شبهه پنجم: شک ناشی از جدول در یوم ثلاثین   الف: جدول منسوب به امام صادق ع خب شبهه پنجم و ششم مسأله جدول است. یکی از چیزهایی که فقها از قدیم فرموده ‌ اند، این است: «لا اعتبار بالعدد و الجدول». عدد که همان روایات عدد است که صحبتش شد. جدول چیست؟ یک نسبتی می ‌ دهند که عبد الله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر که ایشان جدولی داشته که آن را به امام صادق علیه ‌ السلام نسبت داده است. ولی مرحوم صاحب غنیه تند می ‌ شوند و می ‌ گویند که طریقه او فاسد است و حرفش هم معتبر نیست و خودش هم معتبر نیست، اسنادش هم درست نیست. این جدولی است که منسوب است به عبد الله بن معاویه. در کتب فقهی هم مفصل آمده است. حالا این ‌ که این جدول چه بوده، نشد دنبالش بروم. فعلاً عرض می ‌ کنم تا زمینه مراجعه آن محضر خودتان باشد. این یک جدول است. ب: جدول به ‌ معنای زیج و محاسبه تقویمی جدول دیگر که احتمالش قوی است آن جدول هم در همین باب بوده و فقها هم توضیح داده ‌ اند –مرحوم میرزای قمی در غنائم توضیح می ‌ دهند؛ در علامت چندم است که توضیح می ‌ دهند علامت جدول چیست- احتمالش دور نیست که اصلاً کلمه جدول متخذ از زیج است. زیجات به این صورت بود که آن چیزی را که در رصدخانه رصد می ‌ کردند در جداول ثبت می ‌ کردند. این جداول کتاب قطوری می شده. هر رصدخانه ‌ ای یک زیجی داشته است. آن زیج جدول بوده. یعنی طبق محاسبات رصدی که انجام داده بودند، محاسبه می ‌ کردند که هلال چه زمانی دیده می شده. اهلال هلال چه زمانی است. مقارنه چه زمانی است. لا اعتبار بالجدول. یعنی اعتباری به این مطالبی که در زیجات درج می ‌ شود نیست که طبق آن محاسبه ‌ گر هیوی محاسبه می ‌ کند که ماه چه زمانی دیده می ‌ شود. این جدول با توضیحی که عرض کردم می ‌ تواند برای یوم الثلاثین من شعبان دو جور شبهه ایجاد کند. ببینید الآن در افق قم کسی که حساب می ‌ کند می ‌ گوید امروز روز دوشنبه در افق قم هنوز هلال از تحت ‌ الشعاع خارج نشده. می ‌ گوید ای قمی ‌ ها در وقت غروب شما ما هلال نداریم. تقویم ‌ نویس محاسبه می ‌ کند و طبق جدول می ‌ گوید. اما یک وقتی است که محاسبه می ‌ کند و می ‌ گوید ای قمی ‌ ها امروز در افق قم شما هلال دارید. مثلاً یک ساعت قبل از غروب شما هلال از تحت ‌ الشعاع بیرون می ‌ آید و می ‌ توانید آن را ببینید. تقویم را قبلاً نوشته به دست ما می ‌ دهد. با این ‌ که این تقویم ‌ نویس چنین کاری را طبق جدول گفته و این تقویم را به دست ما داده، الآن روز سی ‌ ام شعبان ما یوم الشک به شک بالفعل هست یا نیست؟ هست. شبهه هست. چون می ‌ گوید امروز هلال دارید. این شبهه است. شبهه موضوعیه یا حکمیه است؟ موضوعی است. دارد می ‌ گوید هلال داریم. اما یک سؤال؛ المنجم کالکاهن لاتصدّق المنجم. خب پس شارع می ‌ گوید تقویم را رها کن؛ من شارع حرف او را به این عنوان که یوم الثلاثین را شبهه بالفعل بکند، من شارع برای حرف شبهه ‌ اندازنده اعتباری قائل نیستم. این مانعی ندارد. یعنی از این باب شبهه حکمیه می ‌ شود. یعنی از این باب که این می ‌ تواند هلال را حل کند و اماره ‌ ای باشد شبهه موضوعیه است، چون موضوع خارجی را بیان می ‌ کند. اما در این ‌ که این اماره به ‌ عنوان مثبت یا حتی ایجاد شبهه کننده –این نکته ظریف است- شارع قبول ندارد. شارع حتی به ‌ عنوان این ‌ که موضوع را محقق کند و یوم الشک ما بالفعل باشد شارع قبول ندارد. می ‌ گوید این حرف ‌ ها را دور بنداز. اگر اختلاف در رؤیت شد شبهه است. اما اگر منجمین گفته ‌ اند، لاعلة و لاشبهة. کاری به حرف منجم نداشته باش. ولی خلاصه این هست چنین کاری که تقویم می ‌ کند شبهه شأنی را می ‌ آورد. این ‌ که معتبر هست یا نیست فعلاً من کاری ندارم. این هم یک شبهه ‌ ای است که می ‌ گوید امروز در افقتان هلال دارید. شاگرد: این ‌ که شارع می ‌ گوید این حجت نیست و آن را معتبر ندانسته شبیه این است که شارع از تصدیق قول واحد هم نهی کرده باشد و بگوید بینه حجت است. در شبهه قبلی چطور شما پذیرفتید که اگر یک نفر گفت، شبهه ایجاد می ‌ کند؟ استاد: نه، من عدل واحد را به ‌ عنوان مصداق روایت نگفتم. به این توجه داشتم. آن چیزی که قطعاً روایت ابن خلاد آن را می ‌ گیرد اختلاف در رؤیت است. نه شهادت عدل واحد لذا من تکرار کردم اختلاف در رؤیت. در شهادت عدل واحد یک نفر می ‌ گوید که من دیدم و تمام. این ‌ که شبهه هست یا نیست، همین حرف شما می ‌ آید. اگر شارع بگوید عدل واحد هیچ است و اصلاً به ‌ دنبال آن نرو، چه کسی گفته عدل واحد شبهه است؟! اصلاً شبهه نیست. پس فردا را هم روزه نگیر. ما مشکلی نداریم. آن چه که قطعاً عرض کردم اختلاف در رؤیت است. یعنی عده ‌ ای در شهر می ‌ گویند با این ‌ که در شهر بودیم اما ندیدیم. عده ‌ ای دیگر می ‌ گویند آن را دیدیم. این اختلاف که شد آن وقت روایت می ‌ گوید پنجاه نفر باشند یا …. فرد متیقن روایت آن بود.