# انشاء طولی صوم؛ از وجوب صیام شهر تا استحباب نیت صوم در دقیقه آخر نهار
**شاگرد**: براساس ارتکازات و ادله، فرمودید گره ای که طبیعت صوم با طبیعت وقت میخورد، به چه صورت است؟ یعنی اصل امساک از صبح تا غروب بوده؟ یا از زوال تا غروب بوده؟ یا پایه اولیه اش اصل امساک است و کمکم در طولش اضافه شده؟
**استاد**: پایه اولیه برای ماه مبارک، طبق روایاتی که حکمت ها را فرموده بود، این بود که وقتی حضرت آدم از شجره خوردند سی روز ماند. و لذا بر ذریه آنها امر کرد که سی روز روزه بگیرید. معنای آن ماندن این بود که شبها هم چیزی نخورید. این پیوندی بین «فلیصمه» بود. این پایه بود. به کل سی روز خورده بود. چون آن طعام سی روز بود، شما هم سی روز روزه بگیرید. بعد خُب نمیشد سی روز روزه بگیریم؛ لذا حضرت فرمودند شما مثل من نیستید؛ من وصل میکنم. یعنی حضرت شبها هم نمی خوردند. روایتش را خواندیم. بنابراین بهخاطر سختی و عسر و … -«یرید الله بکم الیسر»- یک فرجه ای دادند که شبها را بخورید. باز اگر یادتان باشد شبها هم با خصوصیتی بود. وقتی نماز میگذشت دیگر نمیشد خورد، بعد نسخ صورت گرفت و عقب شد. بنابراین الآن که میگوییم از طلوع فجر تا غروب است، یک پیوندی در طول آن پیوند اولیه است.
**شاگرد**: روزه مستحبی به چه صورت است که میگویند اگر یک دقیقه قبلش هم بگیری قبول است؟
**استاد**: اگر نگاه ما به یک ماه، نگاه امساک انبساطی تکلیفی هم شد، تمام لحظاتی هم که در آن هست، مورد آن میشود. و لذا اگر شما صوم را نزدیک غروب هم قرار دادید، مانعی ندارد که آن پیوند اصلی تعریف با این چند لحظه هم برقرار باشد. چرا؟ چون امر امساک انبساطی ناشی از آن ارتباط بود. آن ارتباط بود که این امر تکلیفی انبساطی را میآورد. خُب وقتی آن میآورد و آن برقرار بود، قطعات انبساط، هر کدامش برای خودش میتواند حکم را بیاورد.
**شاگرد**: پس این استحباب در طول فجر تا غروب نیست؟ هرچند تفضلی که شارع قبل از تفضل گفته، در طول آن باشد.
**استاد**: چرا در طولش نیست؟
**شاگرد**: چون انبساطی است. شما اول فرمودید در کل سی روز بود. بعد بهخاطر تخفیف به این صورت شده. در استحباب که این تخفیف نیست. یا استحباب را هم در طول آن میفرمایید؟
**استاد**: تعریف صوم برای واجب بود؛ برای تعریف صوم اگر بعد از تخفیف در واجب، بین الحدین تکلیف به امساک شد؛ حد طلوع فجر و غروب. اگر به این صورت شد چرا نتواند در طول این باشد که از این طولی جدید، تعریفی برای صوم حادث شود که لازمه آن تعریف یک تکلیف انبساطی بر کل اجزاء باشد حتی تا غروب؟! اینطور به ذهنم میآید.
**شاگرد٢**: در مثال روزه مستحبی کسی بخواهد در نیمه شعبان از وسط روز نیت کند، امر به صوم نیمه شعبان از اول روز هست. اشکال مشهور این است که مولی نمیتواند وسط روز بگوید کل روز را روزه بگیر. در تمام این روایات امر به صوم هست، حتی در صوم به قضاء. مثال واضحش این است: روز آخر شعبان است و یک روز قضا دارد و متعین در این روز شده. وسط روز روزه میگیرد. ولی امرش که از اول روز بوده. اما در مثال قبل از زوال، میگویند امر الآن برای شما آمده و میگوید کل روز را روزه بگیر. این ممکن نیست. لذا دو بحث شد. یک مشکل برای نیت است که چطور نیت وسط روز به کل تعلق میگیرد. و یک بحث این است که به قبل از خودش امر شود.
**استاد**: فرمایشی که آقا داشتند جواب فرمایش شما بود. گفتند وقتی تکلیف میآید، یعنی مکلف هستی. اما اینکه اگر وسط روز زمینه اش شد و تو خورده بودی، قضا کن. پس برای تو هم که خوردی از اول فجر تکلیف مکشوفا آمده بود. کاشفش رؤیت قبل از زوال بود.
**شاگرد**: امری است که اداء آن ممکن نیست. یعنی به من امر شده ولو قبلاً چیزی نخورده باشم، اما امر میکنند که کل روز را روزه بگیر. من نمیتوانم کل روز را روزه بگیرم.
**استاد**: قضا که میتواند کند. اشتراک الاحکام بین العالم و الجاهل.
**شاگرد**: اصلاً ممکن است اداء این امر عمل شود؟ امکان ندارد.
**استاد**: امکان تکوینی؟! اگر در اعتباریات بیایید، استحاله تکوینی را ندارید. شبیه آن را داریم. البته محضر حاج آقا گفتم ولی ظاهراً نپذیرفتند. ولی در حجر همین در ذهنم هست. الآن فتوای مشهور این است که وقتی حاکم کسی را محجور میکند. الآن که حکم به حجر کرد هر چه معامله انجام بدهد باطل است. ولی قبلش هر چه فرار کرده، کرده. اصل این حرف در فضایی بود که بگوییم حاکم میتواند از ماضی حکم حجر بدهد، این محال است؟! اگر تکوینیات را بگوییم محال است؛ وقتی گذشته میخواهد چه کار کند؟! اما اگر حاکم بگوید من الآن تو را از دو ماه قبل محجور میکنم، یعنی معاملاتی که برای فرار از دیّان انجام دادهای، محجور بودهای. قبول ندارند. من بهعنوان طلبگی میگویم. در اینجا هم همینطور است. شارع میفرماید چون میدانستم که قبل از زوال رؤیت میشود، تکلیف را از اول قرار داده بودم اما عقابت نمیکند. مواخذه ات نمیکنم ولی میگویم قضایش کن. این کجایش محال است.
**والحمد لله رب العالمین**