جایگاه «عدد القسامة» و «شهادة الخمسين» در اثبات هلال

 

شاگرد: فتوای به «خمسون» اگر پایه قرار بگیرد این خوبی را دارد که دیگر مشکل حکم حاکم پیش نمی‌آید؛ یعنی درجایی‌که مظنه اختلاف باشد باید این استصحاب را داشته باشیم. درجایی‌که مظنه اختلاف هست، این استصحاب را در جایی از بین ببر که دیگر پنجاه نفر شهادت داده باشند.

استاد: روی تحلیلی که شما فرمودید؟ «خمسون» روی آن تحلیل درجایی‌که بلدی مانند تهران است که پنج میلیون ندیدند، چه می‌شود؟ یعنی باز می‌بینید با وجود این پنجاه نفر، اختلاف هست.

شاگرد: طبق فرمایش شما بالأخره شارع باید در یک جا برش بدهد. یعنی شیاع هست.

استاد: ولی اختلاف می‌ماند. پانزده میلیون جمعیت هستند و پنج میلیون می‌گویند ما که نگاه کردیم ندیدیم، اما در این پنج میلیون تنها پنجاه نفر دیدند؟! در اینجا اختلاف می‌ماند، باید چه کار کنیم؟

شاگرد: حضرت عالی به این صورت جواب دادید که درجایی‌که مظنه اختلاف است، با شهادت چهل و نه نفر هم مظنه اختلاف از بین نمی‌رود، بلکه برش شارع است که آن جا را مدیریت می‌کند. خب شارع هم با برش خود آن را مدیریت می‌کند. البته این نکته را هم دارد که حدی را می‌گذارد که نوعاً تا آن حد، اختلاف از بین می‌رود. یعنی تا وقتی به این صورت بود استصحاب را داشته باشید ولی اگر به‌گونه‌ای شد که می‌خواهد از این بالا بزند، من برش می‌زنم.

استاد: به‌طوری‌که عملاً اگر اختلاف باشد، خلاف شرع کرده‌اند. درحالی‌که من می‌خواهم بگویم عملاً این اختلاف از بین نمی‌رود. ببینید در بلد کوچک وقتی شارع برش می‌کند…؛ جلوتر هم عرض کردم شارع می‌گوید چهل و نه شاهد حجیت ندارد؛ یعنی نظم برقرار است. پنجاه بله، یعنی هر کسی مخالفت کند می‌گویند شما دارید خلاف شارع حرف می‌زنید. اما در بلدی مانند تهران به بقیه بگویید روزه بگیرید؟! یعنی عملاً اختلاف می‌ماند ولی خلاف شرع کرده‌اند. لازمه فرمایش شما این می‌شود.

شاگرد: تأیید می‌کنید که این اشکال به همه اعداد مشترک الورود است؟

استاد: نه، در آن روایت فرمودند: «اذا کان فی البلد خمس‌مائة[1]»؛ در بلد پانصد نفره وقتی پنجاه کامل شد، کسانی که مخالفت می‌کنند و می‌گوییم شما دارید خلاف شرع می‌کنید قابل شناسایی هستند؛ یعنی یک جیلی نیستند که اختلاف بماند. اما در تهران پانزده میلیونی چه کار کنیم؟ اصلاً قابل کنترل نیست لذا تفاوت می‌کند.

شاگرد٢: در سالی که مرحوم بهجت با شهادت عدلین حکم کردند و از این طرف هم هواپیما فرستادند اما هلال را ندیدند، ولی حاج آقا به روایت «خمسین» عمل نکردند.

استاد: حاج آقا که رؤیت خمسینی نبودند. این مطالبی که ما مباحثه می‌کنیم فتوای حاج آقا نیست. ایشان طبق نظر خودشان اعلام کردند که برای من ثابت است.

شاگرد٢: یعنی اصلاً بحث «خمسون» را قبول نداشتند؟

استاد: بله، کتاب الصوم را هم نوشته‌اند. کتاب صوم ایشان را ببینید. فتوای ایشان این بود که به شهادت دو شاهد عادل ثابت می‌شود. ایشان همان نگاه ثبوتی‌ای را که مشهور دارند، داشتند.

 

والحمد لله رب العالمین


[1]  وسائل الشيعة - ط الإسلامية، ج٧،ص٢١٣؛ «عن سماعة أنه سأل أبا عبد الله عليه السلام عن اليوم في شهر رمضان يختلف فيه، قال: إذا اجتمع أهل مصر على صيامه للرؤية فاقضه إذا كان أهل مصر خمس مأة إنسان».


بازبینی #1
ایجاد شده 16 مه 2026 12:00:46 توسط ... .
به روزرسانی شده 16 مه 2026 12:01:25 توسط ... .