الف) کثرت اضافی با لحاظ زمان‌های طول تاریخ

 

این مثال را به این خاطر عرض کردم؛ آقا دیروز دو نکته گفتند. در این فاصله‌ای که مانده روی آن تأمل کنید. «آیا ما می‌توانیم بگوییم چون در طی این هزار و چهارصد سال فلان امر به این شکل بوده، پس اگر بخواهیم آن را تغییر بدهیم گذشتگان و اعمال آن‌ها چه می‌شود؟!»؛ یعنی می‌گویند ما به اعمال گذشتگان چه کار داریم؟! اصل این مسأله مشکل نیست، بلکه آن‌ها جواب می‌دهند. گاهی است که ما می‌خواهیم در هر صورت اعمال گذشتگان را تصحیح کنیم، این در فضای فقه فایده ندارد. اما گاهی است که ما می‌خواهیم از روش قدیم، تعدد موضوع را کشف کنیم و بگوییم شما نباید دو طریق بگیرید که هر دو به یک موضوع طریق هستند، چون از اعمال پیشینیان می‌فهمیم که دو موضوع است. لذا آن‌ها می‌توانند جواب بدهند.

نکاتی که ایشان گفتند دو پارامتر اضافه کردند. من می‌گویم تا روی آن تأمل کنید و ببینید هر ذهنی یک چیزی را اضافه می‌کند. ایشان در ابتدا می‌گویند شریعت اسلامی تا روز قیامت است. شما هم می‌گویید از زمان شروع صدر اسلام تا به حال هزار و چهار صد سال این قدر خطا وجود دارد؛ یعنی می‌گویید اگر تلسکوپ بود خطا نمی‌شد، حالا که با چشم غیر مسلح رؤیت کرده‌اند خطا شده است؛ شما می‌گویید تا حالا شریعت هزار و چهارصد سال شده است، شهر تا قیامت ادامه پیدا می‌کند لذا اگر موضوع، هلال باشد شارع کل خطاهای در کل زمان را در نظر گرفته است. خطای هزار و چهار صد سالی که هنوز تلسکوپ نبود بیشتر بوده؟ یا مجموع خطاهایی که از اول تا روز قیامت قرار است بشود؟ این هم یک نگاهی است. یعنی شما در شماره‌گیری و آمارگیری خطاها روی این فرض که کدام میزان است جلو می‌روید. ما می‌گوییم درست است تلسکوپ نبوده اما وقتی تلسکوپ آمد و ما دقیق‌تر رفتار کردیم تا به آن خطاها مبتلا نشویم، مواردی‌که ماه واقعی را درک می‌کنیم در مجموع تاریخ هزار و چهارصد سال به علاوه پنج-شش هزار و چهارصد سال دیگر که خدای متعال همه این‌ها را می‌داند، در مجموع شارع می‌گوید آن خطای هزار و چهارصد سال که هنوز تلسکوپ نبود نسبت به رفع خطای با تلسکوپ تا روز قیامت چیزی نیست.

43:45

شاگرد: استدلال آن‌ها روی معصوم است. یعنی در هزار و چهارصد سال اول معصوم حضور داشته ولی بااین‌حال آن‌ها اشتباه کرده‌اند.

استاد: حضرت فرمودند ولو من می‌دانم ماه مبارک هست ولی به‌خاطر خوف حاکم می‌خورم. اگر خوف حاکم نبود که روزه می‌گیرم.

شاگرد: ثقل استدلال آن‌ها این است که می‌گفتند معصومین در میان آن‌ها بوده‌اند.

استاد: خب معصومین نگفتند که واقع مطلب را برای ما اجرا کرده‌اند یا نکرده‌اند. خیلی جالب است حاج آقا در درس تصریحا فرمودند و در روایت هم هست. وقتی بلال، صبح بیدار شد حضرت فرمودند بلال چرا صبح ما را صدا نزدی؟ نماز که قضا شد و آفتاب طلوع کرد! بلال چه گفت؟ گفت «ان الذی انامکم هو الذی انامنی»؛ خب شما خواب رفتید و من قرار بود که بیدار باشم، من را هم خدا خوابانده، چه کار کنم؟! حضرت چه فرمودند؟ گفتند «انما نمتم بوادي الشيطان». لذا در روایت دارد که خودشان با امیرالمؤمنین بیدار شدند و نماز را خواندند. بعد هم نگفتند «نمنا»، به این معنا که من هم به همراه شما خواب ماندم. گفتند «نمتم». چرا نگفتند؟ به‌خاطر تسهیل بر امت. یعنی اگر نماز کسی قضا شد نگوید «هلکتُ». بگوید یک زمانی هم حضرت به همراه مسلمین خواب ماندند و روی حساب ظاهر نماز پیامبر هم قضا شد. پس ببینید واقع اعمال معصومین یک چیز است. نماز را می‌خوانند ولی نمی‌گویند. برای اول ماه هم مانعی ندارد. همان بیست و هشت روزی که شما می‌گویید، حضرت می‌دانستند و روزه‌شان را هم گرفتند. اما روی حساب ظاهر گفتند ما بیست و هشت روز روزه گرفته‌ایم.

شاگرد: حرف آن‌ها این است ولو اشکال وارد شود.

استاد: باید در فضای سنجش خطاها بیاییم. علی ای حال این حرف تذکر خوبی است. یعنی در نسبت‌سنجی و کثرت اضافی، حرف شما درست نیست. شبیه این جاده‌ای که گفتم. شما پارامتری را به میان می‌آورید که آن هم در نسبت سنجی کثرت اضافی دخیل است. شما که می‌گویید در هزار و چهارصد سال خطا زیاد است، خب کل شریعت را از اول تا آخر در نظر بگیرید. آن وقت اگر فرض گرفتید که خطا است، خب با تلسکوپ هم رفع خطا می‌شود. این خطای هزار و چهار صد سال نسبت به خطای کل چیزی نیست.

شاگرد۲: عصر شارع مقدس خصوصیت ندارد؟

استاد: اگر میزان را واقعیت بگیریم دارد. اما اگر قرار شد اماره باشد و خطای او…؛ در «انما اقضی بینکم»، قبله و … که در زمان معصومین بود به اماراتی ارجاع داده‌اند که در معرض خطا است. به اصول عملیه‌ای ارجاع داده‌اند که در معرض خطا است. این هم یکی از آن‌ها است.


بازبینی #1
ایجاد شده 11 مه 2026 13:39:21 توسط ... .
به روزرسانی شده 11 مه 2026 13:40:26 توسط ... .