تأملی در روایات قطع تلبیه

۱۶:۴۶ 

 فقط قبل از آن، عرض کنم، در مطالب قطع تلبیه که زحمت کشیدند؛ در حد ترخص اگر یادتان باشد نسبت به دیدن تنها یک روایت داشتیم که «تواری عن البیوت». خب فهمیده بودند که «لایمکنه ان ینظر الی البیوت» یا «لا یری البیوت». ما در آن جا از آن‌ها بحث کردیم و صحبت این‌طور شد که این‌ها از زمان ابن ادریس دو تا شده است. عبارات مبسوط را مفصل خواندیم که اگر یادتان باشد در نزد شیخ این‌ها هماهنگ بوده است. محتملاتی در آن جا مطرح بود. جالب است که در قطع بیوت تلبیه هم همین‌طور است. ولی با این تفاوت: در بیوت مکه عبارات مفصلی دارد که «اذا نظر»، «اذا عاین»، ولی در بین همه این‌ها باز در تهذیب یک روایت هست که با استظهاری که در آن جا عرض کردم هماهنگ است. 

 تهذیب جلد پنج، صفحه صد و هشتاد و دو: 

 

 عن عبد الله بن مسكان عن أبي عبد الله ع قال: سألته عن تلبية المتمتع متى يقطعها قال إذا رأيت بيوت‏ مكة و يقطع التلبية للحج عند زوال الشمس يوم عرفة [1] 

 

 این روایت سیزدهم است. روایت بعدی آن: 

 

 عن زرارة عن أبي عبد الله ع قال: سألته أين يمسك المتمتع عن التلبية فقال إذا دخل البيوت بيوت‏ مكة لا بيوت الأبطح [2] 

 

 لذا است که مرحوم مجلسی هم در ملاذ می‌فرمایند: 

 

   لا بد من الوصول إلى معمورة البلد، و لا عبرة بالعمارات النادرة. و المشهور أنه يقطع التلبية إذا نظر إلى بيوت مكة لا إذا دخلها [3] 

 

 یعنی مفاد این روایت خلاف مشهور است. ببینید حتی در نگاه به بیوت مکه هم بعضی از مباحثی که در حد ترخص گفتیم هم در این روایت مطرح می‌شود. لذا مانعی نداشت که بگویند وقتی نصف میل و یک میل مانده به مکه شما تلبیه را قطع کن. چرا می‌گویند وقتی بیوت را دیدی؟! آن هم بیوت مکه قدیم و با‌ آن خصوصیات؟! چه بسا استظهار و استیناس دیگری بتوان از آن کرد ولو کاملاً با ترخص فرق دارد. چون در ترخص در نص کلمه «نظر الی البیوت» نداشتیم و در فتاوی آمده بود. اما در اینجا در نصوص متعدده –همه آن‌ها را در فدکیه گذاشته‌ام- «عاین»، «نظر» آمده است. تنها در یک روایت است که به جای «نظر» آمده «اذا دخل البیوت بیوت مکه». این هم یک نکته دیگر است. 

 

 [1] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ج‏۵ ص۱۸۲ 

 [2] همان ۴۶۸ 

 [3] ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار ؛ ج‏۸ ؛ ص۵۲۹