استظهار سید بحر العلوم از روایت اسحاق بن عمار
وجه الاستدلال أنّه عليه السّلام أمر بإتمام الصوم إذا رئي الهلال وسط النهار، و ذلك لا يصحّ على القول المشهور؛ إذ لا اعتبار بالرؤية نهارا على هذا القول، سواء في ذلك الرؤية في الوسط أو في أحد الطرفين. و أمّا على القول باعتبار الرؤية قبل الزوال فيصحّ الحكم بإتمام الصوم إذا رئي في الوسط؛ لأنّه و إن نقص، تضمّن جزء ممّا بعد الزوال؛ لكون المراد منه الوسط العرفي، و هو مجموع الجزأين الحافّين بالآن الفاصل بين النصفين، إلّا أنّه يجب تخصيصه بالجزء الواقع قبل الزوال؛ لأنّ الرؤية بعد الزوال غير معتبرة إجماعا، و متى ثبت اعتبار الرؤية قبل الزوال في الجملة ثبت اعتبارها مطلقا؛ إذ لا قائل بالفصل. و إنّما اقتصر على ذكر الوسط مع عموم الحكم لما قبل الزوال؛ لأنّ اعتبار الرؤية فيه يستلزم اعتبارها قبله بطريق أولى، و لحصول التنبيه به على منتهى ما يعتبر رؤيته نهارا، كما لا يخفى. هذا، و قد قيل لتوجيه الرواية بحيث ينطبق على القول المشهور و جهان:… .[1]
«وجه الاستدلال»؛ استدلال به صحیحه اسحاق بن عمار به اینکه وقتی قبل از زوال دیدید، این روز برای ماه جدید است. ماه مبارک شروع شده ولو دیشب هلال را ندیدید.
«أنّه عليه السّلام أمر بإتمام الصوم إذا رئي الهلال وسط النهار و ذلك لا يصحّ على القول المشهور»؛ قول مشهور این بود که باید در وقت غروب هلال دیده شود و اگر آن را ندیدند تمام میشود. کما اینکه در اسألة مدافع قول مشهور بودند.
«إذ لا اعتبار بالرؤية نهارا على هذا القول»؛ در این قول مشهور به دیدن در روز، اعتباری نیست. دیشب ندیدید، امروز هم که میبینید فایدهای ندارد.
«سواء في ذلك الرؤية في الوسط أو في أحد الطرفين»؛ حضرت فرمودند «وسط النهار»، نفرمودند «احد طرفی النهار». چه «وسط» و چه «احد طرفی النهار» باشد، مشهور کلاً رؤیت در روز را قبول ندارند و آن را برای دخول شهر مجزی نمیدانند. و حال اینکه این روایت بهطور واضح میفرماید «اذا رایته وسط النهار فاتم صومه الی اللیل». یعنی حضرت دارند حکم ماه مبارک و وجوب اتمام صوم را بر او بار میکنند. ظهور امر در وجوب است.
منظور من این است که لسان این روایت به این صورت است. فعلاً نگفتم دلیل است. عرض کردم توافق دارد با اینکه ایشان میگویند قطعاً غلط است. چون نصف کره روز است قطعاً غلط است که شروع آن از روز باشد. نه، این روایت میفرماید اگر وسط روز دیدی ماه شروع شده و تا لیل اتمام کن.
شاگرد: اگر احکام صوم و بدایة الحساب را جدا کنیم، موافقت و مخالفت این روایت مطرح میشود؟
استاد: نه. لسانش را عرض کردم. ولذا گفتم دلیل نیست. اگر میگفتم دلیل است، شما میگفتید دلیل نیست. میتوانم بگویم وقتی وسط روز دیدید ماه شروع شده اما حکومتا میگوییم از دیشب حساب کن. و لذا میگویم دلیل نیست.
شاگرد: حتی حکومتا هم نباشد، بدایة الحساب آن یک چیز است و حکم صوم یک چیز دیگری است.
استاد: ببینید صوم، لازم تحقق موضوع است. باید امروز روز اول ماه مبارک شود تا موضوع وجوب، محقق شود. لذا حضرت امر به اتمام کند. خُب وقتی ما وسط روز دیدیم حالا چه کنیم؟
شاگرد: یعنی کاری نداریم که کاشف از شب باشد. ممکن است رؤیت قبل از زوال، هم کاشف از شب باشد یا اینکه مناط زوال باشد. یعنی با هر دو میسازد.
استاد: و لذا عرض کردم نمیتوان گفت: آن جایی که روز است قطعاً نمیشود که ماه از آن جا شروع شود.
شاگرد٢: شاید این روایت مطلق نباشد. چون به قرینه صدر روایت، بحث سر این است که هوا ابری است. ولی چون مانع داشتند حضرت فرمودند اگر وسط روز دیدی روزه را تمام کن. اما اگر مانعی نباشد و ندیده باشند این حکم جاری نیست. یعنی این مورد خصوصیت دارد درجاییکه بهخاطر مانع در شب قبل ندیدند. نه اینکه هر موقع وسط روز ماه دیده شد، کافی باشد.
شاگرد۲: اصلاً معلوم نیست که ذیل روایت بیست و نهم شعبان باشد، بلکه برای آخر ماه رمضان است.
استاد: در این روایت سه قول است. لذا من اول گفتم بر اساس مختار سید، به این صورت است.
یکی مرحوم شیخ الطائفه در تهذیب این روایت را آوردهاند و فرمودهاند این روایت امر مستحبی برای اتمام صوم شعبان تا شب است. یعنی رؤیت روز فایدهای ندارد. ایشان گفتند «اذا رایته وسط النهار فاتم بانه من شعبان ندبا الی اللیل». مرحوم شیخ به این صورت معنا کردهاند. مرحوم سید بحر العلوم این را نمیپذیرند.
استادشان مرحوم وحید بهبهانی میفرمایند ما قرینهای داریم که «اذا رایته وسط النهار» برای پایان ماه مبارک است. «اذا رایته» یعنی هلال شوال را در پایان ماه مبارک در وسط نهار دیدید، «فاتم الصوم». خُب استصحاب دارید که سیام ماه مبارک است و روز فایدهای ندارد. اگر روز سیام ماه هلال را دیدید روزه را تا لیل اتمام کنید. این را مرحوم وحید فرمودند که باز سید آن را قبول نمیکنند. نه از شیخ و نه از استادشان.
شاگرد: ایشان در متن عبارت «شعبان» را چه کار میکنند؟
استاد: میفرمایند ذیل اصلاً برای شعبان نیست.
شاگرد: یعنی صدر و ذیل دو مطلب مستقل است؟!
استاد: مرحوم سید همین اشکال را میگویند. به عبارتشان میرسیم. بیش از یک صفحه بحث کردهاند. لذا اولی که شروع کردم گفتم بر اساس مختار سید بحر العلوم به این صورت است. چون وقتی میگوییم فقیهی یک مختاری دارد یعنی در فضای علمی و در پیشبرد استدلال، نمیتوانیم بگوییم قطعاً باطل است. منظور من این بود. علی ای حال سید بهعنوان یک فقیه بزرگ فتوا میدهند. و همچنین این روایت دلیل بر این نیست که وسط نهار نیست، اما موافق هست. همه عرض من این است که وقتی شما این روایت را میبینید، اگر کسی مختار سید را بگیرد و وسط النهار را طوری معنا کند که فرمایش آقا(یکی از شاگردان) هم نباشد که بگوییم چون غیم بوده اینطور گفتهاند، موافق هست.
این روایت خیلی سؤال دارد. من بهعنوان اینکه بحث در ذهن شریفتان بیاید مطرح کردم. و الا ابتدا و انتهای این روایت خیلی سؤال هست.
شاگرد: امکانش هست که چون ابر بوده و در غروب ندیدم، هلال را در روز ببینیم؟ یعنی هم امکان رؤیت ماه در غروب باشد و هم در وسط نهار؟
استاد: اینکه اظهر است. مثلاً الآن غروب قم است وجمعه شب است. ممکن است هلال را ببینید، یا حتی آن را دیدید، صبح شنبه قبل از زوال اگر شرائطش فراهم باشد، راحتتر از دیشب آن را میبینید. چون از دیشب تا صبح ما، هلال ضخیم تر شده است.
شاگرد: علی القاعده باید غروب فردا آن را ببینیم.
استاد: روز هم در آسمان هست و دارد میآید. چون نور زیاد است ما آن را نمیبینیم. وقتی در غروب قم هلال را دیدیم، بعد از خورشید، چقدر طول کشید که ماه غروب کند؟ فرض میگیریم بیست دقیقه. یعنی وقتی خورشید غروب کرد، در بالا افق هلال را دیدیم و بیست دقیقه بعد هلال بهدنبال شمس زیر افق رفت. فردا صبح وقتی در طرف مشرق نگاه کنیم اول خورشید بیرون میآید، بیست و دو-سه دقیقه بعدش، هلال بیرون میآید. یک مقداری اضافه شد. در غروب بیست دقیقه بعد غروب کرد اما وقتی میخواهد بعد از شمس طلوع کند فاصله اش بیشتر است. فرض میگیریم بیست و پنج دقیقه بعد از طلوع شمس بیرون میآید. اگر شما جای آن را بدانید و شرائط، مناسبت داشته باشد، هر چه بالاتر میآید بهدنبال شمس لحظه به لحظه هلال ضخیم تر میشود و دارد فاصله میگیرد.
به این میگویند حرکت به توالی. حرکت علی خلاف توالی، حرکتی از شرق به غرب است؛ حرکت اولی. حرکت ثانیه که میگویند یعنی حرکت به توالی. توالی یعنی توالی بروج. یعنی حرکتی که به ترتیب حَمَل و ثور و جوزا میرود. و برعکس است. یعنی حرکتی از غرب به شرق است. ولو آهسته است. شما نمیتوانید سریع آن را با چشم ببینید. چند روز باید رصد کنید تا آن را ببینید.
هلال یکی از آنها است. امروز میبینید هلال بیست و دقیقه بعد از خورشید غروب میکند. فردا که میروید ببینید، میبینید بیست و دقیقه شده چهل دقیقه. یعنی قمر از شمس فاصله گرفته و از غرب به طرف شرق حرکت کرده است. به این حرکت به توالی میگوییم. یعنی جای برج هایش هم عوض شده است. در شمس به این زودی یک برج عوض نمیشود. سی روز طول میکشد تا شمس مثلاً از برج عقرب به برج قوس برود. اما در قمر اینطور نیست، با فاصله دو روز و نیم، یک برج را میرود. سریع از غرب به شرق میرود.
«اذا رایته وسط النهار فاتم…»، حالا ببینیم خود سید چطور معنا میکنند. عبارت سید را بخوانیم.
«و أمّا على القول باعتبار الرؤية قبل الزوال»؛ ولو قطع داریم که دیشب نبوده. بر خلاف فرمایش شما( یکی از شاگردان)؛ شما فرمودید چون حدیث دارد «یغم علینا»، مربوط به مورد غیم است. اما مرحوم سید برای مختار خودشان شش حدیث آوردهاند که این یکی از آنها است. درحالیکه در روایت عبید و حماد تعبیر «یغم علینا» را نداشت.
«فيصحّ الحكم بإتمام الصوم إذا رئي في الوسط»؛ میگوییم اگر هلال را وسط نهار دیدی، اگر روزه هستی و ماه مبارک را نخوردی باید روزه بگیری.
«لأنّه و إن نقص»؛ کلمه «نقص» تنها در کتاب رؤیت هلال آمده است. در هیچ نسخه خطی ای نیست. در دو نسخه خطی که داریم، نیست. امسال عرض کردم دو نسخه از مصابیح سید رضواناللهعلیه در کتابخانه مجلس هست. شماره آنها ١۶٣٣٣ و دیگری ١۶۴١٣ است. در هیچکدام از اینها کلمه «نقص» نیست. احتمال نزدیکی که به ذهنم میآید این است: وقتی داشتند کتاب رؤیت هلال را جمعآوری میکردند به ماشین نویس گفتهاند از مصابیح سید که خطی بوده تایپ کن. ایشان به اینجا رسیده و گفته آیا «نقص» است یا «تضمن»؟ هر دو را نوشته تا بعداً برگردد و ببیند کدام یک از آنها است تا تصحیح کند. تنها احتمال همین است. تایپیست هر دو را نوشته تا برگردد و تصحیح کند اما فراموش کرده. و الا «نقص» نیست. آن را خط بزنید. «تضمن» هم در نسخههای خطی خیلی روشن است.
«لانه و ان تضمّن جزء ممّا بعد الزوال…»؛ سید میفرمایند وقتی حضرت میفرمایند «اذا رایته وسط النهار»، کلمه «وسط» عرفی است. مثلاً از ساعت یازده صبح تا یک بعد از ظهر میشود؛ یا از ساعت ده صبح تا دو بعد از ظهر. وسط عرفی به این صورت است. یک مقداری قبل از زوال و یک مقداری بعد از زوال، وسط عرفی میشود.
یادم نیست کدام جلسه بود. برای وسط، دو یا سه معنا گفتیم. یک احتمال این است که «وسط» مقابل قبل و بعد باشد. قبل النهار، بعد النهار، وسط النهار. حتی اگر ساعت شش صبح باشد، میگوید در میانه روز، در وسط روز، دزدی کرد. اینکه وسط میگوید منظورش این نیست که حتماً ساعت یازده و ده صبح است. منظورش این است که روز شده است. این «وسط» مانعی ندارد. چون مقابل قبل النهار، بعد النهار است. البته سید این معنا را نگرفته اند.
«وسط»ی که ایشان معنا میکنند اندرون خود نهار است. مقابل اول النهار، آخر النهار. مضاف الیه همه آنها نهار است. میگوییم خُب جناب سید، طبق این معنا کلمه «وسط»، بعد از ظهر را هم که میگیرد. میگویند اینجا قرینه لبیه قطعیه اجماع را داریم که اگر بعد از زوال دیده شد فایدهای ندارد و امر به اتمام ندارد؛ دیگر گذشت. پس معلوم میشود برای قبل از زوال است. سید می فرماید: آن نصف وسطی که برای بعد از زوال میافتد به اجماع تخصیص میزنیم.
خُب تا صبح را چه کار میکنید؟! شما به اجماع، بعد از زوال را بیرون کردید، و کلمه «وسط» مقداری از بعد و قبل از ظهر را میگیرد؛ مثلاً ساعت ده صبح. خُب اگر ساعت هفت صبح دیدیم چه میشود؟ میفرمایند اولاً قول به تفصیل نداریم. هر کسی قبول کند که قبل از زوال مجزی است، تا صبح را هم قبول دارد. عدم قول به تفصیل هست. علاوه که به طریق اولی، برای صبح ثابت میشود. یعنی وقتی ساعت ده و یازده مجزی بود، رؤیت در ساعت هفت صبح بالاولویة مجزی است. چون هلال دارد روشنتر میشود و بالاتر میآید و ضخیم تر میشود.
«لانه و ان تضمّن جزء ممّا بعد الزوال لكون المراد منه الوسط العرفي، و هو مجموع الجزأين الحافّين بالآن الفاصل بين النصفين»؛ آن فاصل بین دو نصف، زوال ظهر است. وسط هم طرفین آن میشود. دو ساعت این طرف و دو ساعت آن طرف.
«إلّا أنّه يجب تخصيصه بالجزء الواقع قبل الزوال؛ لأنّ الرؤية بعد الزوال غير معتبرة إجماعا، و متى ثبت اعتبار الرؤية قبل الزوال في الجملة»؛ یعنی وسطی که یک یا دو ساعت قبل از زوال است، «ثبت اعتبارها مطلقا؛ إذ لا قائل بالفصل»؛ کسی نگفته اگر ساعت ده صبح دیدید مجزی است و اگر هفت صبح دیدید مجزی نیست. خُب چرا حضرت «وسط» فرمودند؟
«و إنّما اقتصر على ذكر الوسط مع عموم الحكم لما قبل الزوال؛ لأنّ اعتبار الرؤية فيه»؛ در آن دو ساعت به ظهر، «يستلزم اعتبارها قبله بطريق أولى». وقتی ساعت یازده صبح دیدید میگویید مجزی است، خُب اگر ساعت هفت صبح ببینید که در ساعت یازده هم به طریق اولی میبینید. چون هفت صبح آن را دیدهاید و از تحتالشعاع بیرون آمده است. الآن هم که ساعت یازده است اگر آن را دنبال کرده باشید میبینید.
شاگرد: اولویت به چه صورت شد؟
استاد: ببینید الآن قم مشرف هستید. وقتی خورشید طلوع کرد، یک ساعت بعد از طلوع آفتاب دیدیم هلال بیرون آمد، این مجزی هست یا نیست؟ اینکه وسط النهار نیست. این اول نهار است. سید میفرمایند الآن که دیدید با اینکه یازده صبح ببینید، هفت صبح که بر او اولویت دارد. چون وقتی طرف صبح دیدید که هلال از افق بیرون آمد تا ساعت یازده دارد ضخیم تر میشود. دارد عمر هلال بیشتر میشود؛ از خروجش از تحتالشعاع بیشتر فاصله میگیرد. پس وقتی ساعت یازده مجزی بود به طریق اولی در ساعت هفت مجزی است.
شاگرد: ساعت هفت که عمر هلال کمتر است؟
استاد: اگر ساعت یازده ببینید نمیتوانیم بگوییم حتماً ساعت هفت هم میدیدید. چون شاید اصلاً از تحتالشعاع بیرون نیامده بود. اینکه اصلاً اولویت ندارد. سید این طرف را میگویند. میگویند وقتی هفت صبح دیدید به طریق اولی یازده هم میبینید. و چون روایت میگوید ساعت یازده مجزی است پس اگر هفت هم ببینید به طریق اولی مجزی است.
شاگرد: چون روایت میگوید رؤیت های ساعت یازده مجزی است، پس به طریق اولی رؤیت های ساعت هفت هم مجزی است.
استاد: بله، چون وقتی ساعت هفت هلال را دیدید، پس به طریق اولی در ساعت یازده آن را میبینید.
«و لحصول التنبيه به»؛ چرا حضرت وسط را فرمودند؟ وجه دیگری بیان میکنند: «على منتهى ما يعتبر رؤيته نهار»؛ تا چه زمانی میتوانید هلال را ببینید و بگویید صوم امروز واجب است؟ منتهای آن وسط است. و الّا طرف صبح که معلوم است. پایان وقتی که مجزی است وسط است. یعنی دیگر آخر نهار نه، وسط نهار. اگر به طرف آخر برود مجزی نیست.
شاگرد: اگر ساعت هفت ببیند به طریق اولی یازده میبیند، ولی هر چه به طرف زوال برود هوا خیلی روشن است و هلال دیده نمیشود.
استاد: نه، اینکه روشن است یعنی نور مانع دیدن است. ولی قابلیت رؤیت قطعی است.
«هذا، و قد قيل لتوجيه الرواية بحيث ينطبق على القول المشهور و جهان…»؛ یکی قول شیخ الطائفه را میآورند و یکی هم قول استادشان را.
[1] همان