تصحیح فرض سوم با تردید در واقعیت و جزم در نیت   شاگرد: شاید منظور سید این بوده که اگر فردا ماه شعبان است، نیت من روزه ماه شعبان است. اگر فردا ماه مبارک است نیت من این است که روزه من روزه ماه مبارک رمضان است. در اینجا معلوم نشد که نیت چیست. ولی اگر نیت را مطلق بگیریم چون نیت تقرب است هر کدام از این‌ها که صادق بود قهرا ثابت می‌شود. ولی آن جا عملاً تردید در نیت است. یعنی تالی ما این است که نیت من چیست. در این فرض نیت من این است و در آن فرض آن است. خب نیت مردد می‌شود. استاد: در مستند عروه همین را توضیح می‌دهند و طور دیگری تحلیل می‌کنند. الآن همان قسمت اول فرمایشتان را ببینید. وقتی می‌گوید اگر فردا ماه شعبان است نیت من این است که فردا روزه ماه شعبان بگیرم. اگر فردا ماه مبارک است نیت من این است که روزه ماه مبارک را بگیرم. خب این دو نیت شد. چرا در زکات این را نگفتند؟ این اولین سؤال من است. این مال غائب من اگر باقی است این زکات واجب برای او است. اگر تالف است نفل است. در اینجا گفتند که تردید در نیت نیست. صاحب جواهر هم گفته‌اند. شاگرد: وقتی ایشان تفصیل داده‌اند دو چیز به ذهن می‌آید. استاد: ان کان و ان کان است. ان کان مالی تالفا فهو زکاة؛ ان کان من شعبان کان ندبا. شاگرد: لفظ می‌تواند بر دو قسم حمل شود. استاد: صاحب جواهر می‌گویند که نزاعی لفظی است. حتی تعبیر لفظ دارند. من این‌ها را نخواندم چون دیدم که خیلی طول می‌کشد. «و لعله بذلک یمکن رجوع النزاع هنا الی لفظ». حالا این لفظی هست یا نیست، مرحوم سید خیلی قبول نکردند. آن را دو تا کردند. این عرض اول من بود. دومی آن این است: شما که می‌گویید نیت من کدام است؛ سید خواستند با قربت مطلقه، نیت را یکی کنند. آقای حکیم می‌گویند نیت قربت مطلقه یعنی جامع؟ با جامع که اصلاً می‌گویند عبادت درست نیست. به‌صورت جدا جدا و آن چه که درواقع هست هم باشد، می‌گویند برگشت به قبلی می‌کند. مرحوم آقای خوئی به این صورت درست می‌کنند و می‌گویند الآن نیت من چیست؟ نیت من این است که «اصوم غدا قطعاً». شاگرد: این قسم چهارم می‌شود. استاد: نه، ایشان قربت مطلقه را که تصحیح می‌کنند همین‌طور می‌فرمایند. «اصوم غذا قطعاً» را به این صورت برای چهارمی درست می‌کنند. اما برای سوم که می‌خواهند باطل کنند، به این صورتی که شما می‌گویید باطل نمی‌کنند. می‌گویند او می‌گوید من می‌خواهم ماه مبارک را روزه بگیرم. اصلاً انگیزه من این است که به‌خاطر احتمال ماه مبارک، روزه ماه مبارک را بگیرم. پس من روزه را می‌گیرم اگر فردا ماه مبارک است. یا اگر غیر از ماه مبارک است هیچی؛ اصلاً به آن اعتناء ندارم؛ یا باطل باشد. ببینید ایشان که خواستند تردید بیندازند خواستند که آن لنگه را بردارند. به این نحو تردید درست می‌کنند. اما فرمایش شما؛ در موردی که می‌گوییم این نیت او کدام است، نیت او این است که من فردا حتماً روزه را می‌گیرم، نه به نحو قربت مطلقه. روزه فردا را حتماً می‌گیرم. این قربت مطلقه به چه معنا است؟ به فرمایش سید این نیت من چطور قربت مطلقه است؟ شاگرد: اطلاق دارد از این‌که ماه شعبان باشد یا ماه رمضان باشد. 37:04 استاد: خب قسم چهارم یعنی جامع هر دو است؟ یا واقع کدام است؟ شاگرد: جامع مطلق است و قیدی ندارد. استاد: نیت قیدی ندارد. خب وقتی قید ندارد او ماه مبارک را نیت کرده یا نکرده؟ این سؤال است. شاگرد: نه، ماه مبارک را به خصوصه نیت نکرده است. استاد: پس چطور می‌گویند صحیح است؟ شاگرد: نیت او که جزمی است به خلاف قسم سوم که مردد است. استاد: می‌دانم اما می‌گویند «الاقوی صحته و اجزائه». شاگرد٢: چهارمی جزمی است اما سومی جزمی نیست. استاد: خب مشکل از این ناحیه است که شما طوری جزمی را درست کرده‌اید که او نیت ماه مبارک نکرده است. شما می‌گویید او نیت مبهم جامع کرده است. نیت ماه مبارک که نکرده. چطور صحیح است و مجزی از ماه مبارک است؟ سید نمی‌خواهند این کار را بکنند. لذا می‌گویند فی ذهنه و نیت در منوی آن است. حالا بخش اول فرمایش برای مقصود من مهم‌تر است. ببینید وقتی می‌گوییم اگر و اگر، نیت من کدام است؟ نیت من آن امر واقعی‌ای است که الآن گردن من است. این قربت مطلقه است؟ یا نه، معین است؟ اتقرب بالامر الذی اشتغل ذمتی الیوم به. شاگرد: این چهارمی است. استاد: نه، این‌که قربت مطلقه بود. قربت مطلقه می‌گوید نمی‌دانم چیست. من دارم قصد می‌کنم قربت معینه را. امر معین را. الیوم را. دو امر نیست که بگویم هرکدام بود. الآن بالفعل امری از ناحیه شارع برای من بالفعل است و من قصد می‌کنم این را. این قربت مطلقه است یا معینه است؟ شما می‌گویید مطلقه، قید ندارد. اما من دارم قید می‌زنم. شخص امر امروز مطلق است؟ امروز همان شخص امری که از ناحیه شارع برای من بالفعل است را قصد می‌کنم. در اینجا قربت مطلق را قصد کرده‌ام؟ یا شخص امر امروز را قصد کرده‌ام؟ شاگرد: قربتی که در شخص امر امروز هست را قصد کرده‌ام. استاد: این مطلق است یا مقید است؟ شاگرد: مطلق است. استاد: واقعاً مطلق است؟! درواقع که تردید، معنا ندارد. شاگرد: مثل علم اجمالی است. آن ثنائی را که می‌فرمایید یک جا می‌گوییم معین است؛ در معین به خودش نظر می‌کنیم صرف‌نظر از خصوصیاتی که ممکن است برای شعبان یا رمضان باشد. یک جا هست وقتی می‌گوییم مطلق است از حیث ناظر به این‌ها است. یعنی دو حیثیت است. استاد: من می‌خواهم جزم در نیت را از سومی بردارم. می‌خواهم بگویم در سومی قربت خاصه هست و با این‌ها تردید در نیت نمی‌آید. چرا؟ چون در سومی دارد می‌گوید من هذا الیوم را قصد می‌کنم. نه این‌که قربت مطلقه را قصد کنم و در ذهنم این است. ما که در اینجا قربت مطلقه نداریم. لذا اگر اشکال مرحوم آقای حکیم به مرحوم سید وارد باشد، این عرض من در سومی وارد نیست. خود ایشان هم می‌پذیرند. عبارت آقای حکیم را ببینید: «إذ المراد من القربة المطلقة إن كان هو الجامع بين الأمر بصوم شعبان والأمر بصوم رمضان ، فنيتها غير كافية». شما از این چه جوابی می‌دهید؟ چرا؟ «لتوقف الإطاعة عليها. وإن كان المراد الأمر الخاص وموضوعه الخاص بواقعهما ، مع التردد في خصوصياتهما في نظر المكلف ، بأن يقصد المكلف الصوم الخاص عن أمره الذي هو إما رمضان وجوباً أو شعبان ندباً ، رجع إلى الصورة السابقة بعينها». به‌صورت ثالث بر می‌گردد. ثالث هم همین بود. جالب این است که در روایتی که امام علیه‌السلام می‌فرمایند –در مضمون روایت بشیر نبال و ده‌ها روایت دیگر- حضرت دارند به او یاد می‌دهند که روزه بگیر اگر آن است و اگر آن است. این تردید در نیت او نیست. دارد می‌گوید همین امر شارع به روزه امروز را قصد بکن. این نیازی به قربت مطلقه ندارد. قربت مطلقه بحث‌های خوب و انواعی دارد. و لذا اگر آن‌ها را بحث کنیم می‌بینید آن قربت‌های مطلقه با اینجا سازگاری ندارد. اینجا من نمی‌دانم واجب است یا مستحب است. ولی واقعش که معلوم است. نه این‌که یک چیزی باشد که مجمع بین واجب و مستحب باشد. خیلی تفاوت می‌کند. شما می‌خواهید وضو بگیرید یا غسل کنید، این غسل مجمع بین واجب و مستحب است. هم غسل جمعه است و هم غسل جنابت است. در اینجا یک غسل است که هر دوی آن‌ها هست؛ هم مستحب است و هم واجب است. در مانحن فیه که این‌طور نیست که بگوییم قربت مطلقه. آن جا می‌گفتیم «قَصَد القربة»، سید فرمودند، خود آقای حکیم هم در آن جا تعلیقه دارند (در مستمسک ندارند، در عروه دارند). اما در مانحن فیه یک روز معین است. مثل زکات که این مال را در اینجا گذاشته و می‌گوید هذه زکاة. در اینجا کجا دو نیت است؟! همان جا را اگر حل کنید اینجا را هم می‌بینید. آن جا دو نیت است یا یکی است؟ یکی است. چرا؟ چون تردید در نیت در آن جا نیست. اینجا هم روزی که می‌خواهد روزه بگیرد یک روز معین است و دقیقاً از ناحیه شارع یک امر بیشتر ندارد. واقعش این است. او هم می‌گوید من همان امر را قاصد هستم. قربت خاصه است یا مطلقه است؟ مطلقه نیست. یعنی اگر بگویید مطلقه است، مطلقه مسامحه‌ای جهلی برای خودتان است. و الا شما از این ناحیه تفکیکی کرده‌اید که به تعبیر صاحب جواهر به لفظ برمی‌گردد یا به تعبیر آقای حکیم «لم یرجع الی محصل». از نظر بحث فقهی اهمیتش این است: «ان کان و ان کان» یک امر جا افتاده‌ای در فقه است که تردید در نیت نیست. این عرض من است. وقتی جا افتاده است، مرحوم سید با یک عبارت چطور می‌خواهند «ان کان و ان کان»‌ای که در روایات ظهور خوبی دارد را تردید در نیت بگیرند. مهم‌تر این است که این «ان کان و ان کان» که در متن شرایع هم آمده چیزی است که معصومین یاد می‌دهند و در روایت آمده است. ایشان همین سومی را که در روایات هست بر وجهی حمل کرده‌اند که تردید در نیت باشد و باطل هم باشد؛ و الاقوی بطلانه. ما می‌گوییم این عبارت، جا ندارد به‌خاطر وضوح عرفی و به‌خاطر این‌که در فقه سابقه دارد. توضیحش هم همینی است که عرض کردم. ببینید می‌گویند «بقصد ما فی الذمة»، خب در ذمه شما دو چیز است؟ نه، در اینجا بقصد ما فی الذمه همین امروز است؛ دقیقاً یک چیز است که محل ذمه قرار گرفته است. «و کان فی ذهنه انه من رمضان او غیره»؛ من زیر «او» خط کشیده‌ام. اتفاقا «او» از ثابت‌های منطقی‌ای است که بیشتر ناظر به تردید نیت است تا منوی. مرحوم سید وقتی خواستند تردید در منوی را بگویند «او» آورده‌اند. و حال آن‌که خودشان در متن عروه و در جواهر و شرایع در زکات، گفتند اگر بگوید «او ندبا» تردید در نیت می‌شود و درست هم بود. یعنی از نظر ثابت منطقی، نقش «او» بیشتر تردید در نیت است. حالا نیت چیست؟ فعل نفس است یا داعی است.