گامهایی در تبعض ماهیت روزه
- تبعض در ماهیت روزه جاهل به موضوع شهر رمضان
- تبعض در ماهیت روزه مسافر
- تبعض در ماهیت صوم حائض
- تبعض ماهیت صوم در تعدد کفاره به تعدد افطار در کلام محقق ثانی
- تبعض ماهیت صوم در رویت قبل از زوال
- ماهیت اصطناعی صوم در مراتب حکم وضعی و توجیه تبعض در آن
تبعض در ماهیت روزه جاهل به موضوع شهر رمضان
با آن مطالبی که عرض کردم الآن چهار-پنج مرتبه برای این چیزی که ایشان فرمودند در ذهن من هست. شما ملاحظه کنید؛ ایشان میفرمایند در بعض احوال، نیت صوم میکنیم و در تمام روز، روزه هستیم. مثل کسی که در سیام شعبان، خبر نداشته و چیزی هم نخورده، برای او ثابت میشود که دیشب رؤیت هلال شده بود و او خبر نداشته. تا قبلش که نیت نداشت، الآن مطمئن میشود که امروز سیام شعبان نیست. چون میداند که دیشب همه مردم دیدهاند و چون من در خانه بودم خبر نداشتم. الآن که در ساعت ده صبح، خبردار میشود، هیچ مشکلی نیست، از صبح تا حالا هم چیزی نخورده، نیت روزه میکند و بلاخلاف روزه او صحیح است. این فرمایش ایشان است. در بعض احوال نیت صوم کرد، ولی چون چیزی نخورده بود از اول صبح، روزه بوده. این دلالت نمیکند که روزه تکه شد؛ یا بعض روز را روزه گرفته. بلکه کل آن را گرفته است.
تبعض در ماهیت روزه مسافر
این فرمایش ایشان بود. ولی این فرمایشی که میگویند بعض روز را روزه نگرفته، واقعاً با بعض موارد دیگرش هماهنگ است؟! مثلاً کسی که مسافر است و قبل از زوال میرسد؛ چیزی هم نخورده، اما وقتی در ساعت یازده به وطن میرسد و نیت میکند، یعنی در تمام روز صائم بوده؟! بعید است خود ایشان هم این را بگویند. چرا؟ چون قبل از اینکه به وطن برسد مسافر بوده و بر مسافر روزه گرفتن حرام است. واقعاً و بالدقه روزه نبود، خود ایشان هم میگویند روزه بر او حرام بوده، خُب چطور صائم باشد؟! این را چطور توجیه میکنند؟! الآن او صائم است در بعض الیوم؟ یا کل الیوم؟
شاگرد: کل الیوم هم تصور دارد.
استاد: قبل از زوال به وطن رسید، قبلش مسافر نیست، ساعت هشت که مسافر بود روزه بود یا نبود؟
شاگرد: سفری نبوده که مانع از صوم است. اینجا مراعی است.
استاد: ببینید فرض گرفتیم در ساعت هشت، مسافری است که روزه بر او حرام است. ساعت یازده به وطن میرسد و حالا نیت میکند. چیزی هم نخورده است. در اینجا قبلش را چه بگوییم؟ کل روز روزه است؟!
شاگرد٢: به حکم شارع روزه است.
استاد: به حکم شارع یعنی قبلش روزه بود؟
شاگرد: مراعی است.
استاد: روزه حرام بود. کجا مراعی بود؟!
شاگرد٢: مقصود این است که روزه، طبیعت اعتباری است و به اعتبار شارع است. شارع گفته اگر قبل از ظهر برسی و نیت کنی، تو این روزه را داری.
استاد: یعنی انقلاب ما مضی شد؟! ما مضی مضی؛ روزه بر او حرام بود. بالدقه صائم نبود؛ چون مسافر بود.
شاگرد: میفرمایند حرمت مراعی داشته.
استاد: حرمت مراعی نداشته، حرمت بالفعل قطعی داشته.
شاگرد٢: اگر می دانسته که میرسد حرام بوده؟
استاد: اگر می دانسته که میرسد افطار بر او جایز بوده. همراه مرحوم صدوقی بزرگ بیرون رفتیم؛ هم بحث من بود؛ سنم کمتر بود متوجه نشدم. گفت شما ندیدی، وقتی به چهار فرسخی رسیدیم، حاج آقا یک چیزی خوردند. درست هم میگفت. خُب من در ماشین بودم و ندیدم. سنم هم کم بود. به خیالم رفتیم و برگشتیم. حاج آقا فرمودند شماها الآن نیت صوم ندارید. این را به کسانی که در ماشین بودند اشاره کردند. همین که از حد ترخص بیرون رفتیم گفتند شماها نیت صوم ندارید. یعنی مسافر هستید. ولی ایشان همان جا باید یک چیزی میخوردند. بهخاطر اینکه قند داشتند و برای سفر رفته بودند. منظور من این است تا چیزی نخورده باشند جایز است روزه بگیرند، ولی تا وقتی مسافر است جایز بخورد ولو قاطع است که بر میگردد.
شاگرد٣: هم می تواند بخورد هم می تواند روزه بگیرد.
استاد: ببینید بالدقة الفقهیه حرمت صوم برای او بالفعل است و صائم هم نیست. نه اینکه ما یک صوم مراعی داریم. صائم نیست.
شاگرد: حرمت امساک و کف که بعداً روزه بگیرد فعلی است؟
استاد: نه، امساک که حرام نیست. صوم حرام است. بالدقة الفقهیة ساعت هشت که مسافر است، «لیس هو بصائم».
شاگرد٢: صوم که اصلاً امکان ندارد. به این معنا برای او فرضی نیست.
استاد: چون حرام است؟
شاگرد: بله.
استاد: نیت میکند و کار حرام را انجام میدهد. مگر مسافر نمیتواند نیت صوم کند؟! بعداً هم باید قضاء کند. میتواند نیت کند و بگوید من روزهام. میگوییم مسافر هستی! باشم، من میخواهم روزه بگیرم! چطور فرض ندارد؟!
شاگرد۲: شما آن طرفش را پررنگ کنید؛ وقتی میرسد و روزه اش مشروط به این است که قبلش چیزی نخورده، الآن شارع برای او چه چیزی اعتبار میکند؟
استاد: شارع ما مضی را منقلب میکند؛ اعتبار است. من فرمایش شما را مفصل گفته ام. مشکلی هم ندارد. مدافع آن هستم. میخواهم روی مبنای معروفی که ایشان میگویند - اینکه بعض نمیشود - میگویم. و الّا آن چیزی را که شما میگویید را قبلاً به این صورت تقریر کردهام…؛ بهخصوص در بحث اجازه که کاشف است یا ناقل یا کشف حکمی است. اگر یادتان باشد تقریر کردم که نه ناقل بود و نه کاشف بود و نه کشف حکمی بود. تقریر دیگری بود. روی آن مبنا که در اینجا قشنگ میتوانم توضیح بدهم. چرا؟ چون وقتی امور اعتباری است، در دو زمان با دو غرض، اعتبار دو وضع در زمان واحد محال نیست. انقلاب ما مضی نمیآید. اما در کتاب فقها هست که «ما مضی» نمیتواند منقلب شود. میخواهم روی آن مبانی عرض کنم و الّا در اعتباریات است. ساعت هشت روزه بوده یا نبوده؟ شارع او را لاصائم اعتبار کرده بود؛ واقعاً اعتبار کرده بود. بالدقة الفقهیة لاصائم بوده. حالا که به وطن رسید و نیت صوم کرد، حالا در ظرف آینده او را در همان ظرف گذشته، صائم اعتبار میکند و محال نیست. چون اعتبار برای اغراض حکیمانه است. آن مبنایی بود که در اجازه گفتم. حتی کشف حکمی هم به این صورت نمیشود. کشف حکمی این بود که ولو واقعاً از آن وقت نیست ولی حکما هست. اما این چیزی که من عرض میکنم حکما هم لازم نیست.
26:03
شاگرد: تعبیری که دارند کشف انقلابی است. یعنی میتواند مبدل شود. آیتالله سیستانی تعبیر کشف انقلابی دارند.
استاد: ما احکام هر کدام را سرجایش جاری میکنیم. اگر به این ملتزم هستند همین میشود. یعنی در بعض موارد آثار نقل بار میشود و در بعض موارد به تناسب، آثار کشف بار میشود. دیگر مشکلی هم ندارد. اگر انقلاب را به این صورت میگویند همین است.
شاگرد: یک مقدار سعه آن فرق میکند ولی اصل اینکه میگویند تا زمانیکه نبوده میتواند ناقله باشد و بعد منقلب شود و از همان ابتدا کاشف محض باشد؛ ولی همه آثار فرمایش شما را ندارد.
استاد: علی ای حال میخواهم بگویم من به فرمایش شما توجه دارم. روی مبنایی که وحید میفرمایند میگویم.
شاگرد: اگر علی المبنای ایشان، ایشان بگوید صوم یک روز، جامع است؛ اینکه از اول در وطن باشید و از فجر تا غروب را نیت کنید، جامع بین این، یا اینکه اولش روزه نباشید ولی قبل از زوال برسید و از آن زمان نیت کنید.
استاد: بسیار خب؛ پس صوم یعنی نه همه روز صائم باشید. یا همه روز را صائم باشید بالصوم الفقهی، که مشکلی هم نیست. یا نه، شارع میگوید ولو من قبلش میگویم «انت لست بالصائم» ولی چون قبل از زوال رسیدی و نیت کردی، من باز میگویم «انت الصائم». چرا؟ چون معنای صوم را توسعه دادم.
شاگرد۲: خلاف فرمایش ایشان میشود. ظاهرش این است که میخواهند بگویند درتمام روز روزه بوده؛ نه اینکه حکم میکنیم؛ واقعاً روزه بوده.
استاد: ایشان این «بعض فی بعض الاحوال» را توضیح ندادهاند؛ من قدر متیقن را گفتم. گام دوم سر نیت مسافر رفتم. چون علی ای حال فرق میکند. از نظر فقهی میدانیم که مسافر صائم نیست. و لذا این فرمایش ایشان را نیاز دارند که باید یک کاری بشود. بنابراین در بعض روز بگوییم که صوم این است.
حالا به مرحله بعدتر برویم؛ روایاتی که میگفت حائض صبح هم چیزی را خورده است ولی حالا پاک میشود، لسان روایات این بود که صومش را تمام میکند. با اینکه چیزی خورده است. اینجا باز، چالش فرمایش ایشان بیشتر است. چون روایت میگوید «تتمّ صومه». اما ایشان میخواهند بگویند اصلاً وضع معنا ندارد؛ با اینکه فرض گرفته شده که خورده [باز اطلاق صوم میکنند]. خب آن جا مورد اتفاق نیست؛ میتوانند بگویند اینجا مجاز است. اینجا مصداق حقیقی نیست فذا باید قضا کند.
ولی این صحبت هست که شما جایی که سهوا خورده را چه کار میکنید؟ صائم سهوا قضا خورده، آیا صوم هست یا نیست؟ بالدقة الفقهیة خود شارع به او میگوید «انت صائم»؟ یا نمیگوید؟ خب ارتکازی که همه داریم این است که چون سهوا خورده واقعاً صائم است. پس صوم «الامساک عن الطعام و الشراب» نیست. «الامساک عن الاکل و الشرب عمداً» است. چرا؟ چون وقتی سهوا عن الاکل و الشرب امساک نکرده، بالدقة میگوییم «انت صائم». پس صومی که شما میگویید بعض الیوم نمیتواند صائم باشد، در این صوم شما، عمد دخالت کرده. یعنی میگویید بعض یوم نمیتواند صائم باشد؛ کل یوم باید صائم باشد. صائم یعنی چه؟ یعنی «الامساک عن الاکل عمداً؛ الامساک عن الشرب عمداً». و الّا اگر «الامساک عن الاکل و الشرب سهوا» باشد، صوم هست؛ صوم فی جمیع النهار است.
اگر به این صورت است با این توجیهی که ایشان فرمودهاند، کسی که حائض بوده و قبل از زوال پاک شده «و قد اکلت»، حضرت فرمودهاند که صومش را میگیرد. خب الآن چه مشکلی داریم که شبیه آن یک قید اضافه کنیم؟! میگوید شما بهخاطر اکل سهوی مجبور نشدید بگویید صیام کل نهار یعنی الامساک عن الاکل عمداً. و الّا اگر سهوا باشد صیام هست.
تبعض در ماهیت صوم حائض
خب همینجا هم یک قید دیگر اضافه میکنیم. میگوییم صیام چیست؟ الامساک عن الاکل مع وجود شرائط الصوم؛ عین همانی که گفتیم «الامساک عن الاکل عمداً». خب اگر این قید را بزنید معنای آن چیست؟ صائم آن کسی است که امساک میکند «عن الاکل مع شرائط الوجوب». خب این اکلی که حائض کرده اکل نیست. این حائض «قد اکلت»، ولی خب شرط وجوب را که نداشت؛ حائض بود. پس اکل او با اکل سهوی در این تعریفی که ارائه میدهیم هیچ فرقی ندارد. آن جا میگفتیم «الامسالک عن الاکل عمداً»، در اینجا هم میگوییم «الامساک عن الاکل مع وجود الشرائط». پس «انت صائم». با این مشکلی نداریم. حالا به پنجمی میرویم.
شاگرد: اگر به این صورت باشد، حتی اگر در مسافرت هم بخورد این را میگویند؟
تبعض ماهیت صوم در تعدد کفاره به تعدد افطار در کلام محقق ثانی
استاد: این برای مرحله پنجم است. مرحله پنجم فرمایش چه کسی بود؟ محقق ثانی بود در تکرر کفاره. محقق ثانی چه فرمودند؟ فرمودند کسی که عمداً روزه اش را میخورد، بعد از خوردن عمدی هنوز امر به «اتمم صومک» باقی است. خب امر به اتمام صوم دارد. روی آن مبنا چه طور میشود؟ معنای صوم چه میشود؟ عمداً خورده. ایشان فرمودند و از روایاتی هم استفاده کرده بودند، فرمودند با اینکه خورده شده، صدق صوم باقی است. و لذا وقتی تکرر مفطر میآید تکرر کفاره میآید. چرا؟ چون صائمی بوده که عمداً افطار کرده است. باید کفاره بدهد. روی مبنای ایشان چه صومی میشود؟ این را باید به چه صورت ارائه بدهیم؟ این از چیزهای خوبی بود که در حکم وضعی صوم بود. به نظر شما روی فرمایش ایشان باید چه بگوییم؟ توجیه مفهومی کنید.
شاگرد: روی فرمایش شما این میشود که اصل ماه را یک واحد بگیرند و از اول تا آخر آن نیت صوم داشته باشد.
استاد: الآن عمداً خورده است؛ بعد از اینکه عمداً خورد، هو بالدقة الفقهیة صائمٌ ام لا؟ خب معروف میگویند صائم نیست. برای آنها خندهدار است. اما روی آن چیزی که محقق ثانی فرمودهاند لازمه اش این است بود؛ فرمودند «هو صائم یجب علیه الصوم»، اگر دوباره عمداً خورد باید دوباره کفاره بدهد. با دفعه اول هیچ فرقی نمیکند. محقق اینطور فرمودند. روی فرمایش ایشان تعریف صوم چیست؟
شاگرد: الامساک عن الاکل فی کل لحظة.
استاد: یعنی گویا مثل امر استغراقی برای تمام لحظات و تمام انواع مفطرات است. عبارت شیخ انصاری را هم آوردم نمیدانم سر رسید یا نه. مطلب خوبی فرموده بودند. فرموده بودند همه اینها طولی و عرضی در همه انواع باشد. خب اگر صوم به این صورت باشد پس اینکه کل روز باید صائم باشد - نه صوم البعض - روی مبنای محقق ثانی، ما کل روز صائم هستیم. یعنی حتی اگر عمداً هم بخورد باز «صوم کل یوم» بر او صادق است. چرا؟ چون امرش هست. یک حکم وضعیِ غیر معنای شکسته شدن به اندک مخالفتی است. شارع برای صوم، یک حکم وضعی در نظر گرفته که این حکم وضعی غیر قابل انکسار، دفعتا ملتئم میشود؛ یعنی هر کجا شکسته شود باز بالفور بقاء آن حکم وضعی، ملتئم است. با اینکه عمداً خورده شارع در ادامه میگوید «انت صائم»؛ روزه هستی نباید دوباره بخوری. من گفتم باید امساک کنی، الآن هم صائم هستی. این مبنا به گمانم نسبت به چهار مورد قبلی، پنجم میشود.
36:26
این چیزی که ایشان فرمودند اولی بود. مسافر قبل از زوال دومی بود. حائضی که خورده بود سومی بود. چهارمی ساهی بود که تعریف صوم را ارائه میداد. پنجمی هم این مبنای مرحوم محقق بود؛ البته اگر مبادی آن سر برسد.
شاگرد: مبنای ایشان واسطه ندارد؟ یعنی اگر یک نفر روزه نگیرد ایشان قائل میشود به اینکه تکتک لحظات را روزه نگرفته؟ ظاهراً این حکم بهخاطر آن امساک ها و پرهیزها است. پرهیزها باید لحظه به لحظه باشد. نه اینکه صیام لحظه به لحظه است. اگر یک روز روزه نگیرد ایشان انحلال لحظات را طوری دارد که میگوید اگر هزار لحظه است میگویند هزار لحظه روزه نبوده؟ یا اینکه صوم او یک شیء بسیط است؟
استاد: اینکه الآن فرمودید صوم یک چیز بسیط است، یعنی دارید کل روز را بهعنوان ظرف یک صیام، بهعنوان یک ظرف بسیط در نظر میگیرید. البته ارتکاز هم موافق حرف شما است. اما آن چه که اصل کاری است، این است که این بساطت چند جور متصور است؟ یک بساطتی که الآن رایج و مانوس ما است، یک بساطت وضعیای که وقتی عمداً اکل آمد دیگر تمام میشود. این امر بسیط است. مرحوم محقق جور دیگری از بساطت را فرمودند. شاید بساطت فرمایش شما را منکر نیستند؛ فقط از بساطت تصوری دارند که میگویند صوم، از صبح تا شب، یک امر بسیط است، اما امر بسیطی است که وضعی بودنش با خوردن عمدی منثلم نمیشود. یعنی شارع تا آخر روز میگوید «یجب علیک الصوم؛ انت واجب الصوم». می گویی من که خوردم و آن بسیط رفت! میگوید نه! من این صیام بسیط را طوری در نظر گرفتهام که با این اکلهای عمدی منثلم نشد. گویا امر من منبسط بر همه اجزاء است. اکل در آنِ قبل من را از امر به امساک در آن بعدی باز نمیدارد. این چطور بساطتی است؟
شاگرد: با این مبنا ایشان قائل به قضاء نمی شوند؟
استاد: چرا! تکرر کفاره میآید. قضا که حتماً هست.
شاگرد: آن وقت این با آن میسازد؟
استاد: ببینید اگر روزه را عمداً خورد و روزه تمام شد، دومی را که میخورد افطار صوم نبوده که کفاره داشته باشد. اینجا مهم است. ایشان فرمودند «ولذا تکرّر الکفارة»؛ با اینکه عمداً خورده هنوز وجوب امساک بهعنوان صیام هست. حالا یک وقت است که میگوییم وجوب امساک تأدباً، اما این حرف محقق نیست. محقق نمیگویند وجوب امساک تأدبا دارد. اتفاقا لازمه اش این است که تکرر کفاره نشود. آن را که همه میگویند. نه، ایشان میگویند بعد از اینکه عمداً خورد، باز وجوب امساک دارد؛ صوما، صیاما، صائماً. از باب صائم بودن وجوب امساک دارد. و لذا اگر دوباره خورد باز «افطر صومه». این فرمایش ایشان بود. تلاش من این است که ببینیم ایشان از صوم بسیط از صبح تا شب چه درکی دارند؟ باید قضا هم بکند ولی میگویند منثلم نشد. این صومی است باقی.
تبعض ماهیت صوم در رویت قبل از زوال
شاگرد: استفاده شما از فرمایش ایشان در مقابل وحید چه بود؟
استاد: ایشان گفتند صیام البعض معنا ندارد. عرض من این است که ما انواعی از شکسته شدن صوم را دیدیم که تبعض صوم به این معنایی که ایشان میخواهند بگویند نیست در آن نقض شده. خب یکی از آنها را صیام قبل از زوال بگیرید. وقتی قبل از زوال دیدند، چندتا فرض ممکن است؟ یکی از آنها همانی است که سید میفرمایند. اگر چیزی نخورده از حالا روزه او شروع شد، نیت روزه هم میکند و برای اول ماه مجزی هم هست. چون اول ماه شروع شده.
ایشان روی مبنایی که بعض الصوم نداریم و باید کل روز صائم باشد، چطور میتوانند حرف سید را رد کنند؟ سید میگویند ما این پنج نوع روزهای که در فقه دیدیم، این هم برای آنها ششمی است. شارع میگوید کل روز را صائم هستی، ولو ده صبح هلال را دیدی، اما کل روز را بهعنوان اول ماه صائم هستی.
شاگرد: تعبیر امساک با صوم تفاوت دارد. یعنی وقتی صوم میگوییم اعم از این نیتی است که میکنم و تروکی که دارم. خب الآن که شما میفرمایید اگر مفطر انجام داد صوم باقی است و لذا هر چه افطار کند کفاره میآید، آن طرفش را هم ملاحظه کنید. یعنی برای هر لحظهای یک نیت دارد؛ یعنی میگوییم تو نسبت به هر لحظه صائم هستی و لذا اگر یک روز را عمداً روزه نگرفتی، میگوییم در لحظات متعدد عدم صیام داشتی؟! به این ملتزم میشوند؟
استاد: نه، ظاهراً محقق به این صورت ملتزم نمیشوند. لازمه حرف ایشان این نیست که اگر کسی از صبح عاصیا و بهطور قطع ناوی صوم نیست، میگوید اصلاً روزه نیستم؛ خب قوام صوم به نیت است. به گردن محقق بگذاریم و بگوییم چون او از صبح نیت کرده که من صائم نباشم، پس از صبح تا شب، به تعداد همه اینها، دارد معاقب میشود. عقاب یک صوم ندارد، عقاب هزاران آنی دارد که در آن آن، عدم ناوی صوم بوده. یک صوم را نگرفته. ظاهراً ایشان در این مشکلی ندارند.
ماهیت اصطناعی صوم در مراتب حکم وضعی و توجیه تبعض در آن
شاگرد: در این نگاه که بسیط حساب کردیم، پس ممکن است کسی بگوید نمیتوانیم به ایشان بگوییم وقتی روزه میگیری ابعاض را روزه میگیری. چون همانطور که اگر روزه نگیری یک روز را نگرفتهای، وقتی هم روزه گرفتی یک روز را گرفتهای، حالا باید ولو بهصورت طولی، احکام وضعی را مد نظر قرار بدهیم تا ببینیم ایشان چطور گفته اگر مفطر را انجام بدهی بطلانی لازم نمیآید. ولو با آن بیانی که حضرت عالی فرمودید پایه اولی صوم از دخول شهر تا آخرش است. صرفنظر از اینکه برای آن زمان بگذاریم.
استاد: یعنی الآن اگر گرفتی یک صیام است. اگر نگرفتی هم یک صیام را نگرفتهای. اما اینکه ما این صیام را چطور تعریف کنیم که اگر چند تعمد اکل داشتی، باز چند افطار کردی یک روزه را. اینجا است که این ثالث مفروض هست یا نیست؟ ایشان میگویند اگر نگرفتهای یک روز را نگرفتهای. اگر گرفتی هم یک روز را گرفتهای. اما اگر یک روزه را چند افطار کردی، چند افطار کردی یک روزه را. این چند افطار تو، واقعاً چند افطار یک روزه است. یعنی روزه با افطار اول پی کارش نرفته. پس ریخت روزه ماهیتی است که میتواند چند افطار در آن محقق شود. ولو اگر نگیری، یک روز را نگرفتهای و اگر هم بگیری یک روز را گرفتهای.
اما روزه چیست؟ شارع ریخت روزه را در مقام امر به آن طوری تصور کرده که در آن چند افطار، برای یک روزه ممکن است. اگر بگویید معقول نیست، خب ابتدا میگوییم معقول نیست. اما اگر تلاش کنیم ببینیم چنین چیزی معقول هست یا نیست، شاید به آن انواع احکام وضعی برگردد که صحبتش شد. چون حکم وضعی، حکمی در مقام اغراض و قیم است. حکم وضعی برای این است که به غرض واصل شویم. شارع مقدس میخواهد بهخاطر منافع و ملاکاتی که در صوم میداند، احکامی تکلیفی و وضعی انشاء کند تا به آن مقاصد خودش برسد. یکی از آن هایی که در این مسیر انشاء میکند ماهیت اصطناعی صوم است. مثل ماهیت اصطناعی صلات. این ماهیت اصطناعی که در این مسیر انشاء میشود، باید ببینیم شارع چطور آن را انشاء کرده که روی فرمایش ایشان به غرضش میرسد. غرض شارع روی فرض ایشان چه بود؟ غرض شارع این است که میگوید یک روز را روزه میگیریم اما یک روزه، طوری است که میتوان چند بار در آن افطار کنیم. نه اینکه وقتی یک مفطر برای آن آمد دیگر تمام شود. من صوم را به این صورت در نظر نگرفته ام. صومی را در نظر گرفتهام که شما میتوانید چندبار در آن افطار کنید. پس باید چند کفاره بدهید. چون صوم طوری است که میتوانید در آن چندبار افطار کنید، پس باید هم چند کفاره بدهید. این حاصل عرض من است. حالا ببینیم اگر این حکم وضعی معقول باشد چطور باید ضوابطش سر برسد.
شاگرد: ماهیتش سیال میشود؟
استاد: باید برای کلمه سیال تعریف ارائه بدهیم. سیال به چه معنا است؟ بله به این معنا میتوان یک قصدی از کلمه سیال کرد. ولی باید ببینیم سیال به چه معنا است. خلاصه نزد شارع این مقبول است که بگوید من روزه را طوری تعریف کردهام که میتوان چندبار آن را افطار کنیم. نه اینکه اگر یک بار افطار کردیم دیگر باطل شود.
شاگرد۲: فکر نمیکنم آقایان در ثبوت و معقول بودنش مشکلی داشته باشند. بالأخره معقول بودنش مشکلی ندارد.
استاد: با فرض اینکه میگوییم یک روزه است. اگر نگیرد یک روزه را نگرفته، اگر بگیرد یک روزه گرفته، اما وقتی افطار میکند با یک افطار، این روزه، از بین نرفته، روزه را طوری در نظر گرفته که میتواند چندبار افطار کند. خب اگر این بین وجود و عدم باشد که معقول نیست. اما در اعتباریات، احکام وضعیه و ملاحظه مراتب وضع - وضع مقوم، وضع مکمل و …- بود، علی ای حال با اینها این فرمایش ممکن است یا نه؟
خب ایشان در عبارت میفرمایند مرحوم مجلسی فرمودهاند که «دلالتها قطعی». البته در کلام مرحوم مجلسی پیدا نشده. یکی از کارهای خوب طلبگی این است که ببینیم ایشان کجا گفته است. شاید امکانات الآن ما بیشتر از وقتی است که کتاب رؤیت هلال چاپ میشده؛ در اینجا دارند که «لم نعثر علیه فی مضامینه». علی ای حال میگویند مجلسی اول فرموده دلالت روایات متواتره بر این قطعی است. قطعی بودن به این معنا که قطعاً این را میگیرد، بله. اما قطعی الانحصار هم هست؟ اگر زنده بودیم فردا میبینیم.
والحمد لله رب العالمین