تفسیر پنجم و منسوب به صاحب ذخیره؛ عدم رویت در غروب بلاد شرقی دال بر تحقق هلال در غروب بلاد غربی

 

أقول و لا ينبغي الجرأة على القول بمثل تلك الاحتمالات البعيدة عن الفهم و اللفظ في تفسير كلام الصادقين عليهما السلام و أغرب من ذلك ما نقل عن خالي طاب ثراه و لا يطمئن قلبي بإسناد ذلك إليه أعلى اللّٰه درجته و هو أن المراد بطلب الهلال في المشرق أن يكون الطلب واقعا في المشرق و المقصود أنه إذا فرض الطالب في البلد الشرقي و طلب الهلال غدوة أي غدوتنا و أول يومنا و إن كان بالنسبة إلى الطالب المفروض آخر يومه لفرضه في المشرق‌ الذي بينه و بين هذا البلد ربع دورة مثلا و لم ير هناك فهاهنا هلال جديد بمعنى أنه قد يكون هلالا جديدا لإمكان خروج الشعاع بعد غروبه بالنسبة إلى أفق الطالب و صيرورته قابلا للرؤية قبل الغروب بالنسبة إلى هذا الأفق ففي الرواية إشارة إلى اختلاف الأفق الشرقي و الغربي في الحكم[1]

«أقول و لا ينبغي الجرأة على القول بمثل تلك الاحتمالات البعيدة عن الفهم و اللفظ في تفسير كلام الصادقين عليهما السلام»؛ هرچند روایت ضعیف است، اما در فضای انتساب روایت به امام معصوم، ما حق نداریم هر طور خواستیم معنا کنیم.

«و أغرب من ذلك»؛ غریب‌تر از این معنای چهارمی، معنای پنجمی است.

«ما نقل عن خالي طاب ثراه»؛ از دایی من نقل شده است. صاحب ذخیره و کفایة، محقق سبزواری. البته خراسانی هم می‌گویند. صاحب حدائق نوعاً به ایشان الخراسانی می‌گوید. محقق سبزواری مهم بودند. ایشان از او تعبیر به دایی می‌کنند. ولی در کفایه و در ذخیره ظاهراً نیست. لذا ایشان می‌گویند:

«و لا يطمئن قلبي بإسناد ذلك إليه أعلى اللّٰه درجته»؛ بعید می‌دانم دایی من این‌طور حرف غریبی را فرموده باشند. خُب حرف غریب چیست؟ این هم برای خودش وجهی است!

«و هو أن المراد بطلب الهلال في المشرق أن يكون الطلب واقعا في المشرق و المقصود أنه إذا فرض الطالب في البلد الشرقي و طلب الهلال غدوة أي غدوتنا و أول يومنا و إن كان بالنسبة إلى الطالب المفروض آخر يومه لفرضه في المشرق‌ الذي بينه و بين هذا البلد ربع دورة مثلا و لم ير هناك فهاهنا هلال جديد»؛

 فرض این است: مثلاً در ژاپن، چین، کسی نگاه می‌کند؛ «اذا طلب الهلال غدوتنا فی المشرق» که چین است و غروب آن‌ها است! اگر هلال در چین که مشرق است و وقت غروب آن‌ها است و وقت صبح ما است طلب شود ولی دیده نشود، «فهو هاهنا»؛ یعنی نزد ما که صبحمان است، در غروب هلال جدید است. یعنی چه؟ یعنی چون آن‌ها شرقی بودند ندیدند، مانعی ندارد، برای آن‌ها ماه داخل نشده. اما ما غربی هستیم و می‌توانیم آن را ببینیم، لذا برای ما ماه داخل هست.      

 خُب معنای روایت چه می‌شود؟ «ففي الرواية إشارة إلى اختلاف الأفق الشرقي و الغربي في الحكم». این هم معنای پنجم می‌شود. این پنج معنایی است که ایشان فرموده‌اند.


[1] همان


بازبینی #1
ایجاد شده 27 آوریل 2026 14:18:30 توسط ... .
به روزرسانی شده 27 آوریل 2026 14:20:12 توسط ... .