د) تعبیر «ولا خمسون»

 

دیروز چهارمی را هم عرض کردم. این‌ها قرائن خیلی خوبی است. در همین روایت که حضرت فرمودند «لیس بالرای و لا بالتنظی»، فرمودند رؤیت این نیست که یکی ببیند، بلکه «اذا رآه واحد رآه الف». درکنار این فرمودند «و لا خمسون». پنجاه تا هم کافی نیست، بلکه باید همه ببینند. تا اینجا جلو رفتیم. این‌ها قرائن بسیار خوبی در مانحن فیه است، در این‌که خود رائی چطور؟ پنجاه نفر دیده‌اند، اما پانصد نفر ندیده‌اند، می‌گویید از این پنجاه نفر قبول نمی‌کنیم. بسیار خب، ما قبول نمی‌کنیم اما خودشان چه؟ دیروز خواندم. اجماع است، تحصیلا، نقلا، بر این‌که بر خود این‌ها واجب است که روزه بگیرند. می‌گویید «صم للرؤیة و افطر للرؤیة»، این قرینه بر چیست؟ بر این است که وقتی حضرت می‌فرمایند «لیس الرؤیة» مقصود صرف یقین نیست. در این روایت مقصود یقینی است که به اجتماع نظم می‌دهد. شارع تنها نفرموده که موضوع دخول، یقین است. لذا برای کسانی هم که فردی دیده‌اند می‌گویید یقین است. می‌گوید علاوه‌بر یقین فردی که تو داری و باید بگیری، من در این عبارات «صوموا لرؤیته» دنبال امری وراء یقین هستم. آن چیست؟ نظم اجتماعی است. عدم اختلاف است. این‌که کل شهر با هم روزه بگیرند. برای مردم میقات محقق شود. پس وقتی غرض از روایت، نفی رؤیتهایی است که درعین‌حالی که یقین آمد، وجوب هم هست، بااین‌حال آن را نفی می‌کنند، معلوم می‌شود که مقصود از «صوموا»، طرف‌داری کردن از یقین نیست، بلکه امام طرفدار نظم و میقاتیتی هستند که امور مسلمین معلوم باشد. تذبذب و اختلاف در آن نداشته باشند. این اجماع قرینه خوبی است بر این‌که مقصود بخشی از روایات «صم للرؤیة» و «صوموا لرؤیته» اصلاً برای مسأله یقین نیست.

30:37

بنابراین وقتی مقصود از خود روایات «صوموا للرؤیة»، چند وجه است، شما نمی‌توانید بگویید تواتر روایات به دخالت رؤیت  است. بلکه این تواتر وقتی است که در غرض واحد توافق معنوی داشته باشند.


بازبینی #1
ایجاد شده 17 مه 2026 11:26:31 توسط ... .
به روزرسانی شده 17 مه 2026 11:27:13 توسط ... .