تکرار و تحفظ بر مطالب علمی

 

شاگرد: این تاریخی که در مورد وفات علماء فرمودید، این‌ها را حفظ می‌کنید؟ یا چه روشی برای حفظ آن دارید؟

استاد: سریع چند مطلب را بگویم. اول این‌که معروف است گفته‌اند از بی ادبان ادب بیاموز. ما که دنبال این‌ها نبودیم، بین تجربه فضای طلبگی دیدیم کمبود داریم. یعنی اگر این‌ها را ندانیم، بعداً می‌بینیم کمبود داریم. ما سرمان به سنگ خورد و دیدیم چاره‌ای نیست؛ اگر انسان می‌خواهد بحث به درستی جلو برود باید تاریخ علم را بداند. پس ما از روز اول این همت را نداشتیم؛ از بی ادبی بوده که بعداً پی‌گیری کردیم.

نکته دیگر؛ ازچیزهایی که درفکر من بود وقتی این فدکیه را درست کردم که فدکیه به‌عنوان یک دفتر یادداشت است. یکی از کارهایی که سعی کردم در فدکیه باشد، همین است. اگر شما وارد فدکیه می‌شوید فهرست تاریخ دارد. در سال‌هایی که می‌روید؛ مثلاً از سال 1200 تا 1300، وقتی به صفحه نگاه می‌کنید علمائی که به ترتیب وفات کرده‌اند را یک نگاه می‌بینید. این صفحه را که نگاه کنید می‌بینید همه آن‌ها کنار هم هستند. یعنی فوری می‌بینید که سید در 1212 وفات کرده‌اند، صاحب قوانین 1231 وفات کرده‌اند و… . هر کدام که نیستند شما اضافه کنید. ردیف است. یا صفحه تراجم؛ با نگاه به اسم هر عالمی می‌توانید ببینید. سعی شده بتوانید با اندک اطلاعی که از یک عالمی دارید بتوانید سریع پیدا کنید. یعنی اسم یک عالم ممکن است، شش-هفت مرتبه در فهرست تراجم تکرار شود. به کنیه، به اسمش، به شهر، به کتابش؛ مثلاً صاحب ضوابط. اسم آن عالم را نمی‌دانید وقتی به سایت می‌روید صاحب ضوابط را پیدا می‌کنید. این هم یک کار است. آدم برای این‌که بعداً بتواند این کار را انجام بدهد، فهرستی داشته باشد که بتواند با یک نگاه علماء را بفهمد. همچنین کتاب هایشان و … . نکته دیگری هم بود؛ برای این‌که حافظه یاری کند، ولو در یک مقطعی فی الجمله باید علاقه‌ای بیاید. علاقه‌ای به تراجم علماء بیاید. وقتی آن علاقه بیاید، در ثبت در حافظه شما خیلی مهم است. یک وقتی این علاقه برای من آمد. الآن برگه اش را هم دارم. کاری که کردم تا بتواند کمک حافظه من باشد، این بود: یک برگه برداشتم و خط کشیدم؛ قرن اول، قرن دوم، سوم، تا چهاردهم. بعد وقتی به هر عالمی برخورد می‌کردم در قرن خودش می‌نوشتم. این شروع ساده کار بود. بعداً با تکرار و مراجعه، در حافظه ام ثبت شد. لذا بعضی از مطالبی که الآن نیاز به مراجعه نیست، برای همان برگه است. یعنی مدام تکرار شده. آن‌قدر تکرار شد! احتمالی که برای دفعه دوم یادم بماند گویا صفر بود! دفعه سوم احتمالش دو-سه درصد است. زید ده درصد است. ولی وقتی بالای پانزده بار و بیست بار شد، کم‌کم می‌ماند.

شاگرد: می‌توان سال وفات را بالای اسم آن‌ها نوشت.

استاد: عرض کردم در فدکیه در کنار اسم هر عالمی، سال وفاتش به میلادی و قمری هست. اولی که می‌نوشتم شمسی را ننوشتم چون گفتم این دو رایج است. بعدها دیدم اگر شمسی هم بود بد نبود.

این نکته که خدمت شما گفتم، برای همکاری است. یعنی زیر صفحه هر چه در ذهنتان باشد می‌توانید ارسال کنید.‌ آن جا می‌ماند. طوری هم هست که هر کسی می‌تواند با یک فایل زیپ، کل مطالبی که الآن موجود است را در کامپیوتر خودش ببرد و استفاده کند. اصلاً مقصود این بود. هر یک ماه یک بار، دو ماه یک بار، هر چه به آن اضافه شود یک فایل زیپ گرفته می‌شود در دستگاه خودتان اضافه می‌کنید. دیگر کاری به اینترنت ندارد. هر چه فعلاً موجود است را در یک فولدر می‌توانید استفاده کنید.

شاگرد: فعال شدن‌ آن‌ها در ذهن، وقتی زیاد می‌شوند ممکن نیست.

استاد: این چیزی که شما می‌گویید تقریباً مقدمات کار است. یعنی کار سخت است. کسی که خبره کار است، وقتی دهن باز کنم آبرویم رفته. الآن محضر شما بی ادبی و پر گویی می‌کنم. هر کدام از اذهان شریف شما که خبره است، فوری لبخند می‌زند. چون کسی که خبره است می‌فهمد که راجل است؛ یک چیزی می پراند. بینی و بین الله من که وقت شما را می‌گیرم تنها برای سرنخ است. یعنی وقتی می‌نشینیم و می‌گوییم برکت ازجای دیگری می‌آید. بهانه شدن مثل من طلبه که حرف می‌زنم، سر نخی است که شما راه می‌افتید و می‌روید. این‌طور نیست که بگویم من کاره هستم. من بهانه ای هستم تا این‌ها راه بیافتد.


بازبینی #1
ایجاد شده 5 آوریل 2026 11:13:34 توسط ... .
به روزرسانی شده 5 آوریل 2026 11:14:06 توسط ... .