ه) مقابله با روایات عدد
قرینه دیگری هم هست. قبلاً اینها عرض کردم که جمع میکنیم. روایاتی هست که حضرت فرمودند «صم للرؤیة و افطر للرؤیة اذا صمت للرؤیة و افطرت للرؤیة فقد اکملت صیام الشهر»، یا دو-سه روایت بود که از حضرت سؤال میکرد اگر من بیست و نه روز بگیرم، نباید قضا بکنم؟ در مقابل روایات عدد بود. در اینجا مقصود بخشی از روایات از «صم للرؤیة و افطر للرؤیة»، این نبود که رؤیت، کاره است. بلکه میخواستند بگویند «اذا صمت للرؤیة فقد اکملت». دغدغه نداشته باش که کمال شهر حتماً به صوم ثلاثین است. پس روایات «صم للرؤیة» بر طبقاتی است که با اغراض مختلفی بیان شده است. تواترش در حد تواتری است که در لفظ «صوم للرؤیة» همراه است. و الّا مقاصد از القاء کلام فرق میکند. یکی ناظر به روایات عدد است، یکی ناظر به مسأله تعظیم شعائر و میقاتیت است. یکی ناظر به یقین و استصحاب است. ولو استصحاب فردی. وقتی همه اینها در جای خودش ملاحظه شود، میبینیم رؤیت بما هو رؤیت نتوانسته موضوعیت خودش را تثبیت کند. حتی یقین بهمعنای منطقی نتوانسته در این روایات خودش را بهعنوان ظهور جا بیاندازد.
الآن در همین روایت، با این ذیلی که عرض کردم، اگر میگوییم «صوموا لرؤیته» یعنی «صوموا للیقین»، حضرت خودشان توضیح میدهند من که یقین میگویم با کسی که خودش دیده و باید بگیرد کاری ندارم. من میگویم «للیقین» یعنی یقینی که در آن یک نظم اجتماعی است. منظور من این یقین است. نه اینکه هر کسی خودش به یقینی برسد.