# بیان فقرات آیه شریفه

## **<span lang="FA">الف)«الله نور السماوات و الارض»</span>**

<span lang="AR-SA">شروع آیۀ کریمه این است که: «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">اللهُ نُور السَّموات وَ الأرض</span>**<span lang="AR-SA">»، خدای متعال نور آسمان ها و زمین است. <span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span>

### **<span lang="FA">معنای نور</span>**

#### **<span lang="FA"> نور </span><span lang="FA">≠</span> <span lang="FA"> نور حسّی</span>**

<span lang="AR-SA">معلوم است که اینجا مقصود از نور، این نوری که چشم ما از طریق خورشید یا از طریق لامپ، می بیند نیست؛ این نور که لحظه به لحظه از آن معدنِ خودش قطع بشود، محو و نابود می شود. الآن چراغ روشن است شما کلیدش را بزنید نور رفت، این نوری که بندِ به یک کلید است که تا بزنید می رود این می خواهد مَثَل قرار بگیرد برای خدای متعال؟! </span>

<span lang="AR-SA">مبدأ مطلقی که همیشه بوده و هست و خواهد بود بلکه فوق این حرف هاست مبدأ همۀ دار وجود است، قرآن کریم که می فرماید: «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">نُور السَّموات وَ الأرض</span>**<span lang="AR-SA">»، یعنی این نور (اشاره به نور لامپ) ؟! </span>

<span lang="AR-SA">این لحظه به لحظه باید طیِّ طریق کند، هرکجا بخواهید جلویش را بگیرید می گیرید. این نورِ حسِّی که هر چه شما فکرش کنید سراپایش ضعف است؟ اگر نور از این طرف بیاید صورتتان را برگردانید، دیگر این نور را نمی بینید، نوری که حتماً باید به طرف او باشید تا ببینید، این چه چیزی است که خدای متعال -که <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>برای خودش می خواهد مَثَل بزند- به این بزند؟ پس یعنی چه؟ </span>

#### **<span lang="FA">١. «الظاهر لنفسه، المظهر لغیره»</span>**

<span lang="AR-SA">این نور غیر از نوری است که این چشم مادّی می بیند، بله اشتراکی دارد در این دنیا، نور خودش ظاهر است و هر چه را بخواهید ببینید بوسیلۀ او می بینید: «الظاهرُ لنفسه، المُظهِرُ لغیره»، خب این یک چیزی شد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></sup>](#_ftn1).</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>پس اگر یک حقیقتی باشد که اصلاً نیاز ندارد دیگری ظاهرش کند، خودش ظاهر است همۀ دم و دستگاه خلقت، عوالم لایتناهی را هم ظاهر می کند ایجاد می کند این خوب است، </span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>الآن نوری که اینجا هست دیگر نباید نور دیگری بیاید به ما نشانش بدهد. خودش را می بینیم شما نوری را پیدا کرده اید بگویید نور دیگری بیاورید تا نور قبلی را ببینیم؟ نور نیاز ندارد به نور، ولی چیزهای دیگری که نور ندارند توسط این نور آشکار می شوند.</span>

<span lang="AR-SA">در آن فقرۀ دعا منسوب به حضرت سیدالشهداء - سلام الله علیه</span><span dir="LTR">- </span><span lang="AR-SA">هست:</span>**<span lang="AR-SA">« </span><span lang="AR-SA">ألِغَیرکَ مِنَ الظهور ما لیسَ لکَ حَتّی یکونَ هُو المُظهِر لکَ</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[2\]</span></span>](#_ftn2)<span lang="AR-SA">» </span>**<span lang="AR-SA">خدایا تو از همه چیز ظاهرتر هستی و هرچه غیر از تو هست تو او را ظاهر می کنی، این معنا اگر باشد به معنای عقلانی بلند است، هر کس درکش بکند خوشا به حالش!</span>

<span lang="AR-SA">بعد مراجعه می کند می بیند قرآن کریم می فرماید</span>**<span lang="AR-SA">:«</span><span lang="AR-SA">الله نورُ السَّموات وَ الأرض</span><span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، خدای متعال ممکن نیست چیزی او را ظاهر کند وجودش از خودش است، ازلیّ است، ابدیّ است، امّا سماوات و أرض همه تاریکند، اگر بخواهند به وجود بیایند، به ظهور بیایند، خودنمایی کنند محتاج او هستند و لذا روی این بیان نیازی هم نیست به آنچه بعض مفسّرین گفته اند: </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">الله منوّرُ السموات و الأرض</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[3\]</span></span>](#_ftn3)<span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، خوب معلوم است وجودی که خودش روی پای خودش است فقیر نیست به دیگری محتاج نیست این همانی است که منوّر السموات و الأرض، مانعی ندارد تا اندازه ای که کسی به آیۀ مبارکه مراجعه می کند چقدر بفهمد.</span>

#### **<span lang="FA">٢. هدایت</span>**

<span lang="AR-SA">شما ببینید یکی از کارهایی که این نور حسّی انجام می دهد هدایت است؛ جایی که تاریک است، نور نیست، نمی توانید راه بروید، امّا یک شمع ضعیف می آید یک لامپ می آید یا خورشیدی است که نور قوی است که خدای متعال او را معدنِ أنوار حسّی قرار داده وقتی می آید همه جا را می بینید وقتی چشمتان دید به دیوار نمی خورید، به چاه نمی افتید، اگر جایی می خواهید بروید راه را پیدا می کنید به هدف می رسید.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>نور وسیلۀ هدایت است سبب هدایت است بوسیلۀ اوست که به منزل می رسید، این هم معنای خوبی است. در روایت هم دارد:- هر کس هرچه فهمید از این آیه-</span>**<span lang="AR-SA"> « </span><span lang="AR-SA">اللهُ نورُ السَّموات وَ الأرض</span><span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، خدای متعال هدایتگر تمام آسمانها و زمین و هرکه در آنهاست[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></sup>](#_ftn4) لحظه به لحظه مخلوقات نیاز به هدایت دارند، </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">یَسئَله مَن فی السّموات و الأرض کُلّ یَومِ هُو فی شَأن</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[5\]</span></span>](#_ftn5)<span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA"> دم به دم خلائق دستِ گداییشان پیشگاه الهی دراز است، خدایا؛ لحظۀ بعد ندهی وامانده ایم.</span>

<span lang="AR-SA">فرعون به حضرت موسی چه عرض کرد؟ </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">فمن ربّکما یا موسی قال رَبُّنَا الَذی أعطی کُلّ شَیئ خَلقَه ثُمّ هَدی[<span dir="LTR">\[6\]</span>](#_ftn6)»</span>**<span lang="AR-SA">همه را ایجاد کرده بعد هم هدایت فرموده؛ پس هادی است. </span>

<span lang="AR-SA">نور کاری که ازش می آید هدایت کردن است به این معنا</span>**<span lang="AR-SA"> «</span><span lang="AR-SA">الله نورُ السَّموات وَ الأرض</span><span lang="AR-SA">»، </span>**<span lang="AR-SA">ذرّه ای نیست در آسمان ها و زمین که هیچ لحظه ای محتاج هدایت نباشد، هادیِ او، هدایتگرِ او، بردنِ او بسوی آن چیزی که مقصد اوست کیست؟ خدای متعال است، امام فرمودند: </span><span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">هادٍ لأهل السموات و الأرض[<span dir="LTR">\[7\]</span>](#_ftn7)</span><span lang="AR-SA">»</span><span lang="AR-SA"> معنای خیلی روشن است و اگر نور به این معنا باشد خیلی خوب است. این یک مقدّمه ای بود</span><span dir="LTR">. </span>

#### **<span lang="FA">٣. علم</span>**

<span lang="AR-SA">دو معنای دیگر هم در کلمات هست: </span>

**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">اللهُ نورُ السَّموات و الأرض»،</span>**<span lang="AR-SA"> اینجا نور بمعنای علم است </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">العِلمُ نورٌ</span>[<span lang="AR-SA"><span dir="LTR">\[8\]</span></span>](#_ftn8)<span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، نور حسّی چیزهایی را ظاهر می کند در عالَم محسوسات شما می بینید امّا آن چیزی که واقعاً نور است علم است ولو چشم حسّی کار نکند[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[9\]</span></span></sup>](#_ftn9) ، </span>

<span lang="AR-SA">من مثالی را عرض می کردم؛ شما وارد می شوید به یک شهر بزرگی که هنوز آن شهر را ندیده بودید یک آدرس در دست شماست می روید با یک زحمتی نزدیک می شوید به جایی تا خودتان را برسانید به این آدرس، می خواهید بروید منزل کسی، می روید داخل مغازه ای می بینید فروشنده ای نشسته، کنار او هم آقای نابینایی نشسته که مادرزادی دوچشمش کور بوده، به صاحب مغازه می گویید: آقا این آدرس کجاست؟ نگاه می کند می گوید: من نمی دانم، شهر وسیع تهران است من هم تازه آمده ام مغازه ای دارم نمی دانم این آدرس کجاست. </span>

<span lang="AR-SA">همین که آدرس را می خوانید کسی که کور است می گوید: بیا منزل فلانی می خواهی بروی؟ بیا من بلدم همراه من بشو. آخر شما کور هستی خودت باید با عصا بروی چطور به من که دو چشم دارم و سرگردانم، مغازه دار هم دو چشم دارد و سرگردان، تو که چشمی نداری می گویی: بیایید من بلدم؟ آیا هیچ کس این اعتراض را می کند به شخصی که کور است؟ اصلاً فطرت ما این است اعتراض نمی کنیم؛ دنبال کور می رود تا به مقصد برسد. این کور سالهاست در این محل زندگی می کند و خانۀ آن آقا را بلد بوده راحت او را در این شهر بزرگ به درِ خانه رساند، </span>

<span lang="AR-SA">حالا سؤال این است: این کور بینا بود یا کسی که آدرس می خواست؟ آنجایی که نیاز به علم است علم بینایی است این کور، چشمِ حسّی نداشت امّا علم داشت خانۀ فلانی کجاست، علم نور است </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">العِلمُ نورٌ</span><span lang="AR-SA">» </span>**<span lang="AR-SA">نور همه جا این نیست که نور حسّیِ ضعیف باشد پس </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">الله نورُ السَّموات وَ الأرض</span><span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، اگر معنایش علم باشد یعنی چه؟ یعنی خدای متعال همۀ عالَم برایش مکشوف است، حاضر است در تمامِ تار و پود عالَمِ وجود، این هم یک معنایی است که گفته اند غیر از دومعنایی که دیشب عرض کردم، چقدر عالی است معلوم است علم نور است اصلاً هم ربطی به چشم حسّی ندارد فضا فضای دیگری هست، </span>

#### **<span lang="FA">۴. کتاب الله</span>**

<span lang="AR-SA">همچنین </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">الله نورُ السَّموات وَ الأرض</span><span lang="AR-SA">»</span>** <span lang="AR-SA">به کتاب خدای متعال هم معنا شده که آن هم درست است که منظور قرآن کریم باشد[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[10\]</span></span></sup>](#_ftn10)، </span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">ثقلین، لیله القدر</span>**

<span lang="AR-SA">حالا بعد عرض می کنم ارتباط عجیبی است بین سه چیز: ثقلَین که همه می دانیم کتاب الله و عترتی، آن نقطه که این دو را به هم عطف می کند در دست همۀ ما داده اند، امام باقر- سلام الله علیه</span><span dir="LTR">- </span><span lang="AR-SA">هم فرمودند: به آن با اهل سنّت احتجاج کنید[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[11\]</span></span></sup>](#_ftn11). آن چیست؟ </span><span dir="LTR">  
</span><span lang="AR-SA">لیلةالقدر، لیلة القدر آن خط مشترک، آن حدِّ فاصل و نقطۀ عطف بین ثقلین است.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>هر کس روی لیلةالقدر بحث کند ناخودآگاه می رود به این که قرآن کریم در لیلة القدر نازل شده، عترت هم خود اهل بیت فرموده اند: لیلة فاطمه است[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[12\]</span></span></sup>](#_ftn12) - سلام الله علیها- ، چه دستگاهی دارد این تعبیر که لیلةالقدر حضرت صدیقه هستند، دو تا ثقلَین هستند که لیلة القدر این دو تا را به هم وصل می کند، حالا ببینید حضرت چه فرمودند؟ چقدر مضمون زیبایی است؟!</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>این مَطلعِ آیۀ شریفه است حالا این بحث ما نیست.</span>

## **<span lang="FA">ب) «مثل نوره کمشکوه»</span>**

<span lang="AR-SA">دنبالۀ آیه که امام توضیح داده اند: «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">مَثَلُ نُورِهِ کَمِشکاةٍ</span>**<span lang="AR-SA">»، این خدایی که نور السموات و الأرض است می خواهد در آیۀ شریفه برای خودش مَثَل بزند.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مَثَلِ خدای متعال چیست؟ «</span>**<span lang="AR-SA">کَمِشکاةٍ</span>**<span lang="AR-SA">» </span>

### **<span lang="FA">معنای «مشکات»</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>مِشکات را مفسّرین دو معنا گفته اند: </span>

<span lang="AR-SA">١.مرحوم طبرسی در مجمع البیان[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[13\]</span></span></sup>](#_ftn13) اوّلین معنایی که برای مِشکات می گویند معنایی است که الآن خیلی متداول نیست ولی کسانی که یک کم، سن بالا باشند کاملاً آشنا هستند، در منزل ها یک تاقچه ای بود مخصوص چراغ، کُوّه[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[14\]</span></span></sup>](#_ftn14) ای بود در اتاق که فقط چراغ می گذاشتند، عرب به این جایگاهِ چراغ می گوید: مِشکات[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[15\]</span></span></sup>](#_ftn15).</span>

<span lang="AR-SA">٢. یک معنای دیگری هم دارد -که آن هم در مجمع البیان هست و مفسرین فرمودند-: یعنی جایی که مَشعَل را در آن می گذاشتند مثلاً اگرمی گفتند: چِلچِلراغ، یک پایه هایی باید باشد تا این چراغ ها را در آن بگذارند، محل استقرار چراغ و جایی که چراغ در آن قرار می گیرد که اگر آن نبود می افتاد، چراغ کارش نورافشانی است پایه می خواهد تا او را بگیرد و او نور بدهد این را می گفتند: مِشکات.</span>

#### **<span lang="FA">معنای فقره براساس مشکات به‌معنای کوّه</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حالا توضیحی برای معنای اوّل عرض بکنم: جایی را می گذارند در اتاق برای چراغ. آیۀ شریفه می فرماید: این تاقچه را در نظر بگیرید، مَثَل نور خدای متعال</span>**<span lang="AR-SA"> «</span><span lang="AR-SA">کَمِشکاةٍ فیها مصباحٌ</span><span lang="AR-SA">»،</span>**<span lang="AR-SA"> یک چراغ در این کُوّه و تاقچه گذاشته، <span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span>

<span lang="AR-SA">«</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">المِصباحُ فی زُجاجَة</span>**<span lang="AR-SA">»، این چراغ، پشتِ یک شیشه قرار دارد، قدیم ها آن شیشه هم بود اگر یادتان باشد تاقچه دوتا ورودی داشت یکی روبه اتاق بود شیشه ای می گذاشتند برای این</span><span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"> </span><span lang="AR-SA">که کسی نرود دست بزند به چراغ، حِفاظ آن چراغ بود یک مَنفَذی هم از پشت بود دست می کردند چراغ را می گذاشتند،</span>

**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">کمشکاةٍ فیها مصباحٌ</span><span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، این جایی است که در آن مصباح قرار گرفته</span>**<span lang="AR-SA"> «</span><span lang="AR-SA">المصباح فی زجاجة</span><span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA">، این چراغ هم پشتش شیشه ای قرار گرفته، </span>

<span lang="AR-SA">می دانید این شیشه چگونه است؟ «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">الزجاجة کأنّها کوکبٌ دریّ</span>**<span lang="AR-SA">»، این شیشه که پشت این چراغ قرار گرفته مانند یک ستارۀ تابناک نورافشانی می کند. </span>

<span lang="AR-SA">مصباح، زَیت[<sup><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[16\]</span></span></sup>](#_ftn16)<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>می خواهد؛ یک چیزی که سبب شود این چراغ نور بدهد، «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">یُوقدُ مِن شَجَرةٍ زَیتونةٍ لاشَرقیّةٍ وَ لاغربیّةٍ یَکادُ زَیتُها یُضیئ</span>**<span lang="AR-SA">»، این چراغ که این چنین نور می دهد می دانید زیتش، آن چیزی که او را روشن می کند از کجا آمده؟ از زیتون، درخت مبارکی که نه شرقی است و نه غربی،</span>**<span lang="AR-SA"> «</span><span lang="AR-SA">لا شرقیةٍ و لا غربیة یکاد زیتُها یُضِیئ و لو لم تَمسَسهُ نارٌ</span><span lang="AR-SA">»،</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>همه جا وقتی می خواهد زَیتی نور بدهد باید مَشعَل ببرید روشنش بکنید تا نور بدهد، <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>فتیله ای داشته باشد تا نور بدهد امّا این چراغ و زیتِ او از چیزهایی است که نیاز ندارد آتش بیاورید تا این آتش سبب شود نور بدهد، </span>**<span lang="AR-SA">«</span><span lang="AR-SA">یکاد زیتها یُضیئ و لو لم تَمسَسهُ نارٌ</span><span lang="AR-SA">»، </span>**<span lang="AR-SA">خودِ زیت او دارد نور می دهد چه برسد به آن چراغ.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>زیت که خودش نور نمی دهد، زیت زمینه می شود که چراغ نور بدهد این آیه می فرماید: چراغی است که زیتش دارد نور می دهد، «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">وَ لو تَمسَسهَ نارٌ نورٌ علی نور</span>**<span lang="AR-SA">»، هنوز زیتش که به مصباح نرسیده دارد نور می دهد دیگر وقتی مصباح می شود چه می شود؟،</span>**<span lang="AR-SA">« </span><span lang="AR-SA">کوکبٌ دُرّیّ</span><span lang="AR-SA">»</span>**<span lang="AR-SA"> لذا فرمود: «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">نورٌ علی نورٍ</span>**<span lang="AR-SA">»، خود زیتش نور است، مصباحش نور است این مصباح و زُجاجه با هم تشکیل نور می دهند مجموعش می شود: کوکبٌ دُرّیّ، همۀ این ها با هم می شود یک ستارۀ تابناک، «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">نورٌ علی نورٍ یَهدِی الله لِنُورِهِ مَن یَشاءُ»</span>**<span dir="LTR">   
</span><span lang="AR-SA">ببینید این مثالی است که خدای متعال دنبال «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">اللهُ نورُ السموات و الأرض</span>**<span lang="AR-SA">» فرموده است.</span>

##### **<span lang="AR-SA">بساطت خداوند؛ نور مرکب؟</span>**

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>حالا سؤال: خدا یک وجود بسیط است یا چند چیز است؟ </span>

<span lang="AR-SA">معلوم است که خدا واحد است، أحد است، صمد است، ترکیب که در خدا نیست، سؤال این است: چرا وقتی خدای متعال می خواهد مَثَل نور خودش را بفرماید به چیزی مثال می زند که تشکیل شده از چند چیز؟ هم مِشکات است، هم مصباح است، هم زجاجه است، هم درخت است وهم زیت است؟ </span>

<span lang="AR-SA">خدایا! تو نور بسیط علی الاطلاق هستی، چرا وقتی می خواهی مثال خودت را بزنی پنج چیز را اسم می بری؟ بعداً هم چیزهایی اضافه می کنی که می شود بیشتر از پنج تا.</span>

<span lang="AR-SA">گفتیم: خدای متعال می فرماید: من نورم یعنی هدایت می کنم همه را، اگر می خواهید مَثَل این هدایت را برایتان توضیح بدهم، بخواهم این هدایت را مجسّمش کنم چاره ای ندارم چند چیز بگویم.</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>خدای متعال فرمود: «</span>**<span lang="AR-SA" style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-ascii-font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRLotus; mso-no-proof: yes;">نورُ السَّموات وَ الأرض</span>**<span lang="AR-SA">»، همۀ آسمان ها را من به ظهور آوردم همه تاریکند من خودم روشن، همه را هم به وجود آوردم اگر بخواهم مَثَلی بزنم که این ها وسائط فیض من باشند، فیضی که همه را به وجود آوردم، این ها یک آینه ای باشند که این را به ظهور آوردند چاره ای نیست. من ارتباطی بینشان قرار داده ام که باید چند چیز بگویم تا به آن ها مثال بزنم وإلاّ تاقچه و چراغ و مصباح که یک نور حسّی است که سراپایش ضعف است، ما کدام چراغ حسّی داریم که زیتش نور بدهد؟ امّا آیه می فرماید: این مَثَلی که برای شما زدم زیتش نور می دهد</span>**<span lang="AR-SA"> «</span><span lang="AR-SA">نورٌ علی نورٍ</span><span lang="AR-SA">»</span>**

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">و قد بين سبحانه هذه الحقيقة بأن له تعالى نورا عاما تستنير به السماوات و الأرض فتظهر به في الوجود بعد ما لم تكن ظاهرة فيه، فمن البين أن ظهور شي‏ء بشي‏ء يستدعي كون المظهر ظاهرا بنفسه و الظاهر بذاته المظهر لغيره هو النور فهو تعالى نور يظهر السماوات و الأرض بإشراقه عليها كما أن الأنوار الحسية تظهر الأجسام‏ الكثيفة للحس بإشراقها عليها غير أن ظهور الأشياء بالنور الإلهي عين وجودها و ظهور الأجسام الكثيفة بالأنوار الحسية غير أصل وجودها.( الميزان في تفسير القرآن ،ج‏۱۵،ص۱۲۰-۱۲۱)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2) <span lang="AR-SA">أ يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون‏ هو المظهر لك متى غبت حتى تحتاج إلى دليل يدل عليك و متى بعدت حتى تكون الآثار هي التي توصل إليك عميت عين لا تزال \[تراك‏\] عليها رقيبا و حسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبك نصيبا(إقبال الأعمال (ط - القديمة) ؛ ج‏1 ؛ ص۳۴۹)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3) <span lang="AR-SA">«الله نور السماوات و الأرض» اختلف في معناه على وجوه (أحدها) الله هادي أهل السماوات و الأرض إلى ما فيه من مصالحهم عن ابن عباس (و الثاني) الله‏ منور السماوات و الأرض بالشمس و القمر و النجوم عن الحسن و أبي عالية و الضحاك (و الثالث) مزين السماوات بالملائكة مزين الأرض بالأنبياء و العلماء عن أبي بن كعب و إنما ورد النور في صفة الله تعالى لأن كل نفع و إحسان و إنعام منه و هذا كما يقال فلان رحمة و فلان عذاب إذا كثر فعل ذلك منه‏( مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۷، ص۲۲۴)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4) <span lang="AR-SA" style="color: #780000;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ع</span><span lang="AR-SA">لي بن محمد عن سهل بن زياد عن يعقوب بن يزيد عن العباس بن هلال قال:- سألت الرضا ع عن قول الله‏ الله نور السماوات و الأرض‏ فقال هاد لأهل السماء و هاد لأهل الأرض و في رواية البرقي هدى من في السماء و هدى من في الأرض.( الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص۱۱۵)</span>

<span lang="AR-SA">حدثنا أبي رضي الله عنه قال حدثنا سعد بن عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن العباس بن هلال قال: سألت الرضا ع عن قول الله عز و جل- الله نور السماوات و الأرض‏ فقال هاد لأهل‏ السماء و هاد لأهل‏ الأرض- و في رواية البرقي‏ هدى من في السماوات و هدى من في الأرض.( التوحيد (للصدوق) ؛ ص۱۵۵) </span>

<span lang="AR-SA">حدثنا أبي رضي الله عنه قال حدثنا سعد بن عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن العباس بن هلال قال: سألت الرضا ع عن قول الله عز و جل- الله نور السماوات و الأرض‏ فقال هاد لأهل‏ السماء و هاد لأهل‏ الأرض- و في رواية البرقي‏ هدى من في السماوات و هدى من في الأرض(معاني الأخبار ؛ النص ؛ ص۱۵)</span>

<span lang="AR-SA">الرضا ع‏ في تفسير قوله‏ الله نور السماوات و الأرض‏ قال هدى من في السماوات و هدى من في الأرض و في رواية هاد لأهل‏ السماوات و هاد لأهل‏ الأرض.( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏1 ؛ ص۲۸۱)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سوره الرحمن، آیه ۲۹</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></span></span>](#_ftnref6) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سوره طه، آیه ۵٠-۵۱</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[7\]</span></span></span></span>](#_ftnref7) <span lang="AR-SA">الرضا ع‏ في تفسير قوله‏ الله نور السماوات و الأرض‏ قال هدى من في السماوات و هدى من في الأرض و في رواية هاد لأهل‏ السماوات و هاد لأهل‏ الأرض.( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏1 ؛ ص۲۸۱)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[8\]</span></span></span></span>](#_ftnref8) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مصباح الشریعه،‌ص ۱۶</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[9\]</span></span></span></span>](#_ftnref9) <span lang="AR-SA">۷۶۲۹/- وعنه: عن علي بن محمد، عن علي بن العباس، عن علي بن حماد، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «إن رسول الله (صلى الله عليه و آله) وضع **العلم الذي كان عنده عند الوصي، و هو قول الله عز و جل: الله نور السماوات و الأرض** مثل نوره‏، يقول: أنا هادي السماوات و الأرض، **مثل العلم** الذي أعطيته، و **هو نوري** الذي يهتدى به، مثل المشكاة فيها مصباح، و المشكاة: قلب محمد (صلى الله عليه و آله)، و المصباح:النور الذي فيه العلم.</span>

<span lang="AR-SA">و قوله: المصباح في زجاجة يقول: إني أريد أن أقبضك، فاجعل العلم الذي عندك عند الوصي، كما يجعل المصباح في الزجاجة، كأنها كوكب دري‏ فأعلمهم فضل الوصي، يوقد من شجرة مباركة فأصل الشجرة المباركة إبراهيم (عليه السلام)، و هو قول الله عز و جل: رحمت الله و بركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد، و هو قول الله عز و جل: إن الله اصطفى آدم و نوحا و آل إبراهيم و آل عمران على العالمين\* ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم ‏لا شرقية و لا غربية يقول لستم بيهود فتصلون قبل المغرب،و لا نصارى فتصلون قبل المشرق، و أنتم على ملة إبراهيم (عليه السلام)، و قد قال الله عز و جل: ما كان إبراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لكن كان حنيفا مسلما و ما كان من المشركين‏ و قوله عز و جل: يكاد زيتها يضي‏ء و لو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء يقول: مثل أولادكم الذين يولدون منكم، كمثل الزيت الذي يتخذمن الزيتون، يكاد زيتها يضي‏ء و لو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء يقول: يكادون أن يتكلموا بالنبوة و لو لم ينزل عليهم ذلك»(البرهان في تفسير القرآن، ج‏۴، ص: ۶۷-۶۸)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[10\]</span></span></span></span>](#_ftnref10) <span lang="AR-SA">«مثل نوره» فيه وجوه:</span>

<span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>(أحدها) أن المعنى مثل نور الله الذي هدى به المؤمنين و هو الإيمان في قلوبهم عن أبي بن كعب و الضحاك و كان أبي يقرأ مثل نور من آمن به </span>

<span lang="AR-SA">(و الثاني) **مثل نوره الذي هو القرآن في القلب** عن ابن عباس و الحسن و زيد بن أسلم </span>

<span lang="AR-SA">(و الثالث) أنه عنى بالنور محمد ص و أضافه إلى نفسه تشريفا له عن كعب و سعيد بن جبير فالمعنى مثل محمد رسول الله ص </span>

<span lang="AR-SA">(الرابع) أن نوره سبحانه الأدلة الدالة على توحيده و عدله التي هي في الظهور و الوضوح مثل النور عن أبي مسلم </span>

<span lang="AR-SA">(الخامس) أن النور هنا الطاعة أي مثل طاعة الله في قلب المؤمن عن ابن عباس في رواية أخرى‏( مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۷، ص۲۲۴)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[11\]</span></span></span></span>](#_ftnref11) <span lang="AR-SA">و عن أبي جعفر ع قال: **يا معشر الشيعة خاصموا بسورة إنا أنزلناه تفلجوا** فو الله إنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله ص و إنها لسيدة دينكم و إنها لغاية علمنا يا معشر الشيعة خاصموا ب حم و الكتاب المبين إنا أنزلناه في ليلة مباركة إنا كنا منذرين‏ فإنها لولاة الأمر خاصة بعد رسول الله ص يا معشر الشيعة يقول الله تبارك و تعالى- و إن من أمة إلا خلا فيها نذير قيل يا أبا جعفر نذيرها محمد ص قال صدقت فهل كان نذير و هو حي من البعثة في أقطار الأرض فقال السائل لا قال أبو جعفر ع- أ رأيت بعيثه أ ليس نذيره كما أن رسول الله ص في بعثته من الله عز و جل نذير فقال بلى قال فكذلك لم يمت محمد إلا و له بعيث نذير قال فإن قلت لا فقد ضيع رسول الله ص من في أصلاب الرجال من أمته قال و ما يكفيهم القرآن قال بلى إن وجدوا له مفسرا قال و ما فسره رسول الله ص قال بلى قد فسره لرجل واحد و فسر للأمة شأن ذلك الرجل و هو علي بن أبي طالب ع قال السائل يا أبا جعفر كان هذا أمر خاص لا يحتمله العامة قال أبى الله أن يعبد إلا سرا حتى يأتي إبان أجله الذي يظهر فيه دينه كما أنه كان رسول الله مع خديجة مستترا حتى أمر بالإعلان قال السائل ينبغي لصاحب هذا الدين أن يكتم قال أ و ما كتم علي بن أبي طالب ع يوم أسلم مع رسول الله ص حتى ظهر أمره قال بلى قال فكذلك أمرنا حتى يبلغ الكتاب أجله‏.( الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص۲۴۹-٢۵٠)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[12\]</span></span></span></span>](#_ftnref12) <span lang="AR-SA">فرات قال حدثنا محمد بن القاسم بن عبيد معنعنا عن أبي عبد الله‏ أنه قال‏ إنا أنزلناه في ليلة القدر الليلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرك ليلة القدر و إنما سميت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها أو من معرفتها الشك \[من أبي القاسم‏\] و قوله‏ و ما أدراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من ألف شهر يعني خير من ألف مؤمن و هي أم المؤمنين‏ تنزل الملائكة و الروح فيها و الملائكة المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد ص‏ و الروح القدس هي فاطمة ع‏ بإذن ربهم من كل أمر سلام هي حتى مطلع الفجر يعني حتى يخرج القائم ع.( تفسير فرات الكوفي ؛ ص۵۸۱-۵٨٢)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[13\]</span></span></span></span>](#_ftnref13) <span style="mso-spacerun: yes;"> </span><span lang="AR-SA">المشكاة هي الكوة في الحائط يوضع عليها زجاجة ثم يكون‏ المصباح خلف تلك الزجاجة و يكون للكوة باب آخر يوضع المصباح فيه </span>

<span lang="AR-SA">و قيل المشكاة عمود القنديل الذي فيه الفتيلة و هو مثل الكوة و المصباح السراج </span>

<span lang="AR-SA">و قيل المشكاة القنديل و المصباح الفتيلة عن مجاه(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۷، ص</span> <span lang="AR-SA">٢٢۴-۲۲۵)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[14\]</span></span></span></span>](#_ftnref14)<span lang="AR-SA"> در معماری اوایل دورة اسلامی کاربرد پنجره اندک و معمولترین نوع آن ــ در سرزمینهای عربی ــ کُوّه بود. کوّه دریچه ای کوچک و باریک بود که غالباً نزدیک سقف ساخته می شد (د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «دار»؛ غالب ، ذیل </span><span dir="LTR">«</span><span lang="AR-SA">کوَّ»). ظاهراً رعایت حریم خصوصی دیگران ، از دلایل کاربرد اندک پنجره در معماری اسلامی بوده است . بنابر روایتی ، اتاق خارجة بن حُذافه در فسطاط پنجره هایی به سوی کوچه داشت و هنگامی که خبر آن به عمر رسید، ناظری فرستاد تا در صورت اشراف به بیرون آنها را خراب کنند (ابن دقماق ، قسم 1، ص 6)</span><span dir="LTR">. </span><span lang="AR-SA">واژة کوّه نیز مانند روزن در زبان فارسی معنایی خاص یافته و امروزه تنها به پنجره هایی گفته می شود که بیشتر در مأذنه ها تعبیه می شود (شهابی ، ذیل </span><span dir="LTR">«</span><span lang="AR-SA">کوّه »). واژه های نافذه ، قَمَریه ، قَنْدَلیه ( رجوع کنید به سطور بعد) و مشربیه \* نیز برای انواع مختلف پنجره در دوره های بعد و در سرزمینهای عربی به کار رفته است</span><span dir="LTR"> .</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(بنیاد دائره المعارف اسلامی، ج ١، ص ٢٨٢٩)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[15\]</span></span></span></span>](#_ftnref15) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در </span><span lang="FA" style="font-family: IRLotus; mso-ascii-font-family: IRBadr; mso-hansi-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: FA;">لغت‌نامه</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"> دهخدا در تفسیر مشکات آمده است:</span> <span lang="AR-SA">«طاقی فراخ که درآن چراغ نهند و قندیل گذارند</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">»</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[16\]</span></span></span></span>](#_ftnref16) <span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">روغن چراغ</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>