تأثیر هوش مصنوعی در محاسبه رؤیتپذیری نرمافزاری هلال
شاگرد: نسبت به فرمایشی که داشتید در منطقهای که با تلسکوپ دیده میشود و بعد رؤیتپذیر است، عرض میکنم که این فرضیه است که اثبات میکند شما همچین منطقهای دارید. اما یک سری مبعداتی دارد که همچین منطقهای وجود ندارد. یکی این است که آقای عوده که معیارش را از یالوپ گرفته این منطقه را حذف کرده است. یکی هم اینکه وقتی آقای عوده در یالوپ توضیح میدهد عبارتی را که آقای منذر آورده ایشان نیاورده است. عبارت ایشان این است: ممکن است به چشم مسلح نیاز شود. یکی دیگر اینکه افراد دیگری که در زبان فارسی منجم هستند و این کار را کردهاند از این منطقه به این صورت تعبیر کردهاند: «ممکن است با تلسکوپ دیده شود یا ممکن است با چشم غیر مسلح دیده شود». لذا به نظرم این نمیتواند یک نقض محکم و بهعنوان یک استدلال باشد.
استاد: نه، اینکه میگویید نمیتواند، قبول نداریم که بهمعنای نمیتواند باشد. اما اینکه الآن میتواند بهعنوان یک امر مسلم باشد، این را قبول دارم. الآن شما میگویید ثابت نشده. الآن دیدم یکی از آقایان مقالهای را گذاشتهاند که برای حدود سال ٨۶ بود. رؤیتپذیر بودن هلال با هوش مصنوعی بود که شش منطقه کرده بودند. شما الآن میگویید عوده این کار را کرده، خب گاهی میبینید که پارامترها را نیاز ندارد. حوصله آن را ندارد. میبیند به تفصیلات نیازی نیست. و الا در مورد هوش مصنوعی که نمیتوان گفت الآن خسته میشود. بهکارگیری آن در آینده خیلی فوائد دارد. چون آن مکانیزه رفتار میکند. چون او طبق ضوابطی که به آن میدهند رفتار میکند.
لذا در مسأله قرائات هم عرض کردم، آینده کار کردن در این زمینه با هوش مصنوعی یک فضاهای بسیار عالی در علوم قرآنی باز میکند. یعنی کارهایی که الآن ما با زحمات و جستوجوهای دم دستیای که به ذهنمان میآید و برای ما زمان میبرد، آن بسیار زودتر اینها را انجام میدهد و بعد که آدم خروجیها را میبیند بهتآور میشود. فوائد آن چه که در بطن جامعه متشرعه، مسلمین، طرفداران قرآن واضح است.
در اینجا هم همینطور است. البته من نمیدانم چه کار کرده. تعجب است که چهارده-پانزده سال شده ما هنوز اسمی از آن نشنیده بودیم. نرمافزار آن هست یا نیست؟ انجام شده یا نشده؟ اما خلاصه میشود. این مانعی ندارد.
شاگرد: در آن زمان بوده، چون صفحاتی که گذاشته از خود نرمافزار است.
استاد: میگوید تعداد بسیار بالای از رصدها را مبنا قرار دادیم. هشتصد و خوردهای است. شوخی نیست. بعد میگوید بحرانی، فوق بحرانی. همه اینها را دستهبندی کرده است. این جور نیست که ما بگوییم نمیشود. مخصوصاً با آن تشخیص فازی در شبکه عصبی. میزان را نگاه کنید. آن بسیار مهم است. ما هم قبلاً از آن بحث کردهایم. عبارت را دیدهاید. یعنی شبکه عصبیای که انسان در درک هلال بیرونی دارد، باید با آن خارجیت نور و درجات آن هماهنگ شود تا بگوییم رؤیتپذیری هلال به چه صورت است. بنابراین فعلاً ما نمیتوانیم بگوییم تمام شد و اشکال دیروز تمام شد. نه، بلکه اگر مبنای اشکال دیروز بعداً سر برسد بهعنوان قویترین اشکالی که بحث را وارد فضای جدید میکند و حتماً نظرات با توجه به این اشکال تغییر خواهد کرد، مطرح است. این را الآن هم عرض میکنم.