انواع کاربرد «وجوب» در فقه   شاگرد : این ‌ که فرمودید «یجب» به ‌ معنای عتاب است، در کتب دیگر هم هست؟ استاد : این را مرحوم شیخ در تهذیب دارند. درجایی ‌ که می ‌ فرمایند نماز وقت اختیاری دارد و بعدش وقت اضطراری است. برای مکلف جایز نیست که ‌ آن را عقب بیاندازد. صاحب حدائق در اینجا به ایشان تند می ‌ شوند. تند شدن ایشان بیخودی است. مرحوم شیخ خودشان یک مطلبی را می ‌ گویند که جای دوری نرفته است. اصلاً من در فدکیه برای آن عنوان باز کرده ‌ ام: کاربرد موارد وجوب. شما برای مواردی ‌ که به ‌ طور واضح استحباب است، کلمه وجوب را به کار می ‌ برید. چرا؟ به ‌ خاطر حکمت ‌ هایی که خودش مباحثه مفصلی می ‌ شود. ادبیاتی که شارع در تبلیغ شرع برای متشرعه انجام داده چه ظرافت ‌ کاری ‌ هایی را به کار برده است. آن برای خودش دم و دستگاهی دارد. مثلاً برای غسل جمعه چه تعبیراتی برای «یجب» آمده است. حتی برای قنوت. در قنوت هست که از حضرت سؤال می ‌ کند من یادم رفت، حضرت می ‌ فرمایند «اعد صلاتک»؛ نمازت را اعاده کن. ما بودیم و این روایت چه می ‌ گفتیم؟ می ‌ گفتیم واجب وضعی است. یعنی حتی وجوب تکلیفی هم ندارد. ولی نزد شیعه الآن واضح و آشکار است که این برای فضیلت است. «اعد» یعنی به قدری فضیلت داشت که حیف است. فرد دیگری از نماز را بیاور که امتثال عقیب الامتثال است. از موارد روشن بر این ‌ که امتثال عقیب الامتثال ممکن است، مثل اعاده فرادی به جماعت، همین است. حضرت می ‌ فرمایند قنوت نیاوردی یک فرد جدیدی بیاور. فردی از امتثال است. فردی است که افضل است. یختار الله احبهما الیه.