تفکیک حیثیات مستلزم درک فقه نظاممند
وقتی نگاهی که گفتم به ذهنتان آمد و حیثات جدا شد، حالا دیگر کل مسائل صوم در ذهنتان نظم پیدا میکند. این حکم وضعی برای رده اول و به جلیل نظر است. اول به جلیل نظر میگویید وضع و تمام، اما وقتی فروعات کثیره را دیدید و این حیثیات در ذهن شریفتان جدا شد، آن وقت میبینید که احتمالش صفر نیست که تکلیفی برای صوم بیاید بهنحوی که از بخشی از نهار را بگیرد. هر چند فعلاً در استظهار از حدیث روی حساب جلیل نظر احتمالش صفر است. من هم حرفی ندارم. ولی از نظر مجموع صفر نیست.
شاگرد: ظرف صوم از اول صبح تا غروب است، مثالهایی که شما میزنید مطالبی است که در روایات استثناء میزنیم.
استاد: شما میگویید ما یک چیزی داریم که اگر روایت خلاف آن باشد، آن را تخصیص میزنیم. من میگویم اگر شما روایت را در یک مجموعه ببینید میبینید تخصیصِ خلاف ضوابط آن کلی نیست، بلکه شما کلی را بد درست کردید. یعنی اگر نظم کلی را در ذهنتان طوری بچینید، میبینید هر روایتی جای خودش است. اما وقتی نظم را مضیق میچینید، مجبور میشوید بگویید «نقتصر علی مورده» و متعبد شویم.
و حال آنکه فقه یک نظامی دارد. تخصیص هایش هم روی نظام است. حالا میگویید اول دارد، خب حضرت میفرماید قمر که آمد و شهر شروع شد؛ «صم للرویه و افطر للرویه». من روی نفس الامر محتملات عرض میکنم و الّا روی حساب جلیل النظر و طبق آن چه که از بیرون میدانیم احتمالش صفر است. صفر حدی است. صفر حدی یعنی صفر ریاضی مطلق نیست. این احتمال به قدری ضعیف است که هیچ احدی به آن اعتناء نمیکند.
شاگرد: روایتی اینچنین هم داریم:
عن أبي بصير قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن امرأة أصبحت صائمة في رمضان، فلما ارتفع النهار حاضت قال: تفطر قال: وسألته عن امرأة رأت الطهر أول النهار، قال: تصلي وتتم صومها وتقضي[1]
استاد: حضرت اصلاً نمی فرمایند گرفته یا نگرفته.
شاگرد: حتماً روزه نگرفته است، چون حائض بوده.
استاد: چیزی خورده یا نه؟ ان شاالله این روایت را میبینم. اگر شما به این صورت نگاه کنید بسیاری از روایات کتاب صوم در یک جدول در ذهنتان جمع میشود. یعنی نمیگوییم در اینجا روایت این را گفته و چارهای نداریم. و حال آنکه اگر کل را با آن نظام جامع ببینید، میبینید این روایات همه در موضعش هستند. یعنی امام علیهالسلام چیزی را طبق نظام فقه میگویند. نظامی که شما با آن کلیات، به دست آوردهاید. نه اینکه چیزی را بفرمایند که فقها از آن سر در نیاورند و مربوط به علم غیبی باشد که مختص به امام باشد.
شاگرد: چه جامعی برای صوم در نظر می گیرید که همه اینها را در بربگیرد؟
استاد: جامع، تکلیف به امساک است. ولذا لغتی که برای سکوت میآید مجاز نیست. امساک از تکلم، امساک از زیر آب بردن سر، امساک از طعام و شراب. وقتی روزه میگویند نوعاً ذهن ما سراغ طعام و شراب میرود، و حال آنکه اینطور نیست. بلکه امساک از تمام مفطرات است. خیلی از متشرعه این مفطرات را اصلاً بلد نیستند. چرا؟ چون میبینند متشرعه میگویند صوم یعنی چیزی نخورید. و حال اینکه این جزئی از آن است.
[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية نویسنده : الشيخ حرّ العاملي جلد : ۷ صفحه : ۱۶۳