۷. جلسه با مستبصرین (۱۳۹۲/۰۳/۲۳)

سال تحصیلی (۱۳۹۲-۱۳۹۱) - پنجشنبه، ۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۲ عنوان جلسه : تفسیر خطبه ٢٢٠ نهج‌البلاغه ١

پیشـگفتار (چـکیده)

     این جلسه عمدتاً بر تفسیر و تبیین عبارات و مفاهیم اخلاقی در اسلام، به‌ویژه در ارتباط با عقل و نفس تمرکز دارد.

استاد به بررسی ریشه‌های لغوی و کاربردهای مختلف واژه "نفس" در قرآن و روایات می‌پردازند و آن را در مقابل "عقل" قرار می‌دهند تا معنای احیاء عقل و اماته نفس را روشن کنند. همچنین به مباحث فقه اللغه و اشتقاق کلمات در زبان عربی اشاره می‌کنند و ارتباط طبیعی بین صوت و معنا را بررسی می‌کنند، در نهایت نیز به این نتیجه می‌رسند که نفس، جنبه‌ای از روح است که به تدبیر بدن مادی می‌پردازد و اماته آن به معنای کنترل طغیان‌های نفسانی است.

خـلاصه تفصیـلی

مقدمه و زمینه‌یابی اخلاقی

     استاد تأکید بر اهمیت رجوع به «تجسد و تبلور اخلاق خوب» به جای صرف کلیات اخلاقی در کتاب‌ها می‌کنند. عالمان و به ویژه سیدالانبیاء (ص) اخلاق مجسم هستند و انسان با مشاهده آنان می‌تواند نحوه پیاده‌سازی اخلاق را دریابد.

     موضوع اصلی بحث، شرح روایتی از امیرالمومنین (ع) در نهج‌البلاغه است. این روایت در کتاب ایمان و کفر بحارالأنوار در باب سی و هفتم، تحت عنوان «باب صفات خیار العباد و اولیاء الله تعالی»، به عنوان روایت سی و چهارم آمده است. این روایت به جهت جامعیتش در جمع میان سبب و هدف، و علت و معلول کم‌نظیر است.

متن روایت شریف و تفسیر اجمالی

     روایت اصلی که مورد بحث قرار می‌گیرد، این فرمایش امام علی (ع) است:

«قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ، وَأَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ، وَلَطُفَ غَلِيظُهُ، وَبَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِيقَ، وَسَلَكَ بِهِ السَّبِيلَ، وَتَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلَامَةِ، وَدَارِ الْإِقَامَةِ، وَثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِينَةِ بَدَنِهِ فِي قَرَارِ الْأَمْنِ وَالرَّاحَةِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ، وَأَرْضَى رَبَّهُ».

     این عبارت، شرح حال طالب کمال انسانی و مقدمات راهی است که او طی کرده تا به کمال برسد. اولین عبارت مورد تحلیل «قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ، وَأَمَاتَ نَفْسَهُ» است.

روش‌های فهم مراد از کلام (قرینه‌های عامه)

     برای فهم مراد از واژگانی مانند «عقل» و «نفس» در این حدیث، دو قرینه‌ی عامه که عقلا برای درک مدلول تصدیقی کلام استفاده می‌کنند، به کار می‌روند:

۱.  الأشیاء تعرف بمقابلاتها: مراد گوینده از یک واژه با توجه به چیزی که مقابل آن قرار گرفته، کشف می‌شود.

۲. تناسب حکم و موضوع: فهم مراد از طریق تناسب حکمی که برای موضوع آورده شده است (مثلاً حکم اماته برای نفس آمده است).

     در این حدیث، نفس مقابل عقل قرار گرفته و حکم آن «اماته» است. این نشان می‌دهد که نفس در اینجا چیزی است که باید اماته شود، یعنی در این کاربرد، شریف نیست.

معانی و کاربردهای واژه «نفس»

     واژه «نفس» کاربردهای متعدد و ذو وجوهی دارد:

۱. ذات و خود: مثل «کتب علی نفسه الرحمة»؛ این معنا شامل اشیاء نیز می‌شود.

۲. شخص و فرد: مثل «کل نفس ذائقة الموت»؛ این کاربرد معمولاً برای ذوی العقول است.

۳. روح و روان: مثل «تعلم ما فی نفسی»؛ آن جهت باطنی و قوام وجود یک شیء.

۴. جهت روحی-روانی انسان (غیر ممدوح یا مذموم): آن جهت باطنی که خداوند به انسان داده و ظرف الهام فجور و تقوا است؛ این نفس ابتدا لابشرط است و سپس با تزکیه ممدوح و با آلوده کردن مذموم می‌شود.

۵. جهت منفی و مذموم (هوای نفس): در اینجا بار منفی دارد و با تناسب حکم و موضوع تشخیص داده می‌شود؛ مثل «متابعت نفس نکن».

انواع نفس در آیات و اصطلاحات اخلاقی

     عالمان اخلاق معمولاً سه نوع نفس را بر اساس آیات ذکر کرده‌اند، اگرچه می‌توان تا چهارده وصف برای نفس در قرآن یافت:

تفسیر «عقل» و «نفس» در حدیث

     برای توضیح این تقابل، به اصطلاح فلسفی اشاره می‌شود: عقل موجودی است که ذاتاً و فعلاً مجرد است. نفس ذاتاً مجرد است اما فعلاً مادی و در انجام کارها محتاج ماده است.

     وحدت روح با شئونات متفاوتی:

بنابراین، وحدت نفس/روح تأکید می‌شود و عقل و نفس صرفاً شئوناتی (حیثیت‌های مدیریتی) برای همان ذات مجرد واحد هستند.

معنای «اماته نفس»

     اماته نفس در این روایت به معنی قتل نفس و خودکشی نیست. این معنی بر اساس تناسب حکم و موضوع از ذهن دور است.

رابطه احیای عقل و اماته نفس (تخلیه و تحلیه)

بحث گسترده در زمینه فقه اللغة (اشتقاق و ریشه‌شناسی)

     بخش قابل توجهی از جلسه به مباحث زبانی و لغوی اختصاص دارد: