یادآوری چهارنوع شبهه در یوم الشک   حالا من دنباله شبهات را عرض می ‌ کنم؛ آن هایی که در   ذهنم بود را سریع شماره ‌ گذاری کردم، تفصیل آن را هم طبق روایاتی که در اینجا هست جلو می ‌ رویم. ببینید دیروز چهار شبهه را عرض کردم. یک شبهه حکمیه راجع به عدد بود. یک شبهه موضوعیه راجع به مطلق یوم ثلاثین که الآن صحبت شد. یک شبهه ‌ ای هم به ‌ خاطر علة فی السماء بود، که ابر است، گرد و غبار است. شبهه چهارم هم اختلاف در رؤیت بود. شبهه بود به ‌ خاطر این ‌ که عده ‌ ای می ‌ گفتند هلال را دیدیم و یا یک نفر می ‌ گفت که دیدم و اختلاف پیش می ‌ آمد. اما شبهه پنجم؛ شبهه پنجم یکی از آن ده موردی است که میرزای قمی فرموده ‌ اند و در سائر کتب فقهی هم آمده است. مسأله جدول است. شاگرد: شبهه چهارم که یک نفر دیده و بقیه ندیده اند را بررسی کردید که شامل روایت ابن خلاد می ‌ شود یا نه؟ استاد: برای من قطعی است که روایت ابن خلاد آن را شبهه معتبر می ‌ داند. حالا اگر شما قبول ندارید مباحثه می ‌ کنیم. مواردی که بعداً می ‌ گویم، ممکن است ولو شبهه باشد اما روایت ابن خلاد به ‌ عنوان یک مستند شرعی می ‌ گوید این «لیست بشبهه»؛ این ‌ که دیگر شبهه نیست، اعتنا نکن. اما این چهارمی را معتبر می ‌ داند. یعنی در روایت ابن خلاد لسان خود روایت قبول دارد که اگر اختلاف در رؤیت شد فرمایش امام -و اما فلا علة و لا شبهة- می ‌ گوید که این اختلاف قطعاً مصداق شبهه است و امام علیه ‌ السلام این شبهه را معتبر می ‌ دانند. به این معنا که یوم الشک بشود و آن وقت هم روایت جدشان شاملش بشود که «یوم وفق له». این چیزی است که در ذهن قاصر من است. شبهه چهارم قطعاً هست. شاگرد۲: این قطع از کجا حاصل شده؟ استاد: چون حضرت فرمودند «علة و لا شبهة». وقتی هوا ابری است نمی ‌ گویند شبهه است. عطف تفسیری خلاف اصل است. اصل در عطف، عطف تأسیس است، نه توضیح و تفسیر. به گمانم در اینجا حتی ظهور عرفی هم دارد. «لا علة و لاشبهة»؛ بگوییم یوم الشک فقط زمانی است که ابر باشد! البته در برخی از روایات بود اما در اینجا که «فلا شبهة» را اضافه کردند دارد این را می ‌ رساند که حضرت می ‌ خواهند از صرف ابر بودن توسعه بدهند. خب یکی از موارد روشن شبهه که روایت هم دارد اختلاف در رؤیت است. عده ‌ ای می ‌ گویند دیده ‌ ایم. لذا روایات متعددی بود که حضرت فرمودند اگر اختلاف شد کم ‌ تر از پنجاه نفر قبول نیست. تا این اندازه. «لو رآه واحد لرآه الف»، این جور تعبیر بود. بنابراین وقتی «شبهه» در کلام امام بیاید و از طرفی اختلاف رؤیت به ‌ عنوان رایج ‌ ترین چیزی که می ‌ تواند اول ماه را نزد متشرعه مشکوک بکند باشد، لذا به ‌ دلیل قطع داریم که اگر این فرد را برداریم اصلاً فرد روشنی برای شبهه نمی ‌ ماند. اجلی فرد شبهه که مورد اتفاق همه باشد –شبهه شرعیه معتبره عند الشارع- اختلاف در رؤیت است. چون محل ابتلای عموم است. شاگرد: شبهه چهارم این است که اگر عدل واحد دیده بود و بقیه ندیده بودند، آیا این هم یوم الشک حساب می ‌ شود یا نه. از طرفی چون در روایت ابن خلاد حضرت فرموده بودند زمانی ‌ یوم الشک می ‌ شود که غیم و علت باشد پس… . استاد: حضرت شبهه را هم می ‌ گویند. شاگرد: پس به مفهوم روایت شبهه چهارم یوم الشک نیست. استاد: نه، حضرت دو کلمه فرمودند. «فلا علة و لا شبهة». شاگرد: یعنی اگر یک نفر هم ببیند علت است؟ استاد : علت یعنی آسمان ابر است، شبهه، شبهه است. 18:29 شاگرد : پس اگر یک نفر دید شبهه می ‌ شود و یوم الشک هم می ‌ شود. یعنی امام فرمودند اگر اختلاف در رؤیت شد و حتی یک نفر دید، فرمایش جد ما که فرمودند «وفق له» می ‌ آید. چون شک، بالفعل است. چرا؟ چون شبهه، بالفعل است. این مورد چهارم بود که در ذهن قاصر من قطعی است. روایت ابن خلاد آن را به ‌ عنوان شبهه معتبر نزد شارع می ‌ پذیرد. لذا می ‌ تواند یوم الشک را روزه بگیرد و این ‌ که فرمودند «فلا» شامل حالش نیست.