# حدیث ضعیف، قرینه‌ای برای جمع دو روایت در بابی که الآن هستیم؛ باب پنجم و ششم بود. من می‌خواهم یک حدیث بگویم که دقیقاً همه مباحث را با هم جمع می‌کند؛ جلوتر هم آن را عرض کردم، الآن می‌خواهم نکته‌ای به آن اضافه کنم. حدیث نهم از باب ششم ابواب وجوب صوم است. همانی است که مرحوم صدوق هم در فقیه آورده‌اند و هم در فضائل الاشهر الثلاثه آورده‌اند. در فضائل شهر شعبان آورده‌اند. در فضائل سند آورده‌اند. در فقیه سند را ارسال کرده‌اند و فرموده‌اند «عن عبد العظیم». در نرم‌افزار آن را ضعیف به حساب آورده‌اند. در فضائل دارد: > **حدثنا علي بن أحمد (ره) قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفي عن أبي تراب عبيد الله بن موسى الروياني عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني عن سهل بن سعد قال سمعت الرضا عليه‌السلام يقول: الصوم للرؤية والفطر للرؤية وليس منا من صام قبل الرؤية للرؤية وأفطر قبل الرؤية للرؤية قال: فقلت له يا بن رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله: فما ترى في صوم يوم الشك فقال: حدثني أبي عن جدي عن آبائه عليهم‌السلام قال: قال أمير المؤمنين عليهم‌السلام: لان أصوم يوما من شعبان أحب إلى من أن أفطر يوما من شهر رمضان**[**\[1\]**](#_ftn1) **«... عن أبي تراب عبيد الله»؛** در وسائل عبد الله دارد**. «عبید الله بن موسى الروياني عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني»؛** صدوق در هر دو کتاب هم فرموده‌اند سند غریب است. اما در فقیه فرموده‌اند «غریب لااعرفه الا من طریق عبد العظیم». در فضائل الاشهر فرموده‌اند «غریب لم اسمعه الا من علی بن احمد» که از مشایخ ایشان است. در این روایت این تعابیر را دارند. سند حدیث هم ضعیف است. یعنی روی حساب ضابطه کلاسی، سند ضعیف است. اما نکته این است: اگر یک حدیث ضعیف آمد اما بر دو جزئی مشتمل بود که جمع هر دو جزء را در هیچ روایت صحیحی نداریم ولی افتراق هر دو جزء را در احادیث صحیحه داریم؛ در حدیث ضعیف می‌گوید الالف باء و الجیم دال؛ دو مطلب را می‌گوید. در هیچ حدیث صحیحی در کنار هم به این صورت نداریم اما در حدیث صحاحی داریم که الالف دال، در روایت صحیح دیگر هم داریم الجیم دال. وقتی یک روایت ضعیف این دو را در کنار هم می‌آورد، می‌توانیم الآن بگوییم ما به قرینه متصلهای دست یافته‌ایم که در مقام جمع و استظهار از دو دسته روایات صحیحی است که به‌صورت جدا آمده بودند؟ این را می‌توانیم بگوییم یا نه؟ این سؤال خوبی است. یکی از فوائد روایات ضعیفه این است. جلوتر عرض کردم که گمان من این است که می‌توانیم. چرا؟ ولو سند روایت ضعیف است اما مفادش که چیز علاوه‌ای نیست. هر دو مفاد را در دو دسته از روایات صحیح داریم و آن روایت صحیح هم ظاهرش به‌گونه‌ای ناموافق می‌آید. یعنی نسبت به هم قرینه‌ی منفصله‌ای هستند که بدوا توافق ندارند. خب وقتی یک روایت ضعیف هر دو را در کنار هم می‌آورد ذهن ما را بیشتر سراغ این می‌برد که وقتی قرینه متصله شد، از آن به‌عنوان یک کلام واحد استظهار کنیم. این یک فائده‌ای برای روایت ضعیف است. پس ولو سند روایت عبد العظیم ضعیف است اما در مانحن فیه می‌تواند این نقش را ایفاء کند که دو دسته از روایات عظیمه که هر دو صحاح است را در یک بیان جمع کند.
---
[\[1\]](#_ftnref1) فضائل الأشهر الثلاثة ۶۳