بررسی اطلاق روایات تبعیت از صوم بلد   شاگرد: مفاد «حین یصوم الناس» این است که اگر حتی به بلد غیر شیعی رفتی و همه فردا را روزه می‌گیرند، آیا ما هم باید تبعیت کنیم؟ ولو حتی علم به خلاف داریم؟ استاد: نه، ظاهراً این نیست. ظاهراً در جایی است که کسی الآن از رؤیت، متمکن نشده و در بلدی است که نمی‌داند چه زمانی ماه است؛ در اینجا است که وقتی در بلدی است که متمکن نیست، وقتی در آن بلد همه روزه گرفتند او مخالفت نکند و استصحاب نکند. 6:51 شاگرد: بلد مسلمانان، نه حتماً شیعه؟ استاد: ظاهراً شیعه نبود. در روایت بود: «إذا كان أهل المصر خمسمائة إنسان» [1] ، «صم حين يصوم الناس و أفطر حين يفطر الناس» [2] . ظاهر مطلب به این صورت بود. شاگرد: حتی با علم به خلاف اشکال دارد؟ چون وقتی به اجراء می‌رسد برای این‌که میقاتیت به هم نخورد، باید تبعیت کند. مثل حج. عده‌ای قائل هستند که حتی با علم به خلاف، مطابق با عامه انجام بدهید. استاد: آن جا شرائط تقیه است، نه صرف معیت. وقتی علم به خلاف دارید که امروز، روز عرفه نیست، به‌خاطر همراهی‌ای که خلافش، خلاف تقیه است یا حداقل قوی است - نه صرف مدارات - معلوم است. اما درجایی‌که کار شخصی خودش است و روزه خودش است… . شاگرد: اطلاق را دارد و چند روایت هم هست. «صم حین یصوم الناس»، «خمسمأة» و … . به‌خصوص این‌که معمولاً عامه در کنارشان بودند. استاد: حرفی نیست. آن چه که قدر متیقن از این چند حدیث استفاده می‌شود این است که شارع بر این شخص مداقه در معاقبه نمی‌کند که چرا فلان نکردی. نه، «صم حین یصوم الناس»؛ من از تو قبول دارم؛ شهر مبارک را که بر تو واجب کردم روزه بگیری، همراه مسلمین بگیر. همه می‌گویند روز اول ماه است و تو هم به نیت روز اول روزه بگیر. مداقه در احراز موضوع از تو نخواسته‌ام. قرار نیست که تو را برای عدم پی‌جویی موضوع، معاقبه و مواخذه کنم بلکه به همین صیام مردم اکتفاء کن. شبیه قبله و محراب مساجد است؛ برای تو اماره بر قبله است؛ یعنی همین که مساجد مسلمین است شما اتکاء می‌کنید. در اینجا هم همین که مسلمین روزه گرفتند تو هم آن روز را روزه می‌گیری. این مسلّم این روایات است. شاگرد: قدر متیقن هست؛ بالأخره هر اطلاقی یک قدر متیقن دارد. استاد: خُب برای این‌که اطلاق سر برسد باید با سائر ادله هم جمع شود. شاگرد: مناسبت میقاتیت، برای این‌که اطلاق باشد خیلی مناسبت خوبی است. استاد: نه، شما فرض می‌گیرید که علم به خلاف داریم. اینجا نمی‌آید چون تقیه ای نیست و کار شخصی است. کما این‌که در همان عرفات و منا هم حسابی می‌گویند اگر علم به خلاف دارد نمی‌شود. یا بلکه حتی اگر علم به خلاف هم ندارد احتیاط می‌کردند. خدا رحمت کند مرحوم آقای فائق را! در تهران بودند. رحمت الله علیه! به منزل حاج آقا برای روضه آمده بودند. بعد که تشریف بردند حاج آقا گفتند ما در منا بودیم، این آقای فائق به خیمه ما آمدند. معلوم شد که می‌خواهند احتیاط کنند. یعنی دوباره از منا به عرفات برگردند و وقوفین را در عرفات و مشعر انجام بدهند؛ می‌خواستند احتیاط کنند چون ماه … . فرمودند ما از ایشان پذیرایی کردیم و یک سیب میل کردند. سیبی میل کردند برای احتیاط رفتند. شاید فرمودند دو روز بعدش بازگشتند و به هم رسیدیم. گفتند من آن سیب را که نزد شما خوردم تا حالا آمدم! حاج آقا می‌فرمودند برای طهارت و … این‌طور کردند. چون آب نیست. کسانی که رفته‌اند می‌دانند. الآن هم که این همه امکانات هست، آب نیست. یک دفعه شد! در آن سال خود سعودی ‌ ها گفتند اشتباه کردیم. همان سال ما مشرف بودیم؛ برای عرفات برگشتیم. غروب که تمام شد و شب که شد، تمام شیرها را باز می‌کنند. یعنی یک شیر آب در آن جا نبود. آن هم با امکانات الآن! باز کرده بودند و برده بودند. حالا آن زمانی‌که حاج آقا فرموده بودند که به طریق اولی این‌طور بود. مرحوم آقای فائق نمی‌توانستند؛ می‌گفتند یک سیب خوردند و این همه راه رفتند. بدون هیچ اکل و شربی احتیاط را انجام دادند و برگشتند. می‌خواهم بگویم تا این حد احتیاطش را انجام می‌دادند، چه برسد با علم به خلاف که دیگر بیش از مسأله احتیاط است. در همان سال هم ظاهراً تنها حاج آقا بودند که نظرشان به اجزاء بود. دیگر صاحبین فتوا، مقلدین خودشان را - ناچار هم بودند - به ایشان ارجاع دادند. من یادم هست؛ مفتین ارجاع دادند و گفتند در این مسأله، امسال به فتوای آیت‌الله بهجت عمل کنید. چون فتوای ایشان بر اجزاء بود و اما فتوای آن‌ها نبود. شاگرد: حتی با علم به خلاف؟ استاد: خودشان اعلام کردند. سال هشتاد و شش بود. خودشان اعلام کردند. به نظرم ذی الحجه را سی و یک روز گرفتند تا تقویمشان هم جور در بیاید! یک روز جلوتر اعلام کرده بودند. منظور این‌که این احتیاط ‌ ها در آن جا هم انجام می‌شود. با این‌که خیلی سخت است و تقیه هم حاکم است. حالا به صومی بیاییم که یک کار فردی است؛ بگوییم شما که علم به خلاف دارید روزه را بخور. آن جا هم که حضرت فرمودند «و الله أن أفطر يوما من شهر رمضان أحبّ إليّ من أن يضرب عنقي» [3] صریح در تقیه است. پس اگر «لا اخاف ان یضرب عنقی» روزه می‌گیرم. نه این‌که چون کل بلد صیام ندارند من نمی‌گیرم. علی ای حال آن اطلاقی که شما می‌گویید فعلاً در ذهن صاف نیست. [1] من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏۲ ؛ ص۱۲۳ [2] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ؛ ج‏۴ ؛ ص۱۶۳ [3] الكافي، ج ۴، ص ۸۳، باب اليوم الذي يشكّ فيه ...، ح ۹