# رویکرد مجموعی به ادله شرعی

# مقدمه



# سیاق

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftn1)<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ببینید کلمات، دلالت لفظی دارند.تا این کلمات از مفرد در نیایند و جمله نشوند، ظهور تصدیقی محقّق نخواهد شد. خب، هر چه سامان</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">دهیِ مفردات، بیشتر باشد؛جمله طولانی‌تر باشد، زمینه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی کاشفیّتش از مراد گوینده بیشتر است. حالا اگر آمد، جملات هم به آن اضافه شد. یک جمله، ۲ تا جمله شد. ۵ تا جمله شد چه می‌شود؟ زمینه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی کاشفیت، اقوی می‌شود. یعنی انسان با دل جمع‌تری به گوینده نسبت می‌دهد که مرادش این است، این محدوده</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی کمّیِ الفاظ. </span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">کیفیّت را هم به آن اضافه کنید. یعنی الفاظی باشد که محفوف باشد به قرائن حالیّه؛ منظور من از حالیه، حتی منطقیّه هم هست، تناسب حکم و موضوع هم هست. صرفِ حالِ شخصیِ گوینده نیست. مطالبی هم که ابراز می‌کند، شما از تناسبِ مطالبِ او خیلی چیزها می‌فهمید. هر چه هم بیشتر مطلب می‌آورد از تناسب مؤلّفه‌های مراد او و گفتار او منطقیاً، خیلی چیزها را کشف می‌کنید.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">وقتی یک الفاظی<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>کمّش بالا برود و کیفیتش هم بالا باشد-یعنی محفوف باشد به یک قرائنی که در کاشفیت مراد متکلم قوی است- شما یک چیزی پیدا می‌کند به نام سیاقِ قابل گسترش؛می‌گویید **سیاق کلام**.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">سیاق، یک عنصر بسیار مهمی است در کشف مراد متکلم. اصلاً گاهی می‌بینید وقتی درست سیاق را نگاه می‌کنید، یک جمله</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی منفرد، کلّاً معنایش عوض می‌شود.مجازِ لفظیِ معروف، همین است. شما می‌گویید رأیت اسداً، بعد می‌گویید یرمی. تا یرمی را می‌آورید معنای مفردِ اسد تغییر کرد.</span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">اقوائیّت سیاق در کشف مراد گوینده</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">خب حالا سیاق چه کار کرده؟ چرا سیاق در کشف اقوی است؟ببینید هر چیز اگر یک بُعد داشته باشد، سیاق می‌آید ۲، ۳، ۴ بُعد به آن می‌دهد. جدول[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></span>](#_ftn2)، با ردیف و ستون فرق دارد. ردیف و ستون، یک خط است. اما جدول، دو بعدی است. یعنی یک خانه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی جدول، **یک** حرف نمی‌زند، دو چیز او را پدید آورده است. می‌گویید ۴×۶، این شده است. هم۶ بوده، هم ۴ بوده، هم عمل ضرب بوده است؛ این مهم است.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حالا همین جدول را سه بعدی در نظر بگیرید. یک مکعب در نظر بگیرید، ده در ده در ده. چند تا خانه می‌شود؟ این مکعب الآن هر خانه‌‌اش، سه چیز است؛ آن هم با یک عمل خاص. گاهی می‌توانید ترکیبی کنید: این ضرب در آن، به اضافه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی آن سومی. چقدر فرق می‌کند! یعنی بدون این‌که بفهمید کلامِ صاحبِ سیاق، یک مکعب با سه محور، به دست ذهن شما می‌دهد. وقتی مکعب می‌دهد، وقتی به یک خانه مکعب متوجه می‌شوید، شما سه چیز را، فطرت خودتان، سه چیز را در نظر می‌گیرد با آن عملی که هر کدام جدا می‌تواند داشته باشد. دو تا دو تا رابطه دارند. این ضرب در آن، امّا به اضافه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی سومی. این ضرب در او، تقسیم بر سومی. </span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR"><span style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1) <span lang="AR-SA">بُرِشی از <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>«</span>[<span lang="AR-SA">ارتکاز متشرعه</span>](http://mabahes.bahjat.ir/10336/)<span lang="AR-SA">» </span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2)<span lang="AR-SA"> جدول، ابزاری است برای دسته‌بندی </span>[<span lang="AR-SA">اطلاعات</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA "اطلاعات")<span lang="AR-SA"> به صورت سطرها و ستون‌ها. کاربرد جدول در ارائه اطلاعات علمی و فنی بسیار گسترده و رایج است. </span>

<span lang="AR-SA">پایه‌ای‌ترین نوع جدول آن است که در آن اطلاعات در سطرها و ستون‌هایی سامان داده شده است. این نوع جدول را «جدول دو بعدی» نیز می‌گویند. جای تقاطع سطر و ستون را یک خانه از جدول می‌نامد. انواع دیگری از جدول نیز به کار می‌رود٬ مانند جدول‌های چند بعدی و جدول‌های تو در تو که هر خانه‌ی آن، جدول دیگری است.</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">(سایت ویکی پدیا)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# نظام

*<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">آیا مفردات،همه با هم سیاق را می‌سازند آن موقع سیاق، کشف از مراد متکلّم می‌کند؟ یا نه؛ سیاق هم یک چیزی است در عرض مفردات و ترکیب؟[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;">**<span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span>**</span></span>](#_ftn1)</span>*

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مفردات، با هم یک امرِ منضمّ درست نمی‌کنند؛ یک **نظام** درست می‌کنند. ببینید، کتاب‌هایی که در قفسه می‌چینید،نظام درست نمی‌کنند. کنار هم است. یک پاکتی که پر از عدس است، پر از لوبیا است، نظام درست نکردند، ولو مُنضَمّند؛ کنار هم‌اند. به خلاف مفردات کلام. مفردات کلام، این طور نیستند که بگویید انسان، بقر، ضَرَبَ زید. این ها به هم منضمّند، اما کلام نیستند، سیاق هم ندارند. </span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">گِشتالت</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">الآنی‌ها یک بحث دارند: گِشتالت[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></span>](#_ftn2).گشتالت،مبنایش این است- ولو این ها مطالب فطری هم هست، ولی هر کدام را جدا جدا اسم برایش می‌برند، حرف می‌زنند، تفصیل برایش می‌آورند- که کل، چیزی زائد است بر مجموعِ اجزا. </span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">انواع رابطه کل با اجزاء</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">در مباحثه اصول-قبل از این‌که من این مبنا را ببینم- مدتی راجع به همین صحبت کردیم. در یک فضا درست است، قبول هم داریم که لیس الکلّ الا الاجزاء بالاسر،اما این بخشی از کار است. کلِّ «دو تا پیچ»،لیس الّا الاجزاء بالاسر.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>اما «پیچ و مهره»، کلّش لیس الا الاجزاء بالاسر؟ نه، «پیچ و مهره» یک کارِ علاوه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ای دارد انجام می‌دهد.در بحث صحیح و اعم چندین روز راجع به آن صحبت کردیم که ترکیبِ صلاه چه طور است؟ اقلّ و اکثر ارتباطی چه طور است؟ با اقلّ و اکثر استقلالی چه فرقی دارد؟ اقلّ و اکثر استقلالی هم انضمام است. لیس الا الاجزاء بالاسر. اما اقل و اکثر ارتباطی می‌گوید کل، یک چیزی است که فرق می‌کند با اجزاء بالاسر. یک چیزی برای خودش دارد.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ترکیبِ ارگانیک همین است. واقعاً بدن انسان، لیس الّا عضوهای جدا جدا منضمّ به همدیگر؟ نه. بدن یک چیزی است برای خودش. لذا می‌گوییم عضو، عضو است. این طور نیست که ۵ تا عضو کنار هم بگذارند، بشود کلّ و تمام؛ انضمام نیست. عضویت، یک نحو تعاون است. همدیگر را نگه می‌دارند. همین دست سبب می‌شود این بدن زنده بماند، قلب کار بکند، همان کارِ قلب سبب می‌شود این دست زنده بماند. تعامل در بقای همدیگر،دارند.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1)<span lang="AR-SA"> سؤال یکی از دوستان حاضر در جلسه درس</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2)<span lang="AR-SA"> هیئت‌نگریا گشتالت، نام مکتبیست در روانشناسی و نیز نام گروهی کوچک از روانشناسان </span>[<span lang="AR-SA">آلمانی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 "آلمان")<span lang="AR-SA"> پیرو این مکتب در اوایل سدهٔ بیستم میلادی، که نظریات </span>[<span lang="AR-SA">ماکس ورتهایمر</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3_%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1 "ماکس ورتهایمر")<span lang="AR-SA"> را مبنای کار خود در زمینه بررسی </span>[<span lang="AR-SA">یادگیری</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C "یادگیری")<span lang="AR-SA"> قرار دادند. بنیانگذاران این نهضت، </span>[<span lang="AR-SA">ماکس ورتایمر</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3_%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1 "ماکس ورتایمر")<span lang="AR-SA">(۱۹۴۳–۱۸۸۰) و دو همکار دیگرش به نام‌های </span>[<span lang="AR-SA">وولفگانگ کُهلر</span>](https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%88%D9%88%D9%84%D9%81%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF_%DA%A9%D9%8F%D9%87%D9%84%D8%B1&action=edit&redlink=1 "وولفگانگ کُهلر (صفحه وجود ندارد)") <span lang="AR-SA">(۱۹۶۷–۱۸۸۷) و </span>[<span lang="AR-SA">کورت کافکا</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA_%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7 "کورت کافکا") <span lang="AR-SA">(۱۹۴۱–۱۸۸۶) بودند و احتمالاً این نهضت پس از انتشار مقاله </span>[<span lang="AR-SA">ماکس ورتایمر</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3_%D9%88%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1 "ماکس ورتایمر")<span lang="AR-SA"> دربارهٔ حرکت آشکار در ۱۹۱۳ شکل گرفت. </span>

<span lang="AR-SA">نام این مکتب از واژهٔ هیئت یا گشتالت( به </span>[<span lang="AR-SA">آلمانی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C "زبان آلمانی")<span lang="AR-SA">: Gestalt) گرفته شده است که در آلمانی به معنای شکل و هیئت است. روانشناسانِ گشتالت، معتقد بودند که گرچه تجربه‌های روانشناختی از عناصر حسی ناشی می‌شوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. </span>[<span lang="AR-SA">روانشناسان گشتالت</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%AA "روانشناسان گشتالت")<span lang="AR-SA"> معتقد بودند که یک ارگانیزم، چیزی به تجربه می‌افزاید که در داده‌های حسی وجود ندارد و آن‌ها آن چیز را سازمان (organization) نامیدند و همانطور که بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی سازمان است. طبق نظریه گشتالت، ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلاً هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در سازمان‌ها (گشتالت‌ها) یی است که برای ما معنی دارند.</span>

<span lang="AR-SA">طبق این نظریه، کلِ هر چیزی، فراتر از مجموع اجزای آن است. برای مثال ما با گوش فرادادن به نت‌های مجزای یک ارکستر سمفونی، قادر به درک تجربه گوش دادن به خود آن نیستیم و در حقیقت موسیقیِ حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع نت‌های مختلفی است که توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود. آهنگ، دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی است که با مجموع قسمت‌های آن متفاوت است. </span>

<span lang="AR-SA">گشتالت به معناهای کل، شکل و فرم ترجمه می شوند و بر اساس این تئوری، کل بزرگتر از مجموع اعضاست.این جمله به این معنا است که با وجود اینکه هر قسمت خاص دارای معنای ویژه خود می باشد ساختار کل می تواند به آن معنای کامل ببخشد. </span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria;"> </span><span lang="AR-SA">این توضیح به این معناست که ذهن ما به طور خود به خودی سعی دارد تا داده های بصری را ساده کرده و به عنوان نتیجه معنای کل جایگزین بخش های مجزا دیده خواهد شد. در حالی که بخش های مجزا می توانند دربرگیرنده معانی کاملا متفاوتی باشند کل قادر است تا به یک معنای کاملا جدیدی از معانی اجزا منحرف شود.(همان)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ارتکاز



# ارتکاز: محصول «سیاقِ معنویِ» و«نظامِ» کلمات شارع

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">حالا رمز این‌که سیاق ،کاشفیتش اقوی است و آدم دلگرم‌تر است در این‌که مفاد کلام را به گوینده نسبت بدهد، یک احتمال این است که سیاق به مخاطب خودش یک جدول، یک نظامِ فکریِ منظّم القا می‌کند با مؤلّفه‌هایِ «یهدی بعضُها الی بعض».</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">چرا ظهور وقتی سیاق دارد، اقوی ظهوراً است؟ اگر این حرف را بپذیریم، چون سیاق هر چه گسترده‌تر باشد، یک امر با نظامِ بیشتر به ذهن مخاطب می‌دهد. نظامِ بیشتر، همگِنی‌اش، هم بافتی‌اش، کشّافیتش، از مراد بیشتر است. چون مؤلفه‌های کاشف، زیادند. همین معنا در ارتکاز می‌آید. اگر این حرف درست باشد ، دلیل حجیت ارتکاز، این است که متشرعه ، نه از یک جمله</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی شارع،<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>از مجموعِ هزارها جمله‌ای که از شارع شنیدند و دل دادند، یک **سیاق معنوی** پیدا کردند. الآن یک کتابی که فصول و ابواب داشته باشد، ندارند، اما همان طور که<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>سیاق، در یک عبارت نظام می‌داد ، مجموع کلماتِ شارع، یک سیاق معنوی به ذهن متشرعه داده است. </span>[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftn1)

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">مجموع کلمات یک گوینده را که شما در نظر می‌گیرید، به آن توجه می‌کنید دل می‌دهید، ناخودآگاه یک نظام فکری، مرام، مسلک، چارچوب فکری، یک جدول،از او به شما منتقل می‌شود- البته گاهی آن هایی که فطانت بیشتر دارند از یک کلام هم می‌توانند؛ هر کلامی یک بویی دارد، شَمّی دارد، رنگی دارد. همین که حرف می‌زند، دهان باز می‌کند، می‌فهمند که این چه طور است، سبکش چیست؟ مرامش چیست. این یک فضای خاص خودش را دارد ولی ارتکاز بیش از این ها نیاز دارد-ارتکاز،یعنی مخاطبِ یک متکلم از ده‌ها کلام - یک کلام نیست. از شارع، صدها لسان دارد- از انس به کلام او، آن نظام فکری و مرام او در ذهنش نقش بسته ولو خودش آگاه نیست. [<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[2\]</span></span></span>](#_ftn2)</span>

**<span lang="AR-SA" style="font-size: 15.0pt; mso-ansi-font-size: 14.0pt;">جدول تناوبیِ مندلیف</span>**

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">شما در یک نظام منظّم اگر مقداری ابهام دارید از دیگری کشفش می‌کنید که آن جا چیست.شما ببینید این جدول تناوبی[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[3\]</span></span></span>](#_ftn3) مندلیف را. وقتی مندلیف روسی،[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[4\]</span></span></span>](#_ftn4) جدول شیمی را ارائه داد، اصلاً زمان ارائه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی او به نظرم هنوز نزدیک بیست تا خانه</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ی جدول خالی بود. جایش را معین کرد، نه اسم داشت نه کشف شده بود، اما به مرور کشف شد[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[5\]</span></span></span>](#_ftn5). می‌بینید چقدر این جدول مهم است. او می‌گفت داریم، نمی‌شود نباشد. بگردید پیدایش کنید. حتی اگر طبیعی‌اش را نداریم، در آزمایشگاه می‌توانیم پیدایش کنیم. چرا؟ چون این جدول من می‌گوید این خانه، خانه هست، محتوایش را من می‌توانم به دست شما بدهم، می‌گویم عدد اتمی[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[6\]</span></span></span>](#_ftn6)‌اش این است، تمام شد. حالا می‌خواهید بروید در طبیعت بگردید پیدایش کنید، بگویید این عدد اتمی‌اش است. نمی‌خواهید هم در آزمایشگاه با شکافت هسته‌ای، این را نشان بدهید. ولی جدول تمام شد. این خیلی عالی است. یعنی او<span style="mso-spacerun: yes;"> </span>به نظمی رسیده که دارد می‌گوید این ها به همین صورت هست.</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1)<span lang="AR-SA"> باید ملاحظه بشود، جمع بین تمام آیات و ادله‌ی لفظیه بشود. نه اینکه به اطلاق هر کدام، آدم اخذ بکند. ما هم‌چنین چیزی نداریم. و لذا خیلی از اعتراضات بر شیعه می‌کنند، به واسطه یک کلمه،یک روایت. بابا جان!‌ما صحیحِ به قولِ مطلق نداریم ، در هیچ کتابی. به خلاف مخالفین که نه خیر، صحاح سته دیگر قابل مناقشه و رد نیست. ما کتابی که معتبر باشد، عملاً و فتویً نداریم ما...به هیچ روایتی از روایات ما نمی‌توانند تمسک بکنند وحدها. ما نداریم روایتی که وحدها \[قابل تمسک باشد\]. مگر ضروریات ما،ارتکازیات ما.(درس فقه آیت الله بهجت،کتاب الجهاد،جلسه ٧٢)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[2\]</span></span></span></span>](#_ftnref2)<span lang="AR-SA"> در میان شاخه های زبان شناسی،رشته زبان شناسی شناختی</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12.5pt;">(cognitive linguistics)</span><span lang="AR-SA"> داعیه دار کشفِ نظام ساختاری ذهن انسان از طریق گفتار اوست:« مطالعات مربوط به زبان‌شناسی شناختی از دههٔ ۱۹۷۰ شروع شد و از دههٔ ۱۹۸۰ به‌بعد، به‌تدریج گسترش یافت و اکنون به یکی از مهم‌ترین و پرطرفدارترین مکاتب زبان‌شناسی در غرب، به‌ویژه اروپا، بدل شده‌است.زبان‌شناسی شناختی رویکردی در مطالعه زبان است که به بررسی رابطه میان زبان انسان، ذهن او و تجارب اجتماعی و فیزیکی او می‌پردازد. به عبارت دیگر، در زبان‌شناسی شناختی تلاش می‌شود تا مطالعه زبان بر اساس تجربیات ما از جهان، نحوه درک و شیوه </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">مفهوم‌سازی</span>](https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&action=edit&redlink=1 "مفهوم‌سازی (صفحه وجود ندارد)")<span lang="AR-SA"> باشد؛ بنابراین، مطالعه زبان از این نگاه، مطالعه الگوهای مفهوم‌سازی‌ست. با مطالعه زبان، می‌توان به ماهیت و ساختار افکار و آراء ذهن انسان پی برد. در این نگرش، فرض بر آن است که زبان الگوهای اندیشه و ویژگی‌های ذهن انسان را منعکس می‌کند»(ویکی پدیا)در این رویکرد به زبان به عنوان وسیله ای برای کشف ساختارشناسی انسان نگریسته می شود(مقاله زبان شناسی شناختی و استعاره،دکتر گلفام،مجله تازه های علوم شناختی،سال ۴،شماره ٣، ١٣٨١)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[3\]</span></span></span></span>](#_ftnref3)<span lang="AR-SA"> جدول تناوبی عنصرهای شیمیایی یا جدول مندلیف به </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">انگلیسی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C "زبان انگلیسی")<span lang="AR-SA">: Periodic table یا periodic table of elements)، نمایش جدولی </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">عنصرهای شیمیایی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%86%D8%B5%D8%B1_(%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C) "عنصر (شیمی)")<span lang="AR-SA"> بر پایهٔ </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">عدد اتمی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%AF%D8%AF_%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C "عدد اتمی")<span lang="AR-SA">، </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">آرایش الکترونی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C "آرایش الکترونی")<span lang="AR-SA"> و </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">ویژگی‌های شیمیایی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5_%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C "خواص شیمیایی")<span lang="AR-SA"> آن‌ها است. ترتیب جایگیری عنصرها در این جدول از عدد اتمی (شمار پروتون‌های) کمتر به سوی عدد اتمی بالاتر است. شکل استاندارد این جدول ۱۸ × ۷ است؛ عنصرهای اصلی در بالا و دو ردیف کوچکتر از عنصرها در پایین جای دارد.(سایت ویکی پدیا)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[4\]</span></span></span></span>](#_ftnref4)<span lang="AR-SA"> دمیتری ایوانویچ مِندِلیف </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">شیمی‌دان</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86 "شیمی‌دان")<span lang="AR-SA"> معروف اهل </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">روسیه</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 "روسیه")<span lang="AR-SA"> بود. وی پایه‌گذار </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">جدول تناوبی عناصر شیمیایی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84_%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%A8%DB%8C_%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%A6%DB%8C "جدول تناوبی عناصر شیمیائی")<span lang="AR-SA"> موسوم به «جدول مندلیف» است، او بوسیلهٔ این جدول توانست وجود تعداد زیادی از عنصرهای کشف نشده را پیش‌بینی نماید. وی ترتیب قرار گرفتن عنصرها را در جدول بر پایهٔ افزایش تدریجی جرم اتمی آن‌ها در یک ردیف (تناوب) قرار داد تا به این وسیله </span>[<span lang="AR-SA" style="color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;">خواص شیمیایی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5_%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C "خواص شیمیایی")<span lang="AR-SA"> عناصر به صورت گروهی عمودی تکرار شود</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">.(همان)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[5\]</span></span></span></span>](#_ftnref5)<span lang="AR-SA"> در زمان او، تنها شصت و سه عنصر از نظر رسمی شیمی‌دان‌ها شناخته شده بود. مِندِلیف در این اندیشه بود که </span>[<span lang="AR-SA">خواص فیزیکی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5_%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF "خواص فیزیکی مواد") <span lang="AR-SA">و </span>[<span lang="AR-SA">شیمیایی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5_%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C "خواص شیمیایی")<span lang="AR-SA"> عناصر تابعی از </span>[<span lang="AR-SA">جرم اتمی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C "جرم اتمی")<span lang="AR-SA"> آن‌ها است. بدون قانون تناوبی نه پیش‌بینی خواص عناصر شیمیایی ناشناخته میسر بود و نه پی‌بردن به فقدان یا غیبت برخی از عناصر. کشف عناصر منوط به مشاهده و بررسی بود. قانون تناوبی راه جدیدی در این زمینه گشود. </span>

[<span lang="AR-SA">جدول تناوبی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84_%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%A8%DB%8C "جدول تناوبی")<span lang="AR-SA"> پایه‌ای برای این کار شد. ساختار این جدول نشان می‌داد که در چه جاهایی مکان خالی باقی می‌ماند که می‌بایست در آینده پر یا توجیه شود. با آگاهی از خواص عناصر موجود در جوار این مکان‌های خالی می‌شد خواص مهم آن عنصرهای ناشناس را تخمین زد و چند مشخصه مقداری آن‌ها (جرم‌های اتمی، چگالی، نقطه ذوب و نقطه جوشش و مانند آن‌ها را) به کمک نتیجه‌گیری‌های منطقی و چند محاسبهٔ ریاضی ساده، تعیین کرد. </span>

<span lang="AR-SA">او جدولی درست کرد و شصت و سه عنصر شناخته شده را به ترتیب جرم‌های اتمی‌شان در جدول قرار داد. تعداد عناصر در سطرهای جدول یکی نبود مثلاً سطر پنجم ۳۲ عنصر داشت در حالی که در سطر ششم تنها شامل ۶ عنصر بود؛ ولی عناصری که خواص آن‌ها شبیه به هم بود در این جدول نزدیک هم قرار داشتند و بدین علت مقداری از خانه‌های جدول خالی ماند. جدول مندلیف،وجود ۹۲ عنصر را پیش‌بینی می‌کرد مندلیف در مورد خانه‌های خالی اظهار داشت که خانه‌های خالی متعلق به عناصری است که تاکنون شناخته نشده‌اند. </span>

<span lang="AR-SA">مندلیف در این جدول دو انتخاب مهم انجام داده بود که باعث شد تا جدول او مورد پذیرش عمومی قرار گیرد: نخست اینکه جای </span>[<span lang="AR-SA">عنصرهایی را که هنوز شناسایی نشده بود</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7_%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%81 "عناصر پیش‌بینی‌شده توسط مندلیف")<span lang="AR-SA">، خالی گذاشته بود.مندلیف نخستین شیمی‌دانی نبود که چنین کرده بود، اما نخستین کسی بود که با توجه به ردپایی که از جدول داشت، جای عنصرها را پیش‌بینی کرده بود. عنصرهایی مانند </span>[<span lang="AR-SA">گالیم</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85 "گالیم")<span lang="AR-SA"> و </span>[<span lang="AR-SA">ژرمانیم</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85 "ژرمانیم")<span lang="AR-SA"> عنصرهایی بودند که بعداً شناسایی شدند. </span>

<span lang="AR-SA">انتخاب دوم مندلیف در جای‌گذاری و دسته‌بندی عنصرها بود، او گاهی ویژگی وزن اتمی را نادیده گرفته بود و به جای آن، عنصرها را با توجه به ویژگی‌های شیمیایی جای‌گذاری کرده بود. عنصرهایی مانند </span>[<span lang="AR-SA">تلوریم</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%84%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85 "تلوریم")<span lang="AR-SA"> و </span>[<span lang="AR-SA">ید</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D8%AF "ید")<span lang="AR-SA"> از این دست بودند. بعدها با پیشرفت علم معلوم شد که مندلیف نادانسته عنصرها را به ترتیب افزایش </span>[<span lang="AR-SA">عدد اتمی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%AF%D8%AF_%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C "عدد اتمی")<span lang="AR-SA"> و بار هسته مرتب کرده بود. اهمیت عدد اتمی در جای‌گذاری عنصرها در جدول تناوبی نادیده گرفته می‌شد تا این‌که وجود و ویژگی‌های پروتون و نوترون در هسته شناسایی شد. (همان)</span>

[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[6\]</span></span></span></span>](#_ftnref6)<span lang="AR-SA"> عدد اتمی (Z) (به </span>[<span lang="AR-SA">انگلیسی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C "زبان انگلیسی")<span lang="AR-SA">: Atomic number)، اصطلاحی است که در </span>[<span lang="AR-SA">شیمی</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C "شیمی")<span lang="AR-SA"> و </span>[<span lang="AR-SA">فیزیک</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9 "فیزیک")<span lang="AR-SA"> برای بیان تعداد </span>[<span lang="AR-SA">پروتون‌های</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%88%D9%86 "پروتون")<span lang="AR-SA"> موجود در </span>[<span lang="AR-SA">هسته اتم</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%A7%D8%AA%D9%85 "هسته اتم")<span lang="AR-SA"> به کار می‌رود.در معادلات عدد اتمی را با پروتون برابر در نظر میگیریم «</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria;"> </span><span lang="AR-SA">p = z</span><span lang="AR-SA" style="font-family: 'Cambria',serif; mso-bidi-font-family: Cambria;"> </span><span lang="AR-SA">» این پدیده و اصطلاح نخستین بار توسط </span>[<span lang="AR-SA">ارنست رادرفورد</span>](https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%AA_%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF "ارنست رادرفورد")<span lang="AR-SA"> کشف و ابداع و سپس به کار رفته‌است. عدد اتمی سمت چپ پایین علامت اختصاری عنصر نوشته می‌شود. (همان)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>

# ارتکاز؛ پازل بسیار دقیق

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">دیدید تابلوهایی است بسیار ظریف و دقیق با پس زمینه پیچیده. وقتی در این تابلو نگاه می‌کنید،یک شِمایی از یک شکلی می‌بینید. اما هر چه دقیق‌تر می‌شوید، چیزهایی را می‌بینید که اوّل باورتان نمی‌شد در این تابلو باشد،و هر چیزی دقیق سر جای خودش قرار گرفته است؛ پازل، به هم ریخته نیست. پازلِ منظّمی در تابلو جلوی چشم ما،‌قرار دارد ، ولی چون به شدت دقیق و ظریف و فنّی است، با یک نگاه به دست نمی‌آید. مدام باید برویم برگردیم، بعداً می‌گوییم آهان این را می‌خواسته بگوید. در رفت و برگشت‌ها ممکن است عده‌ای بگویند به دست آوردیم، اما وقتی بیشتر رفت و آمد می‌کنند،می‌بینند نه.</span>

<span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>بعضی فرش‌ها یا بعضی کاشی‌کاری</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">ها را نمی</span><span dir="LTR" style="mso-bidi-language: FA;">‌</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">دانم دیدید یا نه؟ باید متخصصینِ فن، مدّتی به آن زُل بزنند تا بفهمند چه کار کرده است. یعنی به دست آوردنش سخت است. برداشت‌های مختلفی هم دارند. اما هر چه جلوتر می‌روند می‌بینند مشترکات پیدا می‌کنند؛تحلیل موضوعی. مثلاً احتمالاتی که یک کسی روز اوّل داده بود، شاگردهای او هر چه جلوتر می‌روند، قاطع می‌شوند که آن بخشِ احتمال او غلط است. این دیگر درست نیست. چرا؟ چون دقت کردند. باز هم در گوشه و زوایای دقیق آن تابلو اختلافاتی دارند.اما هرچه بیشتر بحث می‌کنند، رفت و برگشت می‌کنند به مقصودِ آن کسی که تابلو را به آن نظم قرار داده نزدیک‌تر می‌شوند. یعنی مشترکاتشان زیاد می‌شود، مختلفٌ فیه‌شان کمتر می‌شود[<span class="MsoFootnoteReference"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: IRLotus; mso-fareast-font-family: IRLotus; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;">\[1\]</span></span></span>](#_ftn1).</span>

<div id="bkmrk-" style="text-align: justify;">---

</div>[<span class="MsoFootnoteReference"><span lang="AR-SA"><span dir="LTR" style="mso-special-character: footnote;"><span style="font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;">\[1\]</span></span></span></span>](#_ftnref1)<span lang="AR-SA"> یکی از اصلی‌ترین معماهای تاریخ را می‌توان در نقاشی‌های معروف جهان پیدا کرد. نقاشی‌هایی که به دنبال تحقیق و پژوهش‌های فراوان با تفسیرهای زیادی همراه شده‌اندسال‌هاست که محققان و پژوهشگران تاریخ هنر تلاش می‌کنند رازهای پنهان برخی از نقاشی‌های معروف جهان را کشف کنند. فیلم‌های زیادی درباره برخی از این آثار و هنرمندانش ساخته شده و تلاش‌شده که رازهای پنهان این شاهکارهای تاریخ هنر تا اندازه‌ای فاش شوند؛ اما هنوز هم پرسش‌های زیادی درباره رازهای این نقاشی‌ها در ذهن پژوهشگران باقی مانده است.<span class="Heading1Char"><span style="mso-ansi-font-size: 12.0pt; mso-bidi-font-size: 12.0pt; font-family: IRBadr; mso-fareast-font-family: IRBadr; mso-bidi-language: AR-SA; font-weight: normal;"> </span></span>**<span style="font-family: IRBadr;">یکی از معروف‌ترینِ این نقاشی‌های پر رمز و راز</span>** عبارت است از </span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">پیتر بروگل (۱۵۶۹–۱۵۲۵) نقاش هلندی دوران رنسانس است که به جهت نقاشی کردن از مناظر طبیعی و زندگی روستایی شهرت دارد. یکی از مشهورترین آثار او نقاشی ضرب‌المثل‌های هلندی\[تصویر پایین\] است که در آن بیش از ۵۰ ضرب‌المثل نهادینه شده است. پژوهشگران تاریخ هنر و البته ادبیات هلندی سال‌ها برای پیدا کردن ضرب‌المثل‌های موجود در این آثار نقاشی، تلاش کرده‌اند</span><span lang="FA" style="font-family: 'Times New Roman',serif; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA;">.</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">از دیگر نقاشی های پررمز و راز می توان به نقاشی «مونالیزا» و«عشای ربّانی»داوینچی و«پرتره آ</span><span lang="AR-SA">رنولفینی</span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;">» اشاره کرد(مقاله نگاهی به ۴ تابلوی عجیب تاریخ،سایت ایسنا)</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt; mso-ansi-font-size: 9.0pt;">[![Picture1.jpg](https://almabahes.ir/uploads/images/gallery/2025-03/scaled-1680-/picture1.jpg)](https://almabahes.ir/uploads/images/gallery/2025-03/picture1.jpg)</span>

<div id="bkmrk--1" style="mso-element: footnote-list;"><div id="bkmrk--2" style="mso-element: footnote;"></div></div>