ه) تصویر شبهه حکمیه در رویت قبل از زوال   شاگرد : هر کدام از تعاریف را بگیریم باز شبهه، شبهه موضوعیه است. اولاً شبهه در امر خارجی است. ثانیاً خصوصیتی ندارد که از شارع بپرسیم. این‌که ماه دیشب بوده یا نبوده، یک امر نجومی است. یک امری است که تخصصی است. چه خصوصیتی دارد که از شارع بپرسیم؟! هم امر جزئی است، هم به نطاق موضوع حکم بر نمی گردد، هم خصوصیتی ندارد از شارع بپرسیم. شاگرد٢ : رؤیت قبل از زوال را بحث می‌کنیم. رؤیت قبل از زوال که صورت گرفته. استاد : واضح است که شبهه حکمیه می‌گیرند. حالا مناقشات بعدی می‌آید. شما الآن در گام اول می‌خواهید بگویید این‌طور واضح است؟ شاگرد : کاری به اول و دوم ندارم. نگاه که می‌کنم می‌بینم موضوعی است. استاد : یعنی در اجزاء رؤیت قبل از زوال، مردم از متخصصین هیئت می‌پرسند؟! از چه کسی می‌پرسند؟! از دفتر مرجعشان می‌پرسند. شاگرد : این‌که مجزی هست یا نه را از دفتر مرجع سؤال می‌کنند. اما پیش از آن یک سؤال دیگر است. این حالتی که من الآن توضیح می‌دهم، دیشب هم بوده یا نبوده؟ استاد : منافاتی با‌ آن ندارد. شاگرد : این موضوعی است. یعنی اگر آن روشن شود دیگر کاری به دفتر مرجع ندارد. استاد : شما از مختار سید و … فاصله گرفته‌اید. سید هرگز نمی‌گوید، بلکه حاضر هستند قطع به خلاف آن را هم بگویند. یعنی جناب سید شما که فتوا دادید، ما قاطع هستیم دیشب هلال از تحت‌الشعاع خارج نشده بود، و قاطع هستیم که هلال الآن در ساعت نه صبح خارج شد. چه می‌گویند؟! ایشان که اماره نمی‌گیرند که شما بگویید شبهه موضوعیه است. شک داریم که دیشب بوده یا نه؟! می‌گویند قطع داریم دیشب خارج نشده بود. اما دلیل می‌گوید چون قبل از زوال است و هنوز استقرار احکام امروز نشده، برچسب می‌زنیم و می‌گوییم «هذا الیوم من الشهر الآتی». شاگرد٢ : از اول سؤال این بود که امروز اول ماه مبارک هست یا نه؟ اصلاً بحث سر هلال نبوده. یعنی مترتب بر دیده شدن ماه بود که حالا که ماه دیده شده، آیا اول ماه است یا نه؟ حکمی بودن آن واضح است. استاد : بله، من هم گفتم. شاگرد : آن چهار شبهه دیگر گویا به تقسیم‌بندی دیگری است. مفهومیه، مصداقیه، صدقیه و مقصودیه، به اعتبار دیگری است. استاد : بله، با عینک دیگری است. شاید هفت-هشت جور شبهه بود. شاگرد : مثال خرچنگ را که فرمودید، در ذهنم بود که شاید باید با آن‌ها نگاه کرد. استاد : منظورم این بود که وقتی تعریف ارائه می‌دهید این قدر نقض هست. بحث شبهه حکمیه و موضوعیه خیلی بحث جذابی است. خیلی دقیق است. فوائد علمی خوبی هم دارد. شاگرد٢ : فرض کنید ماه مبارک و احکام ماه مبارک نباشد، من الآن در روز ماه را می‌بینم، می‌گویم اول ماه هست یا نه؟ این نیاز به رجوع به شارع دارد؟ فرض کنید احکام شرعی نداریم. ما احکام عرفی داریم؛ اول ماه چه زمانی است؟ آخر ماه چه زمانی است؟ یک قرارها و معاهداتی هست. استاد : ببینید رؤیت هلال، کاشف و اماره است برای دخول شهر. همان‌طور که در کتاب‌های قبلی بود، چهار جور شهر داریم. شهر نجومی، شهر هلالی، شهر عرفی، شهر شرعی. شهر شرعی یعنی چه؟ یعنی شارع می‌گوید هلال را دیدید، اما من باید بگویم که نزد من شارع، شهر مبارک داخل شده یا نشده. بنابراین شهر رمضان، موضوع حکم است اما موضوعی است که شارع خصوصیات این موضوع را تعیین می‌کند. و لذا شبهه حکمیه می‌شود. شاگرد : این‌که ما یک ماه شرعی داشته باشیم، معلوم نیست. اگر سؤال به این صورت مطرح شود: در روز ماه را دیدم آیا اول ماه هست یا نه؟ کاری به ماه رمضان نداریم. مثلاً ماه ذی القعده است. واقعاً شکل شبهه حکمیه این است؟! به اماریت کاری ندارم. استاد : اگر من بعداً می‌خواستم در شبهه حکمیه بودن آن مناقشه ای بکنم، شما شبهه حکمیه را تقویت کردید. یک بار دیگر بگویید. مرحوم آقای کازرونی درس شمسیه می‌گفتند. آن هم در هشتاد سالگی. خدا رحمتشان کند! عالم بزرگی بودند. اصفهان درس خوانده بودند. شمسیه را شروع کردند. واقعاً آن یک سالی که در سن چهارده سالگی به محضر ایشان رفتم، یکی از بهترین سال‌های عمرم بود. یک عالم جا افتاده، ولی خُب سنشان بالا آمده بود. وقتی هم درس را در نیمه راه تعطیل کردند، من به سهم خودم که نمی فهمیدم و فقط می‌نشستم و حاج آقا را می‌دیدم، خیلی ناراحت شدم.خب حالا چرا تعطیل کردند؟ آمدند و نشستند. فرمودند من می‌خواهم مطالعه کنم و شمسیه را بگویم. می‌خوانم و می‌گویم خُب این صغرای بحث است. می‌خوانم می‌گویم خُب این کبرای بحث. حالا می‌خواهم نتیجه بگیرم، بعد می‌بینم ای وای صغری یادم رفت! خدا رحمتشان کند! واقعاً آدم وقتی پیر می‌شود نمی‌داند به چه صورت می‌شود. گفتند می‌خواهم نتیجه بگیرم، خُب صغری چه بود؟! بعد فرمودند حالا من می‌توانم مباحثه کنم؟! دیگر هم نیامدند. فردا شبش تعطیل شد. احساس کرده بودند که حافظه ضعیف شده. باید صغری و کبری یادش بماند. حالا شما می‌گویید و من یادم رفت. من شاگرد صوری ایشان که بودم. این اندازه می‌توانم از ایشان درس یاد گرفته باشم. شاگرد: عرض کردم فرض کنید، شارع و حکم شرعی در کار نیست. مردم یک قرارهایی برای انجام کارهایشان دارند. اماریت را هم کاری ندارم. الآن ماه را در روز می‌بینند. می‌خواهند آن قرارها و آن معاهدات را داشته باشند، شارع هم بناء خاصی در ماه ندارد. برای ماه، حکم بار کرده است. حالا الآن سؤال این است که الآن اول ماه است یا نه؟ امروز اول ماه هست یا نه؟ استاد : احسنت. امروز! ماه را دیدند، می‌گویند ماه را دیدیم، ماه داخل شده یا نه؟! امروز در تقویم بنویسیم امروز اول ماه هست یا نه؟ شاگرد : این سؤال است. این را باید از شارع بپرسیم؟ استاد : از چه کسی باید بپرسیم؟ شاگرد : از عرف عام یا کسانی که در تقویم نویسی تخصص دارند. کسانی که برای ماه، اعتبارات مختلف می‌کنند، کسانی که این سؤالات شرعی را ندارند، این سؤالات را به چه صورت جواب می‌دهند؟ استاد : اگر ملت دنیا اختلاف داشته باشند، چه؟ شاگرد : سؤال من از شما این است. استاد : این‌که گفتم و تقویت کردید، برای این است. اصل عرض من این است؛ درست است که شما می‌گویید ماه را دیدیم، اما می‌خواهیم به امروز به‌عنوان اول ماه، برچسب بزنیم. من قبلاً عرض کرده بودم که سه حرکت است. سه حرکتی که روی هم منطبق نیست، کم و زیاد می‌آید. الآن یک روزی که نصفش آن طرف بوده؛ چهار ساعتش آن طرف بوده و نصفش این طرف بوده. چه برچسبی بزنیم؟ چند گزینه هست. یک راه نیست. برای این‌که برچسب بزنیم، معیارها مختلف هستند. از مرحوم مجلسی چندبار خواندم. فارس یک جور است، عرب یک جور است، هیویین یک جور هستند، بعض هیویین شرق یک جور هستند. یعنی برای این برچسب زدن گزینه‌هایی داریم. باید از شارع بپرسیم چه برچسبی زدید؟ یا از متخصصینی که خودشان چند جور هستند بپرسیم؟ شاگرد : به متخصصین مراجعه می‌کنیم و می‌بینیم چندگزینه ای است. چه خصوصیتی دارد که به شارع مراجعه کنیم؟ استاد : به‌خاطر این‌که می‌خواهیم برچسب بزنیم. برچسب را می‌زنیم یا نمی‌زنیم. امر ما دایر بین نفی و اثبات است. چاره‌ای نداریم یا امروز اول ماه مبارک است، یا سی‌ام شعبان است. شما که نمی‌توانید فرار کنید. باید برچسب را بزنید. از آن طرف ملل مختلف هستند. نکته مهم‌تر این‌که وقتی به اهل فن مراجعه می‌کنیم، چون چند گزینه در عرض هم هست، به‌عنوان یک متخصص به آن‌ها رجوع نکرده‌ایم، بلکه به‌عنوان صاحب قرار، به آن‌ها مراجعه کرده‌ایم. هیویین قرارداد، کرده‌اند. فُرس هم چنین قراردادی را کرده‌اند. چرا؟ چون ثبوتا چند گزینه است. بنابراین اینجا جای مراجعه به متخصص نیست. مراجعه به صاحب قرار است. به‌عنوان صاحب قرار، باید به شارع مراجعه بکنید یا نکنید؟ حالا که چند گزینه هست، ای شارع شما کدام یک از این قراردادها را قرارداد کرده‌اید؟ تا من برچسب بزنم امروز روز اول هست یا نه. این آخرین عرض من است. لذا تا شما گفتید، گفتم تقویت کردید. شاگرد٢ : همین که می‌گوییم بعد از زوال و قبل از زوال… . استاد : می‌خواستم دنباله فرمایش ایشان عرض کنم، ولی ایشان چیزی را گفتند که من را تا آخر بردند. می‌خواستم عرض کنم؛ الآن هم این‌طور به ذهنم می‌آید. در موضوع شهر مبارک و دخول شهر و رؤیت هلال، قبلاً عرض کردم که موضوع تکوینی خارجی است، تا آن جایی که ما می‌فهمیم نیازی به انشاء یک حکم وضعی و جعل موضوع دیگر نداریم. روی این مبناء بود که می‌خواستم اشکال را ادامه بدهم؛ خُب اگر امر موضوعی است، و فقط حکم روی آن آمده، چه نیازی هست که به شارع مراجعه کنیم؟! جوابش همین‌هایی است که شما جلو انداختید.