تفکیک بین مراحل وجوب و مقام مدیریت امتثال

 

شاگرد: قبلاً برای نظم دادن به این مسأله مطلبی را فرموده بودید اما آیا الآن از آن عدول شده؟ قبلاً می‌فرمودید اسم این وجوب‌ها ‌را چه چیزی بگذاریم؟ گویا ذهن به این سمت می‌رود که اسم وجوب‌های ثبوتی چیست. ولی بسیاری از مثال‌هایی که زدید برای فضای مدیریت امتثال است.

استاد: منافاتی ندارد. مانعة الجمع نیست. وجوب برای مراحل و اجزاء است. اجزاء موضوع ثبوتی هر کدام که جدا جدا محقق می‌شود، وجوب نسبت به تحقق او رنگ می‌گیرد. یعنی درجه‌ای از فعلیتش محقق است. فعلیت تدریجیه به این معنا است. لذا عرض کردم مقدمات مفوته را با همین طریق حل می‌کنیم. شما قطعاً می‌دانید که در ظهر آب ندارید و الآن هم ساعت یازده است و هنوز زوال نشده. آب هم دارید، اما الآن می‌توانید آن را بریزید یا نه؟ اگر بگویید می‌توانید بریزید مانعی ندارد ولی بیرون کلاس متشرعه شما را تحویل نمی‌گیرند.

شاگرد: عرض من این است که نظم آن مباحث به هم می‌خورد. یعنی تمام آن زحمت‌ها کشیده شد که بین مقام طبیعت و مقام مدیریت امتثال جدا شود. الآن اگر سراغ اسم‌گذاری برویم و بگوییم یک اسم برای وجوبی داریم که مدیریت امتثالش به این صورت است، گویا نظمش به هم می‌خورد.

استاد: نه، ما در موضوع ثبوتی بیست مؤلفه داریم. بیست مؤلفه در مدیریت امتثال داریم که اصلاً در عالم ثبوت دخالتی ندارد. حکم بالفعل می‌شود و این‌ها را باید بعداً لحاظ کنیم. شما می‌گویید این‌ها که قاطی می‌شود. من عرض می‌کنم چهل اسم می‌گذاریم. من که نگفتم بیست اسم می‌گذاریم تا این‌ها قاطی شود. تأکید امروز من روی همین است. یعنی اگر فرض گرفتیم اجزاء موضوع ثبوتی بیست تا است، وجوب نسبت به تحقق هر مؤلفه رنگ خاصی دارد و آثار دارد. یکی از آن‌ها همین مقدمه مفوته است. یعنی چون آب هست و آب جزء الموضوع است، خب شما آن را یافته‌اید. نمی‌توانید بگویید چون زوال نیامده پس آن را می‌توانم بریزم. زوال جزء دیگری از موضوع ثبوتی است که حکم خودش را دارد.

شاگرد: وقتی می‌فرمایید مقام فعلیت تدریجی یعنی مقام متأخر آن. این‌ها مؤلفه‌های ثبوتی آن نیست. بحث تدریجیت آن است که حالا مثلاً زوال است و الآن باید آب پیدا کند و … . لذا اسم‌گذاری ندارد. آن مواردی هم که بحث وصولش است و این‌که باید احتیاط کند و با شک به آن رسیده است، فضای امتثالش است. یعنی گمان می‌کنم که نظم سابق، منظم‌تر می‌کند. الآن ما چرا برای این اسم بگذاریم؟

52:42

استاد: اصلاً در ذهن من نیست که آن را به هم بزنم.

شاگرد: در ذهن قاصر من به این صورت است.

استاد: چرا؟ وقتی شما چهل اسم می‌گذارید، این اسم گذاشتن کجا نظم را به هم می‌زند؟

شاگرد: چرا باید اسم بگذاریم؟ چون یک وجوب است که فعلیت آن تدریجی است. مثلاً الآن بالغ شد و به اندازه بلوغ آب را بیرون نریز.

استاد: ببینید فعلیت تدریجی تنها برای فعلیت اجزاء موضوع ثبوتی است. نه علم. من کجا گفتم نسبت به علم فعلیت تدریجی دارد، به آن معنای اول؟ وقتی علم به موضوع ندارید حکم بالفعل هست یا نیست؟ فعلیت تدریجیه که من عرض کردم، منظورم این بود؟

شاگرد: نه، این فضای مدیریت امتثال است. یعنی دوباره نباید به فضای نام گذاری برای وجوب برود. یعنی وجوب یک مرحله است و همان وجوب تدریجاً فعلیت پیدا می‌کند. لذا به این توجه می‌دهیم که فضای مقدمات مفوته حل شود. یک مرحله این است که همان وجوب فعلیت‌یافته را می‌خواهیم در مقام مدیریت امتثال مدیریت کنیم، در اینجا نباید برای وجوب اسم بگذاریم. مثلاً اگر فضای شک است و شارع یک جا گفته استصحاب کن و یک جا گفته احتیاط کن، همان واجبی که هست را می‌خواهیم احراز کنیم.


بازبینی #1
ایجاد شده 21 مه 2026 12:32:57 توسط ... .
به روزرسانی شده 21 مه 2026 12:33:40 توسط ... .