تشبیه تشریع به تکوین، مشکل تقریر اول از حکم وضعی صوم
به محض اینکه گفتیم روزه مثل شیشهای است که وقتی آن را خوردی میشکند، یعنی فضای تشریع را به فضای تکوین تمثیل کردهایم. خُب به اصل ادله شرعیه و ارتکازی که از ادله شرعیه داریم، یک چیزی اضافی همراه میشود؛ تشبیه التشریع بالتکوین. آن وقت ناخودآگاه احکام تکوین را بر همین تشریع بار میکنند. یعنی میگوییم روزه ای که خوردی شکست؛ همانطوری که شیشهای که شکست دیگر شکسته است. خُب پس چطور در برخی از موارد شارع میگوید اشکال ندارد؟ میگوییم آن جا دیگر شیشه شکسته اما شارع میگوید من این شیشه شکسته را از تو قبول دارم. ببینید اینجا اشتباه است. در آن تحلیلی که من عرض میکنم، این اشتباه است. یعنی مجبور میشویم به حکومت. چرا مجبور میشویم؟ چون ناخودآگاه تشریع را به تکوین تشبیه کردهایم و میگوییم روزهای که باطل شد، دیگر باطل شده، میخواهید آن را چه کار کنید؟! حکم وضعی بود که حالا از بین رفت. خُب چرا شارع در برخی از موارد میگوید صحیح است؟ به این خاطر که شارع میگوید این روزه که دیگر روزه نیست اما منِ شارع حکومتاً ادعا میکنم- حکومت ادعاء بود - که این صوم است. خُب این یک تحلیل است. تحلیل در این است که چون صوم را به تکوین تشبیه کردهایم، مجبور میشویم بگوییم حکومت دارد. و الا با این توضیحی که من عرض کردم، اگر جلو برویم، دیگر محتاج به حکومت نیستیم. بلکه احکامی وضعیه هستند که در طول هم هستند و منافاتی هم با هم ندارند.