مسأله انکسار نور و قاعده من ادرک در نماز صبح (29:52) هر وقت در اینجا مسأله انکسار پیش می‌آید، به یاد آن حرف می‌افتم که گویا روایت فقط می‌گوید اگر یک رکعت از نماز صبح را درک کردی، بقیه اش را اداءاً بخوان. خُب خورشید در آمده یا نیامده؟ در رکعت دوم در می‌آید. در رکعت دوم که در می‌آید، نه شما بخوان، هنوز در نیامده است! علی ای حال صاحب حدائق فرموده‌اند این فقط برای نماز صبح است. حالا فتوایشان بود یا نبود یادم نیست، حرفشان یادم هست. این تذکر برای ایشان است. شاگرد : دلیلش هم خوب است. چون خورشید واقعی را می‌گوید. در مغرب نمی‌شود. چون بالعکس شده و نمی‌توان نماز عصر را ادامه داد. استاد : بله، وقتی در مغرب زیر افق می‌رود مدتی است که خورشید پایین رفته است. هر وقت این بحث پیش می‌آید یاد فرمایش ایشان می‌افتم. علی ای حال ایشان فرموده‌اند همه چیز مربوط به ناظر است و خورشید هم این‌چنین است. حالا شما در «غربت الشمس» چه می‌گویید؟ مردم باید ببینند. خُب ببینید آیا فرمایش ایشان با بحث ما یکی است؟ چون الآن خورشیدی که ما می‌بینیم میزان طلوع و غروب است، پس همه جا اهلال برای بلد است؟ اهلال هلال هم باید در خود بلد باشد. مثل این‌که طلوع و غروب برای افق است. آیا قیاس این دو به هم سر می‌رسد؟! آن چه که عرض من است، چند دور رفته و برگشت شده است. در انجمن هم گذاشته‌اند. من هم در فدکیه می گذارم تا ملاحظه کنید. اگر خواستید زودتر ببینید همه فرمایش ایشان در انجمن هست. خُب حالا تصور کردیم؛ چون خورشید به این صورت است که به آن چه که چشم ما می‌بیند ناظر است، پس هلال هم ناظر به چیزی است که چشم ما ببیند؟! بین این دو ملازمه ای هست یا فرق هست؟!