مسلّم نبودن نسبی شدن شروع ماه در کل کره در بیان مرحوم خوئی
صفحه هشتم کتاب «اسألة» بودیم. فرمودند: بهخاطر اینکه نصف کره زمین روز است، لازم میآید که شروع ماه از روز باشد. و این غیرصحیح است قطعا. یعنی استادشان و خودشان مطلبی را قبول کردند و آن این بود که خروج قمر از تحتالشعاع در یک لحظه است. لحظهای که برای کل کره یکی است. این تفاوتی نمیکند. مثل لحظه تحویل سال است. این را پذیرفتند و گفتند لازمهای که استاد ما بر آن متفرع کردند را قبول نداریم. ایشان گفتند پس شروع ماه برای کل کره یکی است.
اما ایشان میفرمایند ملازمه ای بین اینها نیست. چرا؟ در اینجا نیز استاد با ما شریک هستند؛ یعنی لحظهای که قمر از تحتالشعاع خارج میشود، نصف کره زمین روز است، اگر از همان لحظه، ماه شروع شود معنایش این است که در جاهایی که روز است ماه از روز شروع شود. بعد فرمودند این درست نیست. برای فرمایش خودشان دو روایت شاهد آوردند. یکی روایت حماد بود؛ حضرت فرمودند «اذا رئی قبل الزوال فهو للیلة الماضیة»، دومی هم روایت ابن یزید بود: «کذبوا ان اهل بطن النخلة لما راوا الهلال قالوا قد دخل الشهر الحرام».
من عرض کردم آیا این مسلم است که بگوییم استاد ما چارهای ندارند؟! چون دنباله این بیان نسبیت را به گردن استادشان گذاشتند. گفتند حالا که نصف کل کره روز است و حالا که نمیشود اول ماه از بین روز شروع شود پس شما ناچار از نسبیت هستید. یعنی آنهایی که روزشان است دیگر گذشت. ولو هلال شده اما آنها نمیتوانند شهر جدید حساب کنند.
خُب سؤال ما این بود که آیا این مسلم است؟! یعنی وقتی هلال دیده شود و نصف کره زمین روز است، نمیتوانند اول ماهشان را از وسط روز بگیرند؟! این مسلم هست یا نه؟! سؤال ما این بود. تعبیر روایت عبید این بود: «اذا رئی قبل الزوال فهذا الیوم من الشهر الآتی»؛ نگفتند برای دیشب است. فرمودند وقتی قبل از زوال هلال را دیدید امروز برای ماه جدید است. اما اگر زوال شد و روز نصف شده و بعد از زوال دیدید، امروز برای شهر گذشته است. امروز دیگر گذشت. از صبح تا ظهر برای ما ماه شعبان بود. حالا ظهر شده و میخواهد به ماه مبارک برگردد؟ نمیشود. چون زوال گذشت. اما اگر قبل از زوال است، بله، قبل از زوال ماه دیده شد، پس امروز از شهر مبارک است و دیگر سیام ماه شعبان نیست.