استصحاب شعبان در یوم الشک از نوع اصل عملی

 

به گمانم کشف احساسی برای مانحن فیه جور در نمی‌آید. چرا؟ چون فرض ما این نیست که یک ماهی داشتیم و همین‌طور مضی زمان شده، بلکه الآن به سیام رسیده‌ایم و قطعاً می‌دانیم که این روز در حال تغییر و تحولی است که نمی‌شود همین‌طور بگوییم بود و حالا هم هست؛ نمی‌توان بگویند یک صورتی از آن داشتند که هنوز هم باقی است. به گمانم این‌طور است که استصحاب شهر باید نوع دیگری از استصحاب باشد که به بناء عقلائی نیاز دارد. نه صرف کشف احساسی.

11:17

لذا در اینجا عرض می‌کنم کشف احساسی که الآن فرمودند اگر هم باشد از باب «هُم عقلاء» نیست. عقلاء کشف احساسی دارند، مثل این‌که عواطف هم دارند. اگر در بسیاری از مواقع مشی عقلاء به‌خاطر عواطفشان باشد، بما هم عقلاء نیستند. از بابی است که خدای متعال به‌غیراز قوه مدرکه، قوه دیگری در آن‌ها گذاشته است که عواطفشان است. مثلاً حس کمال‌جویی، که عقل تنها درک می‌کند. و می‌گوید این برای این تمام است. اما این‌که علاقه به استحسان و آن کمال در ما باشد، قوه‌ای است به‌غیراز درک. وقتی ماشین می‌خواهد راه برود، موتور آن را می‌برد و به وسیله چراغش هم می‌بیند. عقل مدرک است. واقعیات را می‌بیند. خدای متعال به این صورت آن را قرار داده و می‌بیند. اما قوه‌ای که می‌گوید پس حرکت کن و به چیزی که چشمت دیده برس، قوۀ محرکه او به‌سوی تحصیل کمال، بالدقه با قوه عقل دو تا است. لذا به این دلیل بود که عقل عملی می‌گفتند. این بحث بود که عقل عملی داریم یا نداریم. کسانی که تدقیق کرده‌اند می‌گویند ما عقل عملی نداریم. عقل عملی همان عقل نظری است. عقل عملی که سیاست مدن، تدبیر منزل و اخلاق بود، همه این‌ها از آثار عقل و درک آن است. این‌که می‌گفتند عقل عملی امر می‌کند و دستور می‌دهد، باید و نباید دارد، بحث‌هایی بود که سر جایش باید بررسی شود.

علی ای حال علماء نفس که طبق قاعده روانی می‌گویند انسان کشف احساسی دارد، ما مشکلی نداریم. این‌ها مطالبی است که هر چه جلوتر هم برود و روی آن تأمل شود، مطالب خوبی به دست می‌آید. اما عقلاء بما هم صاحب مشاعر؛ به آن کیانی که خداوند در مشاعر ما قرار داده، کاملاً با قوه عاقله تفاوت می‌کند. من این‌ها را در مسائل نفس الامر به اندازه‌ای که به ذهن قاصرم آمده عرض کردم.


بازبینی #1
ایجاد شده 18 مه 2026 15:50:02 توسط ... .
به روزرسانی شده 18 مه 2026 15:50:41 توسط ... .