ارتباط وجوب اختیاری و اضطراری با مدیریت امتثال و مراتب وجوب
استاد: من یک مثال از مدیریت امتثال عرض میکنم که شیخ الطائفه فرمودهاند. میدانید که مختار شیخ در تهذیب برای نماز این شد که فرمودند ما وقت مختار و وقت مضطر داریم. فرمودند وقتی اذان گفتند وقت نماز ظهر است تا حدود ساعت مثلاً دو و نیم. دو و نیم، سه وقت نماز تمام میشود و قضا است. میگوییم وقت نماز ظهر که تا غروب است! میگویند آن وقت برای مضطر است. بعد میگویند اگر تا ساعت دو و نیم، سه نخواند خدا او را عقاب میکند؟ میگویند نه، او را عقاب نمیکند؛ «ان الوجوب عندنا علی ضروب، وجوب یعاتب علی ترکه و وجوب یعاقب علی ترکه». وجوب اختیاری و وجوب اضطراری.
روی نظر شیخ جلو برویم. الآن میخواهم عرض کنم وقتی زوال شد وجوب بالفعل است اما در مدیریت امتثال میگویند دستپاچه باش و زود بخوان. نماز ظهر را عقب نینداز؛ تا این فاصله عقبتر نیانداز که برای مضطر است. در چنین فضایی شما روی وجوب اختیاریای که شیخ گفتهاند چه اسمی میگذارید؟ چه وجوبی است که شیخ میگویند اختیاری است؟
شاگرد: وجوب مبادری؛ آن را در مقام مدیریت امتثال میآوریم. آن را در ثبوت دو وقت نمیکنیم، میگوییم آن یک وقت است. ولی در مدیریت امتثال وجوبی داریم که وجوب مبادرتی است.
استاد: مبادرت هست اما میتواند آن را ترک کند یا نه؟ من میخواهم طوری برای وجوب وصف بیاوریم که با آن چه که الآن از او انتظار داریم، مناسب حال الآن او باشد.
شاگرد٢: اگر آن را در مقام امتثال ببریم معنایش این میشود که شارع خواسته به این صورت مدیریت کند که وقتی را میگذارم که اسم آن را وقت اختیاری میگذارم و به یک نحوی ترغیب میکنم که اصلش تا غروب است اما به نحوی مدیریت میکنم تا بهخاطر اینکه به آخر وقت نیندازند، یک مدت زمانی را بین کل زوال تا غروب معلوم میکنم و میگویم در حال اختیار باید تا این زمان انجام بدهید. این لزوم انجام دادن از حیث «قدم و قدمان» است.
استاد: خب کسی که اختیار نکرد چه؟! اختیارا نماز نخواند و حال آنکه شما میگویید وجوب دارد. شما برای این وجوب یک عنوانی بگذارید. مرحوم شیخ میفرمایند وجوب اختیاری و وجوب اضطراری. ایشان میگویند اگر مضطر نیستی معصیت کردهای. توضیحی که میدهند با عنوانشان جور نیست. ایشان میگویند وجوب اختیاری و وجوب اضطراری؛ بعد میگویند نه، یعنی یعاتب، لایعاقب. این تناقض عنوان با حکم میشود.
شاگرد: در مقام مدیریت امتثال، لازم است که گاهی شارع یک چیزهایی را حرام بکند.
استاد: نه، منظور من حکمت نامگذاری نیست که برای عرف اثر داشته باشد. منظور من نامگذاری دقیق کلاس فقه است که ما در کلاس فقه مخلوط نکنیم. پس ما کاری با عرف نداریم. من میخواهم در کلاس فقه احکام را قاطی نکنیم. عنوان، عنوانی باشد که حکم به روشنی ذیل آن بیاید.
شاگرد: تنظیم فضای ثبوت؛ ما یک وجوبی داریم که برای نماز ظهر است. در طول آن در همان مقام ثبوت، گفته شده که بین زوال و غروب خوانده شود. حالا اگر اختیاری و اضطراری را برای فضای مدیریت امتثال بگیریم، میگوییم مصلحت اصلی، ما بین اینها بوده اما شارع یک واجب در فضای امتثال میگذرد که تا ساعت دو و نیم باید بخوانی؛ یعنی وجوبی است که میخواهم شامل همه بشود و نمازها به آخر وقت نیافتد.
استاد: خب اگر اختیارا نخواند چه؟
شاگرد: عصیانی است که بهخاطر گوش ندادن به مدیریت امتثال شارع است.
استاد: یعنی عصیانی است که اگر بر آن اصرار داشته باشد، فاسق میشود؟
شاگرد: مثلاً شارع در مقام مدیریت امتثال بگوید حلالی را انجام ندهید.
استاد: یعنی خود شیخ که این را میگویند قائل به این هستند؟! کسی است که اصرار دارد اختیارا دم غروب آفتاب نماز میخواند، ایشان میگویند که فاسق است؟! ببینید منظور من این است: با اینکه وجوب را میگوییم اما در محدوده اختیاری که شیخ میفرمایند وجوب را بهگونهای ببینیم که اگر اختیارا آن را ترک کرد این جور نباشد که دچار تناقض شویم. منظور در میان مردم نیست. منظورم در کلاس فقه است. میگوییم وجوب در این ساعت اول زوال تا دو و نیم، چه جور وجوبی است که هم وجوب است و هم شارع میخواهد آن را انجام بدهند و هم دست روی گرده مردم میگذارد که برو، اما درعینحال اگر اختیارا هم نرفت کاری با او ندارد. حالا فعلاً فرمایش شیخ جای خودش باشد. این چه جور وجوبی است؟