ب ) مسمای حیات جنین به استهلال او، در ارث (31:06) سه مثال هم من عرض کرده‌ام. « بلی هر دوی این مثال مربوط به متعلق حکم است، نه موضوع حکم »؛ یعنی قنترس و حج. « و لی مثال برای موضوع حکم هم شاید باشد، مثلا اکتفای شارع به مسمای حیات در توریث جنین اگر یک لحظه در وقت وضع حمل، حیات داشت، انفصاله حیاً یا اندک استهلال و صیاح کافی است برای اینکه ارث ببرد و از او ارث برده شود »؛ اگر یک بچه‌ای متولد شد، ارث می‌برد یا از او ارث می‌برند یا نه؟ میزانش چیست؟ می‌گویند باید استهلال بکند. همین که بچه به دنیا آمد و یک گریه و صیاحی از او شنیده شد، کافی است در این‌که حیّاً به دنیا آمده و هم از مورّث خودش ارث می‌برد و هم چون سریع وفات می کند، دیگران از او ارث می‌برند. مسمای حیات، استهلال صبی است ولو یک لحظه، در ارث بردن او و توریث او. این مربوط به موضوع است.