معیار انشاء پایه در نظریه انشائات طولی (36:13) من نکاتی را عرض می‌کنم؛ در این‌که میزان انشائات طولی و اقصر الطرق بودن چیست، آن چه که میزان ما است، ببینید انشاء ثبوتی، ترتب یک حکم برای موضوع خودش قبل از اعلان در ادله است. همانی که می‌گوییم حکم الهی است. پس بنابراین وقتی ما به‌دنبال اقصر الطرق و انشاء ثبوتی هستیم، در آن جا سر و کارمان با موضوع واقعی ثبوتی است. حکم برای آن است. یعنی وقتی شما می‌گویید مثلاً خون نجس است، نمی‌گویید خونی که کسی دیده نجس است. یعنی سراغ موضوع می‌روید تا ببینیم خون چیست که حکم نجاست رویش بیاید. اقتضاء انشاء ثبوتی در این نیست که حالات شخص را در حکم دخالت بدهند؛ بلکه بین طبایع است. بنابراین اگر این را میزان قرار بدهیم، مباحث بعدی زمینه بیشتری پیدا می‌کند.