حرکت، جزء لایتجزای عالم در کلام مرحوم راشد   پس مبنا این شد: الآن در عالم خودمان خدای متعال این عالم را از اجزای لایتجزی‌ای از آن آفریده که آن آن را در این عالم نمی‌توانید بشکنید. ولو خیلی ریز باشد. یک میلیاردم ثانیه ما باشد. خب باشد. من در این مشکلی ندارم. بگویید یک ثانیه را یک میلیارد قسمت بکن، یک میلیاردم ثانیه آن «آن»، پایه ما است. من در این ریز بودنش مشکلی ندارم. اما نمی‌توانید تا بی‌نهایت بروید. این عرض من است. یعنی نمی‌توانید بگویید یک تیک ما که یک قطعه زمانی است، قابل انقسام تا بی‌نهایت است و همچنان زمان عالم ما است. این نمی‌شود. شما به یک جایی می‌رسید که طول موج پایه حرکت راسم این زمان، دیگر قابل تقسیم نیست. زمان، حاصل شد یک حرکت است. حرکت مقومی دارد. آن چیست؟ بحث‌های متعددی دارد. مرحوم آقای راشد کتابی به نام دو فیلسوف شرق و غرب. کتاب جیبی بود. از چیزهایی که ایشان در آن کتاب گفته‌اند و هر کسی بخواند می‌بیند مطلب جدیدی است، این بود که فرموده‌اند: بین حکما بحث شده بود که عالم از چه چیزی تشکیل شده است. جزء اصلی عالم چیست. ایشان از ارسطو و … گفته‌اند و در آخر کار به نظریه اخیر رسیده‌اند، می‌گویند اصل عالم، حرکت است. نگویید ذره، انتظام و اتصال است. اصلاً این‌ها را نگویید بلکه اصل عالم حرکت است. ایشان برای خودشان در آن جا فضای خوبی را باز کرده بودند. یعنی چه که اصل عالم حرکت است؟ مطلبی است. باید به‌دنبال آن رفت. 29:58 این چیزی که من عرض کردم به یک گونه دارد آن را توضیح می‌دهد. یعنی اصل هر عالمی، نوع و مزاج حرکت همان عالم است. خدای متعال می‌تواند بی‌نهایت عالم آفریده باشد و آفریده است. «ربّ العالمین» است. اما هر عالمی را روی یک عنصر پایه آفریده است. آن عنصر پایه را اگر بخواهید از آن عالم بشکنید دیگر آن عالم نیست. خدا بنای آن عالم را بر این عنصر پایه قرار داده است. نشکن است. آن زمان نشکن، ذره نشکن، حرکت نشکن. یعنی جزء لایتجزای تکانه و پیشرفت و حرکت است.