مفاد روایت شافعی و بررسی ثبوت هلال با شهادت عدل واحد
روایتی که مانده بود روایت شافعی بود. یک نفر نزد حضرت شهادت داد و در یک نقل آن، حضرت امر به صوم کردند. این امر خیلی بحث داشت که چطور حضرت با یک عدل واحد امر به صوم کردند؟ ظاهرش هم این بود که دیگر ماه شعبان نبود. چون یک نفر به ماه مبارک شهادت داده بود. اینکه حضرت طبق شهادت امر به صوم بکنند، یعنی تشویق میکنند که نیت ماه مبارک بکنید. این را چطور حل کنیم؟ اگر مجال شد فردا بحث میکنیم. این شبهه در نقل شافعی سنگین است. چرا؟ چون در نقل شافعی گویا مفادش این است که حضرت به چیزی که حجیت و شرعیت نداشت، امر کردند که روزه بگیرید. ظاهرش هم صوم شهر مبارک بود. چون شهادت بر شهر مبارک داده بود. بعد هم فرمودند «لان اصوم یوما من شعبان احب الی من ان افطر یوما من شهر رمضان». این را دنبالش فرمودند. نقل شافعی بود. خب اگر اینجا یک نفر گفته اند، امر حضرت به صیام به چه نیتی بود؟ ایا به نیت شهر مبارک بود یا نبود؟ آن چه که من عرض میکنم این است که به نیت شهر مبارک نبود. از کلام خود شافعی شاهد داریم که «امرَ بالصوم»، بهمعنای امر بصیام شهر رمضان بما انه من شهر رمضان نیست. چرا نبود؟ بهخاطر تعلیل خود حضرت که فرمودند «لان اصوم یوما من شعبان». یعنی حضرت صریحاً میگویند من نمیگویم برای ماه مبارک روزه بگیرید. بلکه من میخواهم احتیاط کنم. پس «امر بالصوم» یعنی امر احتیاطی. امری از ناحیه امام به مردم است، برای احتیاط. چون خودشان میگویند «لان اصوم یوما من شعبان»، اگر ماه مبارک بود که غلط بود این را بگویند. لذا معلوم میشود که صبغه امر به این دلیل بود که بهخاطر یک نفر احتیاط را حاکم کردهاند.
خب حالا در اینجا استصحاب کجا میرود؟ وقتی یک نفر شهادت داد، استصحاب میگوید که ماه شعبان است. این امر به صیام و این احتیاط چه برخوردی با استصحاب دارد؟ اگر واجب است به استصحاب عمل کنید، در اینجا این احتیاط با استصحاب قابل جمع هست یا نیست؟ من این را بعداً عرض میکنم. استصحاب موارد متعددی دارد. مجاریای هست که استصحاب جاری میشود، به نحو غیر عزیمتی. راه بر احتیاط را نمیبندد.