تاملی در تعبیر «ربع دور» در کلام فاضل سبزواری
حرف جناب صاحب ذخیره این بود:
و قال الفاضل السبزواري قدّس سرّه- على ما نقل عنه-:إذا فرض الطالب في المشرق و طلب الهلال غدوة، أي غدوتنا، أي أوّل يومنا، و قبل الزوال بالنسبة إلينا و إن كان بالنسبة إلى الطالب المفروض أواخر يومه- لفرضه في المشرق الذي بينه و بين هذا البلد ربع دورة مثلا- و لم ير هناك، فهو هاهنا هلال جديد، بمعنى أنّه قد يكون هلالا جديدا؛ لإمكان خروج الشعاع بعد غروبه بالنسبة إلى أفق الطالب، و صيرورته قابلا للرؤية قبل الغروب بالنسبة إلى هذا الأفق، و حينئذ في الرواية إشارة إلى اختلاف الأفق الشرقي و الغربي في الحكم. انتهى. و لا يخفى أنّه بهذا التوجيه لا يدلّ على اعتبار رؤية الهلال قبل الزوال و لا يؤيّده، و لذلك لم يذكره فيما تأيّد به عليه[1]
«إذا فرض الطالب في المشرق»؛ این «مشرق» بهمعنای مشرق خود طالب نیست. بهمعنای مشرقی است که در کره زمین به طرف مشرق است و او دارد در آن جا طلب میکند. خود طلب کننده در مشرق جغرافیایی است، نه مشرق افقی، و دارد طلب میکند. «إذا فرض الطالب في المشرق»؛ یعنی در مشرق جغرافیایی. «و طلب الهلال غدوة، أي غدوتنا»؛ کسی در ژاپن باشد، وقت غروبش دارد طلب هلال میکند؛ در غدوه ما. در وقتی که وقت طلوع ما است. یعنی فاصله بین او و ما فرض بگیرید دوازده ساعت است. پس اینطور فرض گرفتهاند.
«أي أوّل يومنا، و قبل الزوال بالنسبة إلينا و إن كان بالنسبة إلى الطالب المفروض أواخر يومه- لفرضه في المشرق الذي بينه و بين هذا البلد ربع دورة مثلاً»؛ چرا میفرمایند ربع دوره؟ این را عرض میکنم تا روی آن تأمل کنید. در کلام فاضل سبزواری یک ربع دوره هست. خودشان یک چیزی دارند که میتوان ربع دوره را توجیه کرد. در احتمالات ملا اسماعیل ربع دوره آمده و نصف هم آمده است. ربع در کلام صاحب ذخیره را میتوان توجیه کرد. اما در احتمالات خود ملا اسماعیل هم توجیهپذیر است؟ نفهمیدم. حالا باید ببینیم. در احتمالات ملا اسماعیل ربع دوره سر نمیرسد، باید نصف دور باشد، نه ربع دور. ربع دور، نود درجه میشود. حدود شش ساعت است.
خب حالا ببینیم خود فاضل سبزواری ربع دور را چطور درست میکنند. برای اینکه بعداً روی احتمالات ملا اسماعیل ببینیم این نمیآید.
ایشان میفرمایند: «لفرضه في المشرق الذي بينه و بين هذا البلد ربع دورة مثلاً»؛ فرض گرفتیم کسی در چین و ژاپن است و با ما نود درجه فاصله دارد.
«و لم ير هناك»؛ در آن جا که طلب هلال کرد، ندید و ربع دوره هم با ما فاصله دارد. «فهو هاهنا هلال جديد، بمعنى أنّه قد يكون هلالا جديدا؛ لإمكان خروج الشعاع بعد غروبه بالنسبة إلى أفق الطالب»؛ از آن جا که مغرب بود و طلب کرد و ندید، ما که در مغرب او هستیم و حالا دارد برای ما غروب میکند، میتواند هلال جدید باشد.
«و صيرورته قابلا للرؤية قبل الغروب بالنسبة إلى هذا الأفق، و حينئذ في الرواية إشارة إلى اختلاف الأفق الشرقي و الغربي في الحكم. انتهى. و لا يخفى أنّه بهذا التوجيه لا يدلّ على اعتبار رؤية الهلال قبل الزوال و لا يؤيّده، و لذلك لم يذكره فيما تأيّد به عليه».
حرف جناب فاضل در ربع دورش در اینجا مورد سؤال است. اما عبارتی که آقا رضی خوانساری از دایی خود صاحب ذخیره نقل کردهاند، این است:
و أغرب من ذلك ما نقل عن خالي طاب ثراه و لا يطمئن قلبي بإسناد ذلك إليه أعلى اللّٰه درجته و هو أن المراد بطلب الهلال في المشرق أن يكون الطلب واقعا في المشرق و المقصود أنه إذا فرض الطالب في البلد الشرقي و طلب الهلال غدوة أي غدوتنا و أول يومنا و إن كان بالنسبة إلى الطالب المفروض آخر يومه لفرضه في المشرق الذي بينه و بين هذا البلد ربع دورة مثلا و لم ير هناك فهاهنا هلال جديد بمعنى أنه قد يكون هلالا جديدا لإمكان خروج الشعاع بعد غروبه بالنسبة إلى أفق الطالب و صيرورته قابلا للرؤية قبل الغروب بالنسبة إلى هذا الأفق ففي الرواية إشارة إلى اختلاف الأفق الشرقي و الغربي في الحكم[2]
ربع دوره چطور متصور است؟ ربع دوره شش ساعت است. او در مشرق دیده و با فاصله شش ساعت ما در غروب او میبینیم و او ندیده. در ربع دوره مانعی ندارد. اما وقتی که در آن جا غروب میکرده، ما که در مغرب او هستیم، برای ما چه زمانی بوده؟ برای او داشته غروب میکرده، برای ما حدوداً ظهر میشود؛ زوال ما میشود.
شاگرد: ربع دور چند ساعت میشود؟
استاد: ربع دور شش ساعت میشود.
شاگرد: غروب او، زوال ما میشود؟
شاگرد۲: صبح ما میشود.
استاد: غروب او صبح ما نمیشود. صحبت سر همین است. ملا اسماعیل هم بعداً میخواهند طوری ترسیم کنند که محل غروب طالب، که دارد استهلال میکند و در مشرق جغرافیایی است، غُدوتنا باشد. درحالیکه غدوتنا نیست. اگر ربع دور باشد، زوال ما است. بله، چون ایشان تا قبل از زوال را هم قائل بودند، میتوان روی عبارت ایشان بگوییم یعنی تا ربع دور ممکن است. از صد و هشتاد درجه بگیرد تا ربع دور. حالا ببینیم اینها سر میرسد یا نه. علی ای حال اینها مورد تأمل است. من چندبار رفت وبرگشت کردم. شما هم تأمل کنید. اگر فردا زنده بودیم ببینیم. نصف دور، ربع دور در کلمات هر دو بزرگوار آمده، بعد هم تبدیل به نصف شده، ببینیم توجیه آنها چیست و منظور شریف آنها چه بوده.
49:08
شاگرد: «هاهنا هلال جدید» را احتمالی گرفتند؟
استاد: صاحب ذخیره؟
شاگرد: بله.
استاد: فرمودند «یمکن».
والحمد لله رب العالمین
[1] همان ۳۹۵
[2] تكميل مشارق الشموس في شرح الدروس؛ ص: ۴۷۱