ورود اشکال در بلاد قریبه   «فرُبَّ بلدٍ لا تمكن فيه الرؤية إلّا بالتلسكوب و في نفس اللحظة في بلدٍ آخر مشارك معه في الغروب تمكن فيه الرؤية بالعين المجرّدة، و هذا ممكن حتّی علی الفتوی المشهورة بين الفقهاء من لزوم اشتراك الأفق في کفاية الرؤية في بلدٍ لآخر »؛ مشهور می‌گویند دو بلد باید قریب باشند یا اشتراک افق داشته باشند. بلاد بعیده نباشند. حتی طبق نظر آن‌ها این شکل شلجمی کمک می‌کند. یعنی در این لایه‌ها می‌گوید می‌توان فرض گرفت در قم تنها با تلسکوپ دیده می‌شود؛ چون عرض قم بیشتر از کاشان است. اما در کاشان ممکن است که با تلسکوپ پیدا بشود و بعد همه با چشم غیر مسلح ببینند. اینجا دیگر طبق نظر همه، حتی کسانی که اشتراک افق را شرط می‌دانند، همه متفق هستند که این دو بلد قم و کاشان اشتراک افق دارند، تنها تفاوت آن‌ها در عرض است. عرض شمالی هم دقیقاً نقش ایفاء می‌کند؛ حتی گاهی بالدّقّه با فاصله چند متر در قم تنها با تلسکوپ دیده می‌شود؛ از نظر نور عرض شمالی ولی عرض پایین‌تر دیده می‌شود. این را چه کسی به ما می‌گوید؟ این شکل شلجمی. ضوابطی که در این شکل هست این‌ها را به ما می‌گوید. قبل از آن ما این‌ها را نداشتیم. یعنی به این محکمی نمی‌توانستیم حرف بزنیم. اما فعلاً این شکل این‌ها را می‌گوید. این معطیاتی که این شکل دارد این‌ها را به ما می‌گوید؛ دو بلدی که مشترک الافق هستند و نزدیک هم هستند، در یکی رؤیت ممکن نیست مگر با تلسکوپ، در دیگری بعد از پیدا کردن هلال با تلسکوپ، با چشم غیر مسلح هم دیده می‌شود. 23:16 شاگرد: در عرض ها‌ی شمالی‌تر مانند ارمنستان، ممکن است خیلی اتفاق بیافتد. استاد: بله، یعنی هر چه عرض، شمالی‌تر می‌شود، امکان رؤیت با چشم غیر مسلح و با چشم مسلح به هم نزدیک می‌شود. چون هر چه عرض شمالی‌تر می‌شود نمود بیشتری دارد. هر چه عرض کم‌تر می‌شود نمود این کم‌تر می‌شود. شاید روی این شکل هم پیدا باشد. یعنی هر چه بالاتر می‌رود فاصله‌ها طوری می‌شود که به هم نزدیک می‌شوند. « فإنّ الشلجمي يعطي بوضوح أنّه يمكن في بلدين قريبين مختلفين في العرض أن لا تمكن الرؤية في أحدهما إلّا بالعين المسلّحة، و في الآخر تمكن الرؤية بالعين المجرّدة ».