استحاله طریقیت اهلال هلال برای فاصله   در ذیل فرمایش حکم شخصی و نوعی بودیم. همچنین در ذیل فرمایش موضوعیتی که رؤیت، طریق به آن فاصله بود، بودیم. من عرض کردم که باید ببینیم آیا ذو الطریق، فاصله هست یا نه؟ صحبتی عرض شد و آقا فرمایشی را فرمودند اما نشد که به آن برسیم. آن چیزی که من عرض کردم این بود: اساساً این‌که طریقیت رؤیت به فاصله و بُعد قمر از شمس را مطرح کردند، این جور که در ذهن قاصر طلبگی ما بود این بود که تنظیر به حد ترخص و قطع تلبیه، تنظیر مهمی بود برای این‌که ببینید تلسکوپ فایده ندارد. یعنی همه متفق بودیم که در حد ترخص تلکسوپ فایده ندارد. از دور با تلسکوپ خانه را ببینیم، خب چه فایده‌ای دارد؟! چون رؤیت طریق بود برای آن فاصله. پس موضوع، ذو الطریق بود. برای قطع تلبیه هم همین‌طور بود. در اینجا بود که من عرض کردم در مانحن فیه که رؤیت هلال است، ذو الطریق ما چیست؟ رؤیت هلال طریق به چیست؟ ما عملاً این فاصله را نداریم. از مراسلات «یستحیل» را خواندیم. یعنی میزان، نه بُعد مکانی و فاصله گرفتن درجات است و نه فاصله گرفتن زمانی –پانزده ساعت و بیست ساعت- است. چندین چیز دست به دست هم می‌دهد تا هر ماهی مختلف شود. یک ماه پانزده ساعت و دوازده درجه است. یک ماه دو ساعت و پانزده درجه است. مکرر مختلف می‌شود. باید محاسبه شود و محاسبه آن هم مستحیل است. از بس که این‌ها دقیق است. عرض من این بود که پس ما در اینجا ذو الطریق نداریم که آقا فرمایشی داشتند.