز حتى يأتي على صف الشهداء فينظرون إليه الشهداء ثم يقولون لا إله إلا الله الرب الرحيم إن هذا الرجل من الشهداء نعرفه بسمته </span><span lang="FA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و صفته غير أنه من شهداء البحر فمن هناك أعطي من البهاء و الفضل ما لم نعطه قال فيتجاوز حتى يأتي على صف شهداء البحر في صورة شهيد فينظر إليه شهداء البحر فيكثر تعجبهم و يقولون إن هذا من شهداء البحر نعرفه بسمته و صفته غير أن الجزيرة التي أصيب فيها كانت أعظم هولا من الجزيرة التي أصبنا فيها فمن هناك أعطي من البهاء و الجمال و النور ما لم نعطه ثم يجاوز حتى يأتي صف النبيين و المرسلين في صورة نبي مرسل فينظر النبيون‏</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و المرسلون إليه فيشتد لذلك تعجبهم و يقولون لا إله إلا الله الحليم الكريم إن هذا النبي مرسل نعرفه بسمته و صفته غير أنه أعطي فضلا كثيرا قال فيجتمعون فيأتون رسول الله ص فيسألونه و يقولون يا محمد من هذا فيقول لهم أ و ما تعرفونه فيقولون ما نعرفه هذا ممن لم يغضب الله عليه فيقول رسول الله ص هذا حجة الله على خلقه فيسلم ثم يجاوز حتى يأتي على صف الملائكة في سورة ملك مقرب فتنظر إليه الملائكة فيشتد تعجبهم و يكبر ذلك عليهم لما رأوا من فضله و يقولون تعالى ربنا و تقدس إن هذا العبد من الملائكة نعرفه بسمته و صفته غير أنه كان أقرب الملائكة إلى الله عز و جل مقاما فمن هناك ألبس من النور و الجمال ما لم نلبس ثم يجاوز حتى ينتهي إلى رب العزة تبارك و تعالى فيخر تحت العرش فيناديه تبارك و تعالى يا حجتي في الأرض و كلامي الصادق الناطق ارفع رأسك و سل تعط و اشفع تشفع فيرفع رأسه فيقول الله تبارك و تعالى كيف رأيت عبادي فيقول يا رب منهم من صانني و حافظ علي و لم يضيع شيئا و منهم من ضيعني و استخف بحقي و كذب بي و أنا حجتك على جميع خلقك فيقول الله تبارك و تعالى و عزتي و جلالي و ارتفاع مكاني لأثيبن عليك اليوم أحسن الثواب و لأعاقبن عليك اليوم أليم العقاب قال فيرجع- القرآن رأسه في صورة أخرى قال فقلت له يا أبا جعفر في أي صورة يرجع قال في صورة رجل شاحب متغير يبصره أهل الجمع «2» فيأتي الرجل من شيعتنا الذي كان يعرفه و يجادل به أهل الخلاف فيقوم بين يديه فيقول ما تعرفني فينظر إليه الرجل فيقول ما أعرفك يا عبد الله قال فيرجع في صورته التي كانت في الخلق الأول و يقول ما تعرفني فيقول نعم فيقول القرآن أنا الذي أسهرت ليلك و أنصبت عيشك سمعت الأذى و رجمت بالقول في ألا و إن كل تاجر قد استوفى تجارته-</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و أنا وراءك اليوم قال فينطلق به إلى رب العزة تبارك و تعالى فيقول يا رب يا رب عبدك و أنت أعلم به قد كان نصبا في «1» مواظبا علي يعادى بسببي و يحب في و يبغض فيقول الله عز و جل أدخلوا عبدي جنتي و اكسوه حلة من حلل الجنة و توجوه بتاج فإذا فعل به ذلك عرض على القرآن فيقال له هل رضيت بما صنع بوليك فيقول يا رب إني أستقل هذا له فزده مزيد الخير كله فيقول و عزتي و جلالي و علوي و ارتفاع مكاني لأنحلن له اليوم خمسة أشياء مع المزيد له و لمن كان بمنزلته ألا إنهم شباب لا يهرمون و أصحاء لا يسقمون و أغنياء لا يفتقرون و فرحون لا يحزنون و أحياء لا يموتون ثم تلا هذه الآية- لا يذوقون فيها الموت إلا الموتة الأولى<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>قال قلت جعلت فداك يا أبا جعفر و هل يتكلم القرآن فتبسم ثم قال رحم الله الضعفاء من شيعتنا إنهم أهل تسليم ثم قال نعم يا سعد و الصلاة تتكلم و لها صورة و خلق تأمر و تنهى قال سعد فتغير لذلك لوني و قلت هذا شي‏ء لا أستطيع أنا أتكلم به في الناس فقال أبو جعفر و هل الناس إلا شيعتنا فمن لم يعرف الصلاة فقد أنكر حقنا ثم قال يا سعد أسمعك كلام القرآن قال سعد فقلت بلى صلى الله عليك فقال إن الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله أكبر فالنهي كلام و الفحشاء و المنكر رجال و نحن ذكر الله و نحن أكبر.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۲- علي بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال قال رسول الله ص أيها الناس إنكم في دار هدنة<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و أنتم على ظهر سفر و السير بكم سريع و قد رأيتم الليل و النهار و الشمس و القمر يبليان كل جديد و يقربان كل بعيد و يأتيان بكل موعود فأعدوا الجهاز<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لبعد المجاز- قال فقام المقداد بن الأسود فقال يا رسول الله و ما دار الهدنة قال دار بلاغ و انقطاع فإذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن فإنه شافع مشفع و ماحل مصدق<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و من جعله أمامه قاده إلى الجنة و من جعله خلفه ساقه إلى النار و هو الدليل يدل على خير سبيل و هو كتاب فيه تفصيل و بيان و تحصيل و هو الفصل ليس بالهزل و له ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم ظاهره أنيق و باطنه عميق له نجوم و على نجومه نجوم<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه فيه مصابيح الهدى و منار الحكمة و دليل على المعرفة لمن عرف الصفة<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>فليجل جال بصره و ليبلغ الصفة نظره ينج من عطب<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و يتخلص من نشب فإن التفكر حياة قلب البصير كما يمشي المستنير في الظلمات بالنور فعليكم بحسن التخلص و قلة التربص</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> ۳</span>- علي عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن سماعة بن مهران قال قال أبو عبد الله ع إن العزيز الجبار أنزل عليكم كتابه و هو الصادق البار فيه خبركم و خبر من قبلكم و خبر من بعدكم و خبر السماء و الأرض و لو أتاكم من يخبركم عن ذلك لتعجبتم.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۴- محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن سنان عن أبي الجارود قال قال أبو جعفر ع قال رسول الله ص أنا أول وافد على العزيز الجبار- يوم القيامة و كتابه و أهل بيتي ثم أمتي ثم أسألهم ما فعلتم بكتاب الله و بأهل بيتي.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۵- محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن محمد بن أحمد بن يحيى عن طلحة بن زيد عن أبي عبد الله ع قال: إن هذا القرآن فيه منار الهدى و مصابيح الدجى فليجل جال بصره و يفتح للضياء نظره فإن التفكر حياة قلب البصير كما يمشي المستنير في الظلمات بالنور.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۶- علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسى عن يونس عن أبي جميلة قال قال أبو عبد الله ع كان في وصية أمير المؤمنين ع أصحابه اعلموا أن القرآن هدى النهار و نور الليل </span><span lang="AR-SA">المظلم على ما كان من جهد و فاقة</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۷- علي عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال: شكا رجل إلى النبي ص وجعا في صدره فقال ص استشف بالقرآن فإن الله عز و جل يقول- و شفاء لما في الصدور </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۸- أبو علي الأشعري عن بعض أصحابه عن الخشاب رفعه قال قال أبو عبد الله ع لا و الله لا يرجع الأمر و الخلافة إلى آل أبي بكر و عمر أبدا و لا إلى بني أمية أبدا و لا في ولد طلحة و الزبير أبدا و ذلك أنهم نبذوا القرآن و أبطلوا السنن و عطلوا الأحكام و قال رسول الله ص- القرآن هدى من الضلال و تبيان من العمى و استقالة من العثرة و نور من الظلمة و ضياء من الأحداث و عصمة من الهلكة و رشد من‏</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الغواية و بيان من الفتن و بلاغ من الدنيا إلى الآخرة و فيه كمال دينكم و ما عدل أحد عن القرآن إلا إلى النار.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۹- حميد بن زياد عن الحسن بن محمد عن وهيب بن حفص عن أبي بصير قال سمعت أبا عبد الله ع يقول إن القرآن زاجر و آمر يأمر بالجنة و يزجر عن النار.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۰- علي بن إبراهيم عن صالح بن السندي عن جعفر بن بشير عن سعد الإسكاف قال قال رسول الله ص أعطيت السور الطوال مكان التوراة و أعطيت المئين مكان الإنجيل و أعطيت المثاني مكان الزبور و فضلت بالمفصل ثمان و ستون سورة و هو مهيمن على سائر الكتب و التوراة لموسى و الإنجيل لعيسى و الزبور لداود </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۱- أبو علي الأشعري عن محمد بن سالم عن أحمد بن النضر عن عمرو بن شمر عن جابر عن أبي جعفر ع قال: يجي‏ء القرآن يوم القيامة في أحسن منظور إليه صورة فيمر بالمسلمين فيقولون هذا الرجل منا فيجاوزهم إلى النبيين فيقولون هو منا فيجاوزهم إلى الملائكة المقربين فيقولون هو منا حتى ينتهي إلى رب العزة عز و جل فيقول يا رب فلان بن فلان أظمأت هواجره<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>و أسهرت ليله في دار الدنيا و فلان بن فلان لم أظمئ هواجره و لم أسهر ليله فيقول تبارك و تعالى أدخلهم الجنة على منازلهم فيقوم فيتبعونه فيقول للمؤمن اقرأ و ارقهقال فيقرأ و يرقى حتى يبلغ كل رجل منهم منزلته التي هي له فينزلها.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۲- علي بن إبراهيم عن أبيه و عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد و سهل بن زياد جميعا عن ابن محبوب عن مالك بن عطية عن يونس بن عمار قال قال أبو عبد الله ع إن الدواوين يوم القيامة ثلاثة ديوان فيه النعم و ديوان فيه الحسنات و ديوان فيه السيئات فيقابل بين ديوان النعم و ديوان الحسنات فتستغرق النعم عامة الحسنات و يبقى ديوان السيئات فيدعى بابن آدم المؤمن للحساب فيتقدم القرآن أمامه في أحسن صورة فيقول يا رب أنا القرآن و هذا عبدك المؤمن قد كان يتعب نفسه بتلاوتي و يطيل ليله بترتيلي و تفيض عيناه إذا تهجد فأرضه كما أرضاني قال فيقول العزيز الجبار عبدي ابسط يمينك فيملؤها من رضوان الله العزيز الجبار و يملأ شماله من رحمة الله ثم يقال هذه الجنة مباحة لك فاقرأ و اصعد فإذا قرأ آية صعد درجة.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۳- علي بن إبراهيم عن أبيه و علي بن محمد القاساني جميعا عن القاسم بن محمد عن سليمان بن داود عن سفيان بن عيينة عن الزهري قال قال علي بن الحسين ع لو مات من بين المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن يكون القرآن معي و كان ع إذا قرأ- مالك يوم الدين يكررها حتى كاد أن يموت.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۴- علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن إبراهيم بن عبد الحميد عن إسحاق بن غالب قال قال أبو عبد الله ع إذا جمع الله عز و جل الأولين و الآخرين إذا هم بشخص قد أقبل لم ير قط أحسن صورة منه فإذا نظر إليه المؤمنون و هو القرآن قالوا هذا منا هذا أحسن شي‏ء رأينا فإذا انتهى إليهم جازهم ثم ينظر إليه الشهداء حتى إذا انتهى إلى آخرهم جازهم فيقولون هذا القرآن فيجوزهم كلهم حتى إذا انتهى إلى المرسلين فيقولون هذا القرآن فيجوزهم حتى ينتهي إلى الملائكة فيقولون هذا القرآن فيجوزهم ثم ينتهي حتى يقف عن يمين العرش فيقول الجبار و عزتي و جلالي و ارتفاع مكاني لأكرمن اليوم من أكرمك و لأهينن من أهانك.</span><span lang="AR-SA">( </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 596</span><span lang="AR-SA">-۶٠٢)</span>

**<span lang="FA">فهرست مطالب موجود در کتاب فضل القرآن کافی</span><span lang="FA"> نیز </span><span lang="FA">عبارت‌اند</span><span lang="FA"> از:</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب فضل حامل القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب من يتعلم القرآن بمشقة .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب من حفظ القرآن ثم نسيه .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب في قراءته .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۰۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب البيوت التي يقرأ فيها القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب ثواب قراءة القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب **قراءة القرآن في المصحف** .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب ترتيل القرآن بالصوت الحسن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب فيمن يظهر الغشية عند قراءة القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب في كم يقرأ القرآن و يختم .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب أن القرآن يرفع كما أنزل .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب فضل القرآن .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۱۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">باب النوادر .....<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص : ۶۲۷</span>

**<span lang="FA">فهرست مطالب کتاب القرآن </span><span lang="FA">بحارالانوار</span><span lang="FA">(جلد ٨٩)</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب القرآن‏</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الأول فضل القرآن، و اعجازه، و أنه لا يتبدل بتغير الازمان، و لا يتكرر بكثرة القراءة، و الفرق بين القرآن و الفرقان، و فيه: آيات، و: ۵۳- حديثا ۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن لله عز و جل حرمات ثلاثا: كتابه، و بيته، و عترة النبي صلى الله عليه و آله و سلم ۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول النبي صلى الله عليه و آله: اعطيت خمسا لم يعطهن نبي كان قبلي، و معنى: جوامع الكلم، و الفرق بين القرآن و الفرقان 1</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في ثلاثة نفر من الدهرية اتفقوا على أن يعارض ربع القرآن ۱۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الخطبة التي خطبها علي عليه السلام في القرآن ۲۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن عدد درج الجنة عدد آي القرآن، و بعض خطب علي عليه السلام ۲۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما قاله رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم في القرآن ۳۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثاني فضل كتابة المصحف و انشائه و آدابه، و النهى عن محوه بالبزاق، و فيه: 10- أحاديث ۳۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما قاله رسول الله صلى الله عليه و آله في كتابة: بسم الله الرحمن الرحيم ۳۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثالث كتاب الوحى و ما يتعلق بأحوالهم، و فيه: آية، و: أحاديث ۳۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قصة عبد الله بن سعد، و كان كاتبا للوحي فارتد كافرا ۳۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما قاله النبي صلى الله عليه و آله في معاوية بقوله: من أدرك هذا يوما أميرا ۳۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">العلة التي من أجلها كان معاوية و عبد الله بن سعد يكتبان الوحي و هما عدوان ۳۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في كيفية نزول الآيات ۳۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الرابع ضرب القرآن بعضه ببعض و معناه، و فيه: حديث ۳۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الخامس أول سورة نزلت من القرآن و آخر سورة نزلت منه، و فيه: حديث ۳۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن أول سورة نزلت كانت اقرأ و آخر سورة نزلت: الفتح ۳۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السادس عزائم القرآن، و فيه: حديث ۴۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع ما جاء في كيفية جمع القرآن و ما يدل على تغييره ۴۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و فيه: رسالة سعد بن عبد الله الأشعري القمي في أنواع آيات القرآن في أن عليا عليه السلام جمع القرآن ۴۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول عمر: إن في القرآن فضائح المهاجرين و الأنصار، فنؤلف القرآن و نسقط منه ما كان فيه فضيحة للمهاجرين و الأنصار ۴۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ثلاثة يشكون في القيامة، و أن القرآن نزل على سبعة أحرف ۴۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن سورة الأحزاب كان أطول من سورة البقرة و لكن نقصوها ۵۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن رسول الله صلى الله عليه و آله أمر عليا عليه السلام بتأليف القرآن، و قراءة القراء السبعة ۵۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">التحريف في الآيات ۶۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في تأليف القرآن و أنه على غير ما أنزل الله عز و جل ۶۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قصة أبي بصير الذي أسلم و هاجر إلى المدينة ۶۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن ما بين الدفتين من القرآن جميعه كلام الله و ليس فيه شي‏ء من كلام البشر، و أخبار النقصان أخبار آحاد. ۷۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن أن للقرآن ظهرا و بطنا، و أن علم كل شي‏ء في القرآن و أن علم ذلك كله عند الأئمة عليهم السلام و لا يعلمه غيرهم الا بتعليمهم، و فيه: 84- حديثا ۷۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول رسول الله صلى الله عليه و آله: علي مع القرآن و القرآن مع علي ۸۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن آمر و زاجر، و فيه: محكم و متشابه ۸۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن رسول الله صلى الله عليه و آله ورث من النبيين كلهم ۸۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول الصادق عليه السلام: إني لأعلم ما في السماوات، و الأرضين، و الجنة، و النار، و ما كان و ما يكون: من كتاب الله ۸۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول علي عليه السلام: ما من آية نزلت في بر أو بحر أو سهل أو جبل إلا و قد عرفته حيث نزلت، و في من أنزلت، و لو ثنيت لي و سادة لحكمت بين أهل التوراة بتوراتهم، و بين أهل الإنجيل بانجيلهم، و بين أهل الزبور بزبورهم، و بين أهل الفرقان بفرقانهم ۸۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن المفسرين أخذوا التفسير من علي عليه السلام ۹۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن للقرآن بطنا و للبطن بطن، و له ظهر و للظهر ظهر ۹۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن على أربعة أشياء: العبارة، و الإشارة، و اللطائف، و الحقائق ۱۰۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في علم علي عليه السلام بالقرآن و ما روى ابن عباس عنه عليه السلام ۱۶۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">العلة التي من أجلها قال رسول الله صلى الله عليه و آله: لن يفترقا حتى يردا علي الحوض ۱۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب التاسع فضل التدبر في القرآن، و فيه: ۷- أحاديث ۱۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">معنى قوله تعالى: «و من يؤت الحكمة» و الحكمة: المعرفة بالقرآن ... ۱۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب العاشر تفسير القرآن بالرأى و تغييره، و فيه: ۲۳- حديثا ۱۰۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في خوف رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عن ثلاث: زلة عالم، جدال منافق بالقرآن و تأويله، و ظهور المال في المسلمين، و من لعنهم الرسول صلى الله عليه و آله ۱۰۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيمن فسر سلم القرآن برأيه ۱۱۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الحادي عشر كيفية التوسل بالقرآن، و فيه: 5 أحاديث ۱۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الصلاة و التوسل بالقرآن لمن كان له دين أو ظلم ظالم، أو حزن عن أمر ۱۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثاني عشر أنواع آيات القرآن، و ناسخها و منسوخها، و ما نزل في الأئمة عليهم السلام منها، و فيه: آيات، و: ۱۳- حديثا ۱۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن على أربع: ربع في الأئمة عليهم السلام، و ربع في عدوهم و عدو من كان قبلهم، و ربع في فرائض و أحكام، و ربع في سنن و أمثال ۱۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">...</span>

الباب السادس عشر المسافة بالقرآن الى أرض العدو، و فيه: حديث ۱۷۵

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع عشر الحلف بالقرآن، و فيه النهى عن الحلف بغير الله، و فيه: حديث ۱۷۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن عشر فوائد آيات القرآن و التوسل بها، و فيه: آيتان، و: 8- أحاديث ۱۷۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب التاسع عشر فضل حامل القرآن و حافظه و حامله و العامل به، و لزوم اكرامهم، و أرزاقهم، و بيان أصناف القراء، و فيه: 36- حديثا ۱۷۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القراء على ثلاثة، و قول علي عليه السلام: احذروا على دينكم ثلاثة ۱۷۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب العشرون ثواب تعلم القرآن، و تعليمه، و من يتعلمه بمشقة، و عقاب من حفظه ثم نسيه، و فيه: ثلاث آيات، و: ۱۷- حديثا ۱۸۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيمن تعلم القرآن ثم نسيه ۱۸۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيمن علم ولده القرآن ۱۸۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الحادي و العشرون قراءة القرآن بالصوت الحسن، و فيه: ۱۸- حديثا ۱۹۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول رسول الله صلى الله عليه و آله: اقرءوا القرآن بلحون العرب و أصواتهم، و إياكم‏ و لحون أهل الفسق، و سيجي‏ء قوم من بعدي يرجعون بالقرآن ترجيع الغناء ۱۹۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول رسول الله صلى الله عليه و آله: ليس منا من لم يتغن بالقرآن، و في الذيل بيان و شرح و توضيح و ما ينبغي للمقام ۱۹۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثاني و العشرون كون القرآن في البيت و ذم تعطيله، و فيه: ۶- أحاديث ۱۹۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ثلاثة يشكون إلى الله: المسجد، و العالم، و المصحف ۱۹۵</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثالث و العشرون فضل قراءة القرآن عن ظهر القلب، و في المصحف، و ثواب النظر إليه، و آثار القراءة، و فوائدها، و فيه: ۳۸- حديثا ۱۹۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في من قرء مائة آية، و النظر إلى علي عليه السلام، و الوالدين، و المصحف، و الكعبة عبادة ۱۹۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن من كان به رمد فليدم النظر إلى المصحف ۲۰۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في أن القرآن في شفاء، فمن لم يشفه القرآن فلا شفاء له ۲۰۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الرابع و العشرون في كم يقرأ القرآن و يختم، و معنى الحال المرتحل و فضل ختم القرآن، و فيه: 8- أحاديث ۲۰۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">في قول الرضا عليه السلام: يختم القرآن في كل ثلاث، و معنى: الحال المرتحل ۲۰۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الخامس و العشرون أدعية التلاوة، و فيه: 9- أدعية ۲۰۶</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الدعاء عند أخذ المصحف و عند الفراغ، و ما يقال في سجدة العزائم ۲۰۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السادس و العشرون آداب القراءة و أوقاتها و ذم من يظهر الغشية عندها، و فيه: آيات، و: ۲۸- حديثا ۲۰۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">معنى قوله تعالى: «و رتل القرآن ترتيلا»، و معنى: الهمز، و في الذيل بيان ۲۱۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سبعة لا يقرءون القرآن، و الامر بالسواك ۲۱۲</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">معنى: أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم ۲۱۴</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع و العشرون ما ينبغي أن يقال عند قراءة بعض الآيات و السور، و فيه: ۱۳- حديثا ۲۱۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما يقرأ بعد المسبحات، و بعد: و التين، و في الذيل بيان و توضيح ۲۱۷</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فيما يقرأ بعد: التوحيد، و الجحد، و و التين، و لا اقسم، و الجمعة، و الفاتحة، و المرسلات، و أ ليس ذلك بقادر، و أعلى ۲۱۸</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن و العشرون فضل استماع القرآن و لزومه و آدابه، و فيه: آيات، و: ۷- أحاديث ۲۲۰</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أبواب فضائل سور القرآن، و آياته و ما يناسب ذلك من المطالب‏</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">از باب ٢٩ بیان فضیلت سور مختلف به تفصیل</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">…</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السادس و العشرون و المائة الدعاء عند ختم القرآن، و فيه: دعاء واحد ۳۶۹</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب السابع و العشرون و المائة متشابهات القرآن، و تفسير المقطعات، و أنه نزل باياك أعنى و اسمعى يا جارة، و أن فيه عاما و خاصا، و ناسخا و منسوخا، و محكما و متشابها، و فيه: آية، و: ۲۶- حديثا ۳۷۳</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إلى هنا إلى هنا انتهى الجزء التاسع و الثمانون و هو الجزء الأول من المجلد التاسع عشر حسب تجليد المؤلف رحمة الله تعالى عليه و علينا</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فهرس الجزء التسعين‏</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>\[تتمة كتاب القرآن‏\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثامن و العشرون و المائة ما ورد عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه في أصناف آيات القرآن، و أنواعها، و تفسير بعض آياتها برواية النعماني، و هي رسالة من فاتحتها الى خاتمتها ۱</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">…</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب التاسع و العشرون و المائة احتجاجات أمير المؤمنين صلوات الله عليه على الزنديق المدعى للتناقض في القرآن و أمثاله 98</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الباب الثلاثون و المائة النوادر و فيه تفسير بعض الآيات 142(بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۱۱۰ ، ص: ۲۵۴-٢٧٧)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4)<span lang="AR-SA"> 15- عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن علي بن الحكم عن عبد الله بن جندب عن سفيان بن السمط قال: سألت أبا عبد الله ع- عن تنزيل القرآن قال اقرءوا كما علمتم‏.( </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt;">الكافي (ط - الإسلامية) ج‏۲ - ص۶۳۱</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">۱- عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن محمد بن سليمان عن بعض أصحابه عن أبي الحسن ع قال: قلت له جعلت فداك إنا نسمع الآيات في القرآن ليس هي عندنا كما نسمعها و لا نحسن أن نقرأها كما بلغنا عنكم فهل نأثم فقال لا اقرءوا كما تعلمتم فسيجيئكم من يعلمكم‏ (</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt;">الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏۲ ؛ ص۶۱۹</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="AR-SA">۲۳- محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن عبد الرحمن بن أبي هاشم عن سالم بن سلمة قال: قرأ رجل على أبي عبد الله ع و أنا أستمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرأها الناس فقال أبو عبد الله ع **كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس**‏ حتى يقوم القائم ع فإذا قام القائم ع قرأ كتاب الله عز و جل على حده و أخرج المصحف الذي كتبه علي ع و قال أخرجه علي ع إلى الناس حين فرغ منه و كتبه فقال لهم هذا كتاب الله عز و جل كما أنزله الله على محمد ص و قد جمعته من اللوحين فقالوا هو ذا عندنا مصحف جامع فيه القرآن لا حاجة لنا فيه فقال أما و الله ما ترونه بعد يومكم هذا أبدا إنما كان علي أن أخبركم حين جمعته لتقرءوه.( الكافي (ط - الإسلامية) ج‏2 633)</span>

<span lang="AR-SA">۳- حدثنا محمد بن الحسين عن عبد الرحمن بن أبي نجران عن هاشم عن سالم بن أبي سملة \[سلمة\] قال: قرأ رجل على أبي عبد الله ع و أنا أسمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرؤها الناس فقال أبو عبد الله ع مه مه كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس‏ حتى يقوم القائم فإذا قام فقرأ كتاب الله على حده و أخرج المصحف الذي كتبه علي ع و قال أخرجه علي ع إلى الناس حيث فرغ منه و كتبه فقال لهم هذا كتاب الله كما أنزل الله على محمد و قد جمعته بين اللوحين قالوا هو ذا عندنا مصحف جامع فيه القرآن لا حاجة لنا فيه قال أما و الله لا ترونه بعد يومكم هذا أبدا إنما كان علي أن أخبركم به حين جمعته لتقرءوه.( بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ج‏۱ ۱۹۳)</span>

<span lang="AR-SA">۳- حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق رحمه الله قال حدثنا محمد بن أبي عبد الله الكوفي قال حدثنا محمد بن إسماعيل البرمكي قال حدثني الحسين بن الحسن قال حدثني بكر بن زياد عن عبد العزيز بن المهتدي قال: سألت الرضا ع عن التوحيد فقال كل من قرأ قل هو الله أحد و آمن بها فقد عرف التوحيد قلت كيف يقرؤها قال كما يقرأ الناس‏ و زاد فيه كذلك الله ربي كذلك الله ربي كذلك الله ربي.( التوحيد (للصدوق) 284 40 باب أدنى ما يجزئ من معرفة التوحيد)</span>

<span lang="AR-SA">و منهم العلماء بالقراءات‏</span>

<span lang="AR-SA">أحمد بن حنبل و ابن بطة و أبو يعلى في مصنفاتهم عن الأعمش عن أبي بكر بن عياش في خبر طويل‏ أنه قرأ رجلان ثلاثين آية من الأحقاف فاختلفا في قراءاتهما فقال ابن مسعود هذا الخلاف ما أقرؤه فذهبت بهما إلى النبي فغضب و علي عنده فقال علي رسول الله يأمركم أن تقرءوا كما علمتم‏</span>

<span lang="AR-SA">و هذا دليل على علم علي بوجوه القراءات المختلفة(مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۲)</span>

<span lang="AR-SA">۲۸۶- أبو الحسين بن عبيد الله عن ابن أبي يعفور قال: دخلت على أبي عبد الله ع و عنده نفر من أصحابه فقال لي يا ابن أبي يعفور هل قرأت القرآن؟ قال قلت نعم هذه القراءة قال عنها سألتك ليس عن غيرها قال فقلت نعم جعلت فداك و لم قال لأن موسى ع حدث قومه بحديث لم يحتملوه عنه فخرجوا عليه بمصر فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم و لأن عيسى ع حدث قومه‏...( الزهد ؛ النص ؛ ص۱۰۴)</span>

<span lang="AR-SA">۱۷۴- ين، كتاب حسين بن سعيد و النوادر أبو الحسن بن عبد الله عن ابن أبي يعفور قال: دخلت على أبي عبد الله ع و عنده نفر من أصحابه فقال لي يا ابن أبي يعفور هل قرأت القرآن قال قلت نعم هذه القراءة قال عنها سألتك ليس عن غيرها قال فقلت نعم جعلت فداك و لم قال لأن موسى ع حدث قومه بحديث لم يحتملوه عنه فخرجوا عليه بمصر فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم و لأن عيسى ع حدث قومه بحديث فلم يحتملوه عنه ....فخرجوا عليه بتكريت فقاتلوه فقاتلهم فقتلهم و هو قول الله عز و جل‏ فآمنت طائفة من بني إسرائيل و كفرت طائفة فأيدنا الذين آمنوا على عدوهم فأصبحوا ظاهرين‏- » و إنه أول قائم يقوم منا أهل البيت يحدثكم بحديث لا تحتملونه فتخرجون عليه برميلة الدسكرة فتقاتلونه فيقاتلكم فيقتلكم و هي آخر خارجة تكون الخبر.</span>

<span lang="AR-SA">بيان: قوله و لم أي و لم لم تسألني عن غير تلك القراءة و هي المنزلة التي ينبغي أن يعلم فأجاب ع بأن القوم لا يحتملون تغيير القرآن و لا يقبلونه و استشهد بما ذكر.( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏۵۲ ؛ ص۳۷۵)</span>

<span lang="AR-SA">۷۴باب وجوب القراءة في الصلاة و غيرها بالقراءات السبعة المتواترة دون الشواذ و المروية</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۰- ۱- محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين عن عبد الرحمن بن أبي هاشم عن سالم أبي سلمة قال: قرأ رجل‏ على أبي عبد الله ع و أنا أستمع حروفا من القرآن ليس على ما يقرؤها الناس فقال أبو عبد الله ع كف عن هذه القراءة اقرأ كما يقرأ الناس حتى يقوم القائم- فإذا قام القائم قرأ كتاب الله على حده و أخرج المصحف الذي كتبه علي ع الحديث.</span>

<span lang="AR-SA">...</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۳- ۴- و عن محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن (داود بن فرقد) و المعلى بن خنيس جميعا قالا كنا عند أبي عبد الله ع فقال:- إن كان ابن مسعود لا يقرأ على قراءتنا فهو ضال ثم قال أما نحن فنقرؤه على قراءة أبي.</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۴- ۵-<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>الفضل بن الحسن الطبرسي في مجمع البيان نقلا عن الشيخ‏ الطوسي قال روي عنهم ع‏ جواز القراءة بما اختلف القراء فيه.</span>

<span lang="AR-SA">۷۶۳۵- ۶- «۱» محمد بن علي بن الحسين في كتاب الخصال عن محمد بن علي ماجيلويه عن محمد بن يحيى عن محمد بن أحمد عن أحمد بن هلال عن عيسى بن عبد الله الهاشمي عن أبيه عن آبائه ع قال: قال رسول الله ص‏ أتاني آت من الله فقال إن الله يأمرك أن تقرأ القرآن على حرف واحد فقلت يا رب وسع على أمتي فقال إن الله يأمرك \[أن تقرأ القرآن على حرف واحد فقلت يا رب وسع على أمتي فقال إن الله يأمرك‏\]<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>أن تقرأ القرآن على سبعة أحرف.( وسائل الشيعة ؛ ج‏۶ ؛ ص۱۶۲-١۶٣)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">برای مشاهده تفصیلی موارد به سایت فدکیه، صفحه مباحث علوم قرآنی، صفحه «</span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فلیقرأ کل رجل منکم کما علّم</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-000-000/q-tfs-000-008-00021.html)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">» مراجعه فرمایید.</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [بررسی شبهه تحریف قرآن]



# [روایات موهم تحریف؛ مشترک فریقین]

<span lang="AR-SA">ولی روایاتی در فضای کتب، غیر مأنوس عموم مردم هست که شیعه و سنی در آنها مشترک هستند،</span>

### **<span lang="FA">\[امتیاز شیعه از سنّی\]</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اما در یک جهت تفاوت دارند، و همین جهت، سبب کسب تجربه هزار ساله برای علمای اهل سنت شده است، و آن تفاوت، جهتِ فِلِش این روایات نسبت به معتقدات و فرهنگ هر یک از شیعه و سنی است! </span>

#### <span lang="FA">\[روایات: موافق با مرام شیعه\]</span>

<span lang="AR-SA">جهت فلش این روایات، ناخوشایند فرهنگمداران اهل سنت است، و با مسیر سقیفه هماهنگ نیست، و برعکس، جهت فِلِش آنها برای شیعه خوشایند است! و هیچ احساس انگیزه نمیکنند تا دست و پا کنند! <span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span>

<span lang="AR-SA">وقتی مثلا در نقل خود اهل سنت ببینند که ابن مسعود بگوید: ما در زمان رسول الله میخواندیم[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)! محال است یک شیعه بر آشفته شود! چون به قضیه غدیر یقین دارد و وقتی تاییدی اینچنین از کتب اهل سنت ببیند چرا توجیه کند؟!</span>

### **<span lang="FA">\[تجریه هزار ساله اهل سنت\]</span>**

<span lang="AR-SA">و علمای اهل سنت از همین نکته، بهره وافی برده و شمشیر تیزی آماده کرده تا از مشترک بین طرفین، به نفع خود، طرف را محو کنند! و در قرن سوم فضا این گونه نبود، و توضیح خواهم داد، </span>

#### <span lang="FA">\[شمشیر تیز برای شیعه/ مخمل نرم برای سنّی\]</span>

<span lang="AR-SA">و خلاصه همین امر مشترک، برای یک طرف، نسخ تلاوت و عرضه اخیره و عدم اطلاع از نسخ و ... است! اما برای طرف مقابل، کفر است! غلط میکند که در روایات کتب خودش احتمال نسخ و عرضه اخیره و احتمال تفسیر و تاویل مذکور در حاشیه مصحف بدهد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2)! نه نه! حتما قول به تحریف است و کفر است! و تک تک<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>افراد شیعه تقیه میکنند که به مصحف شریف احترام میگذارند!</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>انگیزه من از نوشتن، این بوده است که بگویم شیعه و سنی در منابع اصیل بحث، مشترک هستند، ولی از ابتدای قرن چهارم که بر خلاف سابق، شیعه قدرت حکومتی توسط آل‌بویه و فاطمیین پیدا کردند، علمای اهل سنت تا کنون یک تجربه هزار ساله کسب کردند! یک خط کشی ظریف فرهنگی لازم بوده و انجام گرفته است! اما بعض آقایان بدون توجه به این اشتراک و این امتیاز! از این اشتراک بهره میبرند اما از این امتیاز غافل هستند!</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span dir="LTR">\[1\]</span>](#_ftnref1) <span lang="FA">مقصود، این روایت است که ابن مسعود </span><span lang="FA">می‌گوید</span><span lang="FA"> ما آیه تبلیغ را در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به این صورت </span><span lang="FA">می‌خواندیم</span><span lang="FA">:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ان علیاً مولی المؤمنین». این روایت را سیوطی در الدرّ المنثور نقل </span><span lang="FA">می‌کند</span>

<span lang="FA">وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال: كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم {يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك} أن عليا مولى المؤمنين {وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس}</span><span lang="FA">(</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">الدر المنثور في التفسير بالمأثور</span>](https://shamela.ws/book/12884/2050#p3)<span lang="FA">، ج ٣، ص ١١٧)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">شوکانی نیز این روایت را بدون تعریض نقل کرده است:</span>

<span lang="FA">وقد أخرج عبد بن حميد وابن جرير وابن أبي حاتم وأبو الشيخ عن مجاهد قال: لما نزلت بلغ ما أنزل إليك من ربك قال: يا رب إنما أنا واحد كيف أصنع؟ يجتمع علي الناس، فنزلت وإن لم تفعل فما بلغت رسالته. وأخرج أبو الشيخ عن الحسن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «إن الله بعثني برسالته فضقت بها ذرعا، وعرفت أن الناس مكذبي، فوعدني لأبلغن أو ليعذبني، فأنزلت يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك. وأخرج ابن جرير وابن أبي حاتم عن ابن عباس في قوله: وإن لم تفعل فما بلغت رسالته يعني إن كتمت آية مما أنزل إليك لم تبلغ رسالته. وأخرج ابن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر عن أبي سعيد الخدري قال: نزلت هذه الآية يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك على رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب رضي الله عنه. وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال: كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم «يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك- إن عليا مولى المؤمنين- وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس» </span><span lang="FA">(</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">فتح القدير</span>](https://shamela.ws/book/23623/694#p2)<span lang="FA"> للشوكاني</span><span lang="FA">، ج ٢، ص ۶٩)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در کتاب فتح البیان نیز همین روایت نقل شده است:</span>

<span lang="FA">عن أبي سعيد الخدري قال: نزلت هذه الآية يوم غدير خم في علي بن أبي طالب، وعن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك إن عليا مولى المؤمنين (١) وإن لم تفعل فما بلغت رسالته) وعن الحسن أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قال إن الله بعثني برسالة فضقت بها ذرعا وعرفت أن الناس مكذبي فوعدني لأبلغن أو ليعذبني فأنزلت يا أيها الرسول الآية.</span><span lang="FA"> (</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">فتح البيان في مقاصد القرآن،</span>](https://shamela.ws/book/37458/1870#p2)<span lang="FA"> ج ۴، ص ١٩)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در تعلیقه کتاب آمده است: </span><span lang="AR-SA">هذا والذي قبله من دسائس الشيعة **ليت المؤلف أراحنا منه**</span><span dir="LTR">!</span>

<span lang="FA">و از عجائب </span><span lang="FA">این‌که</span><span lang="FA"> در دائره المعارف تفسیر روایی که اخیراً در عربستان سعودی به چاپ رسیده است، این روایت دقیقاً زیر آیه قرار گرفته است:</span>

<span lang="FA">{ياأيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس إن الله لا يهدي القوم الكافرين (٦٧)}</span>

<span lang="FA">\[قراءات\]</span>

<span lang="FA">٢٣٠٥٠ - عن عبد الله بن مسعود، قال: كنا نقرأ على عهد رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: (يآ أيها الرسول بلغ مآ أنزل إليك من ربك أن عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت( كتاب </span>[<span lang="FA">موسوعة التفسير المأثور،</span>](https://shamela.ws/book/639/4898#p5)<span lang="FA"> ج ٧، ص ۶٩١)</span>

<span lang="FA">برای بررسی تفصیلی این روایت به سایت فدکیه، صفحه </span>[<span lang="FA">حدیث کنا نقرأ ابن مسعود</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-005-000/q-tfs-005-067-00001.html)<span lang="FA"> مراجعه فرمایید.</span>

<div id="bkmrk--1" style="text-align: justify;"><div id="bkmrk--2"></div><div>  
</div></div>[<span dir="LTR">\[2\]</span>](#_ftnref2) <span lang="AR-SA">این ها توجیهاتی است که از قرن چهارم به بعد و در مقام توجیه ناسازگاری های موجود در کتب متقدمین از جمله صحیحین با مصحف عثمانی صورت گرفته است، به این صورت که بسیاری از قرائات این گونه در کلمات شراح حمل بر نسخ یا تفسیری بودن می شود.</span>

<span lang="AR-SA">به عنوان نمونه ابن حجر در آیه سوم سوره لیل که طبق قرائت ابن مسعود و ابوالدرداء در صحیح بخاری و مسلم «و الذکر و الانثی» بدون عبارت« ما خلق» می باشد، چنین می گوید: </span><span lang="AR-SA">ثم هذه القراءة لم تنقل إلا عمن ذكر هنا ومن عداهم قرؤوا وما خلق الذكر والأنثى وعليها استقر الأمر مع قوة إسناد ذلك إلى أبي الدرداء ومن ذكر معه ولعل هذا مما نسخت تلاوته ولم يبلغ النسخ أبا الدرداء ومن ذكر معه</span><span lang="FA">معه</span><span lang="FA"> والعجب من نقل الحفاظ من الكوفيين هذه القراءة عن علقمة وعن بن مسعود وإليهما تنتهي القراءة بالكوفة ثم لم يقرأ بها أحد منهم وكذا أهل الشام حملوا القراءة عن أبي الدرداء ولم يقرأ أحد منهم بهذا </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">**فهذا مما يقوي أن التلاوة بها نسخت**</span>

<span lang="AR-SA">این در حالی است که خود او چند سطر قبل از این گفته بود:</span>

<span lang="AR-SA">مردويه وفي هذا بيان واضح أن قراءة بن مسعود كانت كذلك والذي وقع في غير هذه الطريق أنه قرأ والذي خلق الذكر والأنثى كذا في كثير من كتب القراءات الشاذة وهذه القراءة لم يذكرها أبو عبيد الا عن الحسن البصري وأما بن مسعود فهذا الإسناد المذكور في الصحيحين عنه من أصح الأسانيد يروي به الأحاديث قوله كيف سمعته أي بن مسعود يقرأ والليل إذ يغشى قال علقمة والذكر والأنثى في رواية سفيان فقرأت والليل إذا يغشى والنهار إذا تجلى والذكر والأنثى وهذا صريح في أن بن مسعود كان يقرؤها كذلك</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(</span><span lang="AR-SA">كتاب </span>[<span lang="AR-SA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink;">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/4935#p2) <span lang="AR-SA">لابن حجر، ج ٨، ص ٧٠٧)</span>

<span lang="FA">یا قرطبی در مورد زیادتی« و رهطک منهم المخلصین» در سوره شعراء </span><span lang="FA">–</span><span lang="FA">بنا بر نقل بخاری و مسلم- چنین </span><span lang="FA">می‌گوید</span><span lang="FA">:</span>

<span lang="FA">قال القرطبي لعل هذه الزيادة كانت قرآنا فنسخت تلاوتها</span><span lang="FA"> (كتاب </span>[<span lang="FA">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/4731#p3)<span lang="FA"> لابن حجر</span><span lang="AR-SA">، ج ٨، ص ۵٠٢</span><span lang="FA">)</span>

<span lang="FA">بغا، محقق کتاب صحیح بخاری نیز چنین توجیه </span><span lang="FA">می‌کند</span><span lang="FA">:</span>

<span lang="FA">(ورهطك مهم المخلصين) تفسير لقوله: {وأنذر عشيرتك الأقربين} أو: هي قراءة شاذة، وقيل: كانت قراءة ثم نسخت</span><span lang="FA">(كتاب </span>[<span lang="FA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7507#p1)<span lang="FA"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٩٠٢</span><span lang="FA">)</span>

<span lang="FA">جالب اینجاست که بخاری صریحاً هر دو عبارت را تعبیر به آیه می‌کند: لما نزلت هذه الآية: {وأنذر عشيرتك الأقربين} \[٢٦/الشعراء/ الآية-٢١٤\] ورهطك منهم المخلصين. خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا.(همان)</span>

<span lang="FA">وی در جای دیگر نیز در توجیه قرائت ابن مسعود که به جای کالعهن المنفوش، کالصوف المنفوش قرائت کرده است آن را حمل به تفسیر </span><span lang="FA">می‌کند</span><span lang="FA">:</span>

<span lang="FA">(كالعهن) هو الصوف كما قرأ عبد الله بن مسعود رضي الله عنه، وقراءته غير مشهورة، بل</span><span lang="FA"> هي شاذة، فتعتبر تفسيرا لا قرآناً(</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7487#p1)<span lang="FA"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴،</span><span lang="FA"> ص۱۸۹۸</span><span lang="FA">)</span>

<span lang="FA">این در حالی است که بخاری خود صریحاً </span><span lang="FA">می‌گوید</span><span lang="FA">: </span><span lang="FA">وقرأ</span><span lang="FA"> عبد الله: كالصوف.</span><span lang="FA">(همان)</span>

<span lang="FA">مقصود از عرضه اخیره نیز مرتبه آخری است که جبرئیل امین قرآن را به وجود نازنین رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه کرده است. توضیح بیشتر را به زیبایی </span><span lang="FA">می‌توان</span><span lang="FA"> در </span><span lang="AR-SA">این</span> <span lang="FA">سؤال</span><span lang="FA"> و پاسخ یافت:</span>

**<span lang="FA">السؤال</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>كيف نجمع بين أن من أنكر أو زاد حرفا في كتاب الله فإنه يكفر، وبين بعض القراءات التي يكون فيها زيادة أو تغيير في بعض الكلمات؟</span>

**<span lang="FA">الجواب</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>القراءات ثابتة عن النبي صلى الله عليه وسلم، وفي الحديث: (إن هذا القرآن أنزل على سبعة أحرف فاقرءوا ما تيسر منه) فالحروف التي نزل بها جبرائيل سبعة، والقراءات السبع داخلة في حرف واحد، وهو الحرف الذي كان في العرضة الأخيرة أي: عرضة جبريل في السنة الأخيرة، والخليفة الراشد عثمان رضي الله عنه جمع الناس على حرف واحد، وهو الحرف الذي كان في العرضة الأخيرة، والقراءات السبع كلها داخلة في هذا الحرف، يعني: ما يقال: إنها زيادة، القراءات كلها ثابتة بالوحي، **ولكن من زاد حرفا في كتاب الله ليس من الحروف السبعة التي نزلت بالوحي، وليس من القراءات الثابتة فهذا هو الذي يكفر**.(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">شرح عقيدة السلف وأصحاب الحديث</span>](https://shamela.ws/book/37012/77#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> الراجحي، ج ۵، ص ٢٣)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و طبیعتاً طبق چنین نقلی یکی از اولین کسانی که باید تکفیر نمود، </span><span lang="AR-SA">خود</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> جناب بخاری است که در کتاب خود حدّاقل ١۶ مورد از قرائات مخالف با مصحف عثمان را نقل کرده است (در ادامه تمامی این موارد را به تفصیل ارائه خواهیم کرد)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">این در حالی است که ابن مسعود می گفته است: اگر کسی را </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌شناختم</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> که از من اطلاع بیشتری نسبت به عرضه اخیره قرآن داشته باشد، نزد او </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌شتافتم</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">. </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۵۰۰۲- حدثنا عمر بن حفص، حدثنا أبي، حدثنا الأعمش، حدثنا مسلم، عن مسروق، قال: قال عبد الله رضي الله عنه: «والله الذي لا إله غيره، ما أنزلت سورة من كتاب الله إلا أنا أعلم أين أنزلت، ولا أنزلت آية من كتاب الله إلا أنا أعلم فيم أنزلت، ولو أعلم أحدا أعلم مني بكتاب الله، تبلغه الإبل لركبت إليه»</span>

<span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[۵۰۰۲\] قوله قال عبد الله في رواية قطبة عن الأعمش عند مسلم عن عبد الله بن مسعود قوله والله في رواية جرير عن الأعمش عند بن أبي داود قال عبد الله لما صنع بالمصاحف ما صنع والله إلخ قوله فيمن أنزلت في رواية الكشميهني فيما أنزلت ومثله في رواية قطبة وجرير قوله ولو أعلم أحدا أعلم مني بكتاب الله تبلغه الإبل في رواية الكشميهني تبلغنيه وهي رواية جرير قوله لركبت إليه تقدم في الحديث الثاني بلفظ لرحلت إليه ولأبي عبيدة من طريق بن سيرين نبئت أن بن مسعود قال لو أعلم أحدا تبلغنيه الإبل أحدث عهدا بالعرضة الأخيرة مني لأتيته أو قال لتكلفت أن آتيه وكأنه احترز بقوله تبلغنيه الإبل عمن لا يصل إليه على الرواحل إما لكونه كان لا يركب البحر فقيد بالبر أو لأنه كان جازما بأنه لا أحد يفوقه في ذلك من البشر فاحترز عن سكان السماء وفي الحديث جواز ذكر الإنسان نفسه بما فيه من الفضيلة بقدر الحاجة ويحمل ما ورد من ذم ذلك على من وقع ذلك منه فخرا أو إعجابا الحديث الخامس حديث أنس ذكره من وجهين(</span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فتح الباری</span>](https://shamela.ws/book/1673/5019#p2)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ج ٩، ص ۵٠)</span>

<div id="bkmrk--3" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--4" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# [اختلاف مصاحف در کتب عامه]

<span lang="AR-SA">پس فعلا ادعای بنده این است طبق صحیح‌ترین روایات و کتب نزد اهل سنت، پیش از قضیه واضح اختلاف قرائات، مسأله **اختلاف مصاحف** مطرح بوده و تا قبل از قرن چهارم حساسیتی از اهل سنت راجع به اختلاف مصاحف موجود نبوده، و حساسیت بعد از دست‌یابی شیعه به قدرت حکومتی در قرن چهارم کم کم شروع میشود.</span>

### **<span lang="FA">\[١.منهم من بدّل تبدیلاً\]</span>**

<span lang="AR-SA">اولین موردی که عرض میکنم تا در خصوص آن بحث کنیم این روایت است:</span>

> **<span lang="AR-SA">«ذكر الإخبار عما يجب على المرء من التصبر تحت ظلال السيوف في سبيل الله</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">4772 - أخبرنا الحسن بن سفيان، قال: حدثنا هدبة بن خالد، قال: حدثنا حماد بن سلمة، عن ثابت، عن أنس، أن أنس بن النضر تغيب عن قتال بدر، وقال: تغيبت عن أول مشهد شهده النبي صلى الله عليه وسلم، والله لئن أراني الله قتالا ليرين ما أصنع، فلما كان يوم أحد انهزم أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم، وأقبل سعد بن معاذ يقول: أين أين؟ فوالذي نفسي بيده، إني لأجد ريح الجنة، دون أحد، قال: فحمل، فقاتل، فقتل فقال سعد: والله يا رسول الله، ما أطقت، ما أطاق، فقالت أخته: والله ما عرفت أخي إلا بحسن بنانه، فوجد فيه بضع وثمانون جراحة ضربة سيف، ورمية سهم، وطعنة رمح، فأنزل الله {من المؤمنين رجال صدقوا، ما عاهدوا الله عليه، فمنهم من قضى نحبه، ومنهم من ينتظر، وما بدلوا تبديلا} \[الأحزاب: 23\] ، قال حماد: «وقرأت في مصحف أبي: ومنهم من بدل تبديلا» (۲) . \[3: 64\]</span>**
> 
> <span lang="AR-SA">\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_  
> </span><span lang="AR-SA">(۲) إسناده صحيح على شرط مسلم، رجاله ثقات رجال الشيخين غير حماد بن سلمة، فمن رجال مسلم.(هذا التصحیح من شعیب و صححه الالبانی مطلقا</span>**<span lang="AR-SA" style="font-size: 13.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-no-proof: yes;">[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 13.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-no-proof: yes;">\[1\]</span>**</span></sup>](#_ftn1)</span>**<span lang="AR-SA">)»</span>

<span lang="AR-SA">ملاحظه فرمایید که بعد از پانزده قرن، دو متخصّص علم حدیث اهل سنّت با همه سختگیریها[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2)، این حدیث را تصحیح کرده‌اند، مفاد حدیث، شوخی بردار نیست! چون نقل یک کلام نیست بلکه حمّاد که مورد اعتماد اهل سنت است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3) (و نزدیک صدر اول است و با یک واسطه از صحابی نقل میکند) میگوید با چشم خودم در مصحف أبیّ دیدم که به جای (</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">و ما بدّلوا تبدیلاً</span>**<span lang="AR-SA">) آمده: (</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">و منهم من بدّل تبدیلاً</span>**<span lang="AR-SA">).</span>

<span lang="AR-SA">و اگر (</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">قال حماد</span>**<span lang="AR-SA">) گفته هدبة بن خالد باشد صحت نقل واضح است و اگر گفته ابن حبان باشد طبق قاعده تعلیق جازم در صحیح[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4)، نیز نقل صحیح است.</span>

<span lang="AR-SA">ملاحظه فرمایید که سی سال از عمر ابن حبان[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></sup>](#_ftn5) در قرن سوم است و در همین زمان تازه بذر حکومت فاطمیین ریخته میشود، ابن حبّان بدون مشکلی این را از حماد نقل میکند و با فرهنگ رائج آن زمان منافاتی نداشته، و نیز ساکن دائم بغداد نبوده تا مثلا احساس ابوبکر ابن الانباری را در کتاب **(الرد علی من خالف مصحف عثمان[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span>**</span></sup>](#_ftn6))** داشته باشد، </span>

### **<span lang="FA"> \[٢. روایات صحیح بخاری\]</span>**

<span lang="AR-SA">به یاد دارم بلوشی در کانال مستقلة به جای جواب از این روایات میگفت شما یک عالم اهل سنت بیاورید که قائل به تحریف باشد! </span>

<span lang="AR-SA">بدون شک این عالم، شخص امام بخاری اهل سنت است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[7\]</span></span></sup>](#_ftn7)! </span>

<span lang="AR-SA">بنده استشهاد او را به نحو تعلیق جازم در سایت شبکة الدفاع عن السنة مطرح کردم، و مشرف گرامی (یونس1) چندین ماه است وعده جواب به بنده داده و چندی پیش یادآوری کردم و گفتند فراموش کردم و فرصت شود جواب میدهم.</span>

<span lang="AR-SA">به هر حال اینجا هم مطرح میکنم تا ببینید به هیچ وجه توجیه‌بردار نیست که بخاری قائل به تحریف است.</span>

### **<span lang="FA"> \[٣. قرائت ابن شنبوذ در نماز\]</span>**

#### **<span lang="FA"> \[لقد نصرکم الله ببدر بسیف</span><span lang="FA"> علیِّ\]</span>**

<span lang="AR-SA">ابن شَنَبوذ در بغداد در نماز جماعت قرائت میکرد: </span><span lang="AR-SA">و لقد نصرکم الله ببدر بسیف عليّ و انتم أذلة[<span dir="LTR">\[8\]</span>](#_ftn8)،</span>

#### **<span lang="FA">\[هذا صراط علیّ مستقیم\]</span>**

<span lang="AR-SA">و یا : </span><span lang="AR-SA">هذا صراط عليّ مستقیم[<span dir="LTR">\[9\]</span>](#_ftn9)!</span>

#### **<span lang="FA">\[ابن شنبوذ\]</span>**

<span lang="AR-SA">ابن شنبوذ یکی از بزرگترین عالمان اهل سنت در طلیعه قرن چهارم، است که قائل به تحریف قرآن بود و ابن الانباری ردیه بر او نوشت و اینقدر او را آزار دادند تا توبه کرد و به قولی در زندان مرد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[10\]</span></span></sup>](#_ftn10)! </span>

<span lang="AR-SA">به نقل قرطبی، ابن الانباری میگوید اول کسی که چنین فاجعه عظمی را رقم زده!! این شخص معاصر ماست که اسم نمیبرد !! اما خطیب بغدادی میگوید منظورش ابن شنبوذ است !.</span>

<span lang="AR-SA">و این اولین برخورد با چنین عالمانی بود چون از قدرت گرفتن شیعه احساس خطر شد، اما قبل آن، فرهنگ رائج تمام علما بود و لذا ذهبی که رمز مطلب را توجه نکرده میگوید نمیدانم چرا با ابن شنبوذ چنین برخورد کردند و حال آنکه قدیماً و حدیثاً همین کار او، رسم علما بود[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[11\]</span></span></sup>](#_ftn11)! </span>

<span lang="AR-SA">این فضا بین علمای اهل سنت نبود، آنها هم روایات مثبت صریح امامت را تلاوت میکردند، اما با احساس خطر از قدرت حکومتی شیعه که تنها چند سال بعد معز الدولة در بغداد روز عید غدیر را جشن عام اعلام کرد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[12\]</span></span></sup>](#_ftn12)، خط کشی و برخورد خشن با امثال ابن شنبوذ شروع شد! </span>

##### **<span lang="FA">\[کلمات علماء اهل‌سنت در مورد ابن شنبوذ\]</span>**

**<span lang="FA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt; mso-bidi-language: FA;">\[قرطبی\]</span>**

> **<span lang="AR-SA">قال الإمام أبو بكر محمد بن إلقاسم بن بشار بن محمد الأنباري: و لم يزل أهل الفضل و العقل يعرفون من شرف القرآن و علو منزلته، ما يوجبه الحق و الإنصاف و الديانة، و ينفون عنه قول المبطلين، و تمويه الملحدين و تحريف الزائغين، حتى نبع في زماننا هذا زائغ زاغ عن الملة و هجم على الأئمة بما يحاول به إبطال الشريعة التي لا يزال الله يؤيدها، و يثبت أسها، و ينمي فروعها، و يحرسها من معايب أولى الجنف و الجور، و مكايد أهل العداوة و الكفر. فزعم أن المصحف الذي جمعة عثمان رضى اله عنه باتفاق أصحاب رسول الله صلى الله عليه و سلم على تصويبه فيما فعل لا يشتمل على جمع القرآن، إذ كان قد سقط منه خمسمائة حرف، قد قرأت ببعضها و سأقرأ ببقيتها، فمنها:" و العصر و نوائب الدهر" ...... و ذكر مما يدعى حروفا كثيرة. و ادعى أن عثمان و الصحابة رضى الله عنهم زادوا في القرآن ما ليس فيه، فقرأ في صلاة الفرض و الناس يسمعون:" الله الواحد الصمد" فأسقط من القرآن" قُلْ هُوَ" و غير لفظ ..... و حكى لنا آخرون عن آخرين أنهم سمعوه يقرأ:" و لقد نصركم الله ببدر بسيف علي و أنتم أذلة". و روى هؤلاء أيضا لنا عنه قال:" هذا صراط علي مستقيم[<span dir="LTR">\[13\]</span>](#_ftn13)</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">و- أسند أبو بكر محمد بن القاسم بن بشار بن محمد الأنباري النحوي اللغوي في كتاب" </span><span lang="AR-SA">الرد على من خالف مصحف عثمان</span><span lang="AR-SA">" عن عبد الله بن مسعود قال قال: رسول الله صلى الله عليه و- سلم:" إن هذا القرآن مأدبة الله فتعلموا من مأدبته ما استطعتم</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 13.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-no-proof: yes;">[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 13.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-no-proof: yes;">\[14\]</span>**</span></sup>](#_ftn14)</span>**

**<span lang="FA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt; mso-bidi-language: FA;">\[خطیب بغدادی\]</span>**

> **<span lang="AR-SA">ابن شنبوذ</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">۷۲- محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت أبو الحسن المقرئ المعروف بابن شنبوذ حدث عن أبي مسلم الكجي، وبشر بن موسى، وعن محمد بن الحسين الحبيني، وإسحاق بن إبراهيم الدبري، وعبد الرحمن بن جابر الكلاعي الحمصي، وعن خلق كثير من شيوخ الشام ومصر.  
> روى عنه: أبو بكر بن شاذان، ومحمد بن إسحاق القطيعي، وأبو حفص بن شاهين، وغيرهم.  
> وكان قد تخير لنفسه حروفا من شواذ القراءات تخالف الإجماع، فقرأ بها.  
> فصنف أبو بكر ابن الأنباري وغيره كتبا في الرد عليه.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">أَخْبَرَنِي إبراهيم بن مخلد فيما أذن أن أرويه عنه، قَالَ: أخبرنا إسماعيل بن علي الخطبي في كتاب " التاريخ "، قَالَ: اشتهر ببغداد أمر رجل يعرف بابن شنبوذ، يقرئ الناس ويقرأ في المحراب بحروف يخالف فيها المصحف، مما يروى، عن عبد الله بن مسعود، وأبي بن كعب، وغيرهما مما كان يقرأ به قبل جمع المصحف الذي جمعه عثمان بن عفان، ويتبع الشواذ فيقرأ بها، ويجادل، حتى عظم أمره وفحش، وأنكره الناس.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">فوجه السلطان فقبض عليه يوم السبت لست خلون من ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلاث مائة، وحمل إلى دار الوزير محمد بن علي، يعني: ابن مقلة، وأحضر القضاة والفقهاء والقراء وناظره، يعني: الوزير، بحضرتهم، فأقام على ما ذكر عنه ونصره، واستنزله الوزير عن ذلك فأبى أن ينزل عنه، أو يرجع عما يقرأ به من هذه الشواذ المنكرة التي تزيد على المصحف وتخالفه، فأنكر ذلك جميع من حضر المجلس، وأشاروا بعقوبته ومعاملته بما يضطره إلى الرجوع.  
> فأمر بتجريده وإقامته بين الهنبازين وضربه بالدرة على قفاه، فضرب نحو العشرة ضربا شديدا فلم يصبر، واستغاث وأذعن بالرجوع والتوبة فَخُلِّيَ عنه، وأعيدت عليه ثيابه، واستتيب، وكتب عليه كتاب بتوبته، وأخذ فيه خطه بالتوبة.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">حَدَّثَنِي القاضي أبو العلاء محمد بن علي الواسطي، قَالَ: قَالَ لي أبو الفرج الشنبوذي وغيره: مات ابن شنبوذ في سنة ثمان وعشرين وثلاث مائة.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قلت: قَالَ لي غير أبي العلاء: إنه توفي يوم الاثنين لثلاث خلون من صفر</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 13.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-no-proof: yes;">[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 13.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-no-proof: yes;">\[15\]</span>**</span></sup>](#_ftn15).</span>**

**<span lang="FA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt; mso-bidi-language: FA;">\[ذهبی\]</span>**

> **<span lang="AR-SA">۱۱۳- ابن شنبوذ محمد بن أحمد بن أيوب \*\*</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">شيخ المقرئين، أبو الحسن محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت بن شنبوذ المقرئ.  
> أكثر الترحال في الطلب.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وتلا على: هارون بن موسى الأخفش، وقنبل المكي، وإسحاق الخزاعي، وإدريس الحداد، والحسن بن العباس الرازي، وإسماعيل النحاس، ومحمد بن شاذان الجوهري، وعدد كثير. قد ذكرتهم في (طبقات القراء) .</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وسمع الحديث من: عبد الرحمن كربزان، ومحمد بن الحسين الحنيني، وإسحاق بن إبراهيم الدبري، وطائفة.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وكان إماما صدوقا أمينا متصونا كبير القدر.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">تلا عليه: أحمد بن نصر الشذائي، وأبو الفرج الشنبوذي تلميذه، وأبو أحمد السامري، والمعافى الجريري، وابن فورك القباب، وإدريس بن علي المؤدب، وأبو العباس المطوعي، وغزوان بن القاسم، وخلق.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وحدث عنه: أبو طاهر بن أبي هاشم، وأبو الشيخ، وأبو بكر بن شاذان واعتمده أبو عمرو الداني، والكبار وثوقا بنقله وإتقانه لكنه كان له رأي في القراءة بالشواذ التي تخالف رسم الإمام فنقموا عليه لذلك وبالغوا وعزروه </span><span lang="AR-SA">والمسألة مختلف فيها </span><span lang="AR-SA">في الجملة وما عارضوه أصلا فيما أقرأ به ليعقوب ولا لأبي جعفر بل فيما خرج عن المصحف العثماني.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">و قد ذكرت ذلك مطولا في (طبقات القراء) .</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قال أبو شامة: كان الرفق بابن شنبوذ أولى، وكان اعتقاله وإغلاظ القول له كافيا.  
> </span><span lang="AR-SA">وليس - كان - بمصيب فيما ذهب إليه، لكن أخطاؤه في واقعة لا تسقط حقه من حرمة أهل القرآن والعلم.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قلت: مات في صفر سنة ثمان وعشرين وثلاث مائة، وهو في عشر الثمانين أو جاوزه[<span dir="LTR">\[16\]</span>](#_ftn16).</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">  
> ۱۰ - أبو الحسن بن شنبوذ هو محمد بن أيوب بن الصلت، ومنهم من يقول: ابن الصلت بن أيوب بن شنبوذ البغدادي. شيخ الإقراء بالعراق. مع ابن مجاهد.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قرأ القرآن على عدد كثير بالأمصار، منهم قنبل وإسحاق الخزاعي، والحسن بن العباس، وإدريس بن عبد الكريم.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وهارون بن موسى الأخفش، وإسماعيل بن عبد الله المصري، وبكر بن سهل الدمياطي، وقيل لم يتل عليه، ومحمد بن شاذان، والقاسم بن أحمد، وأبي حسان العنزي.  
> وأحمد بن نصر بن شاكر، صاحب الوليد بن عتبة، وأحمد بن بشار الأنباري، صاحب الدوري، وإبراهيم الحربي، والزبير بن محمد العمري، المدني صاحب قالون.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">ومحمد بن يحيى الكسائي الصغير، وموسى بن جمهور، وأحمد بن محمد الرشديني، وتهيأ له من لقاء الكبار ما لم يتهيأ لابن مجاهد.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وقرأ بالمشهور والشاذ، وسمع من إسحاق الدبري، صاحب عبد الرزاق ومن عبد الرحمن بن محمد بن منصور الحارثي، ومحمد بن الحسين الحقيقي وغيرهم.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وقرأ عليه عدد كثير، منهم أحمد بن نصر الشذائي، ومحمد بن أحمد الشنبوذي، تلميذه، وعلي بن الحسين الغضائري، وأبو الحسين أحمد بن عبد الله، وعبد الله بن أحمد السامري.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وغزوان بن القاسم، ومحمد بن صالح، والمعافى بن زكريا الجريري وأبو العباس المطوعي، وابن فورك القباب، وإدريس بن علي المؤدب، واعتمد أبو عمرو الداني، والكبار على أسانيده في كتبهم.  
> وروى عنه أبو بكر بن شاذان، وعمر بن شاهين، وأحمد بن محمد بن إبراهيم النيسابوري، وأبو طاهر بن أبي هاشم، وأبو الشيخ بن حيان.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وكان يرى جواز الصلاة بما جاء في مصحف أبي، ومصحف ابن مسعود، </span><span lang="AR-SA">وبما صح في الأحاديث</span><span lang="AR-SA">، مع أن الاختلاف في جوازه معروف بين العلماء قديما وحديثا،</span><span lang="AR-SA"> ويتعاطى ذلك.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وكان ثقة في نفسه، صالحا دينا متبحرا في هذا الشأن، لكنه كان يحط على ابن مجاهد، ويقول: هذا العطشى لم تغبر قدماه في طلب العلم، ويعني أنه لم يرحل من بغداد، وليس الأمر كذلك، قد حج وقرأ على قنبل بمكة.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قال محمد بن يوسف الحافظ: كان ابن شنبوذ إذا أتاه رجل من القراء، قال: هل قرأت على ابن مجاهد؟ فإن قال نعم لم يقرئه.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قال أبو بكر الجلاء المقرئ: كان ابن شنبوذ رجلا صالحا، قال أبو عمرو الداني: سمعت عبد الرحمن بن عبد الله الفرائضي، يقول: استتيب ابن شنبوذ على هذه الآية: {وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ} \[المائدة: 118\] قرأ: "فَإِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ".</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قال لنا عبد الرحمن: فسمعت أبا بكر الأنهري، يقول: أنا كنت ذلك اليوم الذي نوظر فيه ابن شنبوذ، حاضرا مع جملة الفقهاء، وابن مجاهد بالحضرة.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">قال الداني: حدثت عن إسماعيل بن عبد الله الأشعري، حدثنا أبو القاسم بن زنجي الكاتب الأنباري، قال: حضرت مجلس الوزير أبي علي بن مقلة، وزير الراضي, وقد أحضر ابن شنبوذ، وجرت معه مناظرات في حروف، حكي عنه أنه يقرأ بها، وهي شواذ، فاعترف منها بما عمل به، </span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">محضر بحضرة أبي علي بن مقلة، وأبي بكر بن مجاهد.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">ومحمد بن موسى الهاشمي، وأبي أيوب محمد بن أحمد، وهما يومئذ شاهدان مقبولان، نسخة المحضر، سئل محمد بن أحمد بن أيوب المعروف بابن شنبوذ، عما حكي عنه أنه يقرؤه، وهو "فَامْضُوا إِلَى ذِكْرِ اللهِ" فاعترف به.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وعن "ويجعلون شكركم أنكم تكذبون"، وعن "كل سفينة صالحةغصبا" فاعترف به، وعن "كالصوف المنقوش"فاعترف به، وعن "فاليوم ننحيك ببدنك"فاعترف به.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وعن "فلما خر تبينت الإنس أن الجن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا حولا في العذابفاعترف به، وعن "والذكر والأنثى" فاعترف به.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وعن "فقد كذب الكافرون فسوف يكون لزاما" وعن "وينهون عن المنكر ويستعينون الله على ما أصابهم، وأولئك هم المفلحون" وعن "فساد عريض فاعترف بذلك"</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وفيه اعترف ابن شنبوذ بما في هذه الرقعة بحضرتي، وكتب ابن مجاهد بيده يوم السبت لست خلون بن ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلاثمائة.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">ونقل ابن الجوزي وغير واحد، في حوادث سنة ثلاث هذه، أن ابن شنبوذ، أحضر. وأحضر عمر بن محمد بن يوسف القاضي، وابن مجاهد، وجماعة من القراء.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">ونوظر فأغلظ للوزير في الخطاب، وللقاضي، ولابن مجاهد، ونسبهم إلى قلة المعرفة، وأنهم ما سافروا في طلب العلم، كما سافر.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">فأمر الوزير بضربه سبع درر، وهو يدعو على الوزير، بأن يقطع الله يده، ويشتت شمله، ثم أوقف على الحروف التي يقرأ بها، فأهدر منها ما كان شنعا.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وتوبوه عن التلاوة بها غصبا، وقيل إنه أخرج من بغداد، فذهب إلى البصرة، وقيل إنه لما ضرب بالدرة، جرد وأقيم بين الهبارين، وضرب نحو العشر، فتألم وصاح وأذعن بالرجوع.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وقد استجيب دعاؤه على الوزير، وقطعت يده وذاق الذل، </span><span lang="AR-SA">توفي ابن شنبوذ، في صفر سنة ثمان وعشرين وثلاثمائة، وفيها هلك ابن مقلة</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 13.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-no-proof: yes;">[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 13.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-no-proof: yes;">\[17\]</span>**</span></sup>](#_ftn17)</span>**

**<span lang="FA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt; mso-bidi-language: FA;">\[ابن خلکان\]</span>**

> **<span lang="AR-SA">ابن شنبوذ المقرئ</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">أبو الحسن محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت بن شنبوذ المقرئ البغدادي؛ كان من مشاهير القراء وأعيانهم، وكان دينا، وفيه سلامة صدر وفيه حمق، وقيل إنه كان كثير اللحن قليل العلم، وتفرد بقراءات من الشواذ كان يقرأ بها في المحراب فأنكرت عليه، وبلغ ذلك الوزير أباعلي محمد بن مقلة الكاتب المشهور، وقيل له: إنه يغير حروفا من القرآن ويقرأ بخلاف ما أنزل، فاستحضره في أول شهر بيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلثمائة، واعتقله في داره أياما، فلما كان يوم الأحد لسبع خلون من الشهر المذكور، استحضر الوزير المذكور القاضي أبا الحسين عمر بن محمد وأبا بكر أحمد بن موسى بن العباس بن مجاهد المقرئ وجماعة من أهل القرآن، وأحضر ابن شنبوذ المذكور، ونوظر بحضرة الوزير، فأغلظ في الخطاب للوزير والقاضي وأبي بكر ابن مجاهد ونسبهم إلى قلة المعرفة وعيرهم بأنهم ما سافروا في طلب العلم كما سافر، واستصبى القاضي أبا الحسين المذكور، فأمر الوزير أبو علي بضربه، فأقيم وضرب سبع درر، فدعا وهو يضرب على الوزير ابن مقلة بأن يقطع الله يده ويشتت شمله، فكان الأمر كذلك - كما سيأتي في خبر ابن مقلة إن شاء الله تعالى - ثم أوقفوه على الحروف التي قيل إنه يقرأ بها، فأنكر ما كان شنيعا، وقال فيما سواه: إنه قرأ به قوم، فاستتابوه فتاب، وقال إنه قد رجع عما كان يقرؤه، وإنه لايقرأ إلا بمصحف عثمان بن عفان، رضي الله عنه، وبالقراءة المتعارفة التي يقرأ بها الناس.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">فكتب عليه الوزير محضرا بما قاله، وأمره أن يكتب خطه في آخره، فكتب مايدل على توبته؛ </span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">ونسخه المحضر: سئل محمد بن أحمد المعروف بابن شنبوذ عما حكي عنه أنه يقرؤه، وهو " إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فامضوا إلى ذكر الله " فاعترف به، وعن " وتجعلون شكركم أنكم تكذبون " فاعترف به، وعن " تبت يدا أبي لهب وقد تب " فاعترف به، وعن " كالصوف المنفوش " فاعترف به، وعن " فاليوم ننجيك ببدنك " فاعترف به، " وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة \[صالحة\] غصبا " فاعترف به، وعن " فلما خر تبينت الإنس أن الجن لوكانوا يعلمون الغيب ما لبثوا حولا في العذاب المهين " فاعترف به، وعن " والليل إذا يغشى والنهار إذا تجلى والذكر والأنثى " فاعترف به، وعن " فقد كذب الكافرون فسوف يكون لزاما " فاعترف به، وعن " ولتكن منك فئة يدعون إلى الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويستعينون الله على ما أصابهم أولئك هم المفلحون " فاعترف به، وعن " إلا تفعلوه تكن فتنة في الأرض وفساد عريض " فاعترف به، وكتب الشهود الحاضرون شهاداتهم في المحضر حسبما سمعوه من لفظه.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وكتب ابن شنبوذ بخطه ما صورته: يقول محمد بن أحمد بن أيوب المعروف بابن شنبوذ: ما في هذه الرقعة صحيح، وهو قولي واعتقادي، وأشهد الله عز وجل وسائر من حضر على نفسي بذلك؛ وكتب بخطه: فمتى خالفت ذلك أو بان مني غيره، فأمير المؤمنين في حل من دمي وسعة، وذلك يوم الأحد لسبع خلون من شهر ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلثمائة في مجلس الوزير أبي علي محمد بن علي بن مقلة أدام الله توفيقه.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وكلم أبو أيوب السمسار الوزير أبا علي في أمره وسأله في إطلاقه، وعرفه أنه إن صار إلى منزله قتله العامة، وسأله أن ينفذه في الليل سرا إلى المدائن ليقيم بها أياما، ثم يدخل إلى منزله ببغداد مستخفيا، ولايظهر بها أياما، فأجابه الوزير إلى ذلك، وأنقذه إلى المدائن؛ وتوفي يوم الاثنين لثلاث خلون من صفر سنة ثمان وعشرين وثلثمائة ببغداد، وقيل إنه توفي في محبسه بدار السلطان، رحمه الله تعالى.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وتوفي أبو بكر ابن مجاهد المذكور يوم الأربعاء لإحدى عشرة ليلة بقيت من شعبان سنة أربع وعشرين وثلثمائة، ودفن في تربة له بسوق العطش، وكان مولده سنة خمس وأربعين ومائتين، رحمه الله تعالى.</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">وشنبوذ: بفتح الشين المعجمة والنون وضم الباء الموحدة وسكون الواو وبعدها ذال معجمة</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 13.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-no-proof: yes;">[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 13.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-no-proof: yes;">\[18\]</span>**</span></sup>](#_ftn18).</span>**

**<span lang="FA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt; mso-bidi-language: FA;">\[زرکلی\]</span>**

> **<span lang="AR-SA">ابن شَنَبُوذ</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">(۰۰۰- ۳۲۸هـ = ۰۰۰- ۹۳۹م)</span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت، أبو الحسن، ابن شنبوذ: من كبار القراء من أهل بغداد.  
> انفرد بشواذ كان يقرأ بها في المحراب، منها " وكان أمامهم ملِك يأخذ كل سفينة غصبا " و " </span>**
> 
> **<span lang="AR-SA">تبّت يدا أبي لهب وقد تب " و " وتكون الجبال كالصوف المنفوش " و " فامضوا إلى ذكر الله " في الجمعة. وصنف في ذلك كتبا، منها " اختلاف القراء " و " شواذ القراآت " وعلم الوزير ابن مقلة بأمره، فأحضره وأحضر بعض القراء، فناظروه، </span><span lang="AR-SA">فنسبهم إلى الجهل </span><span lang="AR-SA">وأغلظ للوزير، فأمر بضربه، ثم استتيب غصبا ونفي إلى المدائن. وتوفي ببغداد، وقيل: </span><span lang="AR-SA">مات في محبسه </span><span lang="AR-SA">بدار السلطان</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 13.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-no-proof: yes;">[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 13.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-no-proof: yes;">\[19\]</span>**</span></sup>](#_ftn19)</span>**

### **<span lang="FA">\[جمع بندی\]</span>**

<span lang="AR-SA">حماد میگوید خودم در مصحف أبي دیدم: </span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">«و منهم من بدل تبدیلا»</span>**<span lang="AR-SA">، احدی از ناقلین قرن سوم و قبل آن نگفتند این نسخ شده یا قبل عرضه اخیره بوده! چرا حمّاد و ابن حبان و واسطه‌های نقل، اسمی از خلاف اجماع بودن آن نبردند؟! </span>

<span lang="AR-SA">ابن شنبوذ به قول ذهبی چه گناهی کرده بود که مثل ابن حبّان همین حدیث صحیح را دیده و طبق آن عمل میکرد؟! و قدیم وحدیث هم مختلف فیه بود! </span>

<span lang="AR-SA">اما در قرن چهارم سر و کله اجماع‌های غلاظ و شداد پیدا میشود! ابن الانباری ادعای اجماع میکند چون چاره‌ای نمیبیند! با شمشیر اجماع باید ابن شنبوذ را تنبیه کند! ابن الانباری مثل آفتاب، روایات واضح را تاویل میکند تا با این اجماع جور درآید و در مقابل او جناب بخاری در قرن سوم به راحتی و به وضوح آفتاب استشهاد میکند به قول عمر و معلوم میشود اجماع ابن الانباری در زمان او محلی از اعراب نداشته! و گرنه صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن را قرین مطلب خلاف اجماع نمیکرد. </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">صحيح ابن حبان - محققا (11/ 92)</span><span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">و </span><span lang="AR-SA">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح ابن حبان التقاسيم والأنواع</span>](https://shamela.ws/book/537/4670#p2)<span lang="AR-SA">، ج ۵،‌ص ٢١١ و کتاب </span>[<span lang="AR-SA">التعلیقات الحسان علی صحیح ابن حبان</span>](https://shamela.ws/book/641/9649#p6)<span lang="AR-SA"> لناصر الدین الالبانی، ج ٧، </span><span lang="FA">ص ١۴٨</span>

<span lang="AR-SA">در موسوعه التفسیر بالمأثور هم چنین آمده است:</span>

<span lang="AR-SA">{من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا (٢٣)}</span>

<span lang="AR-SA">\[قراءات\]</span>

<span lang="AR-SA">٦١٩٦٩ - عن عبد الله بن عباس -من طريق عمرو بن دينار- أنه كان يقرأ: (فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وآخرون بدلوا تبديلا) (١٢/ ١٠)</span>

<span lang="AR-SA">٦١٩٧٠ - عن أبي نضرة، قال: سمعت ابن عباس يقرأ على المنبر: (رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر ومنهم من بدل تبديلا) (١٢/ ١٢)</span><span lang="AR-SA">(كتاب </span>[<span lang="AR-SA">موسوعة التفسير المأثور</span>](https://shamela.ws/book/639/12204#p2)<span lang="AR-SA">، ج ١٧، ص ٧١٧)</span>

<span lang="AR-SA">برای بررسی تفصیلی به سایت فدکیه، صفحه مصحف ابیّ بن کعب، عنوان </span>[<span lang="AR-SA">«منهم من بدّل تبدیلاً»</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-000-000/q-tfs-000-010-00100.html#s33-a23)<span lang="AR-SA"> مراجعه فرمایید.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ناصر الدین البانی و شعیب ارنؤوط، هر دو از کسانی هستند که به سختگیری در بررسی احادیث معروفند.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3)<span lang="AR-SA"> الأسم </span><span class="text-info"><span dir="LTR">: </span><span lang="AR-SA">حماد بن سلمة بن دينار</span></span>

<span lang="AR-SA">الشهرة </span><span class="text-info"><span dir="LTR">: </span><span lang="AR-SA">حماد بن سلمة البصري</span></span> <span dir="LTR">, </span><span lang="AR-SA">الكنيه</span><span dir="LTR">: </span><span class="text-info"><span lang="AR-SA">أبو سلمة</span></span>

<span lang="AR-SA">النسب</span><span dir="LTR"> : </span><span class="text-info"><span lang="AR-SA">البصري</span></span>

**<span lang="AR-SA">الرتبة</span><span dir="LTR"> : </span><span class="text-info"><span lang="AR-SA">تغير حفظه قليلا بآخره, ثقة عابد</span></span>**

<span lang="AR-SA">عاش في</span><span dir="LTR"> : </span><span class="text-info"><span lang="AR-SA">البصرة</span></span>

<span lang="AR-SA">الوظيفة</span><span dir="LTR"> : </span><span class="text-info"><span lang="AR-SA">الخزاز</span></span>

<span lang="AR-SA">مولي</span><span dir="LTR"> : </span><span class="text-info"><span lang="AR-SA">مولى ربيعة بن مالك بن حنظلة, مولى حميري, مولى قريش</span></span>

<span lang="AR-SA">در مورد جرح و تعدیل او نیز چنین آمده است:</span>

<span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span lang="AR-SA">أبو أحمد بن عدي الجرجاني : <span class="text-info">كثير الرواية خاصة عن إبراهيم، ويقع في حديثه أفراد وغرائب، وهو متماسك في الحديث، لا بأس به </span></span>

<span lang="AR-SA">أبو بكر البيهقي : <span class="text-info">أحد أئمة المسلمين إلا أنه لما كبر ساء حفظه </span></span>

<span lang="AR-SA">أبو حاتم بن حبان البستي : <span class="text-info">من العباد المجابين الدعوة وكان بن أخت حميد الطويل حميد خاله ولم ينصف من جانب حديثه، واحتج بأبي بكر بن عياش في كتابه وبابن اخي الزهرى وبعبد الرحمن بن عبد الله بن دينار، فإن كان تركه إياه لما كان يخطىء فغيره من أقرانه مثل الثوري وشعبة ودونهما وكانوا يخطؤن ف </span></span>

<span lang="AR-SA">أبو دواد السجستاني : <span class="text-info">ما حدث أحد بالبصرة أحسن منه </span></span>

<span lang="AR-SA">أبو زرعة الرازي : <span class="text-info">أحفظ وأكبر من أبان </span></span>

<span lang="AR-SA">أبو عبد الله الحاكم النيسابوري : <span class="text-info">ثقة </span></span>

<span lang="AR-SA">أحمد بن حنبل : <span class="text-info">ثقة، ومرة: صالح، ومرة: أثبت الناس في حميد الطويل، ومرة: ثقة مأمون </span></span>

<span lang="AR-SA">أحمد بن شعيب النسائي : <span class="text-info">ثقة </span></span>

<span lang="AR-SA">أحمد بن صالح الجيلي : <span class="text-info">ثقة رجل صالح حسن الحديث </span></span>

<span lang="AR-SA">ابن حجر العسقلاني : <span class="text-info">ثقة عابد أثبت الناس في ثابت وتغير حفظه بأخرة </span></span>

<span lang="AR-SA">الدارقطني : <span class="text-info">أثبت الناس في ثابت، ومرة قال: من الثقات </span></span>

<span lang="AR-SA">الذهبي : <span class="text-info">الإمام أحد الأعلام وهو ثقة صدوق يغلط، كان بحرا من بحور العلم، وله أوهام فى سعة ما روى </span></span>

<span lang="AR-SA">حجاج بن المنهال الأنماطي : <span class="text-info">كان من أئمة الدين </span></span>

<span lang="AR-SA">حماد بن زيد الجهضمي : <span class="text-info">ما كنا نرى أحدا منا يتعلم بنية غير حماد بن سلمة، وما نرى اليوم أحدا بنية غيره </span></span>

<span lang="AR-SA">زكريا بن يحيى الساجي : <span class="text-info">حافظ ثقة مأمون </span></span>

<span lang="AR-SA">عبد الرحمن بن مهدي : <span class="text-info">حماد بن سلمة صحيح السماع حسن اللقي أدرك الناس لم يتهم بلون من الألوان ولم يلتبس بشيء أحسن ملكة نفسه ولسانه، ومرة: لم أر أحدا مثل حماد بن سلمة، ومالك بن أنس، كانا يحتسبان في الحديث </span></span>

<span lang="AR-SA">عفان بن مسلم الصفار : <span class="text-info">أمير المؤمنين </span></span>

<span lang="AR-SA">علي بن المديني : <span class="text-info">لم يكن في أصحاب ثابت أثبت من حماد بن سلمة </span></span>

<span lang="AR-SA">محمد بن سعد كاتب الواقدي : <span class="text-info">ثقة كثير الحديث وربما حدث بالحديث المنكر </span></span>

<span lang="AR-SA">يحيى بن سعيد القطان : <span class="text-info">حماد عن زياد الأعلم، وقيس بن سعد ليس بذاك </span></span>

<span lang="AR-SA">يحيى بن معين : <span class="text-info">ثقة ومرة: قال أثبت الناس في ثابت البناني حماد بن سلمة، وفي رواية ابن محرز قال: ثقة مأمون، وحديثه عن أبي حمزة الكوفي ليس هو بشيء </span></span>

<span lang="AR-SA">يعقوب بن سفيان الفسوي : <span class="text-info">ثقة </span></span>

<span lang="AR-SA">يعقوب بن شيبة السدوسي : <span class="text-info">ثقة، طرجل صالح بارع الصلاح، وفي بعض روايته اضطراب، ومرة: ثقة في حديثه اضطراب شديد، إلا عن شيوخ فإنه حسن الحديث عنهم، متقن لحديثهم، مقدم على غيره فيهم، منهم ثابت البناني، وعمار بن أبي عمار </span>(</span>[<span lang="AR-SA">موسوعة الحدیث</span>](http://hadith.islam-db.com/narrators/2492/%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A9-%D8%A8%D9%86-%D8%AF%D9%8A%D9%86%D8%A7%D8%B1)<span lang="AR-SA">)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4)<span lang="AR-SA"> السادسة: ما أسنده البخاري ومسلم - رحمهما الله - في كتابيهما بالإسناد المتصل فذلك الذي حكما بصحته بلا إشكال. وأما \[المعلق وهو\] الذي حذف من مبتدأ إسناده واحد أو أكثر، وأغلب ما وقع ذلك في كتاب البخاري، وهو في كتاب مسلم قليل جدا، ففي بعضه نظر.</span>

<span lang="AR-SA">وينبغي أن نقول: ما كان من ذلك ونحوه بلفظ فيه جزم، وحكم به على من علقه عنه، فقد حكم بصحته عنه، مثاله: قال رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: كذا وكذا، قال ابن عباس: كذا، قال مجاهد: كذا، قال عفان: كذا. قال القعنبي: كذا، روى أبو هريرة كذا وكذا، وما أشبه ذلك من العبارات.</span>

<span lang="AR-SA">فكل ذلك حكم منه على من ذكره عنه بأنه قد قال ذلك ورواه، فلن يستجيز إطلاق ذلك إلا إذا صح عنده ذلك عنه، ثم إذا كان الذي علق الحديث عنه دون الصحابة، فالحكم بصحته يتوقف على اتصال الإسناد بينه وبين الصحابي.</span>

<span lang="AR-SA">وأما ما لم يكن في لفظه جزم وحكم، مثل: روي عن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - كذا وكذا، أو روي عن فلان كذا، أو في الباب عن النبي - صلى الله عليه وسلم - كذا وكذا، فهذا وما أشبهه من الألفاظ ليس في شيء منه حكم منه بصحة ذلك عمن ذكره عنه؛ لأن مثل هذه العبارات تستعمل في الحديث الضعيف أيضا. ومع ذلك فإيراده له في أثناء الصحيح مشعر بصحة أصله إشعارا يؤنس به ويركن إليه، والله أعلم.( كتاب </span>[<span lang="AR-SA">مقدمة ابن الصلاح</span>](https://shamela.ws/book/22870/21#p3)<span lang="AR-SA"> معرفة أنواع علوم الحديث، ص ٢۴-٢۵)</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>\[فصل\]وقد أكثر البخاري رحمه الله في "صحيحه" في تراجم أبوابه من ذكر أحاديث وأقوال الصحابة وغيرهم بغير إسناد، وحكم هذا (أن ما) كان منه بصيغة جزم، كقال وروي وشبههما فهو حكم منه بصحته ، وما كان بصيغة تمريض كروي وشبهه فليس فيه حكم بصحته، ولكن ليس هو واهيا إذ لو كان واهيا لم يدخله في "صحيحه".</span>

<span lang="AR-SA">ودليل صحة الأول أن هذه الصيغة موضوعة لـ "الصحيح"، فإذا استعملها هذا الإمام في مثل هذا المصنف الصحيح مع قوله السالف: ما أدخلت إلا ما صح. اقتضى ذلك صحته، ولا يقال: يرد على هذا إدخاله ما هو بصيغة تمريض؛ لأنه قد نبه على ضعفه بإيراده إياه بصيغة التمريض. والمراد بقوله: ما أدخلت في "الجامع" إلا ما صح. أي: ما ذكرت فيه مسندا إلا ما صح، كذا قرره النووي ، وأصله للشيخ تقي الدين ابن الصلاح(كتاب </span>[<span lang="AR-SA">التوضيح لشرح الجامع الصحيح</span>](https://shamela.ws/book/13252/481#p1)<span lang="AR-SA">، ح ٢،‌ص ۶٣)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) **<span lang="AR-SA" style="font-family: IRBadr;">اِبْنِ حِبّان‌،</span>**<span lang="AR-SA"> ابوحاتم‌، محمد بن‌ حبان‌ بن‌ احمد بن‌ حبان‌ (ح‌ ۲۷۰- ۲۱ شوال‌ ۳۵۴ ق‌/ ۸۸۳ -۲۰ اكتبر ۹۶۵ م‌)، محدث‌، فقيه‌ شافعی‌، مورخ‌ و لغوی‌ تميمی‌ بُستی‌</span><span dir="LTR">.</span><span dir="LTR" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria;"> </span><span dir="LTR">  
</span><span lang="AR-SA">زادگاه‌ و تاريخ‌ تولد وی‌ دقيقاً دانسته‌ نيست‌. ابن‌حبان‌ در بُست‌ (شهری‌ قديمی‌ در جنوب‌ شرقی‌ افغانستان‌ كنونی‌) از ابواحمد اسحاق‌ بن‌ ابراهيم‌ و ابوالحسن‌ محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ جنيد (ياقوت‌، ۱/ ۶۱۳) و ديگران‌ مقدمات‌ علوم‌ را فرا گرفت‌ و سپس‌ برای‌ تكميل‌ دانش‌ خود در ۳۰۰ ق‌/ ۹۱۳ م‌ به‌ نيشابور رفت‌ (قفطی‌، ۳</span><span dir="LTR">/ </span><span lang="AR-SA">۱۲۲</span><span dir="LTR">) </span><span lang="AR-SA">و اين‌، سرآغاز سفرهای‌ علمی‌ وی‌ بوده‌ است‌ (ذهبی‌، *<span style="font-family: IRBadr;">ميزان‌</span>*، ۳</span><span dir="LTR">/ </span><span lang="AR-SA">۵۰۶</span><span dir="LTR">). </span><span lang="AR-SA">در نيشابور از ابوالعباس‌ محمد بن ‌اسحاق ‌سراج‌ و ديگران‌ استماع‌ حديث‌ كرد (ياقوت‌،همانجا)، و در جست‌وجوی‌ حديث‌ به‌ بسياری‌ از شهرهای‌ خراسان‌ و ماوراءالنهر، عراق‌، حجاز، شام‌ و مصر سفر كرد و چنانكه‌ نوشته‌اند مسافت‌ طولانی‌ و حوزۀ گسترده‌ای‌ از شاش‌ (چاچ‌ = تاشكند كنونی‌) تا اسكندريه‌ را پيمود (سمعانی‌، ۲/ ۲۲۵). مشايخ‌ او به‌ گفتۀ خود وی‌ بيش‌ از دو هزار تن‌ بوده‌اند (ابن‌ بلبان‌، ۱/ ۸۴). در هرات‌ از ابوبكر محمد بن‌ عثمان‌ دارمی‌، در ری‌ از ابوالقاسم‌ عباس‌ بن‌ فضل‌ مقری‌، در بصره‌ از ابوخليفه‌ فضل‌الله‌ بن‌ حباب‌ جمحی‌، در بغداد از ابوالعباس‌ حامد بن‌ محمد بن‌ شعيب‌ بلخی‌، در مكه‌ از ابوبكر محمد بن‌ ابراهيم‌ بن‌ منذر نيشابوری‌، در دمشق‌ از ابوالحسن‌ احمد بن‌ عمير بن‌ جوصا، در بيروت‌ از محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ عبدالسلام‌ بيروتی‌، در بيت‌المقدس‌ از عبدالله‌ بن‌ محمد بن‌ مسلم‌ مقدسی‌ و در مصر از ابوعبدالرحمن‌ احمد بن‌ شعيب‌ نسائی‌ و گروه‌ بسياری‌ از ديگر فقيهان‌ و محدثان‌ اين‌ طبقه‌ در شهرهای‌ مختلف‌ ديگری‌ كه‌ در مسير سفرهای‌ وی‌ قرار داشته‌، استماع‌ حديث‌ كرده‌ و دانش‌ اندوخته‌ كه‌ اسامی‌ شهرها و شيوخ‌ وی‌ را ياقوت‌ (۱/ ۶۱۳-۶۱۵) به‌ تفصيل‌ ياد كرده‌ است‌. وی‌ پس‌ از سفری‌ طولانی‌ در ۳۳۴ ق‌ به‌ نيشابوررفت‌ و جمع ‌بسياری‌ از او نقل ‌حديث ‌كرده‌اند (سمعانی‌، همانجا). ابن‌ حبان‌ بار ديگر نيز در ۳۳۷ ق‌ به‌ نيشابور رفت‌ و در باب‌ الرازيّين‌ خانقاهی‌ بنا كرد و در آنجا كتب‌ خويش‌ را تدريس‌ می‌كرد (همانجا). مدتی‌ نيز در سمرقند فقه‌ تدريس‌ می‌كرد (ابن‌شاكر، ۱۱/ ۱۴۹-۱۵۰). شاگردان‌ وی‌ بسيارند كه‌ می‌توان‌ از آن‌ ميان‌ به‌ ابوعبدالله‌ بن‌ مندۀ اصفهانی‌، ابوعبدالله‌ بن‌ بيع‌ حاكم‌ نيشابوری‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ احمد ابن‌ غنجار، ابوعلی‌ منصور بن‌ عبدالله‌ بن‌ خالد ذُهلی‌ هروی‌ اشاره‌ كرد. ياقوت‌ (۱/ ۶۱۵) از علما و فقها و محدثينی‌ كه‌ از او روايت‌ كرده‌اند به‌ تفصيل‌ ياد كرده‌ است‌</span><span dir="LTR">.</span><span dir="LTR" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria;"> </span><span lang="AR-SA">(دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مدخل </span>[<span lang="AR-SA">ابن حبّان</span>](https://www.cgie.org.ir/fa/article/222934/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D9%86)<span lang="AR-SA">)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></span></span>](#_ftnref6) <span lang="AR-SA">این کتاب اکنون در دست ما نیست. خصوصیت این کتاب این است که در مقابل رویه ابن شنبوذ نگاشته شد:</span>

<span lang="AR-SA">أبو بكر أحمد بن علي بن ثابت بن أحمد بن مهدي الخطيب البغدادي (المتوفى: ۴۶۳هـ)</span>

<span lang="AR-SA">۷۲- محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت أبو الحسن المقرئ المعروف بابن شنبوذ حدث عن أبي مسلم الكجي،...</span>

<span lang="AR-SA">وكان قد تخير لنفسه حروفا من شواذ القراءات تخالف الإجماع، فقرأ بها. فصنف أبو بكر ابن الأنباري وغيره كتبا في الرد عليه.( تاريخ بغداد ت بشار ، ج ٢،‌ص ١٠٣) برای بررسی تفصیلی به سایت فدکیه،‌صفحه </span>[<span lang="AR-SA">کتاب من خالف مصحف عثمان</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/0300-0292-0913/0328-0319-0940-ibnanbari-00010.html)<span lang="AR-SA"> مراجعه فرمایید.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[7\]</span></span></span></span>](#_ftnref7) <span lang="AR-SA">در صحیح بخاری روایات متعددی در نقل قرائات مخالف با مصحف عثمان وجود دارد:</span>

**<span lang="AR-SA">١.والذکر و الانثی</span>**<span lang="AR-SA">(اللیل/ ٣):</span>

<span lang="AR-SA">در سوره لیل در مصحف شریف می خوانیم: واللیل اذا یغشی و النهار اذا تجلّی و ما خلق الذکر و الانثی. این در حالی است که هم بخاری و هم مسلم در کتاب خود آیه سوم را به صورت و الذکر و الانثی نقل کرده اند:</span>

<span lang="AR-SA">صحیح بخاری</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٩٤٤ - حدثنا ‌عمر، حدثنا ‌أبي ، حدثنا ‌الأعمش، عن ‌إبراهيم قال: «قدم أصحاب عبد الله على أبي الدرداء، فطلبهم فوجدهم، فقال: أيكم يقرأ على قراءة عبد الله؟ قال: كلنا، قال: فأيكم يحفظ؟ وأشاروا إلى علقمة، قال: كيف سمعته يقرأ: {</span><span lang="AR-SA">والليل</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> إذا يغشى}؟ قال علقمة: (والذكر والأنثى)، قال: أشهد أني سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ هكذا، وهؤلاء يريدوني على أن أقرأ: {وما خلق الذكر والأنثى} والله لا أتابعهم».( كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7334#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية، ج ۶،‌ ص ١٧٠ )</span>

<span lang="AR-SA">تعلیقه بغا:</span>

<span lang="AR-SA">(والذكر والأنثى) القراءة المتواترة {وما خلق الذكر والأنثى}. /الليل: ٣/.(</span>[<span lang="AR-SA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink;">صحیح البخاری</span>](https://shamela.ws/book/735/7445)<span lang="AR-SA"> ت بغا، ج ۴،‌ص ١٨٨٩)</span>

<span lang="AR-SA">صحیح مسلم</span>

<span lang="AR-SA">٢٨٢ - (٨٢٤) وحدثنا أبو بكر بن أبي شيبة وأبو كريب. (واللفظ لأبي بكر) قالا: حدثنا أبو معاوية عن الأعمش، عن إبراهيم، عن علقمة. قال:</span>

<span lang="AR-SA">قدمنا الشام. فأتانا أبو الدرداء فقال: أفيكم أحد يقرأ على قراءة عبد الله؟ فقلت: نعم. أنا. قال: فكيف سمعت عبد الله يقرأ هذه الآية؟ {والليل إذا يغشى}. قال: سمعته يقرأ: والليل إذا يغشى والذكر والأنثى قال: وأنا والله! هكذا سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقرؤها. ولكن هؤلاء يريدون أن أقرأ: وما خلق. فلا أتابعهم.(كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/1846#p1)<span lang="AR-SA"> ت عبد الباقي، ج ١، ص ۵۶۵)</span>

<span lang="AR-SA">٢.</span><span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> </span>**<span lang="AR-SA">و ما ارسلنا من قبلک من رسول و لا نبی و لا </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">محدث</span>**<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(الحج/ ۵٢)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در مصحف عثمان عبارت «و لا محدث» وجود ندارد. این زیادتی از ابی بن کعب به نقل بیهقی و از ابن مسعود به نقل فتح البیان قنوجی و از ابن عباس به نقل کثیرین وارده شده است. بخاری نیز برای دفاع از محدث بودن عمر این قرائت ابن عباس را نقل کرده است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۳۶۸۹- حدثنا يحيى بن قزعة، حدثنا إبراهيم بن سعد، عن أبيه، عن أبي سلمة، عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «لقد كان فيما قبلكم من الأمم محدثون، فإن يك في أمتي أحد، فإنه عمر» زاد زكرياء بن أبي زائدة، عن سعد، عن أبي سلمة، عن أبي هريرة، قال: قال النبي صلى الله عليه وسلم «لقد كان فيمن كان قبلكم من بني إسرائيل رجال، يكلمون من غير أن يكونوا أنبياء، فإن يكن من أمتي منهم أحد فعمر» قال ابن عباس رضي الله عنهما: «من نبي ولا محدث »(</span>[<span lang="AR-SA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; color: blue; mso-themecolor: hyperlink;">صحيح البخاري</span>](https://lib.efatwa.ir/42174/5/12)<span lang="AR-SA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus;">، ج ۵،‌ ص ١٢ ط دار النجاة مصر</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣. **و انذر عشیرتک الاقربین و رهطک منهم المخلصین**(الشعراء/٢١۴)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بخاری این آیه را در شش موضع از کتاب خود آورده است،‌اما در یکی از این موارد یک آیه به آیه موجود در مصحف عثمان اضافه </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌کند</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> و آن عبارت است از «و رهطک منهم المخلصین»:</span>

<span lang="FA">٤٦٨٧ - حدثنا يوسف بن موسى: حدثنا أبو أسامة: حدثنا الأعمش: حدثنا عمرو ابن مرة، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس رضي الله عنهما قال:لما نزلت: {وأنذر عشيرتك الأقربين}. ورهطك منهم المخلصين، خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا، فهتف: (يا صباحاه). فقالوا: من هذا، فاجتمعوا إليه، فقال: (أرأيتم إن أخبرتكم أن خيلا تخرج من سفح هذا الجبل، أكنتم مصدقي). قالوا: ما جربنا عليك كذبا، قال: (فإني نذير لكم بين يدي عذاب شديد). قال أبو لهب: تبا لك، ما جمعتنا إلا لهذا، ثم قام. فنزلت: {تبت يدا أبي لهب وتب}. وقد تب. هكذا قرأها الأعمش يومئذ.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در تعلیقه بغا چنین آمده است: (ورهطك مهم المخلصين) تفسير لقوله: {وأنذر عشيرتك الأقربين} أو: هي قراءة شاذة، وقيل: كانت قراءة ثم نسخت. (هكذا قرأها) أي زاد: وقد تب (كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7507#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٩٠٢</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<span lang="FA">علاوه‌بر</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بخاری، مسلم نیز این زیادتی را در کتاب خود نقل کرده است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣٥٥ - (٢٠٨) وحدثنا أبو كريب محمد بن العلاء. حدثنا أبو أسامة عن الأعمش، عن عمرو</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بن مرة، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس؛ قال: لما نزلت هذه الآية: {وأنذر عشيرتك الأقربين} \[٢٦/الشعراء/ الآية-٢١٤\] ورهطك منهم المخلصين. خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا. فهتف "يا صباحاه! " فقالوا: من هذا الذي يهتف؟ قالوا: محمد. فاجتمعوا إليه، فقال "يا بني فلان! يا بني فلان! يا بني فلان! يا بني عبد مناف! يا بني عبد المطلب! " فاجتمعوا إليه فقال "أرأيتكم لو أخبرتكم أن خيلا تخرج بسفح هذا الجبل أكنتم مصدقي؟ " قالوا: ما جربنا عليك كذبا. قال "فإني نذير لكم بين يدي عذاب شديد". قال فقال أبو لهب: تبا لك! أما جمعتنا إلا لهذا؟ ثم قام. فنزلت هذه السورة: {تبت يدا أبي لهب و قد تب} \[١١١/المسد/ الآية-١\]. كذا قرأ الأعمش إلى آخر السورة.</span><span lang="AR-SA">(</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/455#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ١٩٣)</span>

<span lang="AR-SA">جالب اینجاست که نووی می گوید: این زیادتی را که مسلم نقل کرده است بخاری نقل نکرده است:</span>

<span lang="AR-SA">(ورهطك منهم المخلصين) قال الإمام النووي: الظاهر أن هذا كان قرآنا أنزل ثم نسخت تلاوته. **ولم تقع هذه الزيادة في روايات البخاري.** </span>

<span lang="AR-SA">اما ابن حجر به وی پاسخ می دهد:</span>

<span lang="AR-SA">وفي هذه الزيادة تعقب على النووي حيث قال في شرح مسلم إن البخاري لم يخرجها أعني ورهطك منهم المخلصين اعتمادا على ما في هذه السورة وأغفل كونها موجودة عند البخاري في سورة تبت قوله لما نزلت وأنذر عشيرتك الأقربين زاد في تفسير تبت من رواية أبي أسامة عن الأعمش بهذا السند ورهطك منهم المخلصين</span> <span lang="FA">(كتاب </span>[<span lang="FA">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/4731#p3)<span lang="FA"> لابن حجر</span><span lang="AR-SA">، ج ٨، ص ۵٠٢</span><span lang="FA">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۴. **تبت یدا ابی لهب و قد تبّ**</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ذیل روایت سابق در صحیح بخاری (كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7507#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٩٠٢</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">) و صحیح مسلم(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/455#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ١٩٣</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۵. **و تجعلون شکرکم انکم تکذّبون**(الواقعة/ ٨٢)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در مصحف موجود آیه شریفه به این صورت است:«و تجعلون رزقکم انکم تکذّبون» اما در قرائت ابن عباس به نقل بخاری به جای رزقکم، کلمه شکرکم به کار رفته است:</span>

<span lang="FA">٢٧ - باب: قول الله تعالى: {وتجعلون رزقكم أنكم تكذبون} / الواقعة: ٨٢/.</span>

<span lang="FA">قال ابن عباس: شكركم</span><span lang="FA">(</span><span lang="AR-LB">كتاب </span>[<span lang="AR-LB">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/1690#p1)<span lang="AR-LB"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ٣۵١</span><span lang="FA">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۶. **لیس علیکم جناح ان تبتغوا فضلا من ربکم فی مواسم الحج**(البقره/ ١٩٨)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">زیادتی «فی مواسم الحج» در کلام بخاری:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٧٧٠ - حدثنا ‌عثمان بن الهيثم: أخبرنا ‌ابن جريج: قال ‌عمرو بن دينار : قال ‌ابن عباس </span><span lang="AR-SA">رضي</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> الله عنهما: «كان ذو المجاز وعكاظ متجر الناس في الجاهلية، فلما جاء الإسلام كأنهم كرهوا ذلك، حتى نزلت: {ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم} في مواسم الحج(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/2813#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ٢، ص ١٨١</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٧. **و کان اَمامهم ملک یأخذ کل سفینه غصباً**(الکهف/ ٧٩)</span>

<span lang="FA">در قرآن موجود عبارت آیه شریفه این است:«</span> <span lang="FA">أما السفينة فكانت لمساكين يعملون في البحر فأردت أن أعيبها وكا</span><span lang="FA">ن وراءهم ملك يأخذ كل سفينة غصبا» لکن در قرائت ابن عباس در نقل بخاری و مسلم ، به جای کلمه «وراءهم»، </span><span lang="AR-SA">کلمه</span><span lang="FA"> «اَمامهم» به کار رفته است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٤٥٠ - حدثني قتيبة بن سعيد قال: حدثني سفيان بن عيينة، عن عمرو ابن دينار، عن سعيد بن جبير قال: قلت لابن عباس:إن نوفا البالكي يزعم: أن موسى بني إسرائيل ليس بموسى الخضر، فقال: كذب عدو الله. حدثنا أبي بن كعب، عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (قام موسى خطيبا في بني إسرائيل، فقيل له: أي الناس أعلم؟ قال: أنا، فعتب الله عليه، إذ لم يرد </span><span lang="AR-SA">العلم</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> إليه، وأوحى إليه: بلى، عبد من عبادي بمجمع البحرين، هو أعلم منك. قال: أي رب، كيف السبيل إليه؟ … قال: وكان ابن عباس يقرأ: وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا، وأما الغلام فكان كافرا(</span><span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7019#p1)<span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus;">، ج ۴، ص ١٧۵٧</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٧٠ - (٢٣٨٠) حدثنا عمرو بن محمد الناقد وإسحاق بن إبراهيم الحنظلي وعبيد الله بن سعيد ومحمد بن أبي عمر المكي. كلهم عن ابن عيينة (واللفظ لابن أبي عمر). حدثنا سفيان بن عيينة. حدثنا عمرو بن دينار عن سعيد بن جبير. قال: قلت لابن عباس:إن نوفا البكالي يزعم أن موسى، عليه السلام، صاحب بني إسرائيل ليس هو موسى صاحب الخضر، عليه السلام. فقال: كذب عدو الله. سمعت أبي بن كعب يقول: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول " قام موسى عليه السلام خطيبا في بني إسرائيل. فسئل: أي الناس أعلم؟ فقال: أنا أعلم. قال فعتب الله عليه إذ لم يرد العلم إليه. فأوحى الله إليه: أن عبدا من عبادي بمجمع البحرين هو أعلم منك. قال موسى: أي رب! كيف لي به ... ثم خرجا من السفينة. فبينما هما يمشيان على الساحل إذا غلام يلعب مع الغلمان. فأخذ الخضر برأسه، فاقتلعه بيده، فقتله. فقال موسى: أقتلت نفسا زاكية بغير نفس؟ لقد جئت شيئا نكرا. قال: ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا؟ قال: وهذه أشد من الأولى. قال: إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني. قد بلغت من لدني عذرا. فانطلقا حتى إذا أتيا أهل قرية استطعما أهلها فأبوا أن يضيفوهما. فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض فأقامه. يقول مائل. قال الخضر بيده هكذا فأقامه. قال له موسى: قوم أتيناهم فلم يضيفونا ولم يطعمونا، لو شئت لتخذت عليه أجرا. قال هذا فراق بيني وبينك. سأنبئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا…</span>

<span lang="FA">قال سعيد بن جبير: وكان يقرأ: وكان أمامهم ملك يأخذ </span><span lang="AR-SA">كل</span><span lang="FA"> سفينة </span><span lang="AR-SA">صالحة</span><span lang="FA"> غصبا. وكان يقرأ: وأما الغلام فكان كافرا</span><span lang="FA">(كتاب </span>[<span lang="FA">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/6097#p1)<span lang="FA"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA">ص۱۸۴۷ -١٨۵٠)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٨. **و اما الغلام فکان کافراً**(الکهف/ ٨٠)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آیه شریفه در مصحف موجود به این صورت است: «</span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">وأما الغلام فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما طغيانا وكفرا</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">» لکن در نقل بخاری (در ذیل روایت سابق</span><span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-bidi-language: FA;">: </span>[<span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7019#p1)<span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA" style="mso-hansi-font-family: IRLotus;">، ج ۴، ص ١٧۵٧</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ) و مسلم(كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/6097#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ص1847 -١٨۵٠)ابن عباس این آیه شریفه را </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">به‌صورت</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> مستمر(کان یقرأ) به این صورت قرائت </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌کرده</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> است که اما الغلام فکان کافراً‌ و کان ابواه </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">مؤمنین…</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">. </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٩. **و ما اوتوا من العلم الا قلیلاً** (الاسراء/ ٨۵)</span>

<span lang="FA">آیه شریفه در مصحف موجود به این صورت است: «</span><span lang="AR-SA">ويسألونك</span><span lang="FA"> عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلا</span><span lang="FA">» اما فقره اخیر در صحیح بخاری </span><span lang="FA">به‌صورت</span><span lang="FA"> غائب به کار رفته است که و ما اوتوا</span>

<span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">‏</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٢٥ - حدثنا قيس بن حفص قال: حدثنا عبد الواحد قال: حدثنا الأعمش سليمان،</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">عن إبراهيم، عن علقمة، عن عبد الله قال: بينا أنا أمشي مع النبي صلى الله عليه وسلم في خرب المدينة، وهو يتوكأ على عسيب معه، فمر بنفر من اليهود، فقال بعضهم لبعض: سلوه عن الروح؟ وقال بعضهم: لا تسألوه، لا يجيء فيه بشيء تكرهونه، فقال بعضهم: لنسألنه، فقام رجل منهم فقال: يا أبا القاسم، ما الروح؟ فسكت، فقلت: إنه يوحى إليه، فقمت، فلما انجلى عنه، فقال: {ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتوا من العلم إلا قليلا}. قال الأعمش: هكذا في قراءتنا.( كتاب </span>[<span lang="FA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/228#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ۵٨</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> -۵٩)</span>

<span lang="FA">بغا در تعلیقه خود </span><span lang="FA">می‌گوید</span><span lang="FA">: </span><span lang="FA">(هكذا في قراءتنا) أي (أوتوا) وهي قراءة شاذة، والمتواترة (أوتيتم)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٠. **لا تؤتوا السفهاء اموالکم التی جعلکم الله فیها قواماً**(النساء/ ۵)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در نقل بخاری از ابن عباس، به جای قیاماً کلمه قواماً به کار رفته است:</span>

<span lang="FA">٧٩ - باب: تفسير سورة النساء.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال ابن عباس: {يستنكف} /١٧٢/: يستكبر. قواما: </span><span lang="AR-SA">قوامكم</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> من معايشكم. {لهن سبيلا} /١٥/: يعني الرجم للثيب والجلد للبكر.</span>

<span lang="FA">وقال غيره: {مثنى وثلاث} /٣/: يعني اثنتين وثلاثا وأربعا، ولا تجاوز العرب رباع.</span><span lang="FA">( كتاب </span>[<span lang="FA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/6726#p1)<span lang="FA"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA"> ص۱۶۶۸)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تعلیقه بغا:</span>

<span lang="FA">(قواما) أشار بهذا إلى قراءة ابن عباس رضي الله عنهما، في قوله تعالى: {ولا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما .. }. /النساء: ٥/. وقيل هي أيضا قراءة ابن عمر رضي الله عنهما، وهي قراءة شاذة</span> <span lang="FA">والقراءة المتواترة: {قياما} و "قيما" والمعنى واحد في الثلاثة</span>

<span lang="FA">١١. ذلک مستقرّ لها(یس/ ٣٨)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آیه در مصحف موجود به این صورت است: «و الشمس تجری لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم» اما در قرائت ابن مسعود به نقل بخاری آمده است: «ذلک مستقر لها»</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٧٤٢٤ - حدثنا ‌يحيى بن جعفر، حدثنا ‌أبو معاوية، عن ‌الأعمش، عن ‌إبراهيم هو التيمي، عن ‌أبيه، عن ‌أبي ذر قال: «دخلت المسجد ورسول الله صلى الله عليه وسلم جالس، فلما غربت الشمس قال: يا أبا ذر، هل تدري أين تذهب هذه. قال: قلت: الله ورسوله أعلم، قال: فإنها تذهب تستأذن في السجود فيؤذن لها، وكأنها قد قيل لها: ارجعي من حيث جئت، فتطلع من مغربها، ثم قرأ: (ذلك مستقر لها) في قراءة عبد الله(كتاب </span>[<span lang="FA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/11017#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ٩، ص ١٢۵</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در تعلیقه بغا چنین آمده است: (قراءة عبد الله) وهي قراءة شاذة، </span><span lang="AR-SA">والتواترة</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">: {تجري لمستقر لها}.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در کتاب اساس السنه این قرائت به امام سجاد </span><span lang="FA">علیه‌السلام</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، عکرمه و یکی از روایات از کسائی هم نسبت داده شده است:</span>

<span lang="FA">وقرأها كذلك عكرمة، وعلي بن الحسين، والشيزري عن </span><span lang="AR-SA">الكسائي</span><span lang="FA"> كما في (زاد الميسر: ٧/ ١٩) لابن الجوزي</span><span lang="FA">(</span><span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">الأساس في السنة وفقهها العبادات في الإسلام</span>](https://shamela.ws/book/18339/1870#p3)<span lang="FA">، </span><span lang="FA">ج ۴، ص1952</span><span lang="FA">) و این در حالی است که قرائت نقل شده در کتاب ابن جوزی«لا مستقر لها» ست.</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">( كتاب </span>[<span lang="FA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">زاد المسير في علم التفسير</span>](https://shamela.ws/book/23619/1707#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ج ٣، ص ۵٢۴)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٢. **و نادوا یا مالِ لیقض علینا ربک**(الزخرف/ ٧٧)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در مصحف عثمانی،‌ کلمه مالک </span><span lang="FA">به‌صورت</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کامل و در نقل بخاری </span><span lang="FA">به‌صورت</span> <span lang="AR-SA">مرخم</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(مالِ) ذکر شده است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣٠٥٨ - حدثنا علي بن عبد الله: حدثنا سفيان، عن عمرو، عن عطاء، عن صفوان بن يعلى، عن أبيه رضي الله عنه قال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ على المنبر: {ونادوا يا مالك}. قال سفيان: في قراءة عبد الله: ونادوا يا مال.( كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5148#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٣،</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۱۸۰)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تعلیقه بغا:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(يا مال) بحذف الكاف منه ترخيما، وهي قراءة شاذة، تعتبر </span><span lang="AR-SA">كحديث</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> من حيث الاحتجاج في الفقه واللغة، ولكن لا يقرأ بها في الصلاة، ولا يتعبد بتلاوتها. والقراءة المتواترة: {يا مالك} ومالك اسم أحد الملائكة</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٣. **اننی بریء مما تعبدون**(الزخرف/ ٢۶)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آیه مورد اشاره در مصحف موجود به این صورت است: </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">و اذ قال ابراهیم لابیه و قومه اننی براء مما تعبدون</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، لکن در قرائت ابن مسعود </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">به‌صورت</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> بریء آمده است که بخاری آن را </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">به‌صورت</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> جازم نقل کرده است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">{إنني براء مما تعبدون} العرب تقول: نحن منك البراء والخلاء، والواحد والاثنان والجميع من المذكر والمؤنث يقال فيه: براء؛ لأنه مصدر، ولو قال: بريء لقيل في الاثنين بريئان، وفي الجميع بريئون، وقرأ عبد الله: (</span><span lang="AR-SA">إنني</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> بريء) بالياء،(كتاب </span>[<span lang="FA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7106#p2)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية ، ج ۶، ص ١٣٠)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١۴. **و قال الرسول یا رب ان هؤلاء قوم لا یؤمنون**(الزخرف/ ٨٨)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آیه ٨٨ سوره زخرف:«و قیلِه یا رب ان هؤلاء قوم لا یؤمنون» اما در قرائت ابن مسعود به نقل بخاری، به جای و قیله عبارت و قال الرسول به کار رفته است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٨١٩ - حدثنا ‌حجاج بن منهال، حدثنا ‌سفيان بن عيينة، عن ‌عمرو، عن ‌عطاء، عن ‌صفوان بن يعلى، عن ‌أبيه قال: «سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ على المنبر: {ونادوا يا مالك ليقض علينا ربك}». وقال قتادة: مثلا للآخرين عظة. وقال غيره: {مقرنين} ضابطين، يقال: فلان مقرن لفلان ضابط له، والأكواب: الأباريق التي لا خراطيم لها. {أول العابدين} أي: ما كان، فأنا أول الآنفين، وهما لغتان: رجل عابد وعبد. وقرأ عبد الله: {وقال الرسول يا رب}. ويقال: {أول العابدين} الجاحدين، من عبد يعبد. وقال قتادة: {في أم الكتاب} جملة الكتاب، أصل الكتاب .( كتاب </span>[<span lang="FA" style="color: blue; mso-themecolor: hyperlink; mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7107#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية، ج ۶، ص ١٣٠)</span>

<span lang="FA">در تعلیقه بغا</span><span lang="FA"> هم </span><span lang="FA">می‌خوانیم</span><span lang="FA">:</span><span lang="FA"> (وقال الرسول) أي بدل: {وقيله} وهي قراءة شاذة.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١۵. **و اذا الصحف قشطت**(التکویر/ ١١)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">«قُشطت» در عوض «کُشطت»:</span>

<span lang="FA">١٠ - باب: السعوط بالقسط الهندي والبحري.</span>

<span lang="FA">وهو الكست، مثل الكافور والقافور، مثل (كشطت) /</span><span lang="AR-SA">التكوير</span><span lang="FA">: ١١/ وقشطت: نزعت، وقرأ عبد الله: قشطت.</span><span lang="FA">( كتاب </span>[<span lang="FA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/8619#p1)<span lang="FA"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۵، </span><span lang="FA"> ص۲۱۵۵)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تعلیقه بغا:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>(وقرأ عبد الله) هو ابن مسعود رضي الله </span><span lang="AR-SA">عنه</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، والقراءة المتواترة (كشطت)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١۶. **کالصوف المنفوش**(القارعه/ ۵)</span>

<span lang="FA">٤٥٤ - باب: تفسير سورة: {القارعة}.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">{كالفراش المبثوث} /٤/: كغوغاء الجراد، يركب بعضه بعضا، كذلك الناس يجول بعضهم في بعض. {كالعهن} /٨/: كألوان العهن، وقرأ عبد الله: كالصوف.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تعلیقه بغا:</span>

<span lang="FA"> (كالعهن) هو الصوف كما قرأ عبد الله بن مسعود رضي الله عنه، وقراءته غير مشهورة، بل هي شاذة، فتعتبر تفسيرا لا قرآنا</span><span lang="FA">(كتاب </span>[<span lang="FA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7487#p1)<span lang="FA"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴،</span><span lang="FA"> ص۱۸۹۸)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">برای مشاهده تفصیل موارد ذکر شده و </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">همچنین</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> برخی از قرائات شاذه موافق یا نزدیک به مصحف مانند «لباساً یواری سوءاتکم و ریاشاً» به </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">پیوست</span>](#_%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%AA:_%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA_%D8%A8%D8%A7)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> مراجعه فرمایید. </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[8\]</span></span></span></span>](#_ftnref8) <span lang="AR-SA">جالب اینجاست که این مطلب را نه هیچ کتابی از کتب شیعه -که طبیعتاً داعی بر نقل این چنین مطالبی در میان آن ها هست- که کتب اهل سنت از نقل شخصی که احدی به او نسبت رفض یا تشیع نداده است مطرح کرده اند. در ادامه نظر بزرگان اهل سنت در مورد ابن شنبوذ و نقل همین قرائت از او خواهد آمد.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[9\]</span></span></span></span>](#_ftnref9) <span lang="AR-SA">قرائت مشهور در آیه شریفه «عَلَیَّ»</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌باشد</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> اما یعقوب که خود از روایان عشر است این کلمه را «عَلِیٌّ» قرائت کرده است:</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: AR;"> </span><span lang="AR" style="mso-bidi-language: AR;">«</span><span lang="AR-SA">و اختلفوا» فى</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: AR;"> </span><span lang="AR-SA">صِرٰاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: AR;"> </span><span lang="AR-SA">فقرأ يعقوب بكسر اللام و رفع الياء و تنوينها و قرأ الباقون بفتح اللام و الياء من غير تنوين</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قوله وقال مجاهد صراط علي مستقيم الحق يرجع إلى الله وعليه طريقه وصله الطبري من طرق عنه مثله وزاد لا يعرض علي شيء ومن طريق قتادة ومحمد بن سيرين وغيرهما أنهم قرؤوا علي بالتنوين على أنه صفة للصراط أي رفيع قلت وهي قراءة يعقوب(فتح الباري لابن حجر، ج 8، ص 379)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>وقرأ ذلك قيس بن عباد وابن سيرين وقتادة فيما ذكر عنهم (هذا صراط علي مستقيم) برفع علي على أنه نعت للصراط، بمعنى: رفيع.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\* ذكر من قال ذلك: حدثني المثنى، قال: ثنا إسحاق، قال: ثنا ابن أبي حماد، قال: ثني جعفر البصري، عن ابن سيرين أنه كان يقرأ (هذا صراط علي مستقيم) يعني: رفيع.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة، قوله (هذا صراط علي مستقيم) أي رفيع مستقيم، قال بشر، قال يزيد، قال سعيد: هكذا نقرؤها نحن وقتادة.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حدثنا الحسن بن محمد، قال: ثنا عبد الوهاب، عن هارون، عن أبي العوام، عن قتادة، عن قيس بن </span><span lang="AR-SA">عباد (هذا صراط علي مستقيم) يقول: رفيع.(تفسير الطبري = جامع البيان ت شاكر،ج ۱۷، ص ۱۰۳)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مکتوب این قرائت را </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌توانید</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> در این </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سایت</span>](https://image.slidesharecdn.com/06-151230184142/95/06-268-638.jpg?cb=1451501917)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> و یا در صفحه این قرائت در سایت فدکیه مشاهده نمایید. فایل صوتی این قرائت را نیز در ا</span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ینجا</span>](https://media.sd.ma/assabile/recitations_7892537823/zip/yasser-al-mazroyee-015-al-hijr-6449-1257.zip)<span style="mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">می‌توانید</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> استماع کنید. برای بررسی تفصیلی این مسئله به سایت فدکیه، صفحه القراءه- </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">هذا صراطً علیًّ مستقیم</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-015-000/q-tfs-015-041-00001.html)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> مراجعه فرمایید.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[10\]</span></span></span></span>](#_ftnref10) <span lang="AR-SA">أَخْبَرَنِي إبراهيم بن مخلد فيما أذن أن أرويه عنه، قَالَ: أخبرنا إسماعيل بن علي الخطبي في كتاب " التاريخ "، قَالَ: اشتهر ببغداد أمر رجل يعرف بابن شنبوذ، يقرئ الناس ويقرأ في المحراب بحروف يخالف فيها المصحف، مما يروى، عن عبد الله بن مسعود، وأبي بن كعب، وغيرهما مما كان يقرأ به قبل جمع المصحف الذي جمعه عثمان بن عفان، ويتبع الشواذ فيقرأ بها، ويجادل، حتى عظم أمره وفحش، وأنكره الناس.</span>

<span lang="AR-SA">فوجه السلطان فقبض عليه يوم السبت لست خلون من ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلاث مائة، وحمل إلى دار الوزير محمد بن علي، يعني: ابن مقلة، وأحضر القضاة والفقهاء والقراء وناظره، يعني: الوزير، بحضرتهم، فأقام على ما ذكر عنه ونصره، واستنزله الوزير عن ذلك فأبى أن ينزل عنه، أو يرجع عما يقرأ به من هذه الشواذ المنكرة التي تزيد على المصحف وتخالفه، فأنكر ذلك جميع من حضر المجلس، وأشاروا بعقوبته ومعاملته بما يضطره إلى الرجوع.</span>

<span lang="AR-SA">فأمر بتجريده وإقامته بين الهنبازين وضربه بالدرة على قفاه، فضرب نحو العشرة ضربا شديدا فلم يصبر، واستغاث وأذعن بالرجوع والتوبة فَخُلِّيَ عنه، وأعيدت عليه ثيابه، واستتيب، وكتب عليه كتاب بتوبته، وأخذ فيه خطه بالتوبة.( تاريخ بغداد ت بشار ، ج ۲، ص ۱۰۳)</span>

<span lang="AR-SA">ابن شنبوذ المقرئ</span>

<span lang="AR-SA">أبو الحسن محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت بن شنبوذ المقرئ البغدادي؛ كان من مشاهير القراء وأعيانهم، وكان دينا، وفيه سلامة صدر وفيه حمق، وقيل إنه كان كثير اللحن قليل العلم، وتفرد بقراءات من الشواذ كان يقرأ بها في المحراب فأنكرت عليه، وبلغ ذلك الوزير أباعلي محمد بن مقلة الكاتب المشهور، وقيل له: إنه يغير حروفا من القرآن ويقرأ بخلاف ما أنزل، فاستحضره في أول شهر بيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلثمائة، واعتقله في داره أياما، فلما كان يوم الأحد لسبع خلون من الشهر المذكور، استحضر الوزير المذكور القاضي أبا الحسين عمر بن محمد وأبا بكر أحمد بن موسى بن العباس بن مجاهد المقرئ وجماعة من أهل القرآن، وأحضر ابن شنبوذ المذكور، ونوظر بحضرة الوزير، فأغلظ في الخطاب للوزير والقاضي وأبي بكر ابن مجاهد ونسبهم إلى قلة المعرفة وعيرهم بأنهم ما سافروا في طلب العلم كما سافر، واستصبى القاضي أبا الحسين المذكور، فأمر الوزير أبو علي بضربه، فأقيم وضرب سبع درر، فدعا وهو يضرب على الوزير ابن مقلة بأن يقطع الله يده ويشتت (2) شمله، فكان الأمر كذلك - كما سيأتي في خبر ابن مقلة إن شاء الله تعالى - ثم أوقفوه على الحروف التي قيل إنه يقرأ بها، فأنكر ما كان شنيعا، وقال فيما سواه: إنه قرأ به قوم، فاستتابوه فتاب، وقال إنه قد رجع عما كان يقرؤه، وإنه لايقرأ إلا بمصحف عثمان بن عفان، رضي الله عنه، وبالقراءة المتعارفة التي يقرأ بها الناس.</span>

<span lang="AR-SA">فكتب عليه الوزير محضرا بما قاله، وأمره أن يكتب خطه في آخره، فكتب مايدل على توبته؛ ونسخه المحضر: سئل محمد بن أحمد المعروف بابن شنبوذ عما حكي عنه أنه يقرؤه، وهو " إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فامضوا إلى ذكر الله " فاعترف به، وعن " وتجعلون شكركم أنكم تكذبون " فاعترف به، وعن " تبت يدا أبي لهب وقد تب " فاعترف به، وعن " كالصوف المنفوش " فاعترف به، وعن " فاليوم ننجيك ببدنك " فاعترف به، " وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة \[صالحة\] (1) غصبا " فاعترف به، وعن " فلما خر تبينت الإنس أن الجن لوكانوا يعلمون الغيب ما لبثوا حولا في العذاب المهين " فاعترف به، وعن " والليل إذا يغشى والنهار إذا تجلى والذكر والأنثى " فاعترف به، وعن " فقد كذب الكافرون فسوف يكون لزاما " فاعترف به، وعن " ولتكن منك فئة يدعون إلى الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويستعينون (2) الله على ما أصابهم أولئك هم المفلحون " فاعترف به، وعن " إلا تفعلوه تكن فتنة في الأرض وفساد عريض " فاعترف به، وكتب الشهود الحاضرون شهاداتهم في المحضر حسبما سمعوه من لفظه.</span>

<span lang="AR-SA">وكتب ابن شنبوذ بخطه ما صورته: يقول محمد بن أحمد بن أيوب المعروف بابن شنبوذ: ما في هذه الرقعة (3) صحيح، وهو قولي واعتقادي، وأشهد الله عز وجل وسائر من حضر (۴) على نفسي بذلك؛ وكتب بخطه: فمتى خالفت ذلك أو بان مني غيره، فأمير المؤمنين في حل من دمي وسعة، وذلك يوم الأحد لسبع (1) خلون من شهر ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلثمائة في مجلس الوزير أبي علي محمد بن علي بن مقلة أدام الله توفيقه.</span>

<span lang="AR-SA">وكلم أبو أيوب السمسار الوزير أبا علي في أمره وسأله في إطلاقه، وعرفه أنه إن صار إلى منزله قتله العامة، وسأله أن ينفذه في الليل سرا إلى المدائن ليقيم بها أياما، ثم يدخل إلى منزله ببغداد مستخفيا، ولايظهر بها أياما، فأجابه الوزير إلى ذلك، وأنقذه إلى المدائن؛ وتوفي يوم الاثنين لثلاث خلون من صفر (2) سنة ثمان وعشرين وثلثمائة ببغداد، وقيل إنه توفي في محبسه بدار السلطان، رحمه الله تعالى. ( وفيات الأعيان ، ج ۴، ص ۲۹۹)</span>

<span lang="AR-SA">ابن شَنَبُوذ</span>

<span lang="AR-SA">(۰۰۰ - ۳۲۸ هـ = ۰۰۰ - ۹۳۹م)</span>

<span lang="AR-SA">محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت، أبو الحسن، ابن شنبوذ: من كبار القراء من أهل بغداد.</span>

<span lang="AR-SA">انفرد بشواذ كان يقرأ بها في المحراب، منها " وكان أمامهم ملِك يأخذ كل سفينة غصبا " و " تبّت يدا أبي لهب وقد تب " و " وتكون الجبال كالصوف المنفوش " و " فامضوا إلى ذكر الله " في الجمعة. وصنف في ذلك كتبا، منها " اختلاف القراء " و " شواذ القراآت " وعلم الوزير ابن مقلة بأمره، فأحضره وأحضر بعض القراء، فناظروه، فنسبهم إلى الجهل وأغلظ للوزير، فأمر بضربه، ثم استتيب غصبا ونفي إلى المدائن. وتوفي ببغداد، وقيل: مات في محبسه بدار السلطان (الأعلام للزركلي، ج ۵، ص ۳۰۹)</span>

<div id="bkmrk--1" style="text-align: justify;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div><div style="mso-element: footnote;">  
</div></div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[11\]</span></span></span></span>](#_ftnref11) <span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span lang="AR-SA">113 - ابن شنبوذ محمد بن أحمد بن أيوب \*\*</span>

<span lang="AR-SA">شيخ المقرئين، أبو الحسن محمد بن أحمد بن أيوب بن الصلت بن شنبوذ المقرئ.</span>

<span lang="AR-SA">أكثر الترحال في الطلب.</span>

<span lang="AR-SA">وتلا على: هارون بن موسى الأخفش، وقنبل المكي، وإسحاق الخزاعي، وإدريس الحداد، والحسن بن العباس الرازي، وإسماعيل النحاس، ومحمد بن شاذان الجوهري، وعدد كثير. قد ذكرتهم في (طبقات القراء (1)) .</span>

<span lang="AR-SA">وسمع الحديث من: عبد الرحمن كربزان، ومحمد بن الحسين الحنيني، وإسحاق بن إبراهيم الدبري، وطائفة.</span>

<span lang="AR-SA">وكان إماما صدوقا أمينا متصونا كبير القدر.</span>

<span lang="AR-SA">تلا عليه: أحمد بن نصر الشذائي، وأبو الفرج الشنبوذي تلميذه، وأبو أحمد السامري، والمعافى الجريري، وابن فورك القباب، وإدريس بن علي المؤدب، وأبو العباس المطوعي، وغزوان بن القاسم، وخلق.</span>

<span lang="AR-SA">وحدث عنه: أبو طاهر بن أبي هاشم، وأبو الشيخ، وأبو بكر بن شاذان واعتمده أبو عمرو الداني، والكبار وثوقا بنقله وإتقانه لكنه كان له رأي في القراءة بالشواذ التي تخالف رسم الإمام فنقموا عليه لذلك وبالغوا وعزروه ، **والمسألة مختلف فيها في الجملة وما عارضوه أصلا فيما أقرأ به ليعقوب <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ولا لأبي جعفر بل فيما خرج عن المصحف العثماني.**</span>

<span lang="AR-SA">وقد ذكرت ذلك مطولا في طبقات القراء </span>

**<span lang="AR-SA">قال أبو شامة: كان الرفق بابن شنبوذ أولى، وكان اعتقاله وإغلاظ القول له كافيا.</span>**

**<span lang="AR-SA">وليس - كان - بمصيب فيما ذهب إليه، لكن أخطاؤه في واقعة لا تسقط حقه من حرمة أهل القرآن والعلم.</span>**

<span lang="AR-SA">قلت: مات في صفر سنة ثمان وعشرين وثلاث مائة، وهو في عشر الثمانين أو جاوزه.( </span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt;">سير أ</span><span lang="AR-SA">علام النبلاء ط الرسالة، ج 15، ص 264)</span>

<span lang="AR-SA">۱۰ - أبو الحسن بن شنبوذ هو محمد بن أيوب بن الصلت، ومنهم من يقول: ابن الصلت بن أيوب بن شنبوذ البغدادي. شيخ الإقراء بالعراق. مع ابن مجاهد.</span>

<span lang="AR-SA">قرأ القرآن على عدد كثير بالأمصار، منهم قنبل وإسحاق الخزاعي، والحسن بن العباس، وإدريس بن عبد الكريم.</span>

<span lang="AR-SA">وهارون بن موسى الأخفش، وإسماعيل بن عبد الله المصري، وبكر بن سهل الدمياطي، وقيل لم يتل عليه، ومحمد بن شاذان، والقاسم بن أحمد، وأبي حسان العنزي.</span>

<span lang="AR-SA">وأحمد بن نصر بن شاكر، صاحب الوليد بن عتبة، وأحمد بن بشار الأنباري، صاحب الدوري، وإبراهيم الحربي، والزبير بن محمد العمري، المدني صاحب قالون.</span>

<span lang="AR-SA">ومحمد بن يحيى الكسائي الصغير، وموسى بن جمهور، وأحمد بن محمد الرشديني، وتهيأ له من لقاء الكبار ما لم يتهيأ لابن مجاهد.</span>

<span lang="AR-SA">وقرأ بالمشهور والشاذ، وسمع من إسحاق الدبري، صاحب عبد الرزاق ومن عبد الرحمن بن محمد بن منصور الحارثي، ومحمد بن الحسين الحقيقي وغيرهم.</span>

<span lang="AR-SA">وقرأ عليه عدد كثير، منهم أحمد بن نصر الشذائي، ومحمد بن أحمد الشنبوذي، تلميذه، وعلي بن الحسين الغضائري، وأبو الحسين أحمد بن عبد الله، وعبد الله بن أحمد السامري.</span>

<span lang="AR-SA">وغزوان بن القاسم، ومحمد بن صالح، والمعافى بن زكريا الجريري وأبو العباس المطوعي، وابن فورك القباب، وإدريس بن علي المؤدب، واعتمد أبو عمرو الداني، والكبار على أسانيده في كتبهم.</span>

<span lang="AR-SA">وروى عنه أبو بكر بن شاذان، وعمر بن شاهين، وأحمد بن محمد بن إبراهيم النيسابوري، وأبو طاهر بن أبي هاشم، وأبو الشيخ بن حيان.</span>

**<span lang="AR-SA">وكان يرى جواز الصلاة بما جاء في مصحف أبي، ومصحف ابن مسعود، وبما صح في الأحاديث، مع أن الاختلاف في جوازه معروف بين العلماء قديما وحديثا، ويتعاطى ذلك.</span>**

<span lang="AR-SA">وكان ثقة في نفسه، صالحا دينا متبحرا في هذا الشأن، لكنه كان يحط على ابن مجاهد، ويقول: هذا العطشى لم تغبر قدماه في طلب العلم، ويعني أنه لم يرحل من بغداد، وليس الأمر كذلك، قد حج وقرأ على قنبل بمكة.</span>

<span lang="AR-SA">قال محمد بن يوسف الحافظ: كان ابن شنبوذ إذا أتاه رجل من القراء، قال: هل قرأت على ابن مجاهد؟ فإن قال نعم لم يقرئه.</span>

<span lang="AR-SA">قال أبو بكر الجلاء المقرئ: كان ابن شنبوذ رجلا صالحا، قال أبو عمرو الداني: سمعت عبد الرحمن بن عبد الله الفرائضي، يقول: استتيب ابن شنبوذ على هذه الآية: {وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ} \[المائدة: 118\] قرأ: "فَإِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ".</span>

<span lang="AR-SA">قال لنا عبد الرحمن: فسمعت أبا بكر الأنهري، يقول: أنا كنت ذلك اليوم الذي نوظر فيه ابن شنبوذ، حاضرا مع جملة الفقهاء، وابن مجاهد بالحضرة.</span>

<span lang="AR-SA">قال الداني: حدثت عن إسماعيل بن عبد الله الأشعري، حدثنا أبو القاسم بن زنجي الكاتب الأنباري، قال: حضرت مجلس الوزير أبي علي بن مقلة، وزير الراضي, وقد أحضر ابن شنبوذ، وجرت معه مناظرات في حروف، حكي عنه أنه يقرأ بها، وهي شواذ، فاعترف منها بما عمل به، محضر بحضرة أبي علي بن مقلة، وأبي بكر بن مجاهد. ومحمد بن موسى الهاشمي، وأبي أيوب محمد بن أحمد، وهما يومئذ شاهدان مقبولان، ...</span>

<span lang="AR-SA">وفيه اعترف ابن شنبوذ بما في هذه الرقعة بحضرتي، وكتب ابن مجاهد بيده يوم السبت لست خلون بن ربيع الآخر سنة ثلاث وعشرين وثلاثمائة.</span>

<span lang="AR-SA">ونقل ابن الجوزي وغير واحد، في حوادث سنة ثلاث هذه، أن ابن شنبوذ، أحضر. وأحضر عمر بن محمد بن يوسف القاضي، وابن مجاهد، وجماعة من القراء.</span>

<span lang="AR-SA">ونوظر فأغلظ للوزير في الخطاب، وللقاضي، ولابن مجاهد، ونسبهم إلى قلة المعرفة، وأنهم ما سافروا في طلب العلم، كما سافر.</span>

<span lang="AR-SA">فأمر الوزير بضربه سبع درر، وهو يدعو على الوزير، بأن يقطع الله يده، ويشتت شمله، ثم أوقف على الحروف التي يقرأ بها، فأهدر منها ما كان شنعا.</span>

<span lang="AR-SA">وتوبوه عن التلاوة بها غصبا، وقيل إنه أخرج من بغداد، فذهب إلى البصرة، وقيل إنه لما ضرب بالدرة، جرد وأقيم بين الهبارين، وضرب نحو العشر، فتألم وصاح وأذعن بالرجوع.</span>

**<span lang="AR-SA">وقد استجيب دعاؤه على الوزير، وقطعت يده وذاق الذل،</span>**<span lang="AR-SA"> توفي ابن شنبوذ، في صفر سنة ثمان وعشرين وثلاثمائة، وفيها هلك ابن مقلة(</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt;">معرفة القراء الكب</span><span lang="AR-SA">ار على الطبقات والأعصار ، ص: ۱۵۶)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[12\]</span></span></span></span>](#_ftnref12) <span lang="AR-SA">این قضیه مربوط می شود به سال ٣۵٢ هجری که مراسم روز عاشورا و روز عید غدیر در بغداد برگزار شد و تا سالیان متوالی ادامه داشت. ابن کثیر در این باره می نویسد:</span>

<span lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">\[ثم دخلت سنة ثنتين وخمسين وثلاثمائة\]</span>

<span lang="AR-SA">\[ما وقع فيها من الأحداث\]</span>

<span lang="AR-SA">في عاشر المحرم من هذه السنة أمر معز الدولة بن بويه - قبحه الله - أن تغلق الأسواق وأن يلبس الناس المسوح من الشعر، وأن تخرج النساء حاسرات عن وجوههن، ناشرات شعورهن في الأسواق، يلطمن وجوههن، ينحن على الحسين بن علي ففعل ذلك، ولم يمكن أهل السنة منع ذلك ; لكثرة الشيعة، وكون السلطان معهم.</span>

<span lang="AR-SA">وفي ثامن عشر ذي الحجة منها أمر معز الدولة بإظهار الزينة ببغداد وأن تفتح الأسواق بالليل كما في الأعياد، وأن تضرب الدبادب والبوقات، وأن تشعل النيران بأبواب الأمراء وعند الشرط ; فرحا بعيد الغدير - غدير خم - فكان وقتا عجيبا ويوما مشهودا، وبدعة ظاهرة منكرة.( البداية والنهاية ط هجر، ج ۱۵، <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۲۶۱)</span>

<span lang="AR-SA">برای مطالعه بیشتر در این زمینه به سایت فدکیه، صفحه </span>[<span lang="AR-SA">سابقه عید غدیر</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/q-tfs-005-067-ghadir/q-tfs-005-067-ghadir-00033.html)<span lang="AR-SA"> مراجعه فرمایید.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[13\]</span></span></span></span>](#_ftnref13) <span lang="AR-SA">الجامع لأحكام القرآن - القرطبی، ج‏۱، ص: ۸۱</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[14\]</span></span></span></span>](#_ftnref14) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الجامع لأحكام القرآن، ج‏۱، ص: ۵</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[15\]</span></span></span></span>](#_ftnref15) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تاريخ بغداد ت بشار، ج۲،ص ۱۰۳</span>

[<span dir="LTR">\[16\]</span>](#_ftnref16) <span lang="FA">سير أ</span><span lang="FA">علام النبلاء ط الرسالة، ج ۱۵،ص ۲۶۴</span>

[<span dir="LTR">\[17\]</span>](#_ftnref17) <span lang="FA">معرفة القراء الكب</span><span lang="FA">ار على الطبقات والأعصار ، ص: ۱۵۶</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[18\]</span></span></span></span>](#_ftnref18)<span lang="AR-SA"> وفيات الأعيان ، ج ۴، <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۲۹۹</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[19\]</span></span></span></span>](#_ftnref19)<span lang="AR-SA"> الأعلام للزركلي، ج ۵،ص۳۰۹</span>

<div id="bkmrk--3" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--4" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# پیوست: مخالفت با مصحف عثمان در صحیحین



# ١.والذکر و الانثی

### **<span lang="FA">صحیح بخاری</span>**

<span lang="AR-SA">٤٩٤٤ - حدثنا ‌عمر، حدثنا ‌أبي ، حدثنا ‌الأعمش، عن ‌إبراهيم قال: «قدم أصحاب عبد الله على أبي الدرداء، فطلبهم فوجدهم، فقال: أيكم يقرأ على قراءة عبد الله؟ قال: كلنا، قال: فأيكم يحفظ؟ وأشاروا إلى علقمة، قال: كيف سمعته يقرأ: {والليل إذا يغشى}؟ قال علقمة: (والذكر والأنثى)، قال: أشهد أني سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ هكذا، وهؤلاء يريدوني على أن أقرأ: {وما خلق الذكر والأنثى} والله لا أتابعهم[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)».</span>

**<span lang="AR-SA">تعلیقه بغا:</span>**

<span lang="AR-SA">(والذكر والأنثى) القراءة المتواترة {وما خلق الذكر والأنثى}. /الليل: ٣/[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

<span lang="AR-SA">٤٩٤٣ - حدثنا ‌قبيصة بن عقبة، حدثنا ‌سفيان، عن ‌الأعمش، عن ‌إبراهيم، عن ‌علقمة قال: «دخلت في نفر من أصحاب عبد الله الشأم، فسمع بنا أبو الدرداء فأتانا، فقال: أفيكم من يقرأ؟ فقلنا: نعم، قال: فأيكم أقرأ؟ فأشاروا إلي، فقال: اقرأ، فقرأت: {والليل إذا يغشى \* والنهار إذا تجلى} (والذكر والأنثى) قال: آنت سمعتها من في صاحبك؟ قلت: نعم، قال: وأنا سمعتها من في النبي صلى الله عليه وسلم، وهؤلاء يأبون علينا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3)».</span>

<span lang="AR-SA">٣٧٦١ - حدثنا ‌موسى، عن ‌أبي عوانة، عن ‌مغيرة، عن ‌إبراهيم، عن ‌علقمة : «دخلت الشأم فصليت ركعتين، فقلت: اللهم يسر لي جليسا، فرأيت شيخا مقبلا، فلما دنا قلت: أرجو أن يكون استجاب، قال: من أين أنت؟ قلت: من أهل الكوفة، قال: أفلم يكن فيكم صاحب النعلين والوساد والمطهرة، أولم يكن فيكم الذي أجير من الشيطان، أولم يكن فيكم صاحب السر الذي لا يعلمه غيره، كيف قرأ ابن أم عبد: {والليل} فقرأت: {والليل إذا يغشى \* والنهار إذا تجلى} (والذكر والأنثى) قال أقرأنيها النبي صلى الله عليه وسلم، فاه إلى في، فما زال هؤلاء حتى كادوا يردوني[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4)».</span>

<span lang="AR-SA">٣٥٥٠ - حدثنا موسى، عن أبي عوانة، عن مغيرة، عن إبراهيم، عن علقمة:</span>

<span lang="AR-SA">دخلت الشأم فصليت ركعتين، فقلت: اللهم يسر لي جليسا صالحا، فرأيت شيخا مقبلا، فلما دنا قلت: أرجو أن يكون استجاب، قال: من أين أنت؟ قلت: من أهل الكوفة، قال: أفلم يكن فيكم صاحب النعلين والوساد والمطهرة، أو لم يكن فيكم الذي أجير من الشيطان، أو لم يكن فيكم صاحب السر الذي لا يعلمه غيره، كيف قرأ ابن أم عبد: {والليل إذا يغشى}. فقرأت: {والليل إذا يغشى. والنهار إذا تجلى. والذكر والأنثى}. قال أقرأنيها النبي صلى الله عليه وسلم، فاه إلى في، فما زال هؤلاء حتى كادوا يردونني.</span>

<span lang="AR-SA">\[ر: ٣١١٣\][<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></sup>](#_ftn5)</span>

<span lang="AR-SA">وحدثنا ‌أبو الوليد: حدثنا شعبة، عن مغيرة، عن إبراهيم قال: «ذهب علقمة إلى الشأم، فأتى المسجد فصلى ركعتين، فقال: اللهم ارزقني جليسا، فقعد إلى أبي الدرداء، فقال: ممن أنت؟ قال من أهل الكوفة، قال: أليس فيكم صاحب السر الذي كان لا يعلمه غيره؟ يعني: حذيفة، أليس فيكم أو كان فيكم الذي أجاره الله على لسان رسوله صلى الله عليه وسلم من الشيطان؟ يعني: عمارا، أوليس فيكم صاحب السواك والوساد؟ يعني: ابن مسعود، ٦٢٧٨ (م) - كيف كان عبد الله يقرأ {والليل إذا يغشى} قال: (والذكر والأنثى) فقال: ما زال هؤلاء حتى كادوا يشككوني وقد سمعتها من رسول الله صلى الله عليه وسلم[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></sup>](#_ftn6).»</span>

<span lang="AR-SA">٣٧٤٣ - حدثنا ‌سليمان بن حرب: حدثنا ‌شعبة، عن ‌مغيرة، عن ‌إبراهيم قال «ذهب علقمة» إلى الشأم، فلما دخل المسجد قال: اللهم يسر لي جليسا صالحا، فجلس إلى أبي الدرداء، فقال أبو الدرداء: ممن أنت؟ قال: من أهل الكوفة، قال: أليس فيكم، أو منكم، صاحب السر الذي لا يعلمه غيره، يعني حذيفة، قال: قلت: بلى، قال: أليس فيكم، أو منكم، الذي أجاره الله على لسان نبيه صلى الله عليه وسلم، يعني من الشيطان، يعني عمارا، قلت: بلى، قال: أليس فيكم، أو منكم، صاحب السواك أو السرار، قال: بلى، قال: كيف كان عبد الله يقرأ: {والليل إذا يغشى \* والنهار إذا تجلى} قلت: (والذكر والأنثى) قال: ما زال بي هؤلاء حتى كادوا يستنزلوني عن شيء سمعته من رسول الله صلى الله عليه وسلم[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[7\]</span></span></sup>](#_ftn7).</span>

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">٣٧٤٢ - حدثنا ‌مالك بن إسماعيل: حدثنا ‌إسرائيل، عن ‌المغيرة، عن ‌إبراهيم، عن ‌علقمة قال: «قدمت الشأم فصليت ركعتين، ثم قلت: اللهم يسر لي جليسا صالحا، فأتيت قوما فجلست إليهم، فإذا شيخ قد جاء حتى جلس إلى جنبي، قلت: من هذا؟ قالوا: أبو الدرداء، فقلت: إني دعوت الله أن ييسر لي جليسا صالحا، فيسرك لي، قال: ممن أنت؟ قلت: من أهل الكوفة، قال: أوليس عندكم ابن أم عبد، صاحب النعلين والوساد والمطهرة، وفيكم الذي أجاره الله من الشيطان على لسان نبيه صلى الله عليه وسلم أوليس فيكم صاحب سر النبي صلى الله عليه وسلم الذي لا يعلم أحد غيره، ثم قال: كيف يقرأ عبد الله: {والليل إذا يغشى} فقرأت عليه: {والليل إذا يغشى \* والنهار إذا تجلى} (والذكر والأنثى) قال: والله لقد أقرأنيها رسول الله صلى الله عليه وسلم من فيه إلى في[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-LB;">\[8\]</span></span></sup>](#_ftn8)».</span>

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">قدمت الشأم فصليت ركعتين، ثم قلت: اللهم يسر لي جليسا صالحا، فأتيت قوما فجلست إليهم، فإذا شيخ قد جاء حتى جلس إلى جنبي، قلت: من هذا؟ قالوا: أبو الدرداء، فقلت: إني دعوت الله أن ييسر لي جليسا صالحا، فيسرك لي، قال: ممن أنت؟ قلت: من أهل الكوفة، قال: أو ليس عندكم ابن أم عبد، صاحب النعلين والوساد والمطهرة، وفيكم الذي أجاره الله من الشيطان - يعني على لسان نبيه صلى الله عليه وسلم - أو ليس فيكم صاحب سر النبي صلى الله عليه وسلم الذي لا يعلمه أحد غيره، ثم قال: كيف يقرأ عبد الله: {والليل إذا يغشى}. فقرأت عليه: {والليل إذا يغشى. والنهار إذا تجلى. والذكر والأنثى}. قال: والله لقد أقرأنيها رسول الله صلى الله عليه وسلم من فيه إلى في.</span>

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">(ابن أم عبد) هو عبد الله بن مسعود رضي الله عنه. (صاحب النعلين) الذي كان يحمل نعلي رسول الله صلى الله عليه وسلم ويتعاهدهما. (الوساد) الوسادة والمخدة. (المطهرة) الإناء الذي يوضع فيه الماء ليطهر به، وكان ابن مسعود رضي الله عنه هو الذي يتولى هذه الأمور وتهيئتها لرسول الله صلى الله عليه وسلم. (صاحب السر) أراد به حذيفة رضي الله عنه، وكان أعلمه رسول الله صلى الله عليه وسلم بالمنافقين وأحوالهم، وأطلعه على بعض ما يجري لهذه الأمة بعده، وجعل ذلك سرا بينه وبينه. (يغشى) يغطي كل شيء بظلمته. (تجلى) بان وظهر بزوال الظلمة. (والذكر والأنثى) أي بدون: {وما خلق}. وهذا خلاف القراءة المتواترة، والمشهور والمتواتر هو المتعمد. /الليل ١ - ٣/. (من فيه إلى في) أي مشافهة بدون واسطة، ويقصد أنه قرأها هكذا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-LB;">\[9\]</span></span></sup>](#_ftn9).</span>

### <span lang="FA" style="font-size: 12.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">صحیح مسلم</span>

<span lang="AR-SA">٢٨٢ - (٨٢٤) وحدثنا أبو بكر بن أبي شيبة وأبو كريب. (واللفظ لأبي بكر) قالا: حدثنا أبو معاوية عن الأعمش، عن إبراهيم، عن علقمة. قال:</span>

<span lang="AR-SA">قدمنا الشام. فأتانا أبو الدرداء فقال: أفيكم أحد يقرأ على قراءة عبد الله؟ فقلت: نعم. أنا. قال: فكيف سمعت عبد الله يقرأ هذه الآية؟ {والليل إذا يغشى}. قال: سمعته يقرأ: والليل إذا يغشى والذكر والأنثى قال: وأنا والله! هكذا سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقرؤها. ولكن هؤلاء يريدون أن أقرأ: وما خلق. فلا أتابعهم[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[10\]</span></span></sup>](#_ftn10).</span>

### <span lang="FA" style="font-size: 12.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">فتح الباری</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قوله باب والنهار إذا تجلى</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ذكر فيه الحديث الآتي في الباب الذي بعده وسقطت الترجمة لأبي ذر والنسفي قوله باب وما خلق الذكر والأنثى حدثنا عمر هو بن حفص بن غياث ووقع لأبي ذر حدثنا عمر بن حفص</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[٤٩٤٤\] قوله قدم أصحاب عبد الله أي بن مسعود على أبي الدرداء فطلبهم فوجدهم فقال أيكم يقرأ علي قراءة عبد الله قالوا كلنا قال فأيكم أحفظ وأشاروا إلى علقمة هذا صورته الإرسال لأن إبراهيم ما حضر القصة وقد وقع في رواية سفيان عن الأعمش في الباب الذي قبله عن إبراهيم عن علقمة فتبين أن الإرسال في هذا الحديث ووقع في رواية الباب عند أبي نعيم أيضا ما يقتضي أن إبراهيم سمعه من علقمة وقوله في آخره وهؤلاء يريدونني على أن أقرأ وما خلق الذكر والأنثى والله لا أتابعهم ووقع في رواية داود بن أبي هند عن الشعبي عن علقمة في هذا الحديث وإن هؤلاء يريدونني أن أزول عما أقرأني رسول الله صلى الله عليه وسلم ويقولون لي اقرأ وما خلق الذكر والأنثى وإني والله لا أطيعهم أخرجه مسلم وبن مردويه **وفي هذا بيان واضح أن قراءة بن مسعود كانت كذلك والذي وقع في غير هذه الطريق أنه قرأ والذي خلق الذكر والأنثى كذا في كثير من كتب القراءات الشاذة وهذه القراءة لم يذكرها أبو عبيد الا عن الحسن البصري وأما بن مسعود فهذا الإسناد المذكور في الصحيحين عنه من أصح الأسانيد يروي به الأحاديث** قوله كيف سمعته أي بن مسعود يقرأ والليل إذ يغشى قال علقمة والذكر والأنثى في رواية سفيان فقرأت والليل إذا يغشى والنهار إذا تجلى والذكر والأنثى **وهذا صريح في أن بن مسعود كان يقرؤها كذلك** وفي رواية إسرائيل عن مغيرة في المناقب والليل إذا يغشى والذكر والأنثى بحذف والنهار إذا تجلى كذا في رواية أبي ذر وأثبتها الباقون قوله وهؤلاء أي أهل الشام يريدونني على أن اقرأ وما خلق الذكر والأنثى والله لا أتابعهم هذا أبين من الرواية التي قبلها حيث قال وهؤلاء يأبون علي ثم هذه القراءة لم تنقل إلا عمن ذكر هنا ومن عداهم قرؤوا وما خلق الذكر والأنثى وعليها استقر الأمر مع قوة إسناد ذلك إلى أبي الدرداء ومن ذكر معه **ولعل هذا مما نسخت تلاوته ولم يبلغ النسخ أبا الدرداء ومن ذكر معه** والعجب من نقل الحفاظ من الكوفيين هذه القراءة عن علقمة وعن بن مسعود وإليهما تنتهي القراءة بالكوفة ثم لم يقرأ بها أحد منهم وكذا أهل الشام حملوا القراءة عن أبي الدرداء ولم يقرأ أحد منهم بهذا **فهذا مما يقوي أن التلاوة بها نسخت**</span>[<sup><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[11\]</span></span></span></sup>](#_ftn11)

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7334#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية، ج ۶،‌ ص ١٧٠</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) [<span lang="AR-SA">صحیح البخاری</span>](https://shamela.ws/book/735/7445)<span lang="AR-SA"> ت بغا، ج ۴،‌ص ١٨٨٩</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3)<span lang="AR-SA"> كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7332#p1)<span lang="AR-SA"> ط السلطانية، ج ۶،‌ص ١٧٠</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="AR-SA">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/5690#p1)<span lang="AR-SA"> ط السلطانية، ج </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۵</span><span lang="AR-SA">،</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ص ٢٨</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5760#p1)<span lang="AR-SA"> ت البغا، ج ،٣ ص۱۳۷۲</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></span></span>](#_ftnref6) <span lang="AR-SA">كتاب</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/9392#p1)<span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> ط </span><span lang="AR-SA">السلطانية، ج ٨ ، ص ۶٢</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[7\]</span></span></span></span>](#_ftnref7) <span lang="AR-SA">كتاب</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/5662#p1)<span style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> </span><span lang="AR-SA">ط السلطانية، ج ۵، ص ٢۵</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[8\]</span></span></span></span>](#_ftnref8) <span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">كتاب </span>[<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/5661#p1)<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ۵،‌ ص ٢۵</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: AR-LB;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[9\]</span></span></span></span>](#_ftnref9) <span lang="AR-SA">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5735#p2)<span lang="AR-SA"> ت البغا، ج ٣،‌ص ١٣</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۶</span><span lang="AR-SA">٨</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[10\]</span></span></span></span>](#_ftnref10) <span lang="AR-SA">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/1846#p1)<span lang="AR-SA"> ت عبد الباقي، ج ١، ص </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۵۶۵</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[11\]</span></span></span></span>](#_ftnref11) <span lang="AR-SA">كتاب</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> </span>[<span lang="AR-SA">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/4935#p2)<span style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> </span><span lang="AR-SA">لابن حجر، ج ٨، ص ٧٠٧</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۲. من نبی و لا محدث

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قرائت ولامحدث از ابی بن کعب به نقل بیهقی و از ابن مسعود به نقل فتح البیان قنوجی و از ابن عباس به نقل کثیرین، و بخاری برای دفاع از محدث بودن عمر این قرائت ابن عباس را نقل کرده است:</span>

<span lang="AR-SA"> </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">3689 - حدثنا يحيى بن قزعة، حدثنا إبراهيم بن سعد، عن أبيه، عن أبي سلمة، عن أبي هريرة رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «لقد كان فيما قبلكم من الأمم محدثون، فإن يك في أمتي أحد، فإنه عمر» زاد زكرياء بن أبي زائدة، عن سعد، عن أبي سلمة، عن أبي هريرة، قال: قال النبي صلى الله عليه وسلم «لقد كان فيمن كان قبلكم من بني إسرائيل رجال، يكلمون من غير أن يكونوا أنبياء، فإن يكن من أمتي منهم أحد فعمر» قال ابن عباس رضي الله عنهما: «من نبي ولا محدث</span>[<sup><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></sup>](#_ftn1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">»</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\_\_\_\_\_\_\_\_\_\_</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[تعليق مصطفى البغا\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۳۴۸۶(۳/۱۳۴۹) -\[ ر ۳۲۸۲\]</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) [<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://lib.efatwa.ir/42174/5/12)<span lang="AR-SA">، ج ۵،‌ ص ١٢ ط دار النجاة مصر</span>

<span lang="FA">عبارت قال ابن عباس: من نبی و لا محدث در برخی از طبع های صحیح بخاری (مثلا دو طبعی که در المکتبه الشامله الحدیثه موجود است) یافت نشد.</span>

[<span dir="LTR">https://shamela.ws/book/735/5676#p1</span>](https://shamela.ws/book/735/5676#p1)

[<span dir="LTR">https://shamela.ws/book/1681/5597#p1</span>](https://shamela.ws/book/1681/5597#p1)

<span lang="FA">اما در طبع دار طوق النجاه مصر و ط ابن کثیر موجود است:</span>

[<span dir="LTR">https://lib.efatwa.ir/42174/5/12</span>](https://lib.efatwa.ir/42174/5/12)

<span lang="AR-SA">سرّ مطلب را شاید بتوان در طبع امیریه و نسخه حافظ یونینی یافت. یکی از بهترین </span><span lang="FA">نسخ بخاری،‌ نسخه به روایت یونینی است. </span><span lang="AR-SA">در این کتاب </span><span lang="FA">عبارت قال ابن عباس در هامش کتاب آمده است(و دو علامت در آن به کار رفته است که ظاهراً‌ صحـ و لا باشد. در مورد رمز صحـ آمده است: اشاره الی صحه هذه الکلمه الی المرموز له او عند الحافظ الیونینی و مقصود از لا ابوذر هروی است: </span>

[<span dir="LTR">https://pdf.lib.efatwa.ir/90784/0/45</span>](https://pdf.lib.efatwa.ir/90784/0/45)<span lang="AR-SA">)</span>

[<span dir="LTR">https://pdf.lib.efatwa.ir/90784/5/12</span>](https://pdf.lib.efatwa.ir/90784/5/12)

<span lang="FA">این در حالی است که هم ارشاد القاری و هم فتح الباری این اضافه را در متن ذکر کرده اند:</span>

<span lang="FA">قال ابن عباس رضي الله تعالى عنهما ما من نبي ولا محدث</span>

<span lang="FA">أشار بهذا إلى قراءة ابن عباس في قوله تعالى: {وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي إلا إذا تمنى ... } (الحج: ٢٥) . الآية فإنه زاد فيها: ولا محدث، وأخرجه عبد بن حميد من حديث عمرو بن دينار، قال: كان ابن عباس يقرأ: وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي ولا محدث.</span><span lang="AR-SA">(</span><span lang="FA"> كتاب </span>[<span lang="FA">عمدة القاري</span>](https://shamela.ws/book/5756/4838#p2)<span lang="FA"> شرح صحيح البخاري</span><span lang="AR-SA">، ج ١۶، ص ١٩٩</span> <span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="FA">قوله </span><span lang="FA">قال بن عباس من نبي ولا محدث أي في قوله تعالى وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي الا إذا تمنى الآية كان بن عباس زاد فيها ولا محدث أخرجه سفيان بن عيينة في أواخر جامعه وأخرجه عبد بن حميد من طريقه وإسناده إلى بن عباس صحيح ولفظه عن عمرو بن دينار قال كان بن عباس يقرأ وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي ولا محدث كتاب </span>[<span lang="FA">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/3796#p1)<span lang="FA"> لابن حجر</span><span lang="AR-SA">، ج ٧، ص ٧١)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۳. و رهطک منهم المخلصین

### **<span lang="FA">صحیح بخاری</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٦٨٧ - حدثنا يوسف بن موسى: حدثنا أبو أسامة: حدثنا الأعمش: حدثنا عمرو ابن مرة، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس رضي الله عنهما قال:لما نزلت: {وأنذر عشيرتك الأقربين}. ورهطك منهم المخلصين، خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا، فهتف: (يا صباحاه). فقالوا: من هذا، فاجتمعوا إليه، فقال: (أرأيتم إن أخبرتكم أن خيلا تخرج من سفح هذا الجبل، أكنتم مصدقي). قالوا: ما جربنا عليك كذبا، قال: (فإني نذير لكم بين يدي عذاب شديد). قال أبو لهب: تبا لك، ما جمعتنا إلا لهذا، ثم قام. فنزلت: {تبت يدا أبي لهب وتب}. وقد تب. هكذا قرأها الأعمش يومئذ.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ١٣٣٠\]</span>

<span lang="AR-SA">(ورهطك مهم المخلصين) تفسير لقوله: {وأنذر عشيرتك الأقربين} أو: هي قراءة شاذة، وقيل: كانت قراءة ثم نسخت. (هكذا قرأها) أي زاد: وقد تب[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

### **<span lang="FA">صحیح مسلم</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣٥٥ - (٢٠٨) وحدثنا أبو كريب محمد بن العلاء. حدثنا أبو أسامة عن الأعمش، عن عمرو</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بن مرة، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس؛ قال: لما نزلت هذه الآية: {وأنذر عشيرتك الأقربين} \[٢٦/الشعراء/ الآية-٢١٤\] ورهطك منهم المخلصين. خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا. فهتف "يا صباحاه! " فقالوا: من هذا الذي يهتف؟ قالوا: محمد. فاجتمعوا إليه، فقال "يا بني فلان! يا بني فلان! يا بني فلان! يا بني عبد مناف! يا بني عبد المطلب! " فاجتمعوا إليه فقال "أرأيتكم لو أخبرتكم أن خيلا تخرج بسفح هذا الجبل أكنتم مصدقي؟ " قالوا: ما جربنا عليك كذبا. قال "فإني نذير لكم بين يدي عذاب شديد". قال فقال أبو لهب: تبا لك! أما جمعتنا إلا لهذا؟ ثم قام. فنزلت هذه السورة: {تبت يدا أبي لهب و قد تب} \[١١١/المسد/ الآية-١\]. كذا قرأ الأعمش إلى آخر السورة.</span>

<span lang="AR-SA">(ورهطك منهم المخلصين) قال الإمام النووي: الظاهر أن هذا كان قرآنا أنزل ثم نسخت تلاوته. **ولم تقع هذه الزيادة في روايات البخاري.** (بسفح) سفح الجبل هو أسفله، وقيل: عرضه. (تبت يدا أبي لهب) قال الراغب: التب والتباب الاستمرار في الخسران. وتبت يدا أبي لهب أي استمرت في خسرانه. (تب) قال النووي: معنى تب خسر. (كذا قرأ الأعمش) معناه أن الأعمش زاد لفظه قد بخلاف القراءة المشهورة[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

### **<span lang="FA">فتح الباری</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[٤٧٧٠\] قوله عن بن عباس قال لما نزلت وأنذر عشيرتك الأقربين هذا من مراسيل الصحابة وبذلك جزم الإسماعيلي لأن أبا هريرة إنما أسلم بالمدينة وهذه القصة وقعت بمكة وبن عباس كان حينئذ إما لم يولد وإما طفلا ويؤيد الثاني نداء فاطمة فإنه يشعر بأنها كانت حينئذ بحيث تخاطب بالأحكام وقد قدمت في باب من انتسب إلى آبائه في أوائل السيرة النبوية احتمال أن تكون هذه القصة وقعت مرتين لكن الأصل عدم تكرار النزول وقد صرح في هذه الرواية بأن ذلك وقع حين نزلت نعم وقع عند الطبراني من حديث أبي أمامة قال لما نزلت وأنذر عشيرتك جمع رسول الله صلى الله عليه وسلم بني هاشم ونساءه وأهله فقال يا بني هاشم اشتروا أنفسكم من النار واسعوا في فكاك رقابكم يا عائشة بنت أبي بكر يا حفصة بنت عمر يا أم سلمة فذكر حديثا طويلا فهذا إن ثبت دل على تعدد القصة لأن القصة الأولى وقعت بمكة لتصريحه في حديث الباب أنه صعد الصفا ولم تكن عائشة وحفصة وأم سلمة عنده ومن أزواجه إلا بالمدينة فيجوز أن تكون متأخرة عن الأولى فيمكن أن يحضرها أبو هريرة وبن عباس أيضا ويحمل قوله لما نزلت جمع أي بعد ذلك لا أن الجمع وقع على الفور ولعله كان نزل أولا وأنذر عشيرتك الأقربين فجمع قريشا فعم ثم خص كما سيأتي ثم نزل ثانيا ورهطك منهم المخلصين فخص بذلك بني هاشم ونساءه والله أعلم **وفي هذه الزيادة تعقب على النووي حيث قال في شرح مسلم إن البخاري لم يخرجها أعني ورهطك منهم المخلصين اعتمادا على ما في هذه السورة وأغفل كونها موجودة عند البخاري في سورة تبت** قوله لما نزلت وأنذر عشيرتك الأقربين زاد في تفسير تبت من رواية أبي أسامة عن الأعمش بهذا السند ورهطك منهم المخلصين وهذه الزيادة وصلها الطبري من وجه آخر عن عمرو بن مرة أنه كان يقرؤها كذلك **قال القرطبي لعل هذه الزيادة كانت قرآنا فنسخت تلاوتها** ثم استشكل ذلك بأن المراد إنذار الكفار والمخلص صفة المؤمن والجواب عن ذلك أنه لا يمتنع عطف الخاص على العام فقوله وأنذر عشيرتك عام فيمن آمن منهم ومن لم يؤمن ثم عطف عليه الرهط المخلصين تنويها بهم وتأكيدا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3) </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7507#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٩٠٢</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/455#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ١٩٣</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/4731#p3)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> لابن حجر</span><span lang="AR-SA">، ج ٨، ص ۵٠٢</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۴. تبّت یدا ابی لهب و قد تب

### **<span lang="FA">صحیح بخاری</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٦٨٧ - حدثنا يوسف بن موسى: حدثنا أبو أسامة: حدثنا الأعمش: حدثنا عمرو ابن مرة، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس رضي الله عنهما قال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">لما نزلت: {وأنذر عشيرتك الأقربين}. ورهطك منهم المخلصين، خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا، فهتف: (يا صباحاه). فقالوا: من هذا، فاجتمعوا إليه، فقال: (أرأيتم إن أخبرتكم أن خيلا تخرج من سفح هذا الجبل، أكنتم مصدقي). قالوا: ما جربنا عليك كذبا، قال: (فإني نذير لكم بين يدي عذاب شديد). قال أبو لهب: تبا لك، ما جمعتنا إلا لهذا، ثم قام. فنزلت: {تبت يدا أبي لهب وتب}. وقد تب. هكذا قرأها الأعمش يومئذ.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ١٣٣٠\]</span>

<span lang="AR-SA">(ورهطك مهم المخلصين) تفسير لقوله: {وأنذر عشيرتك الأقربين} أو: هي قراءة شاذة، وقيل: كانت قراءة ثم نسخت. (هكذا قرأها) أي زاد: وقد تب[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

### **<span lang="FA">صحیح مسلم</span>**

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">5</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣٥٥ - (٢٠٨) وحدثنا أبو كريب محمد بن العلاء. حدثنا أبو أسامة عن الأعمش، عن عمرو</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">بن مرة، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس؛ قال: لما نزلت هذه الآية: {وأنذر عشيرتك الأقربين} \[٢٦/الشعراء/ الآية-٢١٤\] ورهطك منهم المخلصين. خرج رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى صعد الصفا. فهتف "يا صباحاه! " فقالوا: من هذا الذي يهتف؟ قالوا: محمد. فاجتمعوا إليه، فقال "يا بني فلان! يا بني فلان! يا بني فلان! يا بني عبد مناف! يا بني عبد المطلب! " فاجتمعوا إليه فقال "أرأيتكم لو أخبرتكم أن خيلا تخرج بسفح هذا الجبل أكنتم مصدقي؟ " قالوا: ما جربنا عليك كذبا. قال "فإني نذير لكم بين يدي عذاب شديد". قال فقال أبو لهب: تبا لك! أما جمعتنا إلا لهذا؟ ثم قام. فنزلت هذه السورة: {تبت يدا أبي لهب و قد تب} \[١١١/المسد/ الآية-١\]. كذا قرأ الأعمش إلى آخر السورة.</span>

<span lang="AR-SA">(ورهطك منهم المخلصين) قال الإمام النووي: الظاهر أن هذا كان قرآنا أنزل ثم نسخت تلاوته. **ولم تقع هذه الزيادة في روايات البخاري.** (بسفح) سفح الجبل هو أسفله، وقيل: عرضه. (تبت يدا أبي لهب) قال الراغب: التب والتباب الاستمرار في الخسران. وتبت يدا أبي لهب أي استمرت في خسرانه. (تب) قال النووي: معنى تب خسر. (كذا قرأ الأعمش) معناه أن الأعمش زاد لفظه قد بخلاف القراءة المشهورة[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7507#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٩٠٢</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/455#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ١٩٣</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۵. و تجعلون شکرکم انکم تکذبون

### **<span lang="FA">صحیح بخاری</span>**

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">٢٧ - باب: قول الله تعالى: {وتجعلون رزقكم أنكم تكذبون} / الواقعة: ٨٢/.</span>

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">قال ابن عباس: شكركم[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-LB;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

### **<span lang="FA">فتح الباری</span>**

<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">قال بن عباس **شكركم يحتمل أن يكون مراده أن بن عباس قرأها كذلك ويشهد له ما رواه سعيد بن منصور عن هشيم عن أبي بشر عن سعيد بن جبير عن بن عباس أنه كان يقرأ وتجعلون شكركم أنكم تكذبون وهذا إسناد صحيح** ومن هذا الوجه أخرجه بن مردويه في التفسير المسند وروى مسلم من طريق أبي زميل عن بن عباس قال مطر الناس على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم فذكر نحو حديث زيد بن خالد في الباب وفي آخره فأنزلت هذه الآية فلا أقسم بمواقع النجوم إلى قوله تكذبون وعرف بهذا مناسبة الترجمة وأثر بن عباس لحديث زيد بن خالد وقد روي نحو أثر بن عباس المعلق مرفوعا من حديث علي لكن سياقه يدل على التفسير لا على القراءة أخرجه عبد بن حميد من طريق أبي عبد الرحمن السلمي عن علي مرفوعا وتجعلون رزقكم قال تجعلون شكركم تقولون مطرنا بنوء كذا وقد قيل في القراءة المشهورة حذف تقديره وتجعلون شكر رزقكم وقال الطبري المعنى وتجعلون الرزق الذي وجب عليكم به الشكر تكذيبكم به وقيل بل الرزق بمعنى الشكر في لغة أزد شنوءة نقله الطبري عن الهيثم بن عدي[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-LB;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2)</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">كتاب </span>[<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/1690#p1)<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ٣۵١</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: AR-LB;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">كتاب </span>[<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;">فتح الباري</span>](https://shamela.ws/book/1673/1594#p5)<span lang="AR-LB" style="mso-bidi-language: AR-LB;"> لابن حجر </span><span lang="AR-SA">، ج ٢، ص ۵٢٢-۵٢٣</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۶. تبتغوا فضلا من ربکم فی مواسم الحج

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٧٧٠ - حدثنا ‌عثمان بن الهيثم: أخبرنا ‌ابن جريج: قال ‌عمرو بن دينار : قال ‌ابن عباس رضي الله عنهما: «كان ذو المجاز وعكاظ متجر الناس في الجاهلية، فلما جاء الإسلام كأنهم كرهوا ذلك، حتى نزلت: {ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم} في مواسم الحج[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)».</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٢٠٩٨ - حدثنا ‌علي بن عبد الله : حدثنا ‌سفيان، عن ‌عمرو ، عن ‌ابن عباس رضي الله عنهما قال: «كانت عكاظ ومجنة وذو المجاز أسواقا في الجاهلية، فلما كان الإسلام تأثموا من التجارة فيها، فأنزل الله: {ليس عليكم جناح} في مواسم الحج، قرأ ابن عباس كذا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).»</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٢٠٥٠ - حدثنا ‌عبد الله بن محمد: حدثنا ‌سفيان، عن ‌عمرو ، عن ‌ابن عباس رضي الله عنهما قال: «كانت عكاظ ومجنة وذو المجاز أسواقا في الجاهلية، فلما كان الإسلام فكأنهم تأثموا فيه، فنزلت: {ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم} في مواسم الحج، قرأها ابن عباس[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3).»</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٦٨١ - حدثنا عثمان بن الهيثم: أخبرنا ابن جريج: قال عمرو بن دينار: قال ابن عباس رضي الله عنهما:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كان ذو المجاز وعكاظ متجر الناس في الجاهلية، فلما جاء الإسلام كأنهم كرهوا ذلك، حتى نزلت: {ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم}. في مواسم الحج.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[١٩٤٦، ١٩٩٢، ٤٢٤٧\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(ذو المجاز) اسم سوق للعرب في الجاهلية، كان إلى جانب عرفة، وقيل في منى. (عكاظ) اسم سوق كان بناحية مكة. (متجر) مكان تجارتهم. (جناح) إثم. (تبتغوا) تطلبوا. (فضلا) رزقا منه وعطاء وربحا في التجارة. /البقرة: ١٩٨/. (في مواسم الحج) هذه الجملة ليست من القراءة المتواترة، بل هي قراءة ابن عباس رضي الله عنهما، وهي تفسير منه للآية على ما يبدو[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٩٤٥ - حدثنا عبد الله بن محمد: حدثنا سفيان، عن عمرو، عن ابن عباس رضي الله عنهما قال:كانت عكاظ ومجنة وذو المجاز أسواقا في الجاهلية، فلما كان الإسلام فكأنهم تأثموا فيه، فنزلت: {ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم في مواسم الحج}. قرأها ابن عباس. </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ١٦٨١\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(أسواقا) يتاجرون فيها في موسم الحج. (تأثموا فيه) اجتنبوا التجارة في موسم الحج احترازا عن الإثم، وخشية أن يذهب الأجر. (مواسم) جمع موسم، وهو وقت الاجتماع للتجارة ونحوها، سمي بذلك لأنه معلم يجتمع الناس إليه. (قرأها .. ) أي قرأ هذه اللفظة "في مواسم الحج" في جملة القرآن، وهو خلاف المشهور، فهي قراءة شاذة ولها حكم حديث الآحاد، فتكون تفسيرا للآية، وليست بقرآن[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[5\]</span></span></sup>](#_ftn5).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/2813#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ٢، ص ١٨١</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/3326#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية </span><span lang="AR-SA">، ج ٣، ص ۶٢</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/3246#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ٣، ص ۵٣</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/2844#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٢،‌ص ۶٢٨</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/3286#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٢، ص ٧٢٣</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ٧. کان امامهم ملک

### **<span lang="FA">صحیح بخاری</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٢٥٧٨ - حدثنا إبراهيم بن موسى: أخبرنا هشام: أن ابن جريج أخبره قال: أخبرني يعلى بن مسلم وعمرو بن دينار، عن سعيد بن جبير، يزيد أحدهما على صاحبه، وغيرهما، قد سمعته يحدثه، عن سعيد بن جبير قال: إنا لعند ابن عباس رضي الله عنهما، قال: حدثني أبي بن كعب قال:قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (موسى رسول الله). فذكر الحديث. قال: (ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا، كانت الأولى نسيانا، والوسطى شرطا، والثالثة عمدا، قال: لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا، لقيا غلاما فقتله، فانطلقا فوجدا جدارا يريد أن ينقض فأقامه). قرأها ابن عباس: أمامهم ملك.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ٧٤\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(الأولى) اعتراضه على خرق السفينة. (نسيانا) للشرط عليه أن لا يسأله عن شيء حتى يخبره عنه. (الوسطى) اعتراضه على قتل الصبي. (شرطا) سببا للشرط الذي شرطه على نفسه وهو قوله: {إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني}. /الكهف: ٧٦/. وكان ذلك من موسى عليه السلام شرطا بالقول، لم يقع عليه إشهاد ولا كتابة، وهذه مناسبة إيراد الحديث في الباب. (الثالثة) اعتراضه على بناء الجدار دون أخذ أجرة عليه. (عمدا) قصدا. (ترهقني) تحملني ما فيه مشقة علي. (عسرا) صعوبة شديدة. (أمامهم ملك) قدامهم، وهي قراءة شاذة، لا تصح بها الصلاة، ولا تعتبر قرآنا، وتصلح حجة في التفسير واستنباط الأحكام، إذا وصلتنا بسند صحيح. والقراءة المتواترة: {وراءهم}[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٤٥٠ - حدثني قتيبة بن سعيد قال: حدثني سفيان بن عيينة، عن عمرو ابن دينار، عن سعيد بن جبير قال: قلت لابن عباس:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إن نوفا البالكي يزعم: أن موسى بني إسرائيل ليس بموسى الخضر، فقال: كذب عدو الله. حدثنا أبي بن كعب، عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (قام موسى خطيبا في بني إسرائيل، فقيل له: أي الناس أعلم؟ قال: أنا، فعتب الله عليه، إذ لم يرد العلم إليه، وأوحى إليه: بلى، عبد من عبادي بمجمع البحرين، هو أعلم منك. قال: أي رب، كيف السبيل إليه؟ قال: تأخذ حوتا في مكتل، فحيثما فقدت الحوت فاتبعه، قال: فخرج موسى ومعه فتاه يوشع بن نون، ومعهما الحوت، حتى انتهيا إلى الصخرة فنزلا عندها، قال: فوضع موسى رأسه فنام. قال سفيان: وفي حديث غير عمرو قال: وفي أصل الصخرة عين يقال لها الحياة، لا يصيب من مائها شيء إلا حيي، فأصاب الحوت من ماء تلك العين، قال: فتحرك وانسل من المكتل فدخل البحر، فلما استيقظ موسى قال لفتاه: {آتنا غداءنا}. الآية، قال: ولم يجد النصب حتى جاوز ما أمر به، قال له فتاه يوشع بن نون: {أرأيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت}. الآية، قال: فرجعا يقصان في آثارهما، فوجدا في البحر كالطاق ممر الحوت، فكان لفتاه عجبا وللحوت سربا، قال: فلما انتهيا إلى الصخرة، إذ هما برجل مسجى بثوب، فسلم عليه موسى، قال: وأنى بأرضك السلام، فقال: أنا موسى، قال: موسى بني إسرائيل؟ قال: نعم،</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال: هل أتبعك على أن تعلمني مما علمت رشدا. قال له الخضر: يا موسى إنك على علم من علم الله علمكه الله لا أعلمه، وأنا على علم من علم الله علمنيه الله لا تعلمه. قال: بل أتبعك؟ قال: فإن اتبعتني فلا تسألني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا. فانطلقا يمشيان على الساحل، فمرت بهما سفينة فعرف الخضر، فحملوهم في سفينتهم بغير نول، يقول: بغير أجر، فركبا السفينة. قال: ووقع عصفور على حرف السفينة، فغمس منقاره في البحر، فقال الخضر لموسى: ما علمك وعلمي وعلم الخلائق في علم الله، إلا مقدار ما غمس هذا العصفور منقاره، قال: فلم يفجأ موسى إذ عمد الخضر إلى قدوم فخرق السفينة، فقال له موسى: قوم حملونا بغير نول، عمدت إلى سفينتهم فخرقتها لتغرق أهلها: {لقد جئت} الآية، فانطلقا إذا هما بغلام يلعب مع الغلمان، فأخذ الخضر برأسه فقطعه، قال له موسى: أقتلت نفسا زكية بغير نفس، لقد جئت شيئا نكرا، قال: ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا - إلى قوله - فأبوا أن يضيفوهما فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض، فقال بيده: هكذا فأقامه، فقال له موسى: إنا دخلنا هذه القرية فلم يضيفونا ولم يطعمونا، لو شئت لا تخذت عليه أجر، قال: هذا فراق بيني وبينك، سأنبئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: وددنا أن موسى صبر حتى يقص علينا من أمرهما). قال: وكان ابن عباس يقرأ: وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا، وأما الغلام فكان كافرا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ٧٤\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقرأ ابن عباس: "أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا". "وأما الغلام فكان كافرا وكان أبواه مؤمنين".</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ثم قال سفيان: سمعته منه مرتين، وحفظته منه، قيل لسفيان: حفظته قبل أن تسمعه من عمرو، أو تحفظه من إنسان؟ فقال: ممن أتحفظه؟ ورواه أحد عن عمرو غيري، سمعته منه مرتين، أو ثلاثا، وحفظته منه.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ٧٤[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3)\]</span>

<span lang="AR-SA">٤٧٢٥ - حدثنا ‌الحميدي، حدثنا ‌سفيان، حدثنا ‌عمرو بن دينار قال: أخبرني ‌سعيد بن جبير قال: «قلت لابن عباس: إن نوفا البكالي يزعم أن موسى صاحب الخضر ليس هو موسى صاحب بني إسرائيل، فقال ابن عباس: كذب عدو الله، حدثني أبي بن كعب: أنه سمع رسول الله - صلى الله عليه وسلم - يقول: إن موسى قام خطيبا في بني إسرائيل، فسئل: أي الناس أعلم؟ فقال: أنا، فعتب الله عليه إذ لم يرد العلم إليه، فأوحى الله إليه: إن لي عبدا بمجمع البحرين هو أعلم منك، قال موسى: يا رب فكيف لي به؟ قال: تأخذ معك حوتا فتجعله في مكتل، فحيثما فقدت الحوت فهو ثم، فأخذ حوتا فجعله في مكتل، ثم انطلق وانطلق معه بفتاه يوشع بن نون، حتى إذا أتيا الصخرة وضعا رءوسهما فناما، واضطرب الحوت في المكتل فخرج منه فسقط في البحر، {فاتخذ سبيله في البحر سربا}، وأمسك الله عن الحوت جرية الماء فصار عليه مثل الطاق، فلما استيقظ نسي صاحبه أن يخبره بالحوت، فانطلقا بقية يومهما وليلتهما، حتى إذا كان من الغد قال موسى {لفتاه آتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا} قال: ولم يجد موسى النصب حتى جاوزا المكان الذي أمر الله به، فقال له فتاه: {أرأيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت وما أنسانيه إلا الشيطان أن أذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا} قال: فكان للحوت سربا، ولموسى ولفتاه عجبا، فقال موسى: {ذلك ما كنا نبغي فارتدا على آثارهما قصصا} قال: رجعا يقصان آثارهما حتى</span>

<span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math';">⦗</span><span lang="AR-SA">٨٩</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math';">⦘</span>

<span lang="AR-SA">انتهيا إلى الصخرة، فإذا رجل مسجى ثوبا، فسلم عليه موسى، فقال الخضر: وأنى بأرضك السلام، قال: أنا موسى، قال: موسى بني إسرائيل؟ قال: نعم، أتيتك لتعلمني مما علمت رشدا، قال: {إنك لن تستطيع معي صبرا} يا موسى إني على علم من علم الله علمنيه لا تعلمه أنت، وأنت على علم من علم الله علمك الله لا أعلمه، فقال موسى: {ستجدني إن شاء الله صابرا ولا أعصي لك أمرا}، فقال له الخضر: {فإن اتبعتني فلا تسألني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا} فانطلقا يمشيان على ساحل البحر، فمرت سفينة فكلموهم أن يحملوهم، فعرفوا الخضر فحملوه بغير نول، فلما ركبا في السفينة، لم يفجأ إلا والخضر قد قلع لوحا من ألواح السفينة بالقدوم، فقال له موسى: قوم حملونا بغير نول عمدت إلى سفينتهم فخرقتها {لتغرق أهلها لقد جئت شيئا إمرا \* قال ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا \* قال لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا} قال: وقال رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: وكانت الأولى من موسى نسيانا، قال: وجاء عصفور فوقع على حرف السفينة، فنقر في البحر نقرة، فقال له الخضر: ما علمي وعلمك من علم الله، إلا مثل ما نقص هذا العصفور من هذا البحر، ثم خرجا من السفينة، فبينا هما يمشيان على الساحل، إذ أبصر الخضر غلاما يلعب مع الغلمان، فأخذ الخضر رأسه بيده فاقتلعه بيده فقتله، فقال له موسى: {أقتلت نفسا زاكية بغير نفس لقد جئت شيئا نكرا \* قال ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا} قال: وهذه أشد من الأولى، {قال إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني قد بلغت من لدني عذرا \* فانطلقا حتى إذا أتيا أهل قرية استطعما أهلها فأبوا أن يضيفوهما فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض} قال: مائل، فقام الخضر فأقامه بيده، فقال موسى: قوم أتيناهم فلم يطعمونا ولم يضيفونا، {لو شئت لاتخذت عليه أجرا \* قال هذا فراق بيني وبينك} إلى قوله: {ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرا}، فقال رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: وددنا أن موسى كان صبر حتى يقص الله علينا من خبرهما قال سعيد بن جبير: فكان ابن عباس يقرأ: (وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا). وكان يقرأ: (وأما الغلام فكان كافرا وكان أبواه مؤمنين[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4)).»</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال: نعم، لا نحمله بأجر، فخرقها ووتد فيها وتدا، قال موسى: {أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئا إمرا} قال مجاهد: منكرا، {قال ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا} كانت الأولى نسيانا، والوسطى شرطا، والثالثة عمدا، {قال لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا} لقيا غلاما فقتله، قال يعلى: قال سعيد: وجد غلمانا يلعبون، فأخذ غلاما كافرا ظريفا فأضجعه ثم ذبحه بالسكين، {قال أقتلت نفسا زكية بغير نفس} لم تعمل بالحنث، وكان ابن عباس قرأها: زكية {زاكية} مسلمة، كقولك غلاما زكيا، فانطلقا فوجدا جدارا يريد أن ينقض فأقامه، قال سعيد بيده هكذا، ورفع يده فاستقام، قال يعلى: حسبت أن سعيدا قال: فمسحه بيده فاستقام، {لو شئت لاتخذت عليه أجرا}، قال سعيد: أجرا نأكله، {وكان وراءهم} (وكان أمامهم) قرأها ابن عباس: أمامهم ملك. يزعمون عن غير سعيد: أنه هدد بن بدد، والغلام المقتول اسمه يزعمون جيسور، {ملك يأخذ كل سفينة غصبا}، فأردت إذا هي مرت به أن يدعها لعيبها، فإذا جاوزوا أصلحوها فانتفعوا بها، ومنهم من يقول: سدوها بقارورة، ومنهم من يقول: بالقار، كان أبواه مؤمنين وكان كافرا، {فخشينا أن يرهقهما طغيانا وكفرا} أن يحملهما حبه على أن يتابعاه على دينه، {فأردنا أن يبدلهما ربهما خيرا منه زكاة} لقوله: {أقتلت نفسا زكية}، {وأقرب رحما} هما به أرحم منهما بالأول الذي قتل خضر». وزعم غير سعيد: أنهما أبدلا جارية، وأما داود بن أبي عاصم فقال عن غير واحد: إنها جارية[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[5\]</span></span></sup>](#_ftn5).</span>

### **<span lang="FA">صحیح مسلم</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٦ - باب من فضائل الخضر، عليه السلام</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٧٠ - (٢٣٨٠) حدثنا عمرو بن محمد الناقد وإسحاق بن إبراهيم الحنظلي وعبيد الله بن سعيد ومحمد بن أبي عمر المكي. كلهم عن ابن عيينة (واللفظ لابن أبي عمر). حدثنا سفيان بن عيينة. حدثنا عمرو بن دينار عن سعيد بن جبير. قال: قلت لابن عباس:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إن نوفا البكالي يزعم أن موسى، عليه السلام، صاحب بني إسرائيل ليس هو موسى صاحب الخضر، عليه السلام. فقال: كذب عدو الله. سمعت أبي بن كعب يقول: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول " قام موسى عليه السلام خطيبا في بني إسرائيل. فسئل: أي الناس أعلم؟ فقال: أنا أعلم. قال فعتب الله عليه إذ لم يرد العلم إليه. فأوحى الله إليه: أن عبدا من عبادي بمجمع البحرين هو أعلم منك. قال موسى: أي رب! كيف لي به فقيل له: احمل حوتا في مكتل. فحيث تفقد الحوت فهو ثم. فانطلق وانطلق معه فتاه. وهو يوشع بن نون. فحمل موسى، عليه السلام، حوتا في مكتل. وانطلق هو وفتاه يمشيان حتى أتيا الصخرة. فرقد موسى، عليه السلام، وفتاه. فاضطرب الحوت في المكتل، حتى خرج من المكتل، فسقط في البحر. قال وأمسك الله عنه جرية الماء حتى كان مثل الطاق. فكان للحوت سربا. وكان لموسى وفتاه عجبا. فانطلقا بقية يومهما وليلتهما. ونسي صاحب موسى أن يخبره. فلما أصبح موسى، عليه السلام، قال لفتاه: آتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا. قال ولم ينصب حتى جاوز المكان الذي أمر به. قال: أرأيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت وما أنسانيه إلا الشيطان أن أذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا. قال موسى: ذلك ما كنا نبغي فارتدا على آثارهما قصصا. قال يقصان آثارهما. حتى أتيا الصخرة فرأى رجلا مسجى عليه بثوب. فسلم عليه موسى. فقال له الخضر: أنى بأرضك السلام؟ قال: أنا موسى. قال: موسى بني إسرائيل؟</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال: نعم. قال: إنك على علم من علم الله علمكه الله لا أعلمه. وأنا على علم من علم الله علمنيه لا تعلمه. قال له موسى، عليه السلام: هل أتبعك على أن تعلمني مما علمت رشدا؟ قال: إنك لن تستطيع معي صبرا. وكيف تصبر على ما لم تحط به خبرا. قال ستجدني إن شاء الله صابرا ولا أعصي لك أمرا. قال له الخضر: فإن اتبعتني فلا تسألني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا. قال: نعم. فانطلق الخضر وموسى يمشيان على ساحل البحر. فمرت بهما سفينة. فكلماهم أن يحملوهما. فعرفوا الخضر فحملوهما بغير نول. فعمد الخضر إلى لوح من ألواح السفينة فنزعه. فقال له موسى: قوم حملونا بغير نول، عمدت إلى سفينتهم فخرقتها لتغرق أهلها. لقد جئت شيئا إمرا. قال: ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا. قال: لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا. ثم خرجا من السفينة. فبينما هما يمشيان على الساحل إذا غلام يلعب مع الغلمان. فأخذ الخضر برأسه، فاقتلعه بيده، فقتله. فقال موسى: أقتلت نفسا زاكية بغير نفس؟ لقد جئت شيئا نكرا. قال: ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا؟ قال: وهذه أشد من الأولى. قال: إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني. قد بلغت من لدني عذرا. فانطلقا حتى إذا أتيا أهل قرية استطعما أهلها فأبوا أن يضيفوهما. فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض فأقامه. يقول مائل. قال الخضر بيده هكذا</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فأقامه. قال له موسى: قوم أتيناهم فلم يضيفونا ولم يطعمونا، لو شئت لتخذت عليه أجرا. قال هذا فراق بيني وبينك. سأنبئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم "يرحم الله موسى. لوددت أنه كان صبر حتى يقص علينا من أخبارهما". قال وقال رسول الله صلى الله عليه وسلم "كانت الأولى من موسى نسيانا". قال "وجاء عصفور حتى وقع على حرف السفينة. ثم نقر في البحر. فقال له الخضر: ما نقص علمي وعلمك من علم الله إلا مثل ما نقص هذا العصفور من البحر".</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال سعيد بن جبير: وكان يقرأ: وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا. وكان يقرأ: وأما الغلام فكان كافرا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[6\]</span></span></sup>](#_ftn6).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/4374#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٢، ص ٩٧٢</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7019#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٧۵٧</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5351#p7)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٣، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۱۲۴۶</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/6943#p1)<span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ۶، ص ٨٨</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">-٨٩</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/6945#p5)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ۶، ص ٨٩</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></span></span>](#_ftnref6) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/6097#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ص۱۸۴۷ -١٨۵٠ </span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ٨. و اما الغلام فکان کافراً

### **<span lang="FA">صحیح بخاری</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٤٥٠ - حدثني قتيبة بن سعيد قال: حدثني سفيان بن عيينة، عن عمرو ابن دينار، عن سعيد بن جبير قال: قلت لابن عباس:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إن نوفا البالكي يزعم: أن موسى بني إسرائيل ليس بموسى الخضر، فقال: كذب عدو الله. حدثنا أبي بن كعب، عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: (قام موسى خطيبا في بني إسرائيل، فقيل له: أي الناس أعلم؟ قال: أنا، فعتب الله عليه، إذ لم يرد العلم إليه، وأوحى إليه: بلى، عبد من عبادي بمجمع البحرين، هو أعلم منك. قال: أي رب، كيف السبيل إليه؟ قال: تأخذ حوتا في مكتل، فحيثما فقدت الحوت فاتبعه، قال: فخرج موسى ومعه فتاه يوشع بن نون، ومعهما الحوت، حتى انتهيا إلى الصخرة فنزلا عندها، قال: فوضع موسى رأسه فنام. قال سفيان: وفي حديث غير عمرو قال: وفي أصل الصخرة عين يقال لها الحياة، لا يصيب من مائها شيء إلا حيي، فأصاب الحوت من ماء تلك العين، قال: فتحرك وانسل من المكتل فدخل البحر، فلما استيقظ موسى قال لفتاه: {آتنا غداءنا}. الآية، قال: ولم يجد النصب حتى جاوز ما أمر به، قال له فتاه يوشع بن نون: {أرأيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت}. الآية، قال: فرجعا يقصان في آثارهما، فوجدا في البحر كالطاق ممر الحوت، فكان لفتاه عجبا وللحوت سربا، قال: فلما انتهيا إلى الصخرة، إذ هما برجل مسجى بثوب، فسلم عليه موسى، قال: وأنى بأرضك السلام، فقال: أنا موسى، قال: موسى بني إسرائيل؟ قال: نعم،</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال: هل أتبعك على أن تعلمني مما علمت رشدا. قال له الخضر: يا موسى إنك على علم من علم الله علمكه الله لا أعلمه، وأنا على علم من علم الله علمنيه الله لا تعلمه. قال: بل أتبعك؟ قال: فإن اتبعتني فلا تسألني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا. فانطلقا يمشيان على الساحل، فمرت بهما سفينة فعرف الخضر، فحملوهم في سفينتهم بغير نول، يقول: بغير أجر، فركبا السفينة. قال: ووقع عصفور على حرف السفينة، فغمس منقاره في البحر، فقال الخضر لموسى: ما علمك وعلمي وعلم الخلائق في علم الله، إلا مقدار ما غمس هذا العصفور منقاره، قال: فلم يفجأ موسى إذ عمد الخضر إلى قدوم فخرق السفينة، فقال له موسى: قوم حملونا بغير نول، عمدت إلى سفينتهم فخرقتها لتغرق أهلها: {لقد جئت} الآية، فانطلقا إذا هما بغلام يلعب مع الغلمان، فأخذ الخضر برأسه فقطعه، قال له موسى: أقتلت نفسا زكية بغير نفس، لقد جئت شيئا نكرا، قال: ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا - إلى قوله - فأبوا أن يضيفوهما فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض، فقال بيده: هكذا فأقامه، فقال له موسى: إنا دخلنا هذه القرية فلم يضيفونا ولم يطعمونا، لو شئت لا تخذت عليه أجر، قال: هذا فراق بيني وبينك، سأنبئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: وددنا أن موسى صبر حتى يقص علينا من أمرهما). قال: **وكان ابن عباس يقرأ:** وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا، **وأما الغلام فكان كافرا**[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ٧٤\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقرأ ابن عباس: "أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا". "**وأما الغلام فكان كافرا وكان أبواه مؤمنين**".</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ثم قال سفيان: سمعته منه مرتين، وحفظته منه، قيل لسفيان: حفظته قبل أن تسمعه من عمرو، أو تحفظه من إنسان؟ فقال: ممن أتحفظه؟ ورواه أحد عن عمرو غيري، سمعته منه مرتين، أو ثلاثا، وحفظته منه.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[ر: ٧٤[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2)\]</span>

<span lang="AR-SA">٤٧٢٥ - حدثنا ‌الحميدي، حدثنا ‌سفيان، حدثنا ‌عمرو بن دينار قال: أخبرني ‌سعيد بن جبير قال: «قلت لابن عباس: إن نوفا البكالي يزعم أن موسى صاحب الخضر ليس هو موسى صاحب بني إسرائيل، فقال ابن عباس: كذب عدو الله، حدثني أبي بن كعب: أنه سمع رسول الله - صلى الله عليه وسلم - يقول: إن موسى قام خطيبا في بني إسرائيل، فسئل: أي الناس أعلم؟ فقال: أنا، فعتب الله عليه إذ لم يرد العلم إليه، فأوحى الله إليه: إن لي عبدا بمجمع البحرين هو أعلم منك، قال موسى: يا رب فكيف لي به؟ قال: تأخذ معك حوتا فتجعله في مكتل، فحيثما فقدت الحوت فهو ثم، فأخذ حوتا فجعله في مكتل، ثم انطلق وانطلق معه بفتاه يوشع بن نون، حتى إذا أتيا الصخرة وضعا رءوسهما فناما، واضطرب الحوت في المكتل فخرج منه فسقط في البحر، {فاتخذ سبيله في البحر سربا}، وأمسك الله عن الحوت جرية الماء فصار عليه مثل الطاق، فلما استيقظ نسي صاحبه أن يخبره بالحوت، فانطلقا بقية يومهما وليلتهما، حتى إذا كان من الغد قال موسى {لفتاه آتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا} قال: ولم يجد موسى النصب حتى جاوزا المكان الذي أمر الله به، فقال له فتاه: {أرأيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت وما أنسانيه إلا الشيطان أن أذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا} قال: فكان للحوت سربا، ولموسى ولفتاه عجبا، فقال موسى: {ذلك ما كنا نبغي فارتدا على آثارهما قصصا} قال: رجعا يقصان آثارهما حتى</span>

<span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math';">⦗</span><span lang="AR-SA">٨٩</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math';">⦘</span>

<span lang="AR-SA">انتهيا إلى الصخرة، فإذا رجل مسجى ثوبا، فسلم عليه موسى، فقال الخضر: وأنى بأرضك السلام، قال: أنا موسى، قال: موسى بني إسرائيل؟ قال: نعم، أتيتك لتعلمني مما علمت رشدا، قال: {إنك لن تستطيع معي صبرا} يا موسى إني على علم من علم الله علمنيه لا تعلمه أنت، وأنت على علم من علم الله علمك الله لا أعلمه، فقال موسى: {ستجدني إن شاء الله صابرا ولا أعصي لك أمرا}، فقال له الخضر: {فإن اتبعتني فلا تسألني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا} فانطلقا يمشيان على ساحل البحر، فمرت سفينة فكلموهم أن يحملوهم، فعرفوا الخضر فحملوه بغير نول، فلما ركبا في السفينة، لم يفجأ إلا والخضر قد قلع لوحا من ألواح السفينة بالقدوم، فقال له موسى: قوم حملونا بغير نول عمدت إلى سفينتهم فخرقتها {لتغرق أهلها لقد جئت شيئا إمرا \* قال ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا \* قال لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا} قال: وقال رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: وكانت الأولى من موسى نسيانا، قال: وجاء عصفور فوقع على حرف السفينة، فنقر في البحر نقرة، فقال له الخضر: ما علمي وعلمك من علم الله، إلا مثل ما نقص هذا العصفور من هذا البحر، ثم خرجا من السفينة، فبينا هما يمشيان على الساحل، إذ أبصر الخضر غلاما يلعب مع الغلمان، فأخذ الخضر رأسه بيده فاقتلعه بيده فقتله، فقال له موسى: {أقتلت نفسا زاكية بغير نفس لقد جئت شيئا نكرا \* قال ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا} قال: وهذه أشد من الأولى، {قال إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني قد بلغت من لدني عذرا \* فانطلقا حتى إذا أتيا أهل قرية استطعما أهلها فأبوا أن يضيفوهما فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض} قال: مائل، فقام الخضر فأقامه بيده، فقال موسى: قوم أتيناهم فلم يطعمونا ولم يضيفونا، {لو شئت لاتخذت عليه أجرا \* قال هذا فراق بيني وبينك} إلى قوله: {ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرا}، فقال رسول الله - صلى الله عليه وسلم -: وددنا أن موسى كان صبر حتى يقص الله علينا من خبرهما قال سعيد بن جبير: فكان ابن عباس يقرأ: (وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا). وكان يقرأ: (وأما الغلام فكان كافرا وكان أبواه مؤمنين[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3)).»</span>

### **<span lang="FA">صحیح مسلم</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٦ - باب من فضائل الخضر، عليه السلام</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٧٠ - (٢٣٨٠) حدثنا عمرو بن محمد الناقد وإسحاق بن إبراهيم الحنظلي وعبيد الله بن سعيد ومحمد بن أبي عمر المكي. كلهم عن ابن عيينة (واللفظ لابن أبي عمر). حدثنا سفيان بن عيينة. حدثنا عمرو بن دينار عن سعيد بن جبير. قال: قلت لابن عباس:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">إن نوفا البكالي يزعم أن موسى، عليه السلام، صاحب بني إسرائيل ليس هو موسى صاحب الخضر، عليه السلام. فقال: كذب عدو الله. سمعت أبي بن كعب يقول: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول " قام موسى عليه السلام خطيبا في بني إسرائيل. فسئل: أي الناس أعلم؟ فقال: أنا أعلم. قال فعتب الله عليه إذ لم يرد العلم إليه. فأوحى الله إليه: أن عبدا من عبادي بمجمع البحرين هو أعلم منك. قال موسى: أي رب! كيف لي به فقيل له: احمل حوتا في مكتل. فحيث تفقد الحوت فهو ثم. فانطلق وانطلق معه فتاه. وهو يوشع بن نون. فحمل موسى، عليه السلام، حوتا في مكتل. وانطلق هو وفتاه يمشيان حتى أتيا الصخرة. فرقد موسى، عليه السلام، وفتاه. فاضطرب الحوت في المكتل، حتى خرج من المكتل، فسقط في البحر. قال وأمسك الله عنه جرية الماء حتى كان مثل الطاق. فكان للحوت سربا. وكان لموسى وفتاه عجبا. فانطلقا بقية يومهما وليلتهما. ونسي صاحب موسى أن يخبره. فلما أصبح موسى، عليه السلام، قال لفتاه: آتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا. قال ولم ينصب حتى جاوز المكان الذي أمر به. قال: أرأيت إذ أوينا إلى الصخرة فإني نسيت الحوت وما أنسانيه إلا الشيطان أن أذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا. قال موسى: ذلك ما كنا نبغي فارتدا على آثارهما قصصا. قال يقصان آثارهما. حتى أتيا الصخرة فرأى رجلا مسجى عليه بثوب. فسلم عليه موسى. فقال له الخضر: أنى بأرضك السلام؟ قال: أنا موسى. قال: موسى بني إسرائيل؟</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال: نعم. قال: إنك على علم من علم الله علمكه الله لا أعلمه. وأنا على علم من علم الله علمنيه لا تعلمه. قال له موسى، عليه السلام: هل أتبعك على أن تعلمني مما علمت رشدا؟ قال: إنك لن تستطيع معي صبرا. وكيف تصبر على ما لم تحط به خبرا. قال ستجدني إن شاء الله صابرا ولا أعصي لك أمرا. قال له الخضر: فإن اتبعتني فلا تسألني عن شيء حتى أحدث لك منه ذكرا. قال: نعم. فانطلق الخضر وموسى يمشيان على ساحل البحر. فمرت بهما سفينة. فكلماهم أن يحملوهما. فعرفوا الخضر فحملوهما بغير نول. فعمد الخضر إلى لوح من ألواح السفينة فنزعه. فقال له موسى: قوم حملونا بغير نول، عمدت إلى سفينتهم فخرقتها لتغرق أهلها. لقد جئت شيئا إمرا. قال: ألم أقل إنك لن تستطيع معي صبرا. قال: لا تؤاخذني بما نسيت ولا ترهقني من أمري عسرا. ثم خرجا من السفينة. فبينما هما يمشيان على الساحل إذا غلام يلعب مع الغلمان. فأخذ الخضر برأسه، فاقتلعه بيده، فقتله. فقال موسى: أقتلت نفسا زاكية بغير نفس؟ لقد جئت شيئا نكرا. قال: ألم أقل لك إنك لن تستطيع معي صبرا؟ قال: وهذه أشد من الأولى. قال: إن سألتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني. قد بلغت من لدني عذرا. فانطلقا حتى إذا أتيا أهل قرية استطعما أهلها فأبوا أن يضيفوهما. فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض فأقامه. يقول مائل. قال الخضر بيده هكذا</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فأقامه. قال له موسى: قوم أتيناهم فلم يضيفونا ولم يطعمونا، لو شئت لتخذت عليه أجرا. قال هذا فراق بيني وبينك. سأنبئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرا. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم "يرحم الله موسى. لوددت أنه كان صبر حتى يقص علينا من أخبارهما". قال وقال رسول الله صلى الله عليه وسلم "كانت الأولى من موسى نسيانا". قال "وجاء عصفور حتى وقع على حرف السفينة. ثم نقر في البحر. فقال له الخضر: ما نقص علمي وعلمك من علم الله إلا مثل ما نقص هذا العصفور من البحر".</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال سعيد بن جبير: وكان يقرأ: وكان أمامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا. وكان يقرأ: وأما الغلام فكان كافرا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7019#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، ص ١٧۵٧</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5351#p7)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٣، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۱۲۴۶</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;">كتاب </span>[<span lang="AR-SA">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/6943#p1)<span lang="AR-SA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ۶، ص ٨٨</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">-٨٩</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح مسلم</span>](https://shamela.ws/book/1727/6097#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت عبد الباقي</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ص۱۸۴۷ -١٨۵٠ </span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ٩. و ما اوتوا من العلم الا قلیلا

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٢٥ - حدثنا قيس بن حفص قال: حدثنا عبد الواحد قال: حدثنا الأعمش سليمان،</span>

<span lang="FA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math'; mso-bidi-language: FA;">⦗</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٥٩</span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math'; mso-bidi-language: FA;">⦘</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">عن إبراهيم، عن علقمة، عن عبد الله قال: بينا أنا أمشي مع النبي صلى الله عليه وسلم في خرب المدينة، وهو يتوكأ على عسيب معه، فمر بنفر من اليهود، فقال بعضهم لبعض: سلوه عن الروح؟ وقال بعضهم: لا تسألوه، لا يجيء فيه بشيء تكرهونه، فقال بعضهم: لنسألنه، فقام رجل منهم فقال: يا أبا القاسم، ما الروح؟ فسكت، فقلت: إنه يوحى إليه، فقمت، فلما انجلى عنه، فقال: {ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتوا من العلم إلا قليلا}. قال الأعمش: هكذا في قراءتنا.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[٤٤٤٤، ٦٨٦٧، ٧٠١٨، ٧٠٢٤\].</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أخرجه مسلم في صفات المنافقين وأحكامهم، باب: سؤال اليهود النبي صلى الله عليه وسلم عن الروح، رقم: ٢٧٩٤.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(خرب المدينة) أماكن خربة منها، والخرب ضد العامر. (يتوكأ) يعتمد. (عسيب) عصا من جريد النخل. (تكرهونه) خشية أن يوحى إليه بشيء تكرهونه فيجبيكم به. (ما الروح) ما حقيقتها. (فقمت) حائلا بينه وبينهم. (انجلى) ذهب عنه ما يصيبه من حال الوحي. (من أمر ربي) مما استأثر الله تعالى بعلمه. (هكذا في قراءتنا) أي (أوتوا) وهي قراءة شاذة، والمتواترة (أوتيتم) /الإسراء: ٨٥/[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٢٥ - حدثنا ‌قيس بن حفص قال: حدثنا ‌عبد الواحد قال: حدثنا ‌الأعمش سليمان، عن ‌إبراهيم، عن ‌علقمة، عن ‌عبد الله قال: «بينا أنا أمشي مع النبي صلى الله عليه وسلم في خرب المدينة وهو يتوكأ على عسيب معه، فمر بنفر من اليهود فقال بعضهم لبعض: سلوه عن الروح، وقال بعضهم: لا تسألوه؛ لا يجيء فيه بشيء تكرهونه. فقال بعضهم: لنسألنه، فقام رجل منهم فقال: يا أبا القاسم، ما الروح؟ فسكت. فقلت: إنه يوحى إليه، فقمت، فلما انجلى عنه قال: (ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتوا من العلم إلا قليلا).» قال الأعمش: هكذا في قراءتنا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/228#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ۵٨</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> -۵٩</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/215#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية </span><span lang="AR-SA">، ج ١، ص ٣٧</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ١٠. اموالکم التی جعل الله لکم فیها قواما

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٧٩ - باب: تفسير سورة النساء.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال ابن عباس: {يستنكف} /١٧٢/: يستكبر. قواما: قوامكم من معايشكم. {لهن سبيلا} /١٥/: يعني الرجم للثيب والجلد للبكر.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال غيره: {مثنى وثلاث} /٣/: يعني اثنتين وثلاثا وأربعا، ولا تجاوز العرب رباع.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(قواما) أشار بهذا إلى قراءة ابن عباس رضي الله عنهما، في قوله تعالى: {ولا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما .. }. /النساء: ٥/. وقيل هي أيضا قراءة ابن عمر رضي الله عنهما، وهي قراءة شاذة</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">والقراءة المتواترة: {قياما} و "قيما" والمعنى واحد في الثلاثة[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<div id="bkmrk-" style="mso-element: footnote-list;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/6726#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۱۶۶۸</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۱۱. ذلک مستقرّ لها

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٧٤٢٤ - حدثنا ‌يحيى بن جعفر، حدثنا ‌أبو معاوية، عن ‌الأعمش، عن ‌إبراهيم هو التيمي، عن ‌أبيه، عن ‌أبي ذر قال: «دخلت المسجد ورسول الله صلى الله عليه وسلم جالس، فلما غربت الشمس قال: يا أبا ذر، هل تدري أين تذهب هذه. قال: قلت: الله ورسوله أعلم، قال: فإنها تذهب تستأذن في السجود فيؤذن لها، وكأنها قد قيل لها: ارجعي من حيث جئت، فتطلع من مغربها، ثم قرأ: (ذلك مستقر لها) في قراءة عبد الله[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)»</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">--------</span>

<span lang="AR-SA">در تعلیقه بغا چنین آمده است: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(قراءة عبد الله) وهي قراءة شاذة، والتواترة: {تجري لمستقر لها}.</span>

### **<span lang="FA">الاساس فی السنه</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٢٨١٨ - \* روى الشيخان عن أبي ذر الغفاري (رضي الله عنه) قال: كنت مع رسول الله صلى الله عليه وسلم في المسجد، عند غروب الشمس، فقال: "يا أبا ذر، أتدري أين تذهب هذه الشمس؟ " قلت: الله ورسوله أعلم، قال: تذهب تسجد تحت العرش؛ فتستأذن، فيؤذن لها، ويوشك أن تسجد فلا يقبل منها، وتستأذن فلا يؤذن لها، فيقال لها: ارجعي من حيث جئت، فتطلع من مغربها، فذلك قوله عز وجل: {والشمس تجري لمستقر لها ذلك تقدير العزيز العليم} (٢).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وفي رواية (٣): ثم قرأ: (ذلك مستقر لها) في قراءة عبد الله بن مسعود.</span>

**<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقرأها كذلك عكرمة، وعلي بن الحسين، والشيزري عن الكسائي</span>**<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> كما في (زاد الميسر: ٧/ ١٩) لابن الجوزي[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

### **<span lang="FA">زاد المسیر ابن جوزی</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(١١٩٨) سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن قوله: لمستقر لها قال: «مستقرها تحت العرش» .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال: «إنها تذهب حتى تسجد بين يدي ربها، فتستأذن في الطلوع، فيؤذن لها» .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">والثاني: أن مستقرها مغربها لا تجاوزه ولا تقصر عنه، قاله مجاهد. والثالث: لوقت واحد لا تعدوه، قاله قتاده. وقال مقاتل: لوقت لها إلى يوم القيامة. والرابع: تسير في منازلها حتى تنتهي إلى مستقرها الذي لا تجاوزه، ثم ترجع إلى أول منازلها، قاله ابن السائب. وقال ابن قتيبة: إلى مستقر لها، ومستقرها: أقصى منازلها في الغروب، وذلك لأنها لا تزال تتقدم إلى أقصى مغاربها ثم ترجع. **وقرأ ابن مسعود وعكرمة وعلي بن الحسين والشيزري عن الكسائي «لا مستقر لها»** والمعنى أنها تجري أبدا لا تثبت في مكان واحد. قوله تعالى: ذلك الذي ذكر من أمر الليل والنهار والشمس والقمر تقدير العزيز في ملكه العليم بما يقدر[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/11017#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ٩، ص ١٢۵</span>

[<span dir="LTR">\[2\]</span>](#_ftnref2) <span lang="FA">كتاب </span>[<span lang="FA">الأساس في السنة وفقهها العبادات في الإسلام</span>](https://shamela.ws/book/18339/1870#p3)<span lang="FA">، </span><span lang="FA">ج ۴، ص۱۹۵۲</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">زاد المسير في علم التفسير</span>](https://shamela.ws/book/23619/1707#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">، ج ٣، ص ۵٢۴</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ۱۲. و نادوا یا مالِ

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣٠٥٨ - حدثنا علي بن عبد الله: حدثنا سفيان، عن عمرو، عن عطاء، عن صفوان بن يعلى، عن أبيه رضي الله عنه قال:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ على المنبر: {ونادوا يا مالك}. قال سفيان: في قراءة عبد الله: ونادوا يا مال.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[٣٠٩٣، ٤٥٤٢\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أخرجه مسلم في الجمعة، باب: تخفيف الصلاة والخطبة، رقم: ٨٧١. (يا مال) بحذف الكاف منه ترخيما، وهي قراءة شاذة، تعتبر كحديث من حيث الاحتجاج في الفقه واللغة، ولكن لا يقرأ بها في الصلاة، ولا يتعبد بتلاوتها. والقراءة المتواترة: {يا مالك} ومالك اسم أحد الملائكة /الزخرف: ٧٧/[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5148#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٣،</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">۱۱۸۰ </span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ١٣. اننی بریء مما تعبدون

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال مجاهد: {على أمة} على إمام، {وقيله} يا رب تفسيره {يحسبون أنا لا نسمع سرهم ونجواهم} ولا نسمع قيلهم. وقال ابن عباس: {ولولا أن يكون الناس أمة واحدة} لولا أن جعل الناس كلهم كفارا لجعلت لبيوت الكفار سقفا من فضة ومعارج من فضة، وهي درج وسرر فضة {مقرنين} مطيقين، {آسفونا} أسخطونا، {يعش} يعمى. وقال مجاهد: {أفنضرب عنكم الذكر} أي تكذبون بالقرآن ثم لا تعاقبون عليه، {ومضى مثل الأولين} سنة الأولين {مقرنين} يعني الإبل والخيل والبغال والحمير، {ينشأ في الحلية} الجواري، جعلتموهن للرحمن ولدا فكيف تحكمون {لو شاء الرحمن ما عبدناهم} يعنون الأوثان، يقول الله تعالى: {ما لهم بذلك من علم} الأوثان إنهم لا يعلمون، {في عقبه} ولده، {مقترنين} يمشون معا، {سلفا} قوم فرعون سلفا لكفار أمة محمد صلى الله عليه وسلم، {ومثلا} عبرة، {يصدون} يضجون، {مبرمون} مجمعون، {أول العابدين} أول المؤمنين {إنني براء مما تعبدون} العرب تقول: نحن منك البراء والخلاء، والواحد والاثنان والجميع من المذكر والمؤنث يقال فيه: براء؛ لأنه مصدر، ولو قال: بريء لقيل في الاثنين بريئان، وفي الجميع بريئون، **وقرأ عبد الله: (إنني بريء) بالياء**، والزخرف الذهب {ملائكة في الأرض يخلفون} يخلف بعضهم بعضا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)</span>

<span lang="FA" style="mso-hansi-font-family: Lotus; mso-bidi-language: FA;"> </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٣٠٦ - باب: تفسير سورة حم الزخرف.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال مجاهد: {على أمة} /٢٢، ٢٣/: على إمام. {وقيله يا رب} /٨٨/: تفسيره: أيحسبون أنا لا نسمع سرهم ونجواهم، ولا نسمع قيلهم.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال ابن عباس: {ولولا أن يكون الناس أمة واحدة} /٣٣/: لولا أن يجعل الناس كلهم كفارا، لجعلت لبيوت الكفار {سقفا من فضة ومعارج} من فضة، وهي درج، وسرر فضة. {مقرنين} /١٣/: مطيقين. {آسفونا} /٥٥/: أسخطونا. {يعش} /٣٦/: يعمى.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال مجاهد: {أفنضرب عنكم الذكر} /٥/: أي تكذبون بالقرآن، ثم لا تعاقبون عليه؟ {ومضى مثل الأولين} /٨/: سنة الأولين. {وما كنا له مقرنين} /١٣/: يعني الإبل والخيل والبغال والحمير. {ينشأ في الحلية} /١٨/: الجواري، يقول: جعلتموهن للرحمن ولدا،</span>

<span lang="FA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math'; mso-bidi-language: FA;">⦗</span><span lang="FA" style="mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">١٨٢١</span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria Math',serif; mso-bidi-font-family: 'Cambria Math'; mso-bidi-language: FA;">⦘</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">فكيف تحكمون؟ {لو شاء الرحمن ما عبدناهم} /٢٠/: يعنون الأوثان، يقول الله تعالى: {ما لهم بذلك من علم} أي الأوثان، إنهم لا يعلمون. {في عقبه} /٢٨/: ولده. {مقترنين} /٥٣/: يمشون معا. {سلفا} /٥٦/: قوم فرعون سابقا لكفار أمة محمد صلى الله عليه وسلم. {ومثلا} عبرة. {يصدون} /٥٧/: يضجون. {مبرمون} /٧٩/: مجمعون. {أول العابدين} /٨١/: أول المؤمنين.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقال غيره: {إنني براء مما تعبدون} /٢٦/: العرب تقول: نحن منك البراء والخلاء، والواحد والاثنان والجميع، من المذكر والمؤنث، يقال فيه: براء، لأنه مصدر، ولو قال: بريء، لقيل في الاثنين: بريئان، وفي الجميع: بريئون، وقرأ عبد الله: {إنني بريء} بالياء. والزخرف: الذهب. {ملائكة يخلفون} /٦٠/: يخلف بعضهم بعضا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7106#p2)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية ، ج ۶، ص ١٣٠</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7200#p7)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴،</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ص۱۸۲۰</span><span lang="AR-SA">-١٨٢١</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ١۴. و قال الرسول یا رب ان هولاء قوم لا یومنون

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٨١٩ - حدثنا ‌حجاج بن منهال، حدثنا ‌سفيان بن عيينة، عن ‌عمرو، عن ‌عطاء، عن ‌صفوان بن يعلى، عن ‌أبيه قال: «سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ على المنبر: {ونادوا يا مالك ليقض علينا ربك}». وقال قتادة: مثلا للآخرين عظة. وقال غيره: {مقرنين} ضابطين، يقال: فلان مقرن لفلان ضابط له، والأكواب: الأباريق التي لا خراطيم لها. {أول العابدين} أي: ما كان، فأنا أول الآنفين، وهما لغتان: رجل عابد وعبد. وقرأ عبد الله: {وقال الرسول يا رب}. ويقال: {أول العابدين} الجاحدين، من عبد يعبد. وقال قتادة: {في أم الكتاب} جملة الكتاب، أصل الكتاب[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">--------</span>

<span lang="AR-SA">در تعلیقه بغا چنین آمده است: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(وقال الرسول) أي بدل: {وقيله} وهي قراءة شاذة.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7107#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية، ج ۶، ص ١٣٠</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ١۵. اذا السماء قشطت

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٠ - باب: السعوط بالقسط الهندي والبحري.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وهو الكست، مثل الكافور والقافور، مثل (كشطت) /التكوير: ١١/ وقشطت: نزعت، وقرأ عبد الله: قشطت.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(القسط) هو جزر البحر، قال أبو بكر بن العربي: القسط نوعان: هندي وهو أسود، وبحري وهو أبيض، والهندي أشدهما حرارة. \[عيني\]. (الكافور) زهر النخيل. (وقرأ عبد الله) هو ابن مسعود رضي الله عنه، والقراءة المتواترة (كشطت)[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1)\].</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/8619#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۵، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۲۱۵۵</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ١۶. کالصوف المنفوش

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٥٤ - باب: تفسير سورة: {القارعة}.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">{كالفراش المبثوث} /٤/: كغوغاء الجراد، يركب بعضه بعضا، كذلك الناس يجول بعضهم في بعض. {كالعهن} /٨/: كألوان العهن، وقرأ عبد الله: كالصوف.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(القارعة) القيامة، سميت بذلك لأنها تقرع القلوب بالفزع والشدائد، وأصل القرع الصوت الشديد. (الفراش) حشرات طائرة تتهافت في النار، شبه حال الناس يوم القيامة بها لأنها إذا ثارت لم تتجه لجهة واحدة، بل كل واحدة منها تذهب إلى جهة الأخرى. (المبثوث) المتفرق المنتشر. (كغوغاء الجراد) أي كحالة الجراد حين يخف للطيران، والغوغاء الصوت والجلبة. (كالعهن) هو الصوف كما قرأ عبد الله بن مسعود رضي الله عنه، وقراءته غير مشهورة، بل هي شاذة، فتعتبر تفسيرا لا قرآنا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/7487#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴،</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ص۱۸۹۸</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ١٧. فامضوا الی ذکر الله

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قوله: {وآخرين منهم لما يلحقوا بهم} **وقرأ عمر (فامضوا إلى ذكر الله**[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1))</span>

## **<span lang="FA">قرائات شاذه</span>**

### **<span lang="FA">ما ودعک ربک و ما قلی</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٤٩٥٠ - حدثنا ‌أحمد بن يونس، حدثنا ‌زهير ، حدثنا ‌الأسود بن قيس قال: سمعت ‌جندب بن سفيان رضي الله عنه قال: «اشتكى رسول الله صلى الله عليه وسلم، فلم يقم ليلتين أو ثلاثا، فجاءت امرأة فقالت: يا محمد، إني لأرجو أن يكون شيطانك قد تركك، لم أره قربك منذ ليلتين أو ثلاث. فأنزل الله عز وجل: {والضحى \* والليل إذا سجى \* ما ودعك ربك وما قلى}» قوله: {ما ودعك ربك وما قلى} تقرأ بالتشديد والتخفيف، بمعنى واحد، ما تركك ربك، وقال ابن عباس: ما تركك وما أبغضك[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></sup>](#_ftn2).</span>

---

<span lang="AR-SA">در تعلیقه بغا چنین آمده است:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(بالتشديد .. ) هي قراءة الجمهور المتواترة، والتخفيف قراءة شاذة قرأ بها ابن أبي عبلة.</span>

### **<span lang="FA">حتی اذا فرغ عن قلوبهم</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">«إذا قضى الله الأمر في السماء، ضربت الملائكة بأجنحتها خضعانا لقوله، كالسلسلة على صفوان، قال علي: وقال غيره: صفوان، ينفذهم ذلك، فإذا {فزع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربكم قالوا} للذي قال: {الحق وهو العلي الكبير} فيسمعها مسترقو السمع، ومسترقو السمع هكذا، واحد فوق آخر، ووصف سفيان بيده وفرج بين أصابع يده اليمنى، نصبها بعضها فوق بعض، فربما أدرك الشهاب المستمع قبل أن يرمي بها إلى صاحبه فيحرقه، وربما لم يدركه حتى يرمي بها إلى الذي يليه، إلى الذي هو</span> <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">أسفل منه، حتى يلقوها إلى الأرض، وربما قال سفيان: حتى تنتهي إلى الأرض فتلقى على فم الساحر، فيكذب معها مائة كذبة، فيصدق، فيقولون: ألم يخبرنا يوم كذا وكذا، يكون كذا وكذا، فوجدناه حقا؟ للكلمة التي سمعت من السماء».</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حدثنا علي بن عبد الله، حدثنا سفيان، حدثنا عمرو، عن عكرمة، عن أبي هريرة: إذا قضى الله الأمر، وزاد: الكاهن.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وحدثنا سفيان فقال: قال عمرو: سمعت عكرمة، حدثنا أبو هريرة قال: إذا قضى الله الأمر، وقال: على فم الساحر، قلت لسفيان قال: سمعت عكرمة قال: سمعت أبا هريرة؟ قال: نعم. قلت لسفيان: إن إنسانا روى عنك: عن عمرو، عن عكرمة، عن أبي هريرة، ويرفعه: أنه قرأ: فرغ. قال سفيان: هكذا قرأ عمرو، فلا أدري: سمعه هكذا أم لا، قال سفيان: وهي قراءتنا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[3\]</span></span></sup>](#_ftn3).</span>

<span lang="AR-SA">در تعلیقه بغا چنین آمده است: </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(فرغ) من قولهم: فرغ الزاد، إذا لم يبق منه شيء. (قراءتنا) وهي قراءة شاذة.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">٧٤٨١ - حدثنا ‌علي بن عبد الله، حدثنا ‌سفيان، عن ‌عمرو، عن ‌عكرمة، عن ‌أبي هريرة : يبلغ به النبي صلى الله عليه وسلم قال: «إذا قضى الله الأمر في السماء، ضربت الملائكة بأجنحتها خضعانا لقوله، كأنه سلسلة على صفوان قال علي: وقال غيره: صفوان ينفذهم ذلك فإذا {فزع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربكم قالوا الحق وهو العلي الكبير}» قال علي: وحدثنا سفيان، حدثنا عمرو، عن عكرمة، عن أبي هريرة بهذا. قال سفيان: قال عمرو: سمعت عكرمة، حدثنا أبو هريرة قال علي: قلت لسفيان: قال سمعت عكرمة قال: سمعت أبا هريرة؟ قال: نعم، قلت لسفيان: إن إنسانا روى عن عمرو، عن عكرمة، عن أبي هريرة يرفعه: أنه قرأ: فزع. قال سفيان: هكذا قرأ عمرو، فلا أدري سمعه هكذا أم لا؟ قال سفيان: وهي قراءتنا[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4).</span>

---

### **<span lang="FA">لباساً یواری سوءاتکم و ریاشا</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">\[٢ - باب: قول الله تعالى\]</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">{وإذ قال ربك للملائكة إني جاعل في الأرض خليفة} /البقرة: ٣٠/.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال ابن عباس: {لما عليها حافظ} /الطارق: ٤/: إلا عليها حافظ. {في كبد} /البلد: ٦/: في شدة خلق. {ورياشا} /الأعراف: ٢٦/: المال. وقال غيره: الرياش والريش واحد، وهو ما ظهر من اللباس. {ما تمنون} /الواقعة: ٥٨/: النطفة في أرحام النساء.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(رياشا) قرأ بهذا الحسن البصري وغيره، وهي قراءة غير متواترة، فلا تقرأ قرآنا ولا تصح بها الصلاة، ويحتج بها في اللغة والأحكام. والقراءة المتواترة: {ريشا} والريش والرياش: اللباس الفاخر، والأثاث، والمال، والخصب، والحالة الجميلة. والريش أيضا: كسوة الطائر[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[5\]</span></span></sup>](#_ftn5).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">١٣٣ - باب: تفسير سورة الأعراف.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">قال ابن عباس: {ورياشا} /٢٦/: المال. {أنه لا يحب المعتدين} /٥٥/: في الدعاء وفي غيره. {عفوا} /٩٥/: كثروا وكثرت أموالهم. {الفتاح} /سبأ: ٢٦/: القاضي. {افتح بيننا} /٨٩/: اقض بيننا. {نتقنا} /١٧١/: رفعنا. {انبجست} /١٦٠/: انفجرت. {متبر} /١٣٩/: خسران. {آسى} /٩٣/: أحزن. {تأس} /المائدة: ٢٦ - ٦٨/: تحزن.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(ورياشا) هذه قراءة الحسن البصري، وهي قراءة شاذة، وقراءة الجمهور المتواترة: {وريشا} ومعناهما متقارب، وهو: اللباس الفاخر، والأثاث، والخصب، والحالة الجميلة، والعيش، والنعيم. والريش كسوة الطائر، الواحدة ريشة[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[6\]</span></span></sup>](#_ftn6).</span>

<div id="bkmrk--2" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7232#p2)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية، ج ۶، ص ١۵١ </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/7346#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ۶،‌ ص ١٧٢</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/6899#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ۶، ص ٨٠</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/1681/11083#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ط السلطانية</span><span lang="AR-SA">، ج ٩، ص ١۴١</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/5251#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ٣، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۱۲۰۹</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></span></span>](#_ftnref6) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">كتاب </span>[<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">صحيح البخاري</span>](https://shamela.ws/book/735/6844#p1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> ت البغا</span><span lang="AR-SA">، ج ۴، </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ص۱۶۹۷</span>

<div id="bkmrk--3" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--4" style="mso-element: footnote;"></div></div>