تذکری پیرامون مثال «اذا رایت هلال رجب فلا تقاتل و ان بقی منه ساعات»
بحث در صفحه شانزدهم جزوه بود. عطف خاص به عام شده بود. خاص معطوف بود که مورد اتفاق است. صحبت سر قبلی بود که عام «هذا الزمان الجاری» بود. بحث این بود که استظهار از حدیث سر برسد یا نرسد. بحث ما سر این بود. وقتی حضرت فرمودند «کذبوا، ان اهل بطن النخلة حیث رأوا الهلال قالوا قد دخل الشهر الحرام»؛ هلال را دیدیم، هنوز میخواهید ماه نیامده باشد؟! هلال را دیدیم، ماه نیامده باشد؟! این نمیشود. خب اگر به این صورت است: «فإنا اذا راینا هلال رجب مثلاً فلا معنی لان نقول هذا الزمان الجاری و اللیلة الحاضرة»، این مورد استشهاد قطعی حدیث است و «هذا الزمان الجاری» مناط و استدلال است؛ که التعلیل یعمم و یخصص. این آیا سر میرسد یا نه؟
جلسه قبل در آخر مباحثه مطالبی گفته شد. نکتهای را آقا فرمودند. من این تذکر را بدهم، مثالی که عرض کردم تنها مثالی برای استظهار بود، نه بیان حکم شرعی. اینکه گفتم «اذا رایتم هلال رجب، فلا تقاتلوا و ان بقی من النهار ساعات». این مثالی برای بحث فقهی بود. بحثی بود که اگر عرف عام باشد چطور استظهار کنند. و الا فعلاً روی بحث فقهی که شب و روز منقسم میشود، ما مشکلی نداریم. یعنی اگر از مرجعی استفتاء کردند ما مشکلی نداریم که بگوید اگر شما در روز آخر جمادی الثانی، در ساعت دو بعد از ظهر، هلال را دیدید، هنوز مقاتله حرام نیست. نه اینکه این جمله را داشته باشیم، بلکه مساله کلی فقه است. چرا؟ چون تا غروب هنوز ماه جمادی است. امروز هم روز جمادی است، چرا حرام باشد؟! ساعت دو دیدید خب دیده باشید. من مشکلی ندارم فتوا این باشد، البته بدون این جملهای که من گفتهام. من مشکلی ندارم که بگوییم روز جمادی است و دلیل میگیرد. میگوید «کل یوم من جمادی الاخرة یحل فیه القتال»، خب الآن هم یوم است. «کل یوم من رجب» یا «کل لیلة من رجب یحرم فیه القتال»، خب این تکه بعد از ظهر هم که برای یوم قبلی است. فعلاً این برای فضای فقه و استدلال است.
آن چه که من بهعنوان مثال عرض کردم، فرض بود. این فرض که اگر دلیلی وارد شد به این صورت: «لو رأیتم هلال رجب یحرم القتال و ان بقی من النهار ساعات»، یعنی اگر ساعت دو دیدید، در ساعات بعدی هم قتال حرام است. اگر به این صورت باشد، استظهار عرف به چه صورت است؟ از این استظهار به دو تخصیص رفتم و ارشاد به این جمله مفروض که موضوع حرمت قتال شهر حرام است، نه لیلهای از شهر حرام یا یومی از شهر حرام. بلکه این صرفاً یک بحث فقهی مفروض برای استظهار بود.
شاگرد: اگر دلیل به این صورت آمده بود: «ان رأیتم هلال رجب فلاتقاتلوا و ان بقی من جمادی ساعات».
استاد: از حیث بحثی که من داشتم در کلمه جمادی مقداری تفاوت میکند، اما از حیث لبّ بحث تفاوتی نمیکند. در اینجا یعنی جمادی به اعتبار ما کان، ولو دخل الشهر الحرام. یعنی استدلال میگوید چون «رأیتم الهلال دخل الشهر الحرام» ولو روی حساب استیناس، روز، روز جمادی است.
شاگرد: یعنی اسناد ساعات به جمادی را مجازی میدانید؟
5:36
استاد: اگر ساعات جمادی بود، درست بود. اگر «من الجمادی» بگویید، یعنی مجاز جا دارد. اما اگر بگویید «ولو بقی من ساعات جمادی عدة»، درست است. ولی به این صورت نیست. علاوه که تهافت میشود. از طرفی «رایتم هلال رجب» و از طرف دیگر «بقی ساعات جمادی»! یعنی باز مجبور بودید که به آن اضافهای به خرج بدهید.
شاگرد: عرض من همین است. یعنی اگر ما به همین دلیل مراجعه کنیم، حس تهافت نمیکنیم. اینکه شما به ارتکاز گفتید که این دلیل ارشاد میکند نه اینکه تخصیص بزند، عرض من این است که اگر شما با همین لسان هم روبرو شویم تهافتی را حس نمیکنیم. یعنی دارد حرف متفاوتی میزند و متناقض حرف میزند.
استاد: اگر میخواهیم تعبیر کنیم که درست است، ولی ساعات جمادی را باید تاویل کنیم. لذا عرض میکنم… .