استظهار صوم تکلیفی از روایت اسحاق بن عمار
استاد: من منتظر بودم در فرمایشات شما احتمال دیگری هم بیاید. حاج آقا میفرمودند در مباحثه کافر ماجرایی هم میشود. یعنی احتمالاتی را میدهد که … .
من میخواهم یک مقابله ای درست کنم. در تاریخ متعدد آمده بود که عدهای از مسلمین در سیام ماه مبارک وسط روز هلال را دیدند، چه بعد از زوال و چه قبل از آن، لذا روی حساب خودشان روزه را خوردند. تا هلال شوال را دیدند روزه را خوردند. به چه استناد کردند؟ «صم للرویه و افطر للرویه». خب در اینجا مقابلش «صم للرویه» است. این روایت میخواهد بگوید اگر هلال را دیدی از حالا به بعد دیگر نمیتوانی بخوری. «صومه» یعنی درست است که از صوم یک حکم وضعی در ذهن است که از طلوع فجر تا غروب است که روزهای متعارف شرعی است، و الّا ما میتوانیم صومی تکلیفی –نه وضعی- داشته باشیم. صوم تکلیفی یعنی چه؟ یعنی اینطور نیست که از طلوع فجر تا غروب، چیزی بخوری باطل شود، نه؛ صوم تکلیفی یعنی وقتی رؤیت کردی دیگر صائم هستی. صائم هستی یعنی دیگر از حالا به بعد نمیتوانی بخوری. قبلش خورده باشد چه؟ روزه روزهای دیگر است که اگر قبلش خورده باشی باطل میشد، اما امروز چون هنوز هلال نبود روزه ای هم نبود، الآن هم که دیدی حالا تازه شروع شده.
شاگرد: ظاهر «اتم صومه» این است که روزه ای که بودی را ادامه بده. نه اینکه از الآن دیگر چیزی نخور.
شاگرد۲: قبلش نخورده ایم و امساک کردهایم و از این به بعد باید روزه بگیریم.
استاد: اینکه درست است. اگر چیزی نخورده باشیم که خیلی خوب است.
شاگرد۳: در آن زمان غالب این بوده که یوم الشک را میگرفتند، حضرت دارند آن را مدیریت میکنند. یوم الشک را روزه میگیرد و «لاتصم» به نیت ماه مبارک.
استاد: خیلی وقت ها «فاتموا»که گفته میشود میخواهند پایان را بگویند. نه اینکه قبلی داشته. شاهدش آیه شریفه است: «وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ»[1]. قبل از خیط ابیض روزه بودید یا نبود؟ نه. بعد میفرمایند «ثم اتموا الصیام الی اللیل»، من که قبل از خیط ابیض روزه نبودم. چرا آیه میفرماید وقتی خیط را دیدی حالا روزه را تمام کن؟ چون این «اتموا الی اللیل» دارد پایان را میگوید. حالا حضرت میفرمایند «فاتم صومه الی اللیل»، یعنی حالا دیدی؛ الآن دیگر شروع شد و تمامش کن. یعنی دیگر مبادا بین روز بخوری.
شاگرد: آیه شریفه یک ابتدائی دارد که بعد انتهائی دارد.
استاد: در اینجا هم ابتدا دارد. ابتدائش رؤیت است.
شاگرد: در اینجا قرائنی هست که وقتی روزه نبوده معنا ندارد روزه بگیرد. وقتی شما چیزی خوردید دیگر اتمام روزه معنا ندارد.
[1] البقره ۱۸۷