لزوم توجه به منابع روائی در حل مسائل مورد اختلاف در رؤیت هلال

 

یکی از آقایان مطلبی را فرستاده‌اند که رد بحث دیروز است. از این فرمایشاتی که می‌گویید بسیار متشکر هستم. بحث دیروز را عرض می‌کنم تا عبارت ایشان را بخوانم. عرض کردم صاحب جواهر از این باب که در ادله، موضوع و طریق آن به هم نزدیک هستند و با هم مخلوط شده، لذا احتیاط کرده‌اند. فرموده‌اند صبر کنید تا سایه زیاد شود. آن چه که من تأکید کردم این بود: ما از مواردی‌که اختلاف مستقر ندارد، برای اختلافاتی که مستقر است استفاده کنیم. در مانحن فیه اختلاف مستقر است. فتاوای مفتین الآن واقعاً فرق می‌کند. اما در دایره هندیه، تشخیص زوال، متفق است. در عروه چهل و چند حاشیه‌ای،ی احدی به حرف سید حاشیه نزده بود که احوط این است که صبر کنید. یعنی تقریباً اختلاف برطرف شده بود. همه قبول دارند که دایره هندیه، میل و دقت در ساعت کافی است. ما هم که الآن بحث می‌کنیم برای آن موارد اختلافی مستقر است.

دیروز آقا فرمودند این جزوه سید در این دو-سه روز تمام می‌شود یا نه؟ واقعش این است که من به‌عنوان طلبه‌ای که مباحثه می‌کنیم به‌دنبال چیزی هستم. اصلاً در این مباحثه که وقت شما را می‌گیرم به‌دنبال چیزی هستم. آن چیزی که من به‌دنبال آن هستم هنوز در محلش واقع نشده است. مخصوصاً که گاهی صحبت پیش می‌آید و رفت‌وبرگشت می‌شود، می‌بینم مقدماتی که من به‌دنبال‌آن هستم هنوز کار دارد.

22:33

مثال که به ذهنم‌ آمد این بود: صندوقچه ای هست که برای پدر است. در آن را باز می‌کنند و برای اولاد میراثی است. شما در آن نگاه می‌کنید و می‌بینید در آن چیزهای مختلفی هست. مثلاً بخشی از آن آچارهای مختلفی است که هر آچار برای یک پیچ است. نگاه می‌کنید و می‌گویید برادر بزرگ‌تر ما وقتی به مسافرت می‌رفت این چهار آچار را با خودش برده. خب ما هم همین را می‌بریم. معلوم می‌شود که بقیه به درد نمی‌خورده. اگر به درد می‌خورد که برادر بزرگ‌تر ما هم با خودش می‌برد. شما در اینجا نگاه می‌کنید، به مشکلاتی برخورد کرده‌اید. می‌بینید این آچارهایی که برادر بزرگ‌تر برده، در جاهایی گیر می‌افتید که هیچ‌کدام از این آچارها به درد او نمی‌خورد. و حال آن‌که در جعبه میراث پدر، آچار فرانسه هست، آچار قفلی هست، جایی می‌رسید که محال است کار شما در برود مگر به آچار قفلی. به صرف این‌که برادر بزرگ‌تر نبرده می‌گویید او که نبرده، ما برای چه ببریم؟! لذا همین‌جا بماند.

چه زمانی به این می‌رسید که قدر این میراث را بدانید؟ تا گیر نیفتید فضای این‌که این آچار قفلی خیلی از آن کار می‌آید؛ تا نیاز خودتان را به این چیزی که در تراث شما هست لمس نکنید، از کنارش رد می‌شوید. آن چه که مقصود من از این مباحثه است، این است: ما بعضی از روایات در رؤیت هلال داریم که احساس نیاز ما به این‌ها در ما فراهم نشده است. یعنی احساس نکردیم که این به کار می‌آید، این خیلی مهم است. چرا احساس نکردیم؟ چون مشکل را احساس نکرده‌ایم. می‌گوییم قید اتحاد شب را زدیم و خلاص شد! او می‌گوید اشتراک افق هست، می‌گوید ما غروب را گفتم و خلاص! دیگری می‌گوید ما گفتیم اشتراک افق نیست، می‌گوییم خب چه کارش می‌کنید؟ می‌گوید اشتراک شب را قید می‌زنیم تا به وسیله آن کارمان در برود.

اما اگر رفتیم و دیدیم هیچ‌کدام از این‌ها مشکل را حل نمی‌کند، اول ما باید ضابطه کل کره را کشف کنیم بعد، از کشف رابطه کل کره، سراغ شهرها بیاییم. این احساس چه زمانی می‌شود؟ آن وقتی که از انس تدریجی به روایات و ادله اثباتیه، مشکلات ثبوتیه بحث را هم به‌خوبی درک کنیم. و لذا مادامی که ببینیم بحث ما هنوز برای این، مجال دارد اگر مباحثه بکنیم لغو نیست. یعنی این‌طور نیست که بگوییم همین‌طوری طول کشید. همین جوری نیست، طول‌کشیدنی است که در ما احساس این‌که بعض روایات خیلی کلید است فراهم می‌شود، کلیدی است برای مراحل مقدماتی و مبنایی از بحث که هنوز نسبت به آن‌ها احساس نیاز نکرده‌ایم. لذا گمان من این است که هنوز مباحثه لغو نیست.


بازبینی #1
ایجاد شده 10 مه 2026 10:21:05 توسط ... .
به روزرسانی شده 10 مه 2026 10:21:34 توسط ... .