# فصل دوم) سیر تحصیل ریاضیات استاد



# علم هیئت

**<span lang="FA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt; mso-bidi-language: FA;">شیخ جلال آیت اللهی</span>**

<span lang="AR-SA">عالمی بودند در یزد مرحوم آشیخ جلال آیت اللهی[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span>](#_ftn1). آقای آیت اللهی از علمای بزرگ یزد بودند که چند جلسه واقعا راجع به شخصیت بزرگوار ایشان صحبت کنیم.</span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">حوزه اصفهان</span>**

<span lang="AR-SA">ایشان یک شخصیت جامعی بودند در حوزه اصفهان درس خوانده بودند.حوزه ها در این که چه طور طلبه ها را پرورش می دهند خیلی نقش مهمی دارند.واقعاً مهم است.حوزه اصفهان جامع بوده است.علمایی هم که نوعاً آن جا بودند چیزهای مختلفی آن جا خوانده بودند که در حوزه دیگری نخوانده بودند.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1)<span lang="AR-SA"> آیت الله آقا شیخ جلال الدین آیت اللهی تفتی یزدی متولد</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> رمضان ۱۳۰۹ قمری برابر با سال 1271 شمسی / ۱۸۹۲ میلادی در شهر تفت .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">نخستین تحصیلات دینی خود را نزد پدر بزرگوارشان آیت الله شبخ محمد هادی نصر آبادی آغاز کردند .آنگاه مدتی در یزد نزد آیات عظام ملٌا جواد شیخدادی ، آقا سید یحیی موسوی یزدی و مدرس به تلمذ پرداختند</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">پس از آن به منظور ادامه تحصیل </span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">به حوزه علمیٌه اصفهان وارد شده اند . در آنجا بیش از همه نزد آقا شیخ اسدالله قمشه ای و شیخ محمد خراسانی به تحصیل علوم معقول پرداخته اند و عازم باز گشت به یزد بوده اند که به دلیل هوش و استعداد کم نظیر خودبه اصرار آیات کرام اصفهان در همان حوزه علمیٌه اصفهان ضمن ادامه تحصیل ، به تدریس نبز می پردازند .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تحصیلات ایشان در دوره مزبور بیش از همه نزد آیات کرام سیٌد محمٌد نجف آبادی ، سیٌد علی نجف آبادی ، آخوند ملٌا عبدالکریم جزی ، سیٌد محمٌد باقر درچه ای ، میر محمٌد صادق اصفهانی ، و... بوده است . مشهور است که آیت الله العظمی آقا شیخ جلال الدین آیت اللهی </span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در 31 سالگی به در جه اجتهاد عالی و کامل رسیده نیازی به ادامه تحصیل در هیچ رشته ای نمی بینند و خواهان بازگشت به موطن اصلی خود در یزد می شوند و ، با وجود دعوت از حوزه علمیه نجف ، با چند مجوٌز اجتهاد در حوالی سال 1339 ق / 1298 شمسی به یزد بازگشته به حوزه علمیٌه آیت الله العظمی آخوند ملٌا جواد در مسجد شیخداد و « بقعه سلطان شیخداد » می شوند ؛ و پس از اندک مدتی با نوه دختری آن آیت الله العظمی که در عین حال دختر آقا سید مهدی فرزند آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی نیز بوده است </span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ازدواج می کنند .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">تحصیلات ایشان به حدٌی کامل بوده است که در رفع هرمسئله غامض و به اصطلاح معضل مذهبی مرجع قرار می گرفته اند </span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وجه تشابه و تفاهم ایشان با آخوند ملٌا جواد در ایمان راسخ و بسیارقوی این هردو بوده است . </span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">پارسائی این هردو نیز در یزد شهره بوده است .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">دروس ایشان را مجموعا" در هردو شاخه معقول و منقول معرفی کرده اند ، تدریس حکمت قدیم ، به ویژه بنا به « شرح منظومه سبزواری » ، اصول : کفایه </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">محل تدریس رسمی ایشان در حوزه علمیه شفیعیه یزد بوده است . امٌا در عمل و بیشتر برای روحانیون اعظم یزد در بقعه ی سلطان شیخداد ، پس از آن فقط درمسجد شیخداد و حتی گاه به دلایلی در منزل شخصی خود مجالس تدریس ترتیب می دادند که گفته می شد برخی از آن مجالس بیش از چندساعت به طول می انجامیده است و قدرت بدنی و فراگیری شاگردان به تحلیل می رفته است حال آنکه ایشان همچنان آماده ادامه تدریس بوده اند ؛ تدریسی که دهه های 1330 لغایت 1380 شمسی را در بر می گرفته است .</span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">نوشته اند : «طرفه اینکه این عالم بزرگوار تا آخرین روزهای عمر پربرکت از حافظه ای قوی برخوردار بود و مسائلی را که در نزدش مطرح می شد با ذکر مأخذ و مدارک بیان می نمود. » ؛ مهم تر این که ، بدون کوچک ترین تعصبات واپسگرایانه ، از جدید ترین منابع علمی ، مثلا" در کیهان شناسی بهره می برده اند و به مستند بودن و معتبر بودن هرسند مورد استفاده در تدریس اصرار می ورزیده اند .</span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آقا شیخ جلال ، علاوه بر تدریس دروس متعدد و متفاوت ، حدود هفتاد سال حلٌ و فصل امور شرعی مردم محله های شیخداد ( پس از رحلت آیت الله العظمی آخوند ملاجواد شیخدادی ) ، عباسیه ( پس از رحلت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی ) و به طور کلی شمال غربی شهر یزد ، و امام جماعت مسجد شیخداد را </span><span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">برعهده داشته اند .</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">از مبرزترین شاگردان ایشان آیت الله حاج سید جواد حیدری - آیت الله شیخ علی اکبر سعیدی و... می باشند . برخی از دروس ایشان را برخی از شاگردانشان با مجوز آن مرحوم به نام خود به صورت کتاب در آورده منتشر ساخته‌اند</span>

**<span lang="AR-SA" style="font-family: IRBadr;">این عالم فیاض پس از اینکه عمری طولانی را در راه نشر معارف اسلام صرف نمود در شب نیمه شعبان 1412 ق در یزد بدرود حیات گفت و پیکر پاک و فرتوتش که رنج یک قرن تلاش علمی و معنوی را به خود هموار کرده بود پس از تشییعی باشکوه در کنار تربت حضرت امامزاده جعفر در یزد به خاک سپرده شد</span><span dir="LTR" style="font-family: IRBadr;"> .</span>**

<span lang="AR-SA">(سایت </span>[<span lang="AR-SA">سند آبی</span>](http://agasyyidyahya.blogfa.com/post/35)<span lang="AR-SA"> در مورد </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">شخصیت‌های</span><span lang="AR-SA"> برجسته <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>دودمان آیت اللهی یزد)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# هیئت در حوزه یزد

<span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span lang="AR-SA">ما در یزد که طلبه شدیم هنوز من سیوطی و این ها می خواندم.یکی از فضلای قم آمده بودند یزد و هیئت نخوانده بودند. رفتند پیش این عالم بزرگ که صد و دو سالشان شد (١٣٠٩-١۴١٢قمری). آن وقت هم که ما پیش ایشان رفتیم که الان می خواهم بگویم نزدیک صد داشتند.خدا رحمتشان کند.</span>

<span lang="AR-SA">بعد آن آقا آمدند و تقریباً به خاطر ریش سفید این فاضلی که از قم آمده بودند این پیرمرد قبول کردند که برای حوزه <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>یزد یک تشریح الافلاک[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span>](#_ftn1) بگویند.آن هم نزدیک سن صد سال.یک توفیقی بود برای مثل من طلبه که در حوزه یزد سیوطی می خواندم. شنیدیم چنین درسی به پا شده است.من جلسه دوم یا سومش بود که رفتم.خب نشد.</span>

<span lang="AR-SA">به تعطیلی خورد و در همان فصل دوم[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span>](#_ftn2) فلک شمس را خواندند و تعطیل شد.ولی همین برای ما خیلی خوب بود.تشریح الافلاکی شنیدیم، مطالبی را محضر این عالم بزرگ دیدیم. لذا بعدش، تا می گفتند شرح اللمعه هیئت می خواهد.وقت و قبله هیئت می خواهد.خیلی بَرّانی[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span>](#_ftn3) نبودیم .بله تشریح الافلاک یک خرده اش را خوانده ایم بعد از این هم که شروع کردیم خودمان مطالعه کردیم تا آخر و تشریح الافلاک را مباحثه کردیم که ضبط شده است، در سی جلسه. مباحثه کردیم.نوارهایش موجود است.یک وقتی حوصله کردید وهم چنین اساتید خیلی خوب دیگر این کتاب ها را تدریس کرده اند.این هیئت را من شنیده بودم.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">تشريح‏ الأفلاك‏ في الهيئة للشيخ، بهاء الدين محمد بن الشيخ عز الدين حسين بن‏ عبد الصمد الحارثي العاملي المتوفى (۱۰۳۱) طبع مكررا أوله: ربنا ما خلقت هذا باطلا مرتب على مقدمه و خمسة فصول و خاتمة، و هو متن متين كتبت عليه شروح كثيرة نذكر بعضها.</span>

<span lang="AR-SA">شرح الحاج ميرزا أبي الحسن بن الحاج إسماعيل اللاري المعروف بالمحقق الإصطهباناتي المتوفى بذي الحجة سنة (۱۳۳۸). شرح إمام الدين اللاهوري المهندس من العامة، و اسمه التوضيح أو التصريح كما في معجم المطبوعات في شرح التشريح طبع بدهلي سنة (۱۲۹۴).</span>

<span lang="AR-SA">شرح بعض تلاميذ المصنف في حياته أوله: تبارك الذي جعل في السماء بروجا و جعل فيها سراجا توجد نسخه منه من موقوفات الحاج عماد الفهرسي للخزانة الرضوية و هو غير شرح الخلخالي.</span>

<span lang="AR-SA">شرح الشيخ البهائي المصنف نفسه على نحو التعليق في الهوامش، دونه بعض الأصحاب كما ذكره في قصص العلماء.</span>

<span lang="AR-SA">شرح الشيخ محمد حسن بن أسد الله التولمي الرشتي المعاصر أخ الشيخ محمد حسين المعروف بالحائري الذي توفي سنة (۱۳۵۷) و هو شرح مزج، ذكره أخوه المذكور.</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولى محمد صادق التنكابني، ذكر بعض المطلعين أنه تام مبسوط.</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد صدر الدين محمد بن محمد صادق القزويني المعاصر للشيخ الحر، ذكره في الأمل.</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولى عابد الأردبيلي، مر بعنوان الترجمة.</span>

<span lang="AR-SA">شرح عباس قلي خان كلهر أخ الحاج شهباز خان باني المسجد و الحمام بكرمانشاهان الذي توفي سنة (1257) و الشارح توفي سنة (۱۲۷۳) كما أرخه في مجمع الفصحاء (ج ۲- ص ۱۵۲) في عنوان سلطان الكرمانشاهي.</span>

<span lang="AR-SA">شرح الشيخ عبد الحسين بن الحاج قاسم الحلي النجفي المعاصر، رأيته بخطه في كتبه.</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولى عبد الكاظم اسمه برهان الإدراك كما مر أو نهاية الإدراك.</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد عبد الله الشكري أفندي ابن السيد عبد الكريم القنوي المطبوع اسمه توضيح الإدراك، ألفه باسم السلطان عبد الحميد خان الثاني العثماني المولود (۱۲۹۳).</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولوي عصمة الله بن أعظم بن عبد الرسول السهارنفوري (المتوفى ۱۰۳۹) اسمه باب تشريح الأفلاك، فاتنا ذكره في محله، ترجمه في تذكره بى‏بها (ص ۲۰۸) و له شرح خلاصة الحساب أيضا كما ذكرناه في (ج ۳- ص- ۳۶).</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد علي حيدر الطباطبائي، طبع بالهند سنة (۱۳۰۰).</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولى علي بن عبد الله العلياري التبريزي (المتوفى ۱۳۲۷) شرح تعليق كما ذكره في بهجة الآمال.</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد شمس الدين علي بن محمد بن علي الحسيني الخلخالي من تلاميذ الشيخ البهائي، ألفه في حياته سنة (۱۰۰۸).</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولى فرج الله بن محمد بن درويش الحويزي، معاصر الشيخ الحر، ذكره في الأمل.</span>

<span lang="AR-SA">شرح المولى فضل الله الثاني بن محمد الشريف الكاشاني، ألفه سنة (۱۰۷۲) و تاريخ كتابة نسخه منه سنة (۱۰۹۷).</span>

<span lang="AR-SA">شرح الشيخ ميرزا محمد التنكابني على نحو التعليق، عده من تصانيفه في قصصه و قال إنها غير مدونة.</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد محمد الشرموطي الموجود بخطه في النجف الأشرف عند الشيخ محمد حرز كما حدثني به.</span>

<span lang="AR-SA">شرح الشيخ محمد بن عبد علي البحراني المعاصر لصاحب الجواهر، ذكره في أنوار البدرين.</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد القاضي نور الله الشهيد سنة (1019) الموجود في كتب المولى محمد علي الخوانساري.</span>

<span lang="AR-SA">شرح السيد مصطفى بن السيد محمد هادي بن السيد مهدي بن السيد دلدار علي النقوي المتوفى سنة (۱۳۲۳) ذكره السيد علي نقي النقوي بعنوان الحاشية.( الذريعة إلى تصانيف الشيعة ؛ ج‏۴ ؛ ص۱۸۵-١٨٧)</span>

<span lang="AR-SA">متن </span>[<span lang="AR-SA">تشریح الافلاک</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/1000-0971-1592/1031-1001-1622-bahaayi-00020.html)<span lang="AR-SA"> در سایت فدکیه در صفحه علم هیئت و نجوم موجود است.</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) [<span lang="AR-SA">الفصل الثانی</span>](http://amafhhjm.ir/wp/almobin/Amafhhjm/styles/php-edit5.php#f%DB%B2)<span lang="AR-SA"> فی صور افلاک السبع السیاره</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3)<span lang="AR-SA"> برانی. \[ ب َرْ را \] ( ع ص نسبی ) منسوب است به بر، بر غیر قیاس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). علانیه. ( یادداشت مؤلف ). در مقابل جَوّانی </span><span dir="LTR">. </span><span lang="AR-SA">( اقرب الموارد ) : فی کلام سلمان رضی اﷲ عنه : من اصلح جوانیه اصلح اﷲ برانیه ؛ ای من اصلح سریرته اصلح اﷲ علانیته ؛ یعنی کسی که امور باطنی خود را اصلاح دهد، خدای تعالی امور ظاهری او را اصلاح دهد. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || وحشی دور از مطلب. ( یادداشت مؤلف ). بی سواد و عامی. ( فرهنگ فارسی معین )</span><span dir="LTR">.</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# تحصیل ریاضیات

<span lang="AR-SA">ببینید یک عالم در حوزه یزد تشریح الافلاک می گوید نزدیک به سن صد سال، برای من طلبه این هست که زمینه هیئت فراهم می شود.اما من قم آمده بودم مدتی هم گذشت تحریر اصول اقلیدس به گوش من نخورده بود.نه در یزد کسی گفته بود، نه قم که آمدیم درسش بود.خب این حوزه یزد این هم قم.</span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">لزوم تغییر در برنامه حوزه</span>**

<span lang="AR-SA">این را دارم عرض می کنم برای این که واقعاً باید وضع حوزه برای طلبه هایی که وارد می شوند عوض شود.درس هایی باشد که اول کار طلبه این چیزها را بشنود.من این تشریح الافلاک به گوشم خورد وقتی می گفتند وقت و قبله شرح لمعه نمی گفتم این ها برای هیئت است. فعلا<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>رد شویم.می گفتم هیئت علمی است ما شنیده ایم خوانده ایم فی الجمله استاد برایمان درس داده است.کتاب را هم سر رساندیم.وقت و قبله شرح لمعه را هم دو سه بار مباحثه کردیم.اما خلاصه الحساب نشده بود.</span>

<span lang="AR-SA">آمدیم قم با یک آقایی مباحثه داشتیم. ایشان هم پیش آقای ادیب درس خوانده بود. ظاهراً تحریر اقلیدس[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span>](#_ftn1) پیش ایشان خوانده بود و علاقه هم به این ها داشت.بحث می کردیم. به من یک روز گفت:من دو تا نسخه اصول اقلیدس دارم.اگر یکی داشتم که هیچ. دست به آن نمی زدم.الان محتاج پول شده ام.می خواهم یکیش را بفروشم.حیفم می آید. بیا تو که هم بحث من هستی این را بخر.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>تحریر اقلیدس چیست؟در هندسه است گفتم من که طلبه نشده ام که هندسه بخوانم! </span>

<span lang="AR-SA">حالا مثلا اگر تشریح الافلاک بود شاید می گفتم بله چون سابقه ذهنی داشتم.گفتم من طلبه نشدم که هندسه بخوانم.تحریر اقلیدس چه می دانم چیست؟نخریدم.ایشان هم محتاج بود؛ رفت و فروخت.نسخه رفت.</span>

<span lang="AR-SA">چندین سال گذشت.مباحث کلامی حکمی فلسفی دیگر بحث هایی که در حوزه رایج بود و می خواندیم و استادش بود. دو سه بار برخورد کردم دیدم می گویند که بابا! همه ی علوم، عوض می شود؛ منطق، زیر و رو می شود، ریاضیات زیر و رو می شود. از این حرف هایی که خیلی برای به هم ریختن ساختارعلوم خوب است. دو هزار سال است هندسه بود کلاً زیر و رویش کردند.</span>

<span lang="AR-SA">چه می گویند؟ریاضیات عوض می شود؟! چه می خواهد عوض شود؟ هندسه نااقلیدسی دیگر چیست؟یک جا برخورد کردم دیدم آخر این چیست که اسمش را می گذارند هندسه های نااقلیدسی؟ یک چیزهایی خلاف بدیهی.آخر ما برویم درس بخوانیم برای این که خلاف بدیهیات می خواهیم حرف بزنیم؟ این ها چه می گویند؟</span>

<span lang="AR-SA">تنها و تنها یک خط به موازات خط پایین از این نقطه عبور می کند و می توانیم رسم کنیم که اگر تا بی نهایت می رود، به هم نرسد.خط موازی این است که هر چه ادامه بدهیم تا بی نهایت به هم نرسند.خیلی روشن است. خیلی روشن.اصل واضحی است بدیهی.</span>

<span lang="AR-SA">گفتند: نه این را آن ها قبول ندارند.این محرکی شد برای من که ببینم آخر پیشرفت علم به این است که این واضحات را ما انکار کنیم؟این محرکی شد برای من که دنبال کنم. حالا نگو تقدیر می خواست چه بر سر ما بیاورد! جزای آن روزی بود که من گفتم من طلبه نشدم که هندسه بخوانم و شما برو تحریر اقلیدس را بفروش! </span>

<span lang="AR-SA">بین درس یک فاصله ای بود.می رفتم کتابخانه مرحوم آقای مرعشی.گفتم ببینم این هندسه های نااقلیدسی چیست که این چیز واضح را می خواهند انکار کنند. رفتم در فهرست کتابخانه و دیدم نوشته هندسه های اقلیدسی و نااقلیدسی [<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span>](#_ftn2).چند روز- سه روز ۴روز، ۵روز- رفتم کتابخانه و این ها را مرور کردم. ببینم چه می گویند اصلا؟</span>

<span lang="AR-SA">دیدم می گویند: سال ها ریاضیدانان می خواستند این اصل موضوع را ثابت کنند ، آخر کار برای جهان هندسه معلوم شد که این اصل قابل اثبات نیست.همینی که ما می گوییم بدیهی است برایشان معلوم شد که قابل اثبات نیست.خودش یک اصل موضوع است در یک هندسه.شما می توانید اصل را عوض کنید هندسه های دیگر پدید بیاید.</span>

<span lang="AR-SA">خب این را من داشتم مطالعه می کردم که حرف ها خلاصه این است نمی دانم شاید روز دوم بود رسیدم به صفحه ١٢۶ این کتاب.من آن لحظه ای که در کتابخانه به این صفحه رسیدم هیج وقت فراموش نمی کنم.کتاب، نویسنده اش خارجی است.ترجمه فارسی شده است.که در کتابخانه می دیدم از یک زبان دیگری ترجمه شده است، به دست من می رسد. شروع می کند تلاش های ریاضیدانان در اثبات اصل پنجم را از قدیم ذکر می کند.</span>

### **<span lang="FA">خواجه نصیر</span>**

<span lang="AR-SA">می خواهد برسد به والیس[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span>](#_ftn3) که بیان او را هم بگوید می گوید: </span>

> **<span lang="AR-SA">مهم ترین تلاشی که بعدا برای اثبات اصل توازی به عمل آمده است از منجم و ریاضیدان ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی ١٢٠١-١٢٧۴ میلادی که تولد و وفات خواجه است.مهم ترین تلاش این است.ولی چون در اثبات او چند فرض وجود دارد که درستی ان ها ثابت نشده است.،آن را رها می کنیم و به جان والیس می پردازیم</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[4\]</span></span>](#_ftn4)**

<span lang="AR-SA">خب یک دفعه احساس من این شد که یک خارجی از زبان دیگر در این کتاب، دارد به من طلبه می گوید: خواجه ی شما در اثبات این اصل یک برهانی دارد.به شما نمی گویم. <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>احساس را نمی توانم بگویم چه احساسی بود! آن خارجی رفته و خوانده مطلع هم هست می گوید: فروضی دارد قابل اثبات نیست.</span>

<span lang="AR-SA">از کجا می گویی قابل اثبات نیست اولاً؟ شاید قابل اثبات باشد ولی می گوید به تو نمی گویم.خب اصلاً نشر این مطالب را این ها خیلی میل ندارند. حرف های خودشان را با آب و تاب می گوید. این چون کس دیگری است،به شما نمی گوید.خیلی حال ناجوری به من دست داد بینی و بین الله. </span>

<span lang="AR-SA">گفتم خواجه تحریر را نوشته؛ کتاب به این خوبی،‌این طور وزین. منِ طلبه همت این را ندارم. رفیق من می گوید این نسخه الان از دست می رود تو لااقل بخر. من طلبه نشده ام که هندسه بخوانم.چند سال می گذرد یک خارجی به من می گوید تحریر شما پیش ما هست خوانده ایم خواجه شما یک حرفی دارد به تو نمی گویم.این که گفت این جا متعرض نمی شوم یعنی به تو نمی گویم. این هم برگشته به زبان فارسی.یک احساس عجیبی برای من پیش آمد.از قدرناسپاسی ما از این که تراث علمی ما علما چه کارهایی شده و ما؟</span>

#### **<span lang="FA">رساله کشف القناع</span>**

<span lang="AR-SA">حاج آقای حسن زاده مکرر می گفتند خواجه یک رساله دارد: </span>[<span lang="AR-SA">کشف القناع عن وجه القطاع</span>](file:///C:/Users/Osoul-2/AppData/Local/Temp/Ghatta%20%5bghasedoon.blog.ir%5d.pdf)<span lang="AR-SA">. نزدیک نیم میلیون ۵٠٠هزار، ۴٨٠هزار و خرده ای قضیه هندسی را فقط راجع به قطاع دایره ایشان در یک رساله اثبات می کند[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span>](#_ftn5).اصول اقلیدس سیصدو خرده ای قضیه است.در یک رساله ، نزدیک به پانصد هزار به تعبیر ایشان حدود نیم میلیون. این یک رساله خواجه است.در الذریعه اسم این کتاب ها هست. همه. </span>

<span lang="AR-SA">خب چرا این طور است؟اگر در حوزه یزد یکی دو تا درس تحریر اقلیدس بود،من همان اول که طلبه شدم این را شنیده بودم با آن آشنا شده بودم می دانستم که علما برای این ها زحمت کشیده اند خب وقتی می گفت کتاب تحریر دارم که از دست می رود من رها نمی کردم. می خریدم چون سابقه ذهنی داشتم.این را برای این دارم عرض می کنم که حالا دیگر شماها بحث این ها تدریس این ها این که طلبه هایی که الان می آیند آشنا باشند با این ها قدر کتاب ها و تراث را بدانند خیلی مهم است.</span>

<span lang="AR-SA">یک حال خاصی به من دست داد؛ دیدم خیلی قصور و تقصیر و همه این ها دست به دست هم داده است گفتم برویم ببینیم خواجه چه گفته است.ایشان می گوید اثبات نشده است.از کجا می گویی؟ شاید ثابت شده. خواجه بیاید ثابت می کند؛ تو از کجا می گویی؟دنبالش بلند شدم که ببینم خواجه چه گفته اند.آن کتابی که آن روز نخریدم حالا از این کتابخانه به آن کتابخانه، رفقای ما آن ها که آشنا بودیم همه کتابخانه های قم رفتم نسخه تحریر اقلیدس کسی نداشت که بخریم.تمام. خب مجبور شدیم رفتیم کتابخانه مرحوم آقای مرعشی از آن نسخه ای که در کتابخانه بود زیراکس گرفتیم. حالا ما تازه شدیم دارای نسخه ای از تحریر اصول اقلیدس.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">۱۳۷۸ : تحرير أصول الهندسة و الحساب‏ و يقال له تحرير أقليدس لأن الذي ألفه هو أقليدس اليوناني الصوري النجار كما هو الحق و قال في تاريخ الحكماء إن أصول الهندسة اسمه الإسلامي و أما اسمه الرومي‏ فالاستقصات كما أن اسمه اليوناني الأسطروشيا، و أن حكماء اليونان كانوا يسمونه ب كتاب الأركان و قيل إن أقليدس اسم يوناني للكتاب و هو مركب من (أقلي) بمعنى المفتاح و (دس) بمعنى المقدار أو الهندسة فالمركب بمعنى مفتاح المقدار أو مفتاح الهندسة، </span>

**<span lang="AR-SA">مراتب تعلم هندسه</span>**

<span lang="AR-SA">و الهندسة هو العلم الباحث فيه عن عوارض الكم من حيث إنه كم و مراتب تعليم هذا العلم ثلاثة الأولى و الوسطى و الأعلى و الكتب المدونة فيه دونت على حسب تلك المراتب التعليمية فيبتدأ في تعليمه بهندسة أقليدس و لذا يقال لها أصول الهندسة، </span>

<span lang="AR-SA">ثم يشرع المتعلم في الأكرات و الأسطوانة و المعطيات و لذا يقال لكتبها المتوسطات، </span>

<span lang="AR-SA">ثم يشتغل بالمجسطي لبطلميوس و هو الهندسة العليا فيه براهين علم الهيئة و استخراج الجيوب و السهام و الأوتار و الزوايا و آلات الرصد و نتيجته و أوساط الكواكب و تعديلاتها </span>

<span lang="AR-SA">لم يكن أقليدس واضع علم الهندسة كما نسب القول به إلى المولى حسين الكاشفى بل انما هو أول من دون المقالات الثلاث عشرة التي استخرجها من كتب السابقين عليه من الحكماء و بعده وصلت المقالتان إليها و صارت خمس عشرة مقالة، **فهو أول كتاب ألف في الهندسة و ما ألف بعده فهو عيال عليه** و مغترف منه كما حكى تفاصيل ذلك الأندلسي في طبقات الأمم و القفطي في تاريخ الحكماء كلاهما نقلا عن فيلسوف العرب يعقوب بن إسحاق الكندي المتوفى سنة ۲۶۰ و كان الكتاب يونانيا فنقله إلى العربية الحجاج بن يوسف بن مطر الكوفي أولا في زمن هارون الرشيد، فقيل له الهاروني و نقله ثانيا في زمن المأمون، فقيل له المأموني، ثم نقله إسحاق بن حنين بن إسحاق العبادي الذي توفي سنة ۲۹۸ و توفي والده حنين سنة ۲۶۰ ، و أصلحه ثابت بن قرة الحراني المتوفى سنة ۲۸۸ ، ثم حرره سلطان المحققين خواجه‏ نصير الدين محمد بن محمد بن الحسن الطوسي المتوفى سنة ۶۷۲ فقيل له تحرير أصول الهندسة و الحساب كما عنوناه و قد ذكر في أوله أن مجموع الأشكال في المقالات الخمس عشرة أربعمائة و ثمانية و ستون شكلا في نسختي الحجاج و ثابت مع زيادة عشرة أشكال في نسخه ثابت، فحرر جميعها و فصله و شرحه بما لم يسبقه أحد و لم يلحقه و أشار إلى مواضع الخلاف بين النسختين و صدره بذكر الحدود و غيرها مما يحتاج بيان الأشكال إليه أوله (الحمد لله الذي منه الابتداء و إليه الانتهاء) و فرغ منه سنة ۶۴۶ ، و طبع بطهران سنة ۱۲۹۸ و في ليدن سنة ۱۶۵۷ م و في لكهنو مع شرح له في هامشه و في إستانبول سنة ۱۲۱۶ و ست مقالات منه في كلكتة سنة ۱۸۲۶ م و سيأتي تحرير التحرير كما يأتي ملخص التحرير في الميم.( الذريعة إلى تصانيف الشيعة ؛ ج‏3 ؛ ص۳۷۹ -٣٨١)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="AR-SA">کتاب هندسه های اقلیدسی و نااقلیدسی،‌ تالیف ماروین گرینبرگ</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) [<span lang="FA" style="color: windowtext; mso-bidi-language: FA; text-decoration: none; text-underline: none;">جان والیس</span>](https://fa.wikifeqh.ir/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3 "جان والیس (پیوندی وجود ندارد)")<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> (۱۶۱۶-۱۷۰۳ م) در بخش دوم از رسالۀ خود با عنوان «برهان‌های هندسی بر مصادرۀ پنجم»، ترجمۀ ادوارد پوکاک از برهان مصادرۀ پنجم مذکور در تحریر منسوب به نصیرالدین طوسی را آورده، و در بخش سوم نیز برهان مستقل خود را با پیشنهاد اصلی جایگزین کرده، و استفاده از مفهوم حرکت را با تأسی به ابن قره و ابن‌هیثم ارائه کرده است( مقاله </span>[<span lang="AR-SA">اصل توازی اقلیدس</span>](https://fa.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B5%D9%84_%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B3)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="AR-SA">هندسه اقلیدسی و نااقلیدسی، ص ١٢۶</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="AR-SA">اقول: ذلك الكتاب المستطاب أعنى كشف‏ القناع‏ عن أسرار الشكل القطّاع، قد طبع مرة فى الفرانسة مترجما بلسانها، و أخرى فى تركيا. و قد أجاد نظام الدين النيسابورى فى شرحه على المجسطى حول القطّاع حيث قال:</span>

<span lang="AR-SA">و الدعاوى الواقعة فى هذا الشكل هى ۴۹۷۶۶۴، فانظر فى هذا الشكل الصغير كيف استلزم جميع تلك المسائل و لا تعجب من قوله (عزّ من قائل): وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ‏ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ.( هزار و يك كلمه ؛ ج‏۵ ؛ ص۱۲۸-</span><span lang="AR-SA" style="mso-fareast-font-family: 'Times New Roman';">١٢٩</span><span lang="AR-SA">)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">طلاعاتی درباره کتاب کشف القناع عن اسرار شکل القطاع:</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کتاب کشف القناع را الکساندر پاشا کاراتئودری در سال ۱۸۹۱ میلادی به زبان فرانسوی برگردانده و متن عربی کتاب را با ترجمه فرانسوی آن به چاپ رسانیده است.</span>

<span lang="FA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria; mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">این ترجمه را کارادوو بررسی کرده و خلاصه فشرده ای از آن را در ضمن مقاله ای به زبان فرانسوی در روزنامه آسیایی (جلد بیستم،سال ۱۸۹۲،صفحات ۱۷۶\_ ۱۸۱) منتشر ساخته است.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">و نیز سوتر کتاب کشف القناع را در ضمن مقاله ای به زبان آلمانی معرفی کرده است.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کتاب کشف القناع در سال ۱۹۵۱ میلادی در بادکوبه به زبان روسی ترجمه شده است.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">یوشکویچ نیز در کتاب ریاضیات عرب درباره آن کتاب بحث نموده است (صفحات ۱۴۱ \_ ۱۴۵).</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">دکتر غلامحسین مصاحب مقاله ای به زبان فارسی درباره کتاب کشف القناع نوشته است.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در کتاب ((قربانی: بیرونی نامه)) (صفحات ۴۰۵ - ۴۱۰) بحثی درباره کشف القناع و مقایسه مطالب آن با کتاب مقالید علم الهیئة تالیف بیرونی صورت گرفته است.)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">علاوه بر چاپ های مذکور یک چاپ دیگری از کتاب کشف القناع وجود دارد که در واقع از روی چاپ الکساندر پاشا است، که برای نشر و در دسترس قرار گرفتن این اثر توسط مؤسسه تاریخ علوم عربی - اسلامی دانشگاه فرانکفورت در سال ۱۹۹۸ بازچاپ شده است. (مراجعه بفرمایید به دو فصلنامه میراث علمی اسلام و ایران، سال دوم، شماره دوم (پیاپی ۴)، پاییز و زمستان ۱۳۹۲)</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">برای اطلاعات بیشتر به کتاب "زندگینامه ریاضیدانان دوره اسلامی از سده سوم تا سده یازدهم هجری" (چاپ اول) نوشته جناب ابوالقاسم قربانی مراجعه کنید.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در کتب علامه حسن زاده آملی نیز </span><span lang="AR-SA">در جاهای مختلف، به کتاب کشف القناع عن اسرار شکل القطاع و چاپهای آن، اشاره شده است: کلمه ۴۹۹ کتاب هزار و یک کلمه \*\* رساله الصحیفة العسجدیة فی آلات رصدیة \*\* کتاب نجم الدین چاپ ششم پاورقی ص ۹۱ \*\* گفت و گو با علامه حسن زاده چاپ هفتم پاورقی صفحه ۶۶ \*\* درس هفتاد و ششم دروس معرفت نفس \*\* مجموعه مقالات، رساله ولایت تکوینی \*\* (سایت </span>[<span lang="AR-SA">قاصدون)</span>](https://qasedoon.blog.ir/1394/08/13/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%86%D8%A7%D8%B9-%D8%B9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B9)

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>