تنبیه اوّل: فرض رؤیت هلال قبل الزوال و عدم رؤیت آن در شب سی و یکم

(34:55) 

 تنبیه اول مربوط به بحث قبلی است. مرحوم علامه فرمودند: در رؤیت قبل از زوال تفصیل می‌دهیم بین این‌که اول ماه باشد یا این‌که آخر ماه باشد. در آخر ماه کاشف از سی ام شوال نیست و باید روزه بگیرید. اما اگر اول ماه باشد سی ام شعبان نیست و باید روزه بگیرید. 

 

 و ينبغي التنبيه لأمور: الأوّل: لو رئي الهلال في أوّل الشهر قبل الزوال و لم ير هلال شوّال ليلة إحدى و ثلاثين وجب صومه مع الصحو و التطلّع؛ لانكشاف الخطإ و إلّا لم يجب، كما لو ثبت بشهادة عدلين. و قال العلّامة في المختلف: يجب صومه مطلقا؛ لأنّ الاحتياط للصوم متعيّن فلا يجوز الإقدام على الإفطار، بناء على مثل هذه الروايات المفيدة للظنّ المعارضة بمثلها. و فيه نظر. [1] 

 

 این تنبیه اول، دنباله مختلف علامه است. یعنی آن عبارتی که از علامه در مختلف خواندیم. علامه می‌فرمایند «اذا عرفت هذا فاذا…». فوری بعد از آن فرموده‌اند. 

 « لو رئي الهلال في أوّل الشهر قبل الزوال و لم ير هلال شوّال ليلة إحدى و ثلاثين »؛ همراه علامه بحر العلوم شدیم و قبل از زوال، هلال را دیدیم، گفتیم روز اول ماه است. حالا سی روز روزه گرفتیم، شب عید فطر، عید فطر است و سی روز تمام شده، هوا هم صاف است و هیچ مشکلی هم نیست. هرچه دقت کردیم ماه دیده نشد که نشد. حالا ماه سی و یک روز می‌شود؟ « وجب صومه »؛ باید سی و یکمی را روزه بگیرید. ماه که سی و یک روز نمی‌شود. می‌گویند: بله ماه سی و یک روز نمی‌شود. می‌فهمیم که روز اول را بی خودی گرفته. «وجب صومه»؛ البته با شرطی، « مع الصحو و التطلّع » ؛ سه فرض دارد. هوا صاف است و ما دنبالش نمی‌رویم. سید می‌فرمایند: اگر هوا صاف بود و دنبالش نرفتید و به رؤیت قبل از زوال در اول ماه روزه گرفتید خوب است. فردا را می‌توانید روزه را نگیرید. اگر هوا صاف نبود و ابری بود، باز روزه نگیرید. چون اول ماه قبل از زوال دیده‌اید و سی روز هم روزه گرفته‌اید. تنها در یک صورت است که در اول ماه قبل از زوال دیدید و غروب سی ام هم هوا صاف است و هم به دنبالش می‌روید و استهلال می‌کند و نمی‌بینید. اینجا می‌فرمایند: باید سی و یکم را روزه بگیرید. « مع الصحو و التطلع »؛ هوا صاف است و به دنبالش می‌روید و استهلال می‌کنید اما نمی‌بینید. اینجا صوم روز سی و یکم واجب است. 

 « لانكشاف الخطإ »؛ فهمیدید که اشتباه کرده‌اید. « و إلّا »؛ اگر هوا صاف نبود و ابری بود. یا این‌که صاف بود ولی شما استهلال نکردید، مکاشفه نشده و طبق همان اماره ای که دارید و برای شما حجت بوده عمل می‌کنید. «لم يجب». 

 «كما لو ثبت بشهادة عدلين»؛ اول ماه دو عدل آمدند و گفتند ما ماه را دیده‌ایم. روز سی ام شد و شب سی و یکم رفتید دیدید ماه نیست. می‌گویند اگر هوا صاف است و تطلع می‌کنید، معلوم می‌شود که آن عادل ها اشتباه کرده بودند. انکشاف خطای آن‌ها می‌شود وباید روزه بگیرید. اما اگر دو شاهد شهادت دادند و شب سی و یکم هم هوا ابری بود کافی است. شما حجت داشتید. دو شاهد عادل بود. یا هوا صاف بود و شما دنبالش نرفتید، این هم کافی است. اول ماه حجت داشتید و به دنبالش نرفتید. دیگر واجب نیست. این فرمایش سید است. 

 «و قال العلّامة في المختلف»؛ همین‌جا به‌دنبال تفصیلشان فرموده‌اند: « يجب صومه مطلقاً »؛ می‌گویند اگر شب سی و یکم هلال مطلقاً دیده نشد؛ مطلقاً، عبارت سید است. در مختلف نیست. در مختلف فرموده‌اند: «ان لم یر هلال شوال لیلة احدی و ثلاثین وجب صومه ان کان هذا الفرض ممکنا»؛ از این بحث می‌کنیم. «او حصلت علة»؛ یا هوا ابر بود یا چنین فرضی ممکن شد. یعنی آیا ممکن هست یا نیست؟ 

 « لأنّ الاحتياط للصوم متعيّن فلا يجوز الإقدام على الإفطار، بناء على مثل هذه الروايات المفيدة للظنّ المعارضة بمثلها. و فيه نظر »؛ در مبنای ایشان چرا می‌فرمایند: «فیه نظر»؟ وجوه و محتملاتی هست. ان شاءالله تأمل کنید.  

 

 [1] رؤيت هلال، ج‌۳، ص: ۱۹۸۶