ب) اشکال تبدل موضوع و قیاس در استصحاب در شبهات حکمیه

 

خُب وقتی شبهه حکمیه می‌شود، می‌دانید در شبهه حکمیه خیلی اجماع نیست که در شبهه حکمیه استصحاب حجت باشد. غیر از این‌که به عدم حجیت قائل دارد، یک حرفی داشتند. شبهه آن هم از نظر ریاضی­وار فکر کردن خیلی دقیق بود و حلش خیلی مشکل بود. مرحوم شیخ برای جواب دادن به آن در رسائل متوسل به چیزهایی شدند که عرض می‌کنم.

آن اشکال چه بود؟ این بود که اساساً استصحاب در شبهه حکمیه را تصور کنید. شبهه حکمیه یعنی یک موضوعی است که شارع مقدس برای آن حکم قرار داده است. بعد شک می‌کنیم این حکم باقی است یا نه؟ چرا شک می‌کنیم؟ خُب موضوع، حکم خودش را دارد، دیگر شکی نداریم. تا موضوع هست، حکمش هم هست، لذا استصحاب معنا ندارد. کجا است که در حکم شارع بما هی شبهة حکمیة شک می‌کنید؟ اگر موضوع دقیقاً باقی است، شکی ندارید تا آن حکم شرعی را استصحاب کنید. اگر موضوع تغییر کرده، قوام استصحاب به بقاء موضوع است. اصلاً در استصحاب، اگر موضوع تغییر کند دیگر استصحاب نیست. بنابراین قوام استصحاب در شبهه حکمیه به تبدل در موضوع است. یعنی قیاساتها معها. وقتی هم تبدل موضوع شد، استصحاب دیگر جا ندارد. این اشکال از نظر سبک فکر ریاضی سنگین است.

مرحوم شیخ در رسائل چه طور جواب دادند؟ حتی عده‌ای گفته بودند - قدما هم دارند - که استصحاب برای موضوعات است. این پارچه پاک است یا نه؟ استصحاب کن. این آب کر است یا نه؟ استصحاب کن. در حکم خدا اگر استصحاب کنید، قیاس کرده‌اید. حرفشان همین است. خدا برای موضوعی حکم قرار داده، موضوع عوض شده، می‌خواهید بگویید حالا هم که عوض شده همان حکم را دارد، دارید قیاس می‌کنید. قیاس این است: به صرف مشابهت، تناسب و قرب، شما یک حکم شرعی‌ای که برای موضوع دیگری بوده، برای موضوع دوم بیاورید. خُب قیاس کرده‌اید. شبهه قیاس در استصحاب در شبهات حکمیه بود و مطرح کرده‌اند. به نظرم مرحوم شیخ همین تعبیر را در رسائل آورده‌اند. حالا من نشده تازه نگاه کنم.

شاگرد: غیر از این آقایان یک اشکال دیگری هم داشتند. استصحاب بقاء جعل با استصحاب عدم مجعول تعارض می‌کرد.

استاد: بله.

خلاصه می‌خواهم بگویم شبهات حکمیه این مشکلات را دارد. البته بعداً مرحوم شیخ حل می‌کنند و خوب هم هست. یکی از چیزهایی که از فکر کردن سیاه و سفیدی و ریاضی دو ارزشی است…؛ فکرهای ریاضی هم جور واجور است. الآن معروف است که می‌گویند فکر ریاضی. فکر ریاضی چون روشن‌تر است، معمولاً برای قضایای دو ارزشی مثال می‌زنند. به‌خصوص که امروز ریاضیات پیشرفت کرده و خیلی هم پیشرفت کرده. ما در ریاضیات، بی‌نهایت ارزشی هم داریم. یعنی اتفاقا بهترین بحث‌های ریاضی در جایی است که خیلی فکر واضحی نباشد. برای آن اسم الگوریتم … می‌گذارند.

شاگرد: این‌که می‌فرمایید موضوع باید باقی باشد، ممکن است بر موضوع عوارضی وارد که شک کنیم حکم با این عوارض هم باقی است یا نه؟

استاد: مرحوم شیخ در اینجا گفتند: گاهی است که موضوع عرفا باقی است. آن چه که اشکال شد، این بود که اصلاً معقول نیست شما در شبهه حکمیه بخواهید با بقاء موضوع دقیقاً، استصحاب کنید. چون اگر دقیقاً موضوع باقی است، حکمش که همان است. شک ندارید. لذا باید تغییر کند. اینجا است که می‌گوییم حالا موضوع تغییر کند، مگر چه می‌شود؟! می‌گوییم تبدل موضوع در استصحاب مانع جریان استصحاب است. می‌گویند نه، بقاء موضوع عرفا کافی است. ولذا در برخی از جاها عرفا باقی است.

الآن مثال معروف شبهه حکمیه را ببینید. یک آب هست که وصف رنگ و بو و طعمش به نجاست تغییر کرده؛ الماء المتغیر اوصافه بالنجاسة. حالا «زال تغیره من قبل نفسه». آب نجس شده بود، هیچ متشرعی هم شک نداشت که این آب نجس است. حالا سراغش می‌رویم و می‌بینیم بوی خوب می‌دهد. بوی نجاستی که گرفته بود رفته. نجاست را استصحاب بکنیم یا نه؟ می‌گویند این دیگر آن آب نیست. آن بود «الماء المتغیر»، حالا الآن از کجا می‌خواهید به شارع نسبت بدهید، آبی که ذره ای بوی نجاست ندارد و صاف و زلال است، نجس است؟! الآن کسی بیاید کسی نمی فهمد این یک ماه قبل بو گرفته بود. الآن به‌عنوان ماء طاهر با آن مشکلی ندارد. قیاسی که گفتم منظور همین بود.

مرحوم شیخ می‌گویند وقتی یک آب بو بگیرد، این بو گرفتن که مقوم موضوع نیست. همان آب است. همان آب است که یک بویی گرفته بود. عرف شک نمی‌کند که این همان آبی است که بو گرفته بود، لذا استصحاب می‌کند. می‌گوید متشرعه یک هفته قبل می‌گفتند که این آب نجس است، چون بو گرفته بود. باید آن را به کر وصل کنیم. تا به کر متصل نشود پاک نمی‌شود. به صرف این‌که بوی آن رفت، پاک نمی‌شود. خُب برود. حکم کجا برود؟! استصحاب می‌کنیم. به این می‌گوییم موضوع تغییر کرده، حتی در شبهه حکمیه. اما بقاء عرفی موضوع، مانعی ندارد. حالا به مانحن بیاییم.


بازبینی #1
ایجاد شده 23 آوریل 2026 09:54:28 توسط ... .
به روزرسانی شده 23 آوریل 2026 09:55:12 توسط ... .