تأکید روی یقین لاحق در مفاد استصحابی روایات رؤیت
شما در روایاتی که راجع به یوم الشک بود و مفصل صحبت شد، ملاحظه فرمودید …؛ در ذهن من طلبه کالشمس است که موضوع واقعی وجوب صوم برای دوره قمر، همان موضوع واقعیای است که صیام به همراه آن بالفعل میشود. بالفعلی که برای جاهل هم میتواند بالفعل باشد. اشتراک الاحکام بین العالم و الجاهل. با مباحثاتی که قبلاً گذشت، تحلیل ایشان موید فرمایش شیخ میشود. البته حاج آقا در مباحث الاصول[1] هم حرف شیخ را تأیید کردهاند و با صاحب کفایه معیت نکردهاند. آن جا هم فرمودند که حرف شیخ خوب است؛ یعنی مکاتبه برای استصحاب است و اصلاً فرمایش آخوند منافاتی ندارد.
نکته این است: آن چه که آخوند فرمودند به این صورت است که امری را جلا میدهند که اصلاً منافاتی با استصحاب ندارد. مفصل بحث شد. بله، روایات رؤیت، روی یقین دوم تأکید میکنند، تأکید کردن روی یقین دوم هیچ منافاتی ندارد با اینکه مقصود از تأکید بر یقین دوم، باز همان قاعده استصحاب است. فقط باید دانست که استصحاب در شئونات مختلف احکام شرعیه، نقشهای مختلفی ایفاء میکند. گاهی باید روی یقین دوم تأکید شود و گاهی روی یقین اول، و موارد دیگری که خود لسان دلیل نشان میدهد. لسان دلیل محتوای خودش را از قاعده استصحاب خارج نمیکند. بلکه غیر از اینکه دارد قاعده استصحاب را میگوید به اقتضاء مقام دارد روی یکی از شئونات قاعده استصحاب تأکید میکند. این تأکید را بگوییم اصلاً ربطی به استصحاب ندارد و به یک باب دیگری بزنیم!
[1] مباحث الاصول، ج ۴، ص ۱۰۰ - ۱۰۱