استظهارات مختلف و به‌‌هم‌‌ریختگی فضای برداشت از روایت قاسانی   من چرا در آخر کار این را گفتم؟ چون ایشان می‌‌گویند احتمال این‌‌که مکاتبه مربوط به استصحاب باشد صفر است. چرا؟ به‌‌خاطر روایات متواتره. این مباحثه اول ما؛ به گمانم فضای بحث خیلی عجیب شده! حالا باید به تفصیل بحث کنیم. تا اینجا برسد که این روایات متواتره بیاید، یقین هم جزء موضوع شود. سؤالی که برای فردا مطرح می‌‌کنم این است: اشتراک الاحکام بین العالم و الجاهل، در ماه مبارک استثناء شده؟ پس این قضاها برای چیست؟ همه می‌‌دانیم که باید قضا بکنیم. اگر علم است پس وقتی یقین نیامده اصلاً وجوبی نیست. باز حالا مراجعه کنید. من کتاب‌‌ها را ردیف کرده‌‌ام. همین حرف را هم در نماز داریم. اتفاقا صاحب وسائل برای آن یک باب درست کرده. گفته‌‌اند وقتی می‌‌خواهی نماز ظهر بخوانی باید علم پیدا کنید که زوال شده. خوش بختانه در آن جا نگفته‌‌اند که علم جزء موضوع است. اما لسان چه فرقی می‌‌کند؟! از کجا بگوییم؟! صاحب کفایه فرموده بودند «یشرف القطع»، مرحوم آملی فرمودند استاد ما صاحب کفایه فرمودند برو نگاه کن، من رفتم نگاه کردم اما برای من مشرف به قطع نبود. آقای آملی می‌‌گویند بله، منظور صاحب کفایه عنوانی بوده که صاحب وسائل از روایات فهمیده. درحالی‌‌که صاحب کفایه روایات یوم الشک را می‌‌گویند، اما عنوانی که صاحب وسائل دارند در باب رؤیت هلال است. دو باب جدا است. این را نگاه کنید. به گمانم این‌‌که فضای بحث به این صورت سنگین شده با بیان برخی نکات بر می‌‌گردد.   والحمد لله رب العالمین