تنافی بین احتیاط و تعبدی بودن تفضل در کلام شیخ انصاری

  

 مقصود من از عبارت جناب مفید، یکی این «یجب» بود که ظاهراً منظور خود ایشان هم وجوبی که خلاف ضوابط است، نیست. یعنی شدت استحباب، منظور ایشان است. شدت استحبابی است که تعبیر به   وجوب می ‌ کنند. 

 من فرمایش شیخ انصاری را گفتم، فرمایش میرزای قمی را هم گفتم، ببینید شیخ مفید در این عبارت همراه کدام یک از آن ‌ ها هستند. میرزای قمی گفتند: تحقیق این است که یوم الشک یعنی یومی که شک شانی دارد. لذا مطلق یوم الثلاثین من شعبان یوم الشک است. این را میرزا فرمودند. بعد هم فرمودند اگر رمضان بود، نفس الامر است. الآن هم مفید فرمودند «یرقب الهلال و یطلبه فی آخر نهار یوم التاسع و العشرین من شعبان»؛ این عبارت با کدام یک همراه است؟ «فان اصابه علی الیقین بیّت النیة لمفروض الصیام و ان لم یصبه یقینا عزم علی الصیام معتقدا انه… فإن ظهر له بعد ذلك أنه من شهر رمضان فقد وفق لإصابة الحق عينا»؛ این عبارت شما را به یاد چه چیزی می ‌ اندازد؟ چرا مرحوم مفید این عبارت را آورده ‌ اند؟ عبارت ایشان اقتباس از روایتی است که در سؤال زهری بود. 

 27:28 

 الآن مرحوم مفید «عیناً» و «اصابة الحق» را چطور معنا می ‌ کنند؟ عبارت ایشان به نظر میرزای قمی مایل است که فرمودند «اصابة الحق فی نفس الامر»؟ یا نه، یعنی تفضلا؟ ولو این ‌ که در نفس الامر روزه ماه مبارک و امتثال ماه مبارک نبوده؟ به نظر شما این کدام یک از آن ‌ ها است؟ 

 شاگرد: موافق میرزا است. 

 استاد: بله، فهم مرحوم مفید از عبارت حدیث به این صورت بوده که مایل به نظر میرزا هستند. 

 شاگرد۲: تعبیر «عزم» وجوبی است؟ یعنی واجب هم هست که روزه بگیریم؟ 

 استاد: احسنت، این موید وجوب قبلی است که «عزم» هم دنباله آن است. این را هم به ایشان نسبت می ‌ دهید یا نمی ‌ دهید؟ می ‌ گویند «و ان لم یصبه یقینا عزم علی الصیام معتقدا انه یوما من شعبان»، واجب هست یا نیست؟ ظاهر عبارت چیست؟ می ‌ گویند واجب است. ولی کسی قائل به وجوب هست؟! مرحوم صاحب حدائق نقل کرده ‌ اند و تعبیر تندی دارند. می ‌ گویند مقابل مطالبی که ما گفتیم، کسانی هستند که این تعبیر را دارند. 

 

 و ربما سبق الى بعض الأوهام من هذه الأخبار التي قدمناها دالة على عدم استحباب صوم هذا اليوم مع عدم العلة هو تحريم صيامه نظرا الى ظاهر النهي في بعضها. و هو توهم ضعيف لما دل على استحباب الصوم مطلقا و صوم شعبان بخصوصه كلا أو بعضا و ما دل عليه آخر رواية معمر بن خلاد من النهى عن الإفطار و الحال ذلك و قول الراوي «و كذلك في النوافل» يعنى غير هذا المؤذن بكونه من النوافل. 

 و أبعد من ذلك ما نقل ايضا عن بعض القاصرين من تحريم الإفطار يوم الشك ‌ مطلقا فرضا و نفلا كما نقله بعض الأفاضل. [1] 

 

 «و ربما سبق الى بعض الأوهام من هذه الأخبار التي قدمناها دالة على عدم استحباب صوم هذا اليوم مع عدم العلة هو تحريم صيامه نظرا الى ظاهر النهي في بعضها. و هو توهم ضعيف لما دل على استحباب الصوم مطلقا.» 

 عده ‌ ای از روایت فهمیدند که اصلاً مستحب هم نیست. بعد می ‌ گویند: «و أبعد من ذلك ما نقل ايضا عن بعض القاصرين من تحريم الإفطار يوم الشك مطلقا فرضا و نفلا كما نقله بعض الأفاضل » ؛ ایشان تعبیر به قاصرین می ‌ کنند. خب اگر مفید وجوب فهمیده بودند که ایشان نمی گفتند «قاصرین». پس ظاهر عبارت مفید وجوب است اما احدی در فقه شیعه از عبارت مقنعه وجوب استهلال و وجوب صوم یوم الشک را نفهمیده است. عباراتشان هم روشن است. 

 الآن چیزی که می ‌ خواهم عرض کنم و برای بحث ما فایده دارد، این است: مرحوم مفید نفرمودند «یطلبه فی آخر نهار یوم من شهر رمضان» اگر هوا ابری هست یا نیست. ایشان که قیدی نزده ‌ اند. نکته مهم ‌ تر این است که ایشان مطلقاً گفته یوم بیست و نهم. یعنی چه؟ شما بفرمایید. یعنی روز سی ‌ ام به ‌ عنوان سی ‌ ام یوم الشک است و تمام. این عبارت مقنعه در این مقام خیلی مهم است. یعنی موید احتمال اول است که شبهه موجود است. لذا این فضایی است که ایشان ترسیم کردند و بعداً هم فتوای خود ایشان در مقنعه است. به خلاف کراهتی است که در معتبر به ایشان نسبت داده شده بود. فتوای ایشان و به دنبال آن، فتوای همه اصحاب، موید میرزای قمی می ‌ شود که آن ‌ ها می ‌ خواهند بگویند یوم سی ‌ ام صوم مستحب است. لذا اگر روایت ابن خلاد را حمل بر عدم استحباب بکنیم اعراض اصحاب می ‌ شود. عرض کردم که اگر حمل بر استحباب نکنیم بلکه حمل بر مراتب تاکد استحباب کنیم که درجه ترغیب شارع بالا است، دیگر اعراض اصحاب هم نخواهد بود. 

 این مطالبی که از عبارت خواندم به ذهن شما آمده بود. اما مطلبی که به ذهن هیچ ‌ کدام از شما نیامده بود، این است که کلمه «احتیاط» که شیخ مفید می ‌ گویند ارتکاز شما را خراش داد یا نداد؟ 

 شاگرد: مخالف ارتکاز بود. چون اگر تفضل باشد شاید خیلی با احتیاط نسازد. 

 استاد: یعنی الآن فرمایش شیخ و استظهار ایشان از تفضل، در ذهن شما بود، همینی که الآن می ‌ خواهم بگویم در ذهن شما آمد. اما قبل از این که حرف شیخ را بگویم، وقتی عبارت را خواندم به ذهن شما آمد یا نیامد؟ 

 شاگرد: نه 

 استاد: یعنی کلمه احتیاطی که شیخ مفید دو بار در عبارت آورده ‌ اند، موافق ارتکاز متشرعه است. مخالف ارتکاز آن ‌ ها نیست. «فضل صيام يوم من شعبان و حصل له ثواب الاهتمام بدينه و الاحتياط»؛ در آخرش هم می ‌ گویند که ثواب احتیاط را برده است. آن اشکالی که به نظرم در فرمایش شیخ انصاری، سنگین است، این است که اگر استظهار شما از روایات سر برسد که تفضل را به اجزاء بزنید و بگویید این اصلاً مصداق مأمورٌ به نیست، دراین ‌ صورت صدق واژه احتیاط و موضوع آن منتفی است. خود شما می ‌ گویید با این ‌ که روزه گرفته اصلاً مصداق صیام شهر رمضان نیست. وقتی نیست خداوند تفضلا گفته که قضا نکن. فقط همین. پس انگیزه شما برای این ‌ که صیام یوم الشک را بگیرید، بنابر مبنای ایشان فقط این است که بعداً تفضلا قضا نمی ‌ کنید. اما احتیاط به چه معنا است؟ محتاط دارد چه کار می ‌ کند؟ یعنی درواقع چیزی هست که می ‌ خواهد کاری کند که به او برسد. نه این ‌ که هر کاری بکند به او نمی ‌ رسد. 

 این اشکال به فرمایش شیخ، سنگین است: کلمه احتیاط و ارتکاز احتیاط نزد تمام متشرعه از فقها و غیر آن ‌ ها در این است که استحباب یوم الشک و باعث بر آن، احتیاط للدین است؛ به تعبیر آن روایت «فرارا من الدَّین» است. خب اگر به این صورت است، با استظهار شما از تفضل، صدق احتیاط به ‌ طور قطع منتفی است. اگر می ‌ بینید این عرض من درست نیست، بگویید. اشکال سنگین است. یعنی استظهاری بکنیم که کلمه احتیاطی که شیخ مفید و دیگران گفتند، به ارتکاز کل موید آن است که مقصود در یوم الشک احتیاط در دین است. احتیاط یعنی چیزی هست که می ‌ خواهم به آن برسم. نه این ‌ که چیزی هست که هر کاری هم می ‌ کنید به آن نمی ‌ رسید. دراین ‌ صورت که احتیاط معنا ندارد. 

 شاگرد: احتیاط آن نمی ‌ شود که برای اجزاء بر تفضل باشد؟ 

 استاد: اگر شما یک امر مستحبی را انجام بدهید، می ‌ گوییم ثواب دارد. من در مستحب آن هم حرفی ندارم. شیخ هم در استحباب آن حرفی ندارند. لذا فرمودند: « نعم لو نواه مندوبا أجزأ بتفضّل اللّه تعالى- كما في الرواية- عن الفرض»؛ اجزائش را قبول دارند. من در مطالعه ‌ ام به فرمایش شما عنایت داشتم. شما می ‌ گویید شارع فرموده که مستحب است نماز شب بخوانید. می ‌ گویید خب او هم انجام می ‌ دهد و به ثواب هم می ‌ رسد. وقتی او نماز شب خواند، احتیاط کرد؟! خدای متعال برای کسی که روز سی ‌ ام روزه می ‌ گیرد تفضل کرده و قبول می ‌ کند، کسی که خودش را به این تفضل رساند، احتیاط کرده؟! احتیاط نکرده. 

 شاگرد۲ : دو فرض دارد؛ شاید مطابق شهر مبارک باشد و شاید نباشد. 

 استاد: اگر مطابق هست ولی فرد مأمورٌ به نیست، من چطور احتیاط می ‌ کنم؟ احتیاط این است که من خودم را به آن نفس الامر برسانم. من روزه مستحبی را انجام می ‌ دهم و به تفضل خدا آن را قضا نمی ‌ کنم، کار مستحب هم انجام داده ‌ ام، اما احتیاط هم کرده ‌ ام؟! یعنی واقع را هدف ‌ گیری کرده ‌ ام؟! چه ربطی به واقع دارد؟! چون در هر حال شما به واقع نمی ‌ رسید. 

 36:31 

 شاگرد: احتیاط حکمی می ‌ شود. یعنی تفضل را مانند «صدقة الله لاتُردّ» معنا کنیم. یعنی درست است که تفضل خدا است اما از آن تفضل ‌ هایی است که باید آن را انجام بدهیم. یعنی تفضل خدا را رد نکنیم. 

 استاد: شما باید نماز شب را باید نخوانید؟! 

 شاگرد: نماز شب مثال من نمی ‌ شود. یعنی در یوم الشک می ‌ گویند روزه ‌ ی تو به تفضل خدا قبول می ‌ شود اما این تفضلی است که مؤمنین حق ندارند آن را رد کنند. مثل صدقة الله لاتردّ در نماز مسافر است. تفضل خدا است اما لاتردّ است. 

 شاگرد۲: در مقایسه با قضا احتیاط این است که کاری کنید تا نیاز نباشد که قضای آن را انجام بدهید. شبه اداء است. 

 استاد: بسیار خب، کاری بکن که بعداً محتاج قضاء نشوی. این یعنی احتیاط کرده ‌ ای؟! این یک دستور خوبی است. می ‌ گویم کاری بکن… . مثلاً در دستورات شکوک نماز چه فرموده ‌ اند؟ فرمودند بین سه و چهار شک می ‌ کنی، خب قاعده استصحاب می ‌ گوید بناء را بر یقین بگذار و بگو سه رکعت خوانده ‌ ام و یک رکعت دیگر به آن اضافه می ‌ کنم، بعد امام چه فرمودند؟ فرمودند خیلی وقت ‌ ها بناء را بر سه می ‌ گذاری و یک رکعت دیگر می ‌ خوانی، بین راه که سلام می ‌ دهی، می ‌ فهمی که پنج رکعت خوانده ‌ ای و باید نماز را اعاده کنی. حضرت چه فرمودند؟ فرمودند بیا به تو کاری را یاد بدهم که بعداً محتاج اعاده نشوی. فرمودند بناء را بر چهار بگذار و سلام بده و یک رکعت نماز احتیاط بخوان. این احتیاط، جای آن است. این یعنی الآن که شما کاری می ‌ کنید تا بعداً محتاج اعاده نشوید، یعنی بنا بر چهار گذاشتن هم احتیاط است؟! نه، بنابر چهار گذاشتن که دیگر احتیاط نیست. بله شما ترفندی می ‌ زنید که بعداً محتاج اعاده نشوید. بعداً هم نمی ‌ شود. تمام. غیر از این است که بنا بر چهار گذاشتن به حمل شایع، احتیاطی از ناحیه شارع است. این احتیاطی غیرشرعی است. احتیاطی است که بعداً به مشکل نخورد. 

 شاگرد: اگر احتیاط را به این صورت بگوییم که فی الجمله احتمال می ‌ دهم که یک چیزی به گردنم باشد. چون یوم الشک است و شاید باشد و شاید نباشد. 

 استاد: اگر روزه بگیرم و آن نباشد، چطور بر گردن من می ‌ آید؟! 

 شاگرد: احتیاط می ‌ گوید شما یک کاری انجام بده، اگر ماه رمضان بود به تفضل الله قضاء ندارد. 

 استاد: یعنی در سائر احتیاط ‌ ها هم همین را می ‌ گویید؟! شما می ‌ گویید من نمی ‌ دانم جمعه است یا ظهر است، لذا هر دو را می ‌ خوانم، یعنی در اینجا در قبول واقعی ضمیمه تفضل خدا را لازم می ‌ دانید؟! 

 شاگرد: اگر بحث نیت را مطرح بکنیم در اینجا هم باید تفضل بیاید. تقرب با یکی از آن ‌ ها حاصل می ‌ شود. 

 استاد: در این همه از احتیاطاتی که در شرع هست، درجایی ‌ که نیت هم نباشد،… . عرض من این است که احتیاط در جایی است که الآن یک امر نفس الامری بالفعل هست و محتاط می ‌ خواهد به آن برسد، قوام احتیاط به این است. در مانحن فیه شیخ می ‌ فرمایند اگر روزه هم بگیری نمی ‌ رسی. 

 شاگرد: طریق رسیدن به آن همین است که احتیاط بکنیم. 

 استاد: شیخ فرمودند نمی ‌ شود. 

 شاگرد: شما فرمودید احتیاط با آن تفضل نمی ‌ سازد. 

 استاد: ایشان می ‌ فرمایند تفضل یعنی قضا نکن؛ این ‌ که من به تفضل از تو این روز را می ‌ پذیرم یعنی تو در ماه مبارک روزه نگرفته ‌ ای ولو نزد من شارع ماه مبارک بود، ولی این روزه تو مصداقا روزه ماه مبارک نبود. پس چگونه احتیاط کردی؟ خب این ‌ که احتیاط نبود. خداوند یک چیزی را مستحب کرده و گفته خودت را به تفضل من بچسبان. خب در نماز شب هم گفته بود. ترغیب کرده که خودت را مشمول تفضل من بکن. بسیار خب، اسم آن احتیاط نیست. و حال آن ‌ که به ارتکاز همه... من عبارت مقنعه را به همین دلیل خواندم. می ‌ خواستم روی احتیاط آن بحث کنم. مقصود اصلی من این بود که شیخ مفید روی فرمایش خودشان فرمودند: «والاحتیاط لصیام شهر رمضان»؛ این احتیاط یعنی همان تفضل خدا که باید خودتان را به آن بچسبانید؟ اگر به آن بچسبانید خب خیلی از مستحبات را انجام می ‌ دهید. انجام دادن یک مستحب که اسمش احتیاط نیست. 

 شاگرد: مکلف هم از این احتیاط نیت مستحبی می ‌ کند؟ یا نیت آن چه به گردنش هست می ‌ کند؟ اگر مستحبی است بعداً معلوم می ‌ شود که شعبان مستحبی است. اگر نه معلوم می ‌ شود که ماه رمضان واجبی است. در اینجا که نیت مستحبی نکرده تا اشکال شما بیاید. این نیت احتیاط می ‌ کند. 

 استاد: شیخ مفید برعکس می ‌ گویند. فرمودند واجب است احتیاط بکند. بعد فرمودند حالا به دنبالش می ‌ رود، اگر معلوم شد ماه مبارک است، بیّت النیة لمفروض الصیام، و ان لم یصبه علی الیقین عزم علی نیة صوم من شعبان. نه این ‌ که هر چه بر وظیفه می ‌ آید. 

 

 [1] الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج‌۱۳، ص: ۴۳