نقد ملااسماعیل بر قول میرزا رفیعا

 

و قال السيّد السند ميرزا رفيعا- على ما نقل عنه-: معناه أنّه إذا طلب الهلال- أي بدو المحاق في المشرق- أي في جهة المشرق قبل الزوال من اليوم السابع و العشرين فلم ير، فهو هاهنا- أي في الليلة التي تحتمل الرؤية فيها، و هي ليلة الثلاثين- هلال جديد، سواء رئي لعدم المانع في الجوّ أو لم ير بتحقّقه فيه.و حينئذ مؤدّى الحديث هو ما أشار إليه أهل التنجيم من أنّه إذا لم يمكن رؤية الهلال قبل زوال ذلك اليوم، فهو ممكن الرؤية في ليلة الثلاثين، و الشهر ناقص، و إن أمكن رؤيته في ذلك اليوم، لم يمكن رؤيته في تلك الليلة، و الشهر تامّ البتّة. انتهى.

و فيه: أنّ المعروف المتبادر من الهلال غرّة القمر لا ما يرى قبل المحاق في آخر الشهر، و أيضا فإنّ «هنا» و «هاهنا» اسمان وضعا ليشار بهما إلى المكان القريب، لا إلى الزمان القريب.[1]

«فهو ممكن الرؤية في ليلة الثلاثين، و الشهر ناقص»؛ چون صبح بیست و هفتم ندیدیم. «و إن أمكن رؤيته في ذلك اليوم»؛ در بیست و هفتم، «لم يمكن رؤيته في تلك الليلة»؛ در شب سیام. «و الشهر تامّ البتّة. انتهى».

شاگرد: این‌که اهل تنجیم گفته اند می‌تواند اطمینان بخش باشد؟

استاد: الآن که قبول ندارند. اما اطمینان فنی، شاید موجب اطمینان بشود. اما بالدقه، محاسبه آن را نمی‌دانم. اهل تنجیم گفته اند حتماً دیده می‌شود یا ممکن الرویه است؟ گفته اند: «فهو ممكن الرؤية».

شاگرد: «و الشهر ناقص».

استاد: می‌دانم  وقتی «ممکن الرویه» هست، یعنی «ان رئی». ممکن الرویه، یعنی امکان رؤیت قطعی؟ اگر منظورشان قابلیت رؤیت قطعی است، ممکن است به این معنا باشد. یا این‌که «یحتمل»؟ احتمال با امکان در اینجا فرق می‌کند. یعنی می‌تواند دو اصطلاح داشته باشد. ما می‌گوییم قابلیت رؤیت، یعنی ممکن الرویة، اگر این باشد، می‌خواهند بگویند قطعاً ممکن الرویه است.

شاگرد۲: «و إن أمكن رؤيته في ذلك اليوم، لم يمكن رؤيته في تلك الليلة»، با مقابله این، آن هم یعنی می‌شود دید ولی ندیده اند.

استاد: می‌شود، یعنی یحتمل؟ یا می‌شود یعنی قطعاً قابلیت دارد؟ امکان به‌معنای قابلیت است. امکان در مانحن فیه یکی به‌معنای احتمال است و یکی به‌معنای قابلیت رؤیت است.

شاگرد۲: چون آن طرف عدم امکان است، مقابلش هم قابلیت می‌شود.

استاد: نه، مقابل در اینجا منحصر نمی‌کند. اگر شما صبح بیست و هفتم دیدید، ممکن نیست ببینید.

شاگرد۲: اگر صرف احتمال است، چطور حکم کنیم شهر ناقص است؟

استاد: یحتمل رویته و الشهر ناقص، اگر این احتمال محقق شد. این‌طور باید باشد.

شاگرد: خلاف ظاهر روایت است.

استاد: این فرمایش میرزا رفیعا بود.

«و فيه: أنّ المعروف المتبادر من الهلال غرّة القمر»؛ ایشان گفتند اظهر این است که در آن جا به بیست و هفتم زده شود. اینجا می‌گویند معروف و متبادر «غرة القمر» است. وقتی می‌خواهند سید را رد کنند می‌گویند معروف است، آیا این‌ها با هم متهافت است یا نه؟ ظاهراً در جواب حاج آقا حسین می‌خواستند ابداع احتمال کنند. در آخر کار دیدید. برای این‌که ابداع احتمال کنند گفتند این معنا را به امام نسبت ندهید. آن جا گفتند اظهر این است. اظهر، به‌معنای در مقابل با حرف سید که یوم را ثلاثین گرفتند، نه بیست و هفتم.

 اما سید رفیع رضوان الله علیهم ایشان خود بیست و هفتم گرفتند، حالا می‌خواهند این را جواب بدهند. در آخر کار هم می‌خواهند این نتیجه را بگیرند که این روایت شریفه ظهور در هیچ‌کدام از این‌ها ندارد. بنابراین منافاتی ندارد که در ابداع احتمال در مقابل حرف حاج آقا حسین، بگویند اظهر آن است، برای این‌که صرفاً ببینیم برای یوم ثلاثین است یا صبح بیست و هفتم. اینجا که سید رفیعا می‌گویند برای صبح بیست و هفتم است، که موافق اظهر آن جا است، اشکالش این است که درست است که در روایتی می‌توانیم بیست و هفتم بگیریم اما خلاف متعارف و متبادر از لفظ هلال است. لذا اینجا با آن جا این‌طور باید جمع شود. این وجهی بود که به ذهن من آمد. اگر شما هم حرفی دارید بفرمایید. علی ای حال در اینجا به این صورت می‌گویند.

«لا ما يرى قبل المحاق في آخر الشهر، و أيضا فإنّ «هنا» و «هاهنا» اسمان وضعا ليشار بهما إلى المكان القريب، لا إلى الزمان القريب»؛ شما در اینجا اسم زمان گرفته‌اید. خیلی ملازمه نبود که سید بخواهند «هاهنا» را زمانی بگیرند. ایشان به او نسبت داده‌اند.

بعد حرف فاضل سبزواری را می‌آورند. بعد می‌گویند: «أقول: لهذا الخبر وجه آخر…. و وجه آخر». حرف سبزواری را قبلاً خوانده‌ایم. 


  [1]  همان


بازبینی #2
ایجاد شده 23 آوریل 2026 14:43:39 توسط ... .
به روزرسانی شده 23 آوریل 2026 14:45:49 توسط ... .