الف) طبیعی ترین راه
ذیل فرمایش ایشان عرض میکنم؛ وقتی قمر را دیدیم می فهمیم که از تحتالشعاع خارج شده – بنا بر مبنای آقای خویی با چشم عادی - ؛ در یک جا میتوانیم آن را ببینیم. خُب الآن چه کار کنیم؟ یک جا ساعت ده است، یک جا وقت طلوع است، یک جا غروب است، یک جا نیمه شب است، چه کار کنیم؟!
سادهترین راه، دم دستی ترین راه که سخت است، اما طبیعی ترین راه است، این است: سه خط زمانی بود که اینها با هم منطبق نبودند. کم و زیاد داشتند. آن خطهای زمانی را چطور با همدیگر برچسب زنی کنیم؟ طبیعی ترین راه این است که از خارج هیچ چیزی را تحمیل نکنیم. بگوییم تا این لحظه ماه قبلی بود. ثلث باقیمانده ماه شعبان؛ ساعت ده صبح ماه را دیدید، میگویید از طلوع فجر تا ده صبح از ماه شعبان است یا ماه مبارک؟ میگویید ثلث آن، باقیمانده ماه شعبان است و دو ثلثش ابتدای ماه مبارک است. میخواهم بگویم این طبیعی ترین کار است. هیچ حالت حکومت، ادعاء و تصرف و تغییر حکمی نداشت.
خُب این حالت سخت است. شرائط به هم میخورد. تقویم به هم میخورد. ولی خُب یک راه این است. میخواهم راههای ثبوتی را بگویم؛ یعنی حالا که این خطکش ها منطبق نیستند، چطور برچسب زنی کنیم. برچسب زنی منکسر است؛ کسری است؛ عدد صحیح نیست. شما میگویید امروز روز اول است، درحالیکه لزومی ندارد به این صورت بگویید. میگویید ثلث این روز برای پایان ماه شعبان است و دو ثلثش برای ماه رمضان است. یا میگویید دو ثلثش برای ماه شعبان است و یک ثلثش برای ماه مبارک است. خُب این یک فرض است.