جمع بین دو روایت «صم للرؤیة» و استحباب صوم یوم الشک، در حدیث ضعیف عبد العظیم حسنی

 

روایات صحیحه چیست؟ یکی روایت یوم الشک است. «احب ان افطر» و «وفق له» بود که همه این روایات سندهای خوبی داشت. قبلاً خواندیم. یک دسته استحباب و اجزاء صوم یوم الشک بود. دسته مفصل دیگر در باب سوم بود؛ «سئل علیه‌السلام عن الاهلة و قال هی اهلة الشهور، صم للرؤیة و افطر للرؤیة». آن هم در بین صحاح معروف است. حالا این را چه کار کنیم؟ این روایت می‌گوید «صم للرؤیة» و آن می‌گوید مستحب است که یوم الشک را روزه بگیری!

این روایت عبد العظیم به زیبای هر دو را در یک حدیث جمع می‌کند. با سؤال و جواب پشت سر هم. باب ششم از ابواب وجوب الصوم، روایت نهم.

وباسناده عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني، عن سهل بن سعد قال: سمعت الرضا عليه السلام يقول: الصوم للرؤية والفطر للرؤية، وليس منا من صام قبل الرؤية للرؤية وأفطر قبل الرؤية للرؤية قال: قلت له: يا بن رسول الله فما ترى في صوم يوم الشك؟ فقال حدثني أبي عن جدي، عن آبائه عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: لان أصوم يوما من شعبان أحب إلي من أن أفطر يوما من شهر رمضان.[1]

  «قلت له: يا بن رسول الله فما ترى في صوم يوم الشك؟»؛ شما که می‌گویید «الصوم للرؤیة»؛ می‌گویید تا ندیدی دنبال صوم نرو. حضرت فوری حدیثی را نقل می‌کنند: «فقال حدثني أبي عن جدي، عن آبائه عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: لان أصوم يوما من شعبان أحب إلي من أن أفطر يوما من شهر رمضان»؛ ببینید حضرت طرفین را در یک روایت جمع کرده‌اند. یک جا می‌گویند «الصوم للرؤیة»؛ فقط با رؤیت روزه بگیر. بعد می‌گویند خب یوم الشک چه؟حضرت می‌فرمایند «لان اصوم یوما من شعبان احب الی من ان افطر یوما من شهر رمضان». پس یوم الشک می‌تواند از شهر رمضان باشد. پس چطور حضرت فرمودند «صم للرؤیة»؟

آقایان گفتند که «صم للرؤیة» یعنی  اگر یقین داری که روزه هست و ماه مبارک است، اگر شک داشتی قطع دارید که نیست. و حال آن‌که در این روایت با این‌که حضرت فرمودند «صم للرؤیة» همین‌جا خودشان می‌گویند «افطر من شهر رمضان». جمع کلمه «من شهر رمضان» و «صم للرؤیة» در کلام واحد به چه صورت است؟ جمعش این است که این «من» می‌گوید شهر رمضان یک واقعیتی دارد که وجوبش عند الله بالفعل می‌شود. خب صومش برای چیست؟ برای تو است. برای این است که تو احراز کنی و وقتی وجوب برای تو محرز شده آن را انجام بدهی. این قرینه متصله در این روایت خیلی خوب است. شبیه صحیحه اسحاق بود که حضرت فرمودند «لاتصم الا ان تراه» بعد فرمودند: «فان شهدوا عندک انهم رأوه فاقضه». قرینه متصله در جمع خیلی قوی است. نگیر تا ببینی. بعد می‌گویند اگر گفتند دیدند قضا کن. خب اگر تا وقتی ندیده‌ای اصلاً وجوبی نیست، پس می‌خواهی چه چیزی را قضا کنی؟! خود این قرینه متصله در کلام واحد می‌گوید من که می‌گویم «لاتصم الا ان تراه»، به این دلیل است که دارم تو را مدیریت می‌کنم. تا احراز نشده واجب نیست که روزه بگیری. اما این‌طور نیست که وجوب نیامده باشد. اگر ندیدی اما بعداً فهمیدی که وجوب آمده بود قضا کن. این قرینه متصله در این حدیث چیز کمی نیست. لذا شما باید در این باب قرائن متصله را برای سائر روایات برجسته کنید. این روایت جناب عبد العظیم هم مانند «فاقضه» است. یعنی بین رؤیت و بین «من شهر رمضان» در یک حدیث جمع شده است.

23:35

اگر هم سند ضعیف است، عرض کردم ضعف سند درجایی‌که قرینه متصله را برای شرح سائر روایات آورده شود، مشکلی ندارد.

شاگرد: «صام قبل الرؤیة للرؤیة»… .

استاد: در برخی از نسخه‌ها این را ندارد. ولی نیاز به آن هست. خوب هم هست.

شاگرد: «قبل الرؤیة للرؤیة» به چه معنا است؟

استاد: یعنی رؤیت، ثبوت حکم و قطعیت ماه مبارک است. در اینجا «صام قبل الرؤیة للرؤیة» یعنی به‌خاطر قطعی شدن ماه مبارک است. چه چیزی را دفع می‌کند؟ یکی از همین روایاتی که «لیس منا» فرمودند شبیه قَسَمی است که صاحب حدائق می‌گویند آن طرفش هم قسم خورده است. البته ایشان می‌گویند «اقناعات ضعیفه». در روایات عدد قسم خورده‌اند؛ والله. صاحب حدائق می‌گویند اقناعات ضعیفه یا اقناعات برای عوام. این برای آن طرف است. در این طرف هم حضرت می‌گویند «لیس منا». «لیس منا»ای است که کاملاً دارند کار را محکم می‌کنند. در ذهن من بود که اتفاقا «لیس منا» ناظر به روایت عدد است. در آن زمان فضای این روایات سنگین بوده. من نمی‌دانم این قدر که به مرحوم صدوق تناقض‌گیری کرده‌اند و گفته‌اند جناب صدوق تناقض گفته ای، اما چرا به مرحوم کلینی نگفته‌اند؟! مرحوم صدوق عبارت تندی آورده‌اند و «یتقی کما تتقی العامه» و همه تحریک شده‌اند. مرحوم کلینی تنها حدیث را آورده‌اند، ولی خب کافی است. یک جا رؤیت هلال را می‌گویند و روایاتی مانند «لاتصم الا ان تراه» را می‌آورند و بعد از آن مفصل روایت عدد را هم می‌آورند. خب جمع بین رؤیت و عدد آن هم در یک کتاب روائی چیست؟! مگر این‌که بگویند ایشان نگفته‌اند این روایات حجت بین من و رب من است؛ بلکه فقط می‌خواهند روایت بیاورند. علی‌ای حال بحث روایات عدد جای خودش باشد.


[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية ج۷ ص۱۷


بازبینی #1
ایجاد شده 21 مه 2026 12:27:24 توسط ... .
به روزرسانی شده 21 مه 2026 12:29:03 توسط ... .