# کدگذاری شما ببینید الان واقعا می توانید برای سهولت امر، تمام فروعات فقه را بصورت یک عنصر منفرد در بیاورید.مثل حالا؛ چطور هر کسی یک کد ملی دارد و مال خودش است[\[1\]](#_ftn1)؟ شما کلّ فروعات فقه را هرکدام یک کد فقهی به آن بدهید. آن وقت این کد بعداً می تواند حرف بزند. حرف زدنش خیلی سخت است که وقتی شما به یک کدی که به یک فرع فقهی دادید شما از خود این کد بفهمید ریخت آن فرع را به دست بیاورید. مربوط به طواف است، به نماز است، به نجاست است به طهارت است، به ضمان است. این، کارِ سختی است. من گاهی فکر هایی به ذهنم آمده بود خیلی خوب سر نرسید حالا شما اگر چیزی به ذهنتان آمد یادداشت کنید این کار، کار خوبی می شود. دو جور کد گذاری من ابتدا به ذهنم آمد و هر دوی آنها هم خوب است: ## **١.کدگذاری ترتیبی** یکی کد گذاری ترتیبی به نحو فقه مدوّن. فقه تدوین شده است مثلا جواهر نوشته شده است و یک دوره فقه است شما جواهر به این تفصیلی که هست را به عنوان محورِ کدگذاری قرار بدهید. نقشه، او باشد و برای فروعاتی هم که احیانا نیامده است، مثلا می توانید با فاصلهی پرش ده تا ده تا جلو بروید. من این کار را در بخشی از جواهر انجام دادم. اولِ جواهر شروع می کنند و هرچیزی که یک حالت معرفتی در فقه دارد یا فرع- اگر معرفتی باشد بهتر است –چون که عنصر فقهی فقط فرع نیست. اجماع هم عنصر است و هرجایی مستنداتِ یک فرع، هم خودش عنصر فقهی است. علی ای حال به ترتیب جواهر شماره بزنید. هرچه که صاحب جواهر گفتند بروید تا آخر. بین هر دو تا عنصر هم ده تا فاصله بگذارید مثلا بگویید ده، بیست برای کتاب های دیگر و مسائل مستحدثه. هرچه این بین، پدید بیاید اینجا گسسته است و پیوسته نیست که شما دیگر راه را بسته باشید. با یک فاصله ای با یک فرجه ای بینش هرچه بخواهید می توانید فروعات متناسب با آن را اضافه کنید.این ها، کد گذاری ترتیبی است و خیلی هم کار را آسان می کند و در خیلی جاها هم به درد می خورد. ## **٢.کدگذاری موضوعی** یک کد گذاریِ دیگر، موضوعی است و آن که حرف می زند این است. یعنی مثلاً این کد را سه چهار بخش بکنید روی حساب تعداد موضوعات. الان این آدرس های امروز، دنیا روی همین ها دارد می گردد؛ مثلا یک عددی می بینید چهار بخش است، چهار تا سه تایی. آدرس های اینترنت همه این طور است. چهار تا بخش است به نظرم و هر بخش هم سه تا عدد سه رقمی است[\[2\]](#_ftn2). ### **کد پستی فقهی؛کد ملی فقهی** کد پستی حرف می زند[\[3\]](#_ftn3).کسی که وارد است تا به کد پستی نگاه کند، می فهمد که شما برای کجای ایران هستید، مال قم است ؟ مال تهران است ؟ چرا ؟ چون خود عدد نظم دارد، قسمت های اولش برای فلان منطقه ی ایران است ، کد پستی، **جا** را تعیین می کند، تا آخرین شماره که خانه را هم می گوید. من گمان می کنم که برای مسائل فقه، کتب فقهی را به کد پستی دربیاوریم، یعنی برای هر بحث فقهی یک کد پستی قرار بدهیم، کد پستی ای که می گوید جایش در کتاب کجا می باشد؟ چه طور کد پستی می گوید جایِ این خانه کجای ایران است؟ مالک اش چه کسی است ؟ می گوید این خانه در تهران است، اما مالک اش تبریزی است، منافاتی ندارد، مالک برای تبریز است اما خانه جایش در تهران است، شما هر موضوعی را در فقه می توانید کدپستی به آن بدهید یعنی می دانید کجا این در کتب فقهی مطرح شده است؟چه طور بدهیم حالا این گستردگی خاص خودش را دارد وارد آن نمی شوم. اما می خواهم تفاوت این دوتا را عرض کنم، کد ملّی، برای **هویت شخص** است، می گویند این آقا، این هویت شخصی ،یک کد ملّی دارد. برای فقه هم همین طور کد ملی بدهیم. کد ملّی هم شماره هایش حرف می زند، ولی خب با نظم خاص خودش، برای فقه می توانیم همین کار را بکنیم، یعنی شما هر موضوعی در فقه هست، یک کد هویتی موضوع به آن بدهید، هویّت موضوع، یعنی خود آن کدِ طولانی دارد می گوید که این مربوط به چیست ؟ مربوط به کجاست ؟ متعلّق اش چیست ؟ متعلّق المتعلّقش چیست ؟ مکلّفش چه کسی است ؟ خودتان هم فکر بکنید، این راه خوبی است که در آینده همچنین چیزی بشود، هم برای برنامه های نرم افزاری که بعدا می خواهید بنویسید و هم برای خودتان که می خواهید نظم به فقه بدهید. شما می بینید هر قسمتی از آن کدِ فرع را قرار بدهید برای یک حرفی. مثلا بخش اولش برای این که در چه حیطه ای از تکلیف است بخش دومش برای حکم وضعی و بخش دیگرش برای اشیاء. این را خودتان باید فکر کنید. خیلی مشکلات دارد تا بتوانید چیزی را منظم کنید. اینجا حرف زدن یعنی این. لذا تا به عدد نگاه میکنید فوری می فهمید که این مثلاً مربوط است به محرّمات احرام در حوزهی خصوص شهر مکه. از این می فهمید حدود چیزهایی که این می تواند حرف بزند.این چیز محالی نیست ولی مقداری سخت است.هر فرع در کل فقه شناسه داشته باشد بعد این فرع، با این شناسه بگوییم چند تا برچسب می تواند بخورد.